احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

احساس آرام

احساس آرام

 

 

 احساس آرام

 

 

ارتباط عجیب و پیچیده ای بین احساسات مثبت و منفی ما و کیفیت اتفاقات زندگی ما وجود دارد. اگر کسی بتواند همواره با کنترل افکار خود ، از احساس مثبت و زیبایی برخوردار باشد قطعا" کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکند.

 

 

برای داشتن یک احساس مثبت و خوب بایستی به نکاتی ظریف و درعین حال مهم و اساسی توجه نمائیم.

1- به شدت مراقب آنچه که می شنوید باشید.

2- به شدت مراقب آنچه که به زبان می آورید باشید.

3- به شدت مراقب هر آنچه که می بینید باشید.

4- به شدت مراقب افکاری که از سر شما میگذرند باشید.

 

ادامه مطلب...

 


احساس آرام

تاثیر سخنان منفی اطرافیان و کیفیت اتفاقات زندگی

گاهی اوقات اگر خود ما هم بخواهیم راه راست را برویم ، اطرافیان ما نخواهند گذاشت ! چگونه ؟ خیلی از موقع ها شما تصمیمی برای کار و زندگی خود میگیرید و هزارو یک نقشه برای آن در ذهنتان طراحی میکنید و با امید فراوان شروع به کار میکنید ، اما به یکباره با سخنان نا امید کننده اطرافیانتان ، تمام نقشه های شما نقش بر آب میشود.

شوربختانه یا خوشبختانه ، سخنان دیگران روی ما تاثیر مثبت و منفی می گذارد. خب درستش هم این است. ما که سیب زمینی نیستیم که تاثیر پذیر نباشیم. تاثیر می پذیریم آن هم به طرز وحشتناکی !

خیلی ها گمان میکنند درحال دلسوزی برای ما هستند و نظرشان را به شدت در درون گوش و ذهن ما فرو میکنند. اما غافل ازاینکه ...




تاثیر سخنان منفی اطرافیان و کیفیت اتفاقات زندگی

چگونه اتفاقات خوب یا بد به زندگی آدم ها جذب میشوند؟

 

 

ما آدمها با دست و اختیار خودمان اتفاقات خوب یا بد را به زندگی خود جذب می کنیم. شاید بپرسید چگونه ؟ مگر میشود که یک آدم خودش با اختیار و میل خودش بخواهد حوادث تلخی را در زندگی خود دعوت  نماید. مگر آدم عاقل چنین کاری می کند؟

برای روشن شدن مطلب اجازه بدهید یاد آور بشم که وقتی خدای مهربان آدم را خلق کرد ، فرمود ، من از وجود و بعبارتی از روح خودم در وی دمیدم. یعنی یک موجود خدایی خلق شد . خداوند فرمود : من کسی را خلق می کنم که می تواند  خلق کند ، بیافریند و موجب تغییر بشود . من برای خودم یک جانشین خلق میکنم.

متاسفانه خیلی از آدمها معنی جانشین و خداگونه بودن را یا نمی دانند یا به کل فراموش کرده اند. یادشان رفته که خداوند قدرت خاص و منحصر به فردی را در وجود وی  قرار داده است. این قدرت ، همان توانایی خلق و اختیار و تغییر است . قدرت و توانایی خاصی که فقط در آدم وجود دارد و موجودات دیگر فاقد این توانایی استثنایی هستند.

اما آدمها چگونه با دست خودشان لگد به بخت خودشان می زنند؟ همانگونه که اشاره شد آدمی قدرت خلق دارد .  یعنی چه ؟ این بدان معنا است که آدم میتواند کیفیت اتفاقات زندگی خودش را به دلخواه و میل خودش خلق نماید. به آن هر گونه شکل و حالتی که  میخواهد بدهد . میتواند تغییر ایجاد کند. یعنی وقتی یک چیزی را خلق کرد میتواند آنرا عوض کرده و به آن شکل و حالتی دیگر بدهد. بعبارتی آدم همواره اختیار دار است  و همیشه میتواند از مسیری که درحال حرکت است تغییر عقیده داده و از مسیر دیگری حرکت کند. اگر درحال انجام کاری است میتواند آن کار را به اختیار با کار دیگری تعویض نماید. اگر در حال برقراری ارتباط با شخص خاصی است و تشخیص میدهد که این ارتباط می تواند به او آسیب بزند ، قدرت تغییر این ارتباط و یا قطع آن را دارد. 

اما آدم ها همیشه از این توانایی منحصر به فرد خود به شکل خوب و قابل قبولی استفاده نمی کنند . آنها با کارهایی که انجام می دهند در واقع این قدرت و توانایی منحصر به فرد خود را به نوعی از خویشتن خویش می گیرند . حالت هایی مانند خشم و عصبانیت ، کینه و دشمنی ، بد دهنی و فحاشی کردن ، غم و غصه و ناله و شکایت ، ناسپاسی و این قبیل حالت ها و احساسات منفی ، هرکدام به تنهایی کافیست تا این قدرت عظیم را از انسان سلب نماید.

وقتی شخصی در حالت خشم و عصبانیت قرار می گیرد آنگاه دریچه های ورود و خروج نیروهای خدایی و انرژی های مثبت در انسان بسته می شوند. بعبارتی حالت و احساساتی مانند خشم و عصبانیت با نیروهای خدایی هیچ گونه همخوانی ندارند. حالت ها و احساسات منفی دیگر هم ،  چنین هستند. هروقