close
تبلیغات در اینترنت
احساس آرام - 3

یکی دیگر از عواملی که موجب میشود تا آدمها خوشبختی را دیرتر احساس کنند ، انتظارات بیجا و بی اساس آنها از خودشان ، دیگران  و کائنات عالم است.

به یاد داشته باشید که رسیدن به خواسته ها و هدف هایتان نیازمند زمان است. زمان فرصت خوبی برای ماست تا بتوانیم خواسته ها و آرزوهایمان را ویرایش نماییم و احیانا" اگر نیازمند تغییر بود ، آنرا عوض کنیم. زمان به ما کمک میکند تا بهترین را انتخاب و بدست بیاوریم.

تصور کنید که رسیدن به آرزو و خواسته هایتان ، بلافاصله بعد از  درخواست ، اجابت می شد . مانند چراغ  جادو . انگار غول چراغ جادو ، مقابلتان است و هر آرزو و خواسته ای که دارید بلافاصله بر آورده میشد. میدانید چه اتفاقی رخ میداد. احتمالا" شما غافل گیر می شدید. چون اصلا" آمادگی داشتن آن شرایط را پیدا نکرده اید. 

در فیلم مستند زیبا و ارزشمند راز ، به زیبایی هرچه تمامتر به این نکته اشاره شده است. آنجایی که آقایی با دیدن کارت پستالی که عکس فیل روی آن است ، آرزوی داشتن یک فیل را در ذهن خود ایجاد میکند. همان لحظه فیلی در اتاقش ظاهر میشود. او شوکه میشود و بعد شروع میکند به جمع آوری فضولات فیل از اتاق نشیمن خود. او هنوز هیچ جایی برای نگهداری و تغذیه آن فیل تدارک ندیده است. 

بقیه آرزوها و خواسته های ما هم به همین گونه است. خودتان همین الان به یک آرزو و خواسته ای که در ذهن دارید فکر کنید. تصور کنید که همین الان آن خواسته و آرزوی شما بر آورده شده است. مطمئا" غافل گیر شده اید. چون هیچ برنامه از قبل تعیین شده ای برای آن نداشته اید. 

پس ، منتظر ماندن  برای رسیدن به آرزو و خواسته های خود را مفید و ارزشمند بدانید و مطمئن باشید که این به نفع شماست.

بزرگی گفته است که ،هر آنچه را که ذهن انسان بتواند تصور کند ، میتواند بدست بیاورد. 

گاهی اوقات ما حتی از فکرکردن وتصور کردن به خواسته ها و  آرزوهای خود هم خودداری میکنیم. گویا اصلا" باور نداریم که ممکن است هر آنچه که بدان فکر میکنیم و در ذهنمان تصورش را داریم ، روزی به واقعیت تبدیل بشود. به توانایی های خود و  کائنات ایمان نداریم. باور نداریم که اگر بخواهیم ، بدست می آوریم. این بی اعتمادی به خود و کائنات ، موجب میشود که همیشه در جا بزنیم. هیچ وقت شاهد پیشرفت و موفقیت خود  نباشیم.همیشه قانع باشیم به همان چیزهایی که هم اکنون در اختیارمان است و با حسرت به دیگران و پشرفت هایشان نگاه کنیم.انگار تقدیر و سرنوشت ما ، تا همین جا رقم خورده است. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، اصلا" توجهی به این موضوع ندارند که ما چه جور آدمی هستیم. با چه ویژه گی و خصوصیات خلاقی . در چه مسیری حرکت میکنیم. کجا زندگی میکنیم. با چه کسانی در ارتباط هستیم. چه میزان تحصیلات داریم. چه میزان امکانات درحال حاضر در  اختیارمان است. ضمیرناخودآگاه و کائنات ، در وحله اول به تصورات و تجسمات ما نگاه میکنند. ضمیرناخودآگاه منتظر است که ببیند ما چه تصاویری را برایش ارسال میکنیم. ضمیرناخودآگاه بدون توجه به اینکه این تصاویر واقعی هستند یا نه ، و اینکه آیا الان در زندگی ما حضور دارند یا خیر. بدون در نظر گرفتن اینکه ، آیا ما لیاقت داشتن این چیزها را داریم یا نه، فقط و فقط به تصاویر ارسالی توجه کرده و آنها را به کائنات ارسال میکند. ضمیرناخودآگاه ، همانگونه که از نامش معلوم است ، ناخودآگاه و بدون اینکه بداند چه میکند ، تصاویر دریافتی از طرف ضمیرخودآگاه و ذهن ما را دریافت میکند و بعد از اینکه یک کپی برای خود برداشت ، اصل تصویر را به کائنات برای عملی شدن انتقال میدهد.

شما باید خواسته ها و آرزوهایتان را بصورت تصویر ( تاکید میشود بصورت تصویر) به ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. اگر این سفارش بصورت یک فایل ویدیویی باشد که به مراتب بهتر خواهد بود. یک فایل ویدیویی قدرت بسیار بالاتری دارد نسبت به یک فایل تصویری ساده . شما وقتی که خواسته و آرزوی خود را بصورت یک فایل ویدیویی می بینید و آنرا به ضمیرناخودآگاه خود میدهد ، ضمیرناخودآگاه هم آن فایل ویدیویی را با ویرایش های مخصوص خودش ، به کائنات ارسال میکند. کائنات با دریافت این فایل ویدیویی ، که قطعا" تاثیر گذارتر از یک فایل صوتی یا تصویری بصورت عکس است ، اقدام به ایجاد و تغییر کیفیت اتفاقات زندگی شما بر اساس آن فایل ویدویی دریافتی خواهد کرد.

خیلی از آدمها حتی حاضر نیستند که این تصویر ویدیویی را در ذهن خود ایجاد کنند. آنها فقط منتظر معجزه هستند. بدون اینکه حتی یک تصور ساده و یک تجسم مثبت از شکل آرزوها و خواسته هایشان در ذهن ایجاد کنند، فقط منتظر هستند تا اتفاقات خوب از راه برسند. هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. هرگز.

لطفا به خودتان کمی زحمت بدهید و آرزوها و هدف هایتان را درذهنتان تصویر سازی کنید. در ابتدا  کمی سخت به نظر می رسد. اشکالی ندارد با تمرین همه چی درست میشود. تمرین کنید. ابتدا از یک فایل تصویری ساده بصورت یک عکس ، در ذهن خود شروع کنید. مثلا" عکس یک شکلات یا بیسکوئیت بخصوص را در ذهن خود مجسم کنید. یا عکس یک نوشیدنی را در ذهنتان تصور  نمائید. روی آن متمرکز بشوید. از زاویه های مختلف به آن نگاه کنید. مثلا" آن نوشیدنی را در سر یک میز ناهار یا شام و یا اینکه درحال خوردنش در کنار دوستانتان در پارک و سینما و یا اینکه آنرا ببینید که در ویترین فروشگاهی قرار دارد و شما میخواهید آنرا برداشته و میل کنید. 

از اینگونه تصورات شروع کنید و ادامه بدهید. بعدا" از فایل های ویدیویی استفاده کنید. مثلا" یک صحنه ای که دوست دارید در خانواده و یا محیط کار خود اتفاق ب بیفتد را در ذهنتان تجسم کنید. خودتان را درحال تجربه ی آن اتفاق ببینید. بصورت های مختلف. خودتان را ببینید که درحال گفتگو با دوستانتان هستید. خود را با لباس موردنظرتان ببینید. آنقدر این صحنه ها را درذهن خود تکرار کنید که گویا از  قبل برایتان اتفاق افتاده است و شما درحال به یاد آوردن آن هستید. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" اهمیت نمیدهد که شما درحال به یاد آوردن یک خاطره از گذشته  هستید یا اینکه در حال بازسازی تصور یک اتفاق برای آینده . ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که بصورت فایل های شنیداری یا تصویری دریافت میکند ، برایش به منزله این است که شما گویا درحال تجربه و انجام آن اتفاقات درحال حاضر هستید. ضمیرناخودآگاه نمیتواند تشخیص بدهد که این تصویری که الان شما درذهن خود دارید مربوط به گذشته است یا آینده یا حال. ضمیرناخودآگاه ، دقیقا" احساسی معادل بار همان تصویر ، ایجاد کرده و محتوای آن احساس را به کائنات برای عملی شدن ارسال میکند. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" کاری ندارد که شما قبلا" این اتفاق را تجربه کرده اید. او آماده است تا مجددا" شرایط ایجاد همان اتفاق را برای بار دوم یا چندم ، ایجاد کند. پس بسیار مهم است که تصاویری زیبا و ارزشمند برای ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. بازسازی این تصاویر نیازمند زمان است. ارسال این تصاویر به ضمیرناخودآگاه هم نیازمند زمان خاص خودش است. ارسال این تصاویر از ضمیرناخودآگاه به کائنات هم نیازمند زمان است. و در ادامه ، عملیاتی شدن آن تصاویر توسط کائنات هم زمان خاص خودش را خواهد داشت. 

همانطور که اشاره شد ، عده ای بسیار از مردم اصلا" دوست ندارند که این فاصله زمانی را طی کنند. درحالی که همانطور که دیدید ، وجود این زمان ، برای مراحل عملی شدن  خواسته ها و آرزوهای ما الزامی است. 

نکته مهم دیگر اینکه ، در این فاصله ، از ارسال تصاویر به ضمیرناخودآگاه ، تا رسیدن به کائنات و عملی شدن آن هدف ، ما شرایط و آمادگی لازم برای داشتن و یا تجربه آن اتفاق را به خوبی پیدا کرده و در هنگام وقوع آن اتفاق خوب و خوشایند ، بهتر میتوانیم آنرا مدیریت کنیم.

لحظه لحظه های هر روز و شب شما که درحال طی کردن آن هستید ، نقطه ای از خط ارتباطی شما با هدفتان است که در آینده قرار است به آن برسید. پس همین لحظات سپری شده درحال حاضر را دست کم نگیرید. مراقب احساس خود باشید. مراقب سخنان و تفکرات خود باشید. زیرا این لحظات درحال گسترش و ادامه پیداکردن تا خود هدفتان است. اگر این لحظات فعلی را خراب کنید. با افکار منفی و نا امید کننده ویا سخنان بیهوده و منفی و یا با شنیدن موضوعات ناخوشایند ، قطعا" باعث مشویم که موقعیت  و شرایط مسیر حرکتمان در کمی جلوتر را با کیفیتی خراب و نامطلوب تجربه نمائیم.

اما اکثرا" دچار یاس و نا امیدی میشوند. دلیلش آن است که هدفی وجود ندارد. هدفی مشخص نیست که بخاطرش صبر کنند. تلاش کنند. انگیزه داشته باشند. اگر هدف و خواسته ای  وجود نداشته باشد، دیگر صبر و تحمل چه معنایی خواهد داشت. 

هدف از نگارش این مطلب این است که شما ،  همین الان تصمیم بگیرید که برای2 یا  5 یا 10 سال بعد خود برنامه داشته باشید. برای اینکه بتوانید بهتر و راحت تر برای آینده برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید، ابتدا باید مشخص کنید که دقیقا" چه میخواهید. تا زمانی که شما ندانید چه میخواهید ، هرگز نخواهید توانست برنامه ای منسجم ومنظم برای هدف و آرزویتان تدوین کنید.

ابتدا به خواسته و آرزوی خود بصورت یک تصویر ساده فکر  کنید. 

مثلا" اگر میخواهید گواهینامه رانندگی بگیرید ، ابتدا شما باید تصویری از یک یا چند گواهینامه رانندگی را با چشم خود و در واقعیت ببینید. گواهینامه رانندگی یکی از بستگان یا دوستان خود را نگاه کنید و آنرا لمس نمایید. تصاویر ذهنی شما باید همراه با احساس باشند. گواهینامه رانندگی را دردستان خود بگیرید و درحالی که به تمام زوایای آن نگاه میکنید ، در ذهن خود ، تصویر خود را بر روی آن گواهینامه ببینید. درذهنان نام و مشخصات خودتان را روی آن گواهینامه مشاهده کنید. همچنان که با انگشتان و کف دستان آن گواهینامه را لمس میکنید ، عکس و مشخصات خود را بصورت دقیق روی آن ببینید. این کار را بارها و بارها تکرار کنید. 

وقتی که شما این ذهنیت و تصویر سازی ذهنی را انجام دادید ، در واقع مرحله اول تجسم خلاق شما انجام گرفته است. 

مرحله دوم این است که شما باید با در ذهن داشتن آن تصویر قبلی ، ( لمس و تصور عکس و نام و مشخصات خود روی گواهینامه ) یک فایل ویدیویی از آن هدف وخواسته خود که همان دریافت و اخذ گواهینامه رانندگی است ایجاد کنید. این بار شما باید در ذهن خود و عالم خیال تصور کنید که درحال رانندگی هستید. شما اتومبیل را به خوبی می رانید و از کوچه و خیابان ها عبور میکنید. شما باید خودتان را کاملا" مسلط و ماهر ببینید. حتی در ذهن خودتان ، هنگام رانندگی ، از خطا و اشتباه کردن باید خودداری کنید. با دقت تمام رانندگی نمایید. از استارت زدن و حرکت اتومبیل ، در ذهن خود ببینید تا زمانی که اتومبیل را در کنار خیابان یا پارکینک پارک میکنید و ازاتومبیل خارج می شوید. 

بعد از این مرحله ، شما باید یک  گام جلوتر رفته و خود را در حالت آزمون ببنید. باید خودتان را تصور کنید که درحال انجام آزمایش رانندگی هستید و به بهترین شکل ممکن از انجام رانندگی بر آمده اید. باید لحظه به لحظه و مو به مو ، از آن اتفاقی که قرار است تجربه کنید را درذهن خود ببینید. 

گاهی اوقات حتی تصور یک اتفاق هم ایجاد هیجان و استرس میکند. اشکالی ندارد. انجام هرکاری برای بار اول کمی سخت است و ایجاد دلهره میکند. شما وقتی کاری را برای اولین بار حتی در ذهن خود انجام میدهید ، دچار کمی دلهره و استرس میشوید که این طبیعی است. نگران نباشید و انجام آن کار را برای بار دوم و چندم تکرارکنید. گاهی اوقات به خودتا تلنگر بزنید که این یک تصور ساده است و الان که نه اتومبیلی است و نه افسر راهنمایی و رانندگی، پس بدون دلهره به انجام آزمون برای بار چندم بپردازید.

به یادداشته باشید که این کار باید تکرار بشود. نه یک بار بلکه برای چند بار . تا زمانی که شما ، وقتی آن اتفاق را در ذهن خود تجسم میکنید ، دیگر اصلا" استرس و نگرانی در وجودتان   نباشد. 

نکته جالب داستان اینجاست که وقتی شما در ذهن خود عملی را انجام میدهید ، همانگونه که قبلا" اشاره شد ، ضمیرناخودآگاه ، قادر نیست که بفهمد این اتفاق در گذشته افتاده است یا اینکه قرار است در آینده بوقوع بپیوندد. ضمیرناخودآگاه با این باور که شما هم اکنون درحال تجربه این اتفاق هستید ، احساس آن را در شما ایجاد میکند. لذا هرچقدر شما با روحیه و باور و امید بیشتری ، آن تصورات در ذهن خود ایجاد کنید ، به همان میزان احساس بهتری در شما ایجاد میشود. احساس شما هرچقدر قوی تر و بهتر باشد ، به همام میزان ، کیفیت اتفاق افتادن آن در آینده ، به مراتب بهتر و زیباتر خواهد بود. 

چون ارتباط عجیب و تنگاتنگی بین کیفیت احساس ما و کیفیت اتفاقاتی که در آینده قرار است رخ بدهند ، وجود دارد.

اصلا" نگران بزرگ بودن آرزو و خواسته خود نباشید. برای کائنات و ضمیرناخودآگاه، اندازه معنی ندارد. این ما هستیم که در ذهن خود ، حد و اندازه و محدودیت را تعیین میکنیم. این ما هستیم که درذهنمان بزرگ یا کوچک بودن چیزی را ایجاد میکنیم. برای کائنات بزرگی و کوچکی و کمی و زیادی معنی ندارد. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، فقط دستورات و فرامین صادره از طرف ما را انجام میدهند. باهر شکل و کیفیت و مقدار که باشد . 

پس بهترین و زیباترین تجسمات را درذهن خودداشته باشید. بهترین ها را برای خود تصور کنید و دائما" به تمرین بدست آوردن و رسیدن آن بپردازید. 

شما بزودی به خواسته و هدف خود ، به بهترین شکل ممکن می رسید.

خوشبختی یک احساس است. 

و خوشبخت کسی است که احساس آرامش و رضایت درونی در  زندگی خود دارد. 

آیا شما یک آدم خوشبخت هستید؟

 

         عده بسیاری هستند که خوشبختی را در چیزهای دیگری به غیر از آرامش و رضایت جستجو می کنند. آنها خوشبختی را در لوازم و اثاث خانه و اتومبیل و ساختمان و پول و ثروت ، و شهرت می دانند. آنها در واقع زندگی نمی کنند بلکه به نوعی عمر خود را تلف می کنند.زندگی تعریف خاصی دارد. هرکسی که در این دنیا درحال نفس کشیدن و راه رفتن است ، الزاما" درحال  زندگی نیست . فقط آنهایی به واقع زندگی می  کنند که  از لحظه لحظه های عمر خود لذت می برند و احساس رضایت و شادمانی  دارند. کسانی که لذت و شادمانی و رضایت خود را در زندگی ، به ماشین و خانه و پول و شهرت گره زنده اند ، هرگز خوشبختی را احساس نخواهند کرد زیرا که این وسایل نه پایانی دارند و  نه حد و اندازه ای  که بشود یک خط پایان برایش تعین کرد. 

    براحتی میتوانم حدس بزنم که بعضی از خوانندگان این مطالب میگویند ، ای بابا ، مگر میشود بدون ماشین و خانه شخصی و پول و ثروت زیاد احساس خوشبختی نمود؟ آیا تو نمیتوانی نشستن در اتومبیل آخرین مدل شاسی را تصور کنی؟ حتما" نمیدانی چه لذتی دارد؟

بله حق با این گروه از خوانندگان عزیز است. درست است که شاید همه دلشان بخواهد در اتومبیل گرانقیمت و آخرین مدل بنشینند و رانندگی کنند ، اما آیا شما با این طرز تفکری که الان دارید ، آیا اطمنیان دارید که بعد از بدست آوردن اتومبیل آخرین مدل ، واقعا" احساس خوشبختی خواهید نمود؟

یقین داشته باشید که اگر کسی در حال حاضر و با داشتن هر آنچه که در اختیار دارد، احساس خوشبختی نکند و احساس رضایت و شادمانی نداشته باشد ، قطعا" با بدست آوردن هر چیز فوق العاده و دور از انتظار دیگری هم احساس خوشبختی نخواهد کرد. زیرا که خوشبختی یک احساس است . خوشبختی هیچ ارتباطی با اتومبیل گرانقیمت و خانه و پول و ثروت و شهرت ندارد. هیچ یک از اینها نمی تواند به تنهایی خوشبختی را برای کسی به ارمغان بیاورد مگر اینکه آدمها ابتدا احساس خوشبختی را در درون خود و ذهن و باورشان ایجاد کرده باشند.

اتومبیل و خانه و پول و شهرت ، همگی فانی هستند. هیچ کدام ماندگار نیست. یعنی اینکه ممکن است تحت شرایط خاصی هر یک از آنها را ازدست بدهید.اما خوشبختی واقعی هرگز از بین نمی رود . با ورود چیزی به درون زندگی ما ایجاد نمی شود که با بیرون رفتنش ، از بین برود. کسی که با هر آنچه که در اختیار دارد ، میتواند احساس رضایت و خوشحالی داشته باشد به یقین خود را آماده دریافت بهترین های دیگری میکند. کسی که احساس رضایت و شکر گزاری دارد ، قطعا" توسط کائنات در حال جذب و دریافت چیزهای ارزشمند دیگری است که بزودی وارد زندگی او خواهند شد. 

در واقع این احساس است که هر آنچه راکه ما در زندگی بدست می آوریم ، ایجاد میکند. کلمات و افکار بدون احساس هیچ نیرو و توانی ندارند. شما ممکن است با دوست خود شوخی کنید و حرف به ظاهر زشتی را در قالب شوخی به او بگویید بدون اینکه او ناراحت بشود ، حتی باعث خنده و ایجاد یک تفریح برایتان خواهد شد. اما همان جلمه یا عبارت را به شخصی که در حال عبور از خیابان است ، بگویید. آن شخص  چه حالی پیدا میکند. قطعا" واکنش نشان می دهد و از شما بابت این توهین ، توضیح میخواهد. گاهی اوقات ما قادر هستیم که حتی با بیان کلمات ساده و معمولی که هیچ معنی بدی هم ندارند ، باعث ناراحتی و از کوره در رفتن دیگری بشویم. بستگی دارد که این کلمات و واژه ها با چه نوع احساسی بیان بشوند. این احساس است که به کلمات و جملات جان میدهد. 

من اصلا" نمیخواهم بگویم که برای پیشرفت و موفقیت و برای بدست آوردن هر آنچه که آرزو داریم و دوست داریم که داشته باشیم ، نباید تلاش کنیم  و فقط و فقط باید به همان داشته های فعلی قانع باشیم، اصلا" منظور من این نیست. تلاش و پشتکار لازمه یک زندگی موفق است. اما این زندگی موفق و پیروزی زمانی بوجود می آید که شما تلاشی با احساس مثبت و آرام داشته باشید. تلاشی که همراه با استرس و  ناراحتی و ناامیدی همراه است ، هرگز به ثمر نخواهد رسید. وقتی که شما از داشته های فعلی خود راضی باشید و شکر گزاری کنید، قطعا" آن احساس رضایت و شادمانی شما، احساس خوشبختی را برایتان بوجود  می آورد. شما با این احساس ، قدرت و نیرویی پیدا میکنید که میتوانید به تلاش و کوشش خود به صورتی معجزه آسا ادامه بدهید. آنگاه است که شما شاهد معجزه در زندگی خود می شوید. قرار نیست که همه کارها را در زندگی ، شما خودتان به تنهایی انجام بدهید. شما فقط استارت کار را می زنید و بقیه کارها و انجام خواسته ها و آرزوهای شما ، به عهده کائنات است. 

کائنات موظف هستند وقتی که شما را درحالت آرامش و رضایت و شادمانی مشاهده می کنند ، تمامی خواسته ها و آرزوهای شما را جامه عمل بپوشانند. وظیفه دارند که آنها را به واقعیت تبدیل کنند. شما زمانی به آرزوها و خواسته هایتان می رسید که احساس آرامش و شادمانی داشته باشید. شما با استرس و ناراحتی و نا امیدی قادر نخواهید بود از کائنات ، چیزهای خوب و با ارزشی به دست بیاورید. کائنات به احساس آرامش و شادمانی ، بهترین پاداش ها را میدهد. در عوض ، به احساس نارضایتی و دلخوری و غم و اندوه و نا امیدی ، نه تنها پاداش نمی دهد بلکه مجازات هم می کند. کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص ، به بدترین شکل ممکن رخداد میکند. آنوقت ضرب المثل ، هرچه سنگه مال پای لنگه ، را به زبان می آوردند. دائما" شکایت و ناله میکنند که چرا این همه اتفاقات بد باید برای آنها رخ بدهد. از تصادفات پی در پی و از بیماری و اتفاقات بد دیگری شکایت میکنند که هر لحظه و هر روز به سراغشان می آید. 

ما خودمان باید تصمیم بگیریم که در زندگی چه میخواهیم. کسی که به دنبال خوشبختی است ، به دنبال بر آورده شدن آرزوهای خود است ، باید بتواند ، باید بتواند تاکید میکنم ، که از تمامی و تک تک داشته های فعلی خود احساس رضایت و شادمانی نماید. باید این تفکر و باور را در خود ایجاد کند که ، هرگز نباید خود را با دیگری مقایسه نماید. هیچ وقت خودتان را با کسی مقایسه نکنید. زیرا هرکسی در عالم خلقت ، یک انسان منحصر به فرد است. خداوند مهربان از شما فقط یک انسان آفریده است. کسی شبیه شما نیست. شما دوتا نیستید. توانایی های شما هم منحصر به فرد است. 

اشکال بزرگی که در زنگی ما آدمها وجود دارد و معمولا" باعث میشود که اجازه ندهد ما به زودی و راحتی به آرزوها و خواسته های خوب خود برسیم ، مقایسه کردن خودمان از هر لحاظ با دیگران است. دیگران را مشاهده میکنیم که در یک آپارتمان بزرگ و شیک زندگی میکنند و سوار بر اتومبیل آخرین مدل هستند. آنها را در یک طرف ترازو قرار میدهیم و خود را در طرف دیگر ترازو.(بدون اینکه به پیشینه و گذشته آنها و زحماتی که در راه بدست آوردن این امکانات  متحمل شده اند ،توجه کنیم). خوب طبیعی است که یک طرف این ترازو قطعا" سنگین تر خواهد بود. آیا شما باور ندارید که برای موفقیت و بدست آوردن خواسته های خود ، باید تلاش کنید. باید وقت بگذارید. شما در گذشته برای خود و برآورده شدن آرزوهایتان چه کرده اید؟ درگذشته چه کرده اید که الان دقیقا" درحال تجربه ی داشتن آنها هستید. ما می کاریم و بعد درو میکنیم. زندگی غیر از این نیست.  شما هرچقدر که تلاش کرده باشید و احساس خوبی از خود بروز داده باشید ، قطعا" کیفیت اتفاقات زندگی اتان بهتر بوده است . الان بهتر زندگی میکنید. و همین الان هم اگر آرزویی دارید و خواسته ای که دلتان می خواهد آن را تجربه کنید ، باید وقت بگذارید و برنامه ریزی کنید. باید احساس خوبی داشته باشید. از داشته های دیگران شاد باشید. از اینکه دیگران سوار بر اتومبیل آخرین مدل می شوند خوشحال باشید و برایشان آرزوی سلامتی و شادی کنید. مطمئن باشید با این احساس و تفکر ، شما در مسیر بدست آوردن آن اتومبیل یا شبیه آن قرار خواهید گرفت. اگر نمرات خوب و قابل قبولی در مدرسه و دانشگاه بدست نمی آورید ، ناراحت و غمگین نباشید ،  به دانش آموزان و دوستان خود که درسشان خوب است و نمرات بالایی میگیرند ، با حسرت و احیانا" حسادت نگاه نکنید. با لبخند به آنها نگاه کنید و برایشان موفقیت بیشتری آرزو نمایید. احساس خوب شما ، با احساس موفقیت آنها گره می خورد و اتصالی بین شما و آنها و درنهایت کائنات برقرار می شود. احساسات مشابه  و افکار مشابه ، یکدیگر را جذب میکنند. 

بجای افسوس خوردن از اینکه چرا ، بعضی چیزها را ندارید ، احساس خوشحالی و شادمانی و شکر گزاری را در وجود خود زنده کنید. خیلی راحت و ساده است . هیچ فرمول پیچیده ای ندارد. شما فقط کافیست که احساس رضایت و شادمانی کنید. وقتی به آسمان نگاه میکنید ، احساس خوشحالی کنید. وقتی هوای پاک را تنفس میکنید احساس شادمانی و رضایت کنید. منتظر نباشید که حتما" یک اتفاق خاصی در زندگی شما رخ بدهد تا آنگاه تصمیم بگیرید که خوشحال باشید و خود را خوشبخت احساس کنید. خوشبختی خود را به هیچ چیزی  گره نزنید. خوشبختی خریدنی نیست. خوشبختی را نمیتوان بدست آورد. خوشبختی فقط در درون خود شماست. شما باید آنرا در خود بیدار کنید. اجازه ندهید که هیچ چیزی باعث ناراحتی و غمگین شدن شما بشود. غم و اندوه ، و نا امیدی و افسردگی ، دشمن آرزوها و خوشبختی و سعادت شما هستند. شما فقط با احساس آرام و مثبت و شادمانی میتوانید به مرور زمان و به  وقت خود ، به خواسته ها و آرزوهای خود برسید. 

به یاد داشته باشید که با حسرت خوردن ، هرگز به چیزی نمی رسید. نه تنها نمی ر سید بلکه فرسنگ ها هم فاصله پیدا میکنید. حسرت ، نا امیدی و افسردگی به بار می آورد. شما را از هدفتان دور میکند. شما باید همیشه امیدوار باشید. امیدواری هم در سایه ، توجه به داشته های فعلی تان ایجاد میشود. شکر گزاری و قدردانی بابت داشته های  فعلی خودتان. 

خانمی که هم اکنون ، در بهترین شرایط و آپارتمان و درآمد عالی ، زندگی میکند تعریف میکرد که در گذشته های نه چندان دور ، در یک اتاق به اتفاق شوهرش زندگی میکردند. اتاق آنها به قدری قدیمی و فرسوده بود که گچ های دیوارش درحال ریختن بودند. او میگفت ، برای اینکه این گچ ها ، باعث کثیف و آلوده شدن کف اتاق و لباس هایمان نشود، مقداری نایلون را به ارتفاع یک متر از کف اتاق ، به دیوار ها چسبانیده بود تا هنگام نشستن ، گچ ها نریزند و باعث کثیف شدن لباس هاییشان نشوند. میگفت ، همسرم صبح زود از خانه بیرون میرفت و هنگام شب به خانه باز میگشت. 

وقتی او این خاطرات را تعریف میکرد ، من  به نوعی شوکه شده بودم. منتظر بودم که در ادامه بگوید ، وقتی شوهرش می آمد به شدت غر می زد و سرش داد می کشید که این چه زندگی است که برایم درست کرده ای. دیگران را نگاه کن و خجالت بکش. 

اما این خانم محترم تعریف کرد که نه تنها به شوهرش غر نمی زد بلکه با خوشرویی با او برخورد میکرد و همواره به او دلداری و امیدواری میداد که چقدر خوشبخت هستند و از زندگی خود لذت می برند. بعد چند سال کار و تلاش مداوم و از همه مهمتر وجود یک احساس آرام و رضایت بخش ، توانستند یک خانه کوچک خریداری نمایند. آنها همواره شادمان و شکر گزار بودند. هرگز ناله و شکایت نمی کردند. هرگز به داشته های دیگران حسادت نمی کردند  و حسرت نمی خوردند. آنها بابت هر آنچه که در اختیار داشتند ، خوشحال بودند و احساس رضایت و شادمانی داشتند. این احساس رضایت و شادمانی در سایه تلاش و پشتکار ، باعث بوجود آوردن فرصت های طلایی در زندگی آنها شد.

علت اینکه این همه تاکید میشود تا  ، بابت داشته های فعلی خود شکرگزار و راضی باشید ، این است که باید بدانید که فقط در سایه احساس آرامش و رضایت و شادمانی است که شما میتوانید به بقیه خواسته ها و آرزوهای خوبتان برسید. رسیدن به هدف هایتان ، نیازمند زمان است. یک نوازاد ، زمانی متولد میشود که 9 ماه اقامتش در رحم مادرش ، به پایان رسیده باشد، اگر زودتر به دنیا بیاید ، قطعا" دچار ناهنجاری هایی خواهد شد. 

پس صبور باشید و از هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است لذت ببرید. احساس خوبی داشته باشید و با همین احساس رضایت و شادمانی به سمت هدف هایتان حرکت کنید. 

مهم نیست که الان چه نوع گوشی موبایلی در اختیارتان است.مهم نیست که الان چه مقدار پول در حساب بانکی اتان است. مهم نیست که هم اکنون ، با پای پیاده به محل کار خود می روید و بر می گردید. مهم نیست که الان و درحال حاضر در چه خانه ای زندگی میکنید.

مهم این است که تا چه اندازه از داشتن همین امکانات فعلی خودتان خوشحال و رضایتمند هستید. 

مهم  این است که تا چه میزان شکرگزار داشته های الان خود هستید.

مهم این است که چه میزان احساس آرامش و خوشحالی در وجودتان نهفته است.

مهم این است که تا چه میزان خودتان را دوست دارید.

مهم این است که تا چه اندازه ، برای خودتان ارزش قائل هستید و هرگز خودتان را با کسی مقایسه نمیکنید.

مهم این است که تا چه اندازه خوشحال هستید و از بابت حضور خانواده و پدرو مادر و برادر و خواهر خود ، احساس خوشحالی و شکرگزاری می کنید. 

خوشحالی و شکرگزاری شما ، نعمت های بیشتری را به سمت شما  سوق خواهد داد. شما جذب میکنید هر آنچه را که دوست دارید. به هر آنچه که فکر میکنید.

مهم نیست که  هم اکنون چه میزان در اختیار دارید. مهم این است که شاد باشید و احساس رضایت و آرامش را در خود زنده نگهدارید.

شما به زودی به تمام خواسته ها و آرزوهایتان می رسید.

افکار و رفتار ما ، موجب میشود که دیگران نسبت به آن، رفتاری مناسب با ما داشته باشند.در حقیقت ما نتیجه  رفتار و افکار خودمان را در عکس العمل دیگران مشاهده میکنیم. گاهی اوقات از بابت رفتار دیگران دلخور  می شویم و گله مند از اینکه چرا باید چنین رفتار ناجوانمردانه ای را با ما داشته باشند. درحالی که اگر به عمق مطلب پی ببریم می فهمیم که دیگران دقیقا" همان رفتاری را با ما میکنند که ما خودمان با آنها داشته ایم. شاید بگویید که اصلا" این صحیح  نیست . خیلی ازمواقع ما رفتاری بد و ناپسند نداشته ایم  ، اما عکس العمل ناپسندی مشاهده کرده ایم. گویا طرف مقابل با ما کینه و  خصومت داشته است.

در حقیقت چنین چیزی  امکان ندارد. حتی اگر کسی با شما خصومت  شخصی هم پیدا کند ، این نتیجه رفتار و افکار گذشته شماست. که الان به این شکل در آمده است. دیگران دوست ندارند حریمشان شکسته شود. دیگران دلشان نمی خواهد که حق وحقوقشان پایمال بشود. اما گاهی اوقات خواسته یا ناخواسته ، خود موجب میشوند تا حق و حقوق دیگران به گونه ای حتی گاهی ناملموس ، پایمال بشود. 

عکس العمل دیگران ، ممکن است دقیقا" شکل همان رفتاری که ما با آنها داشته ایم نباشد. اما ماهیت رفتار دیگران باما،  دقیقا" همان است که قبلا" خود ما در مورد ایشان انجام داده ایم.

افکار و باورهای ما ، که بصورت نوعی رفتار ، در اعمال ما مشاهده میشود ، همیشه یک تعریف خاص ، برای اطرافیانمان ندارد. رفتار ما در هر زمانی ، با نوع احساس خاصی که ضمیمه رفتارمان است ، تعریفی خاص دارد. 

دیگران نسبت به رفتار ما عکس العمل نشان میدهند. رفتار مثبت و خوب که ناشی از حس حمایت و دلسوزی و مهربانی است ، عکس العملی شبیه آن در طرف مقابل ما ایجاد میکند و برعکس افکار و رفتار خصمانه و ضربه زننده، عکس العملی مشابه آن در طرف مقابلمان ایجاد کرده و در نهایت موجب دلخوری  ما میشود.

گاهی اوقات شما ممکن است اصلا" منظور و قصدتان اذیت کردن و یا ضربه زدن به طرف مقابلتان نباشد، اما در طرف مقابل ، تعریفی همراه اذیت و ضربه زدن ، ایجاد کند. در اینجاست که شما ممکن است بخاطر عکس العمل طرف مقابل غافل گیر بشوید.

دیگران نقاط ضعف خاصی دارند. گاهی ما ناخواسته به نقاط ضعف آنها ضربه وارد میکنیم. آنها را در شرایط سختی قرار میدهیم. دراین هنگام اگر ما یک طرفه به قاضی برویم و فقط حق و حقوق خودمان را ببینیم  قطعا" از حال و روز و موقعیت طرف مقابلمان بی خبر خواهیم بود . 

وقتی شما با کف دستتان به یک تک سنگ ضربه وارد کنید ، به اندازه همان ضربه وارد شده ، به دست شما ضربه وارد میشود و احساس درد خواهید کرد. حال این ضربه هرچقدر شدیدتر باشد ، شما درد بیشتری در دست خود احساس می کنید. 

عکس العمل دیگران هم نسبت به رفتار ما این چنین است. دیگران نسبت به رفتار ما عکس العمل نشان میدهند.

به عنوان مثال ، راننده ای که با اتومبیل معیوبی که چراغ راهنمایش خراب است ،  حرکت میکند ، ممکن است توسط پلیس راهنمایی و رانندگی ، جریمه ای سنگین بشود.جریمه ای که به ظاهر اصلا" با میزان هزینه ای که درست کردن آن چراغ راهنما ، نیاز دارد ، همخوانی نداشته باشد. 

اما واقعیت ماجرا این است که ، تعریفی که خرابی یک چراغ راهنما برای افسر راهنمایی و رانندگی دارد ، با تعریف ما کاملا" متفاوت است. یک افسر راهنمایی و رانندگی ، طبق تعریف قوانین راهنمایی و رانندگی میداند که ، خراب بودن چراغ راهنما میتواند باعث تصادف های شدید و بروز خسارت های جبران ناپذیری بشود ، لذا جریمه ای که اعمال میکند ، به گونه ای است که میزان اهمیت معیبوب بودن اتومبیل را گوشزد میکند. راننده قطعا" ممکن است بشدت ناراحت و دلخور بشود و بگوید این کمال بی انصافی است که بخاطر یک لامپ کوچک  سوخته ی یک چراغ راهنما، جریمه ای به این سنگینی را به من  تحمیل کنند ، اما واقعیت امر این است که نبودن آن چراغ راهنما ، ممکن است خصوصا" در هنگام شب ، هنگام گردش به چپ یا راست ، باعث تصادف شده و حتی جان خود راننده ودیگران را به خطر بی اندازد. 

وزن و اندازه عکس العمل دیگران نسبت به ما ، دقیقا" هم وزن و اندازه ، رفتار خود ماست. ما تاوان رفتار خودمان را میدهیم. دلخوری معنا ندارد. دیگران آینه ما هستند. افکار و رفتار خوب و مثبت ، درست و منطقی ، عکس العملی منطقی و خوب به همراه  دارد. همیشه دیگران را نباید مقصر قلمداد نمود. 

مثالی دیگر: 

راننده اتوبوس مسافر بری ، که در هنگام شب به خواب میرود و موجب صدمه دیدن ده ها تن مسافر میشود ، باید در انتظار مجازات سختی باشد. در نگاه اول ، میتوان گفت ، مگر خوابیدن جرم است . آیا یک لحظه خوابیدن ، میتواند  این همه مجازات سنگینی در پی داشته باشد؟ آیا این بی انصافی نیست؟

همانطور که ملاحظه میکنید ، نفس عمل انجام شده در رفتار ما آدمها ، ممکن است اصلا" بد و ناپسند به نظر نیاید ، اما وقتی در شرایط خاصی و در محیط خاصی ، و از همه مهمتر با احساس خاصی ، انجام می پذیرد ، آنگاه دیگر معنا و تعریف خاصی هم پیدا میکند.

راننده اتوبوس مسافربری، با خوابیدن در پشت فرمان اتوبوس ، موجب میشود تا جان ده ها نفر انسان به خطر بی افتد. آیا این راننده خاطی میتواند انتظار گذشت و بخشش داشته باشد؟ رفتار این راننده ، موجب میشود تا عکس العملی متناسب با آن را تحمل نماید.

اکثر اوقات ما با رفتارمان به دیگران ، به نوعی صدمه و ضربه وارد میکنیم. اما همیشه هم دیگران را مقصر میدانیم. همیشه فکر میکنیم حق به جانب ماست. ناراحتی ودلخوری دیگران را ناشی از بی اعتمادی و عدم محبت و دوستی آنها نسبت به خودمان میدانیم. و با این تصور و باور ، ما هم دلخور و دلگیر میشویم و یک قهر طولانی یا کوتاه مدت را شاهد خواهیم بود. 

باید مراقب باشیم که ما با افکار و سخنان و رفتارمان به دیگران صدمه نزنیم. ما خودمان باعث میشویم که دیگران اعتمادشان به ما از دست برود. ما خودمان باعث میشویم که دیگران از ما دور بشوند. دلخوری و قهر بوجود بیاید. حریم دیگران را رعایت کنید. با رفتارتان به آنها صدمه نزنید تا عکس العمل نا زیبایی را از آنها شاهد نباشید. گاهی اوقات رفتار به ظاهر بی اهمیت ما ، ممکن است برای دیگران ، وضعیت آشفته و غیر قابل جبرانی را ایجاد نماید.گاهی اوقات ممکن است ما اصلا" باور نکنیم که این رفتار به ظاهر ساده ی ما، چقدر میتواند برای دیگری ضرر ایجاد نماید.

قبل از اینکه بخواهید تصمیمی بگیرید ، با خودتان بگویید اگر من این کار را انجام بدهم ، طرف مقابل من ، در چه شرایطی قرار خواهد گرفت؟ آیا متحمل ضررو زیان میشود یا اینکه صدمه ای به او نمی رسد؟ آیا دوست دارد که این اتفاق تکرار بشود یا اینکه از پیش آمد چنین اتفاقاتی شدیدا" دلخورمیشود؟ 

به یادداشته باشید که ، اهمیت نتیجه رفتار ما ، ممکن است صدو هشتاد درجه با میزان اهمیت و برداشتی که طرف مقابلمان دارد ، تفاوت داشته باشد. پس ملاک را نباید برداشت و استنباط خودمان بدانیم.

در ذهن خودتان  ، دو نفر را مجسم کنید که روبروی هم ایستاده اند و عدد هفت فارسی ، بین  آنها قرار دارد. یکی از آنها آن عدد را هفت میخواند و دیگری آن عدد را هشت میخواند . براستی کدامیک از آنها درست میگویند و حق به جانبش است؟ 

همانطور که ملاحظه میکنید هردو درست میگویند و هر دو ، عدد صحیحی را بیان میکنند. اما ، تفسیر و معنای هر عدد برای دیگری متفاوت است. قطعا" عدد هشت با عدد هفت یکی نیست . دو تا عدد متفاوت هستند. در این هنگام ، هیچ یک از آن دو هم نمیخواهد قبول کند که حق به جانب دیگریست. چون به واقع به  نوعی حق به جانب خودشان است.

رفتارو اعمال ما در هر زمان و مکانی ، تعریفی خاص برای اطرافیانمان دارد. گذشته ازتعریفی که برای خودمان دارد و ممکن است اصلا" معنای بدی نداشته باشد ، برای دیگران تعریفی دیگر و متفاوت دارد. دیگران نسبت به تعریف خاص خودشان ، برداشت میکنند و نظر میدهند و در ادامه ،رفتار میکنند.

به یادداشته باشید که هر کلمه و جمله ای ، و هر برخورد و حرکتی ، معنایی خاص دارد و دیگران با این معانی آشنا هستند. مهم نیست که شما خودتان در مورد این رفتارتان چه نظری دارید. مهم این است که این رفتار در این مکان  و در این لحظه ، چه بار احساسی برای طرف  مقابلتان ایجاد میکند.

این بار احساسی خاص موجب میشود تا دیگران ، عکس العملی مناسب با آن با ما داشته باشند. پس به شدت مراقب رفتارتان با دیگران باشید. 

اگر رفتارتان موجب صدمه زدن به دیگران بشود ، قطعا" از خود ،  عکس العملی نشان میدهند که موجب دلخوری و گله مند شدن شما خواهد شد.

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد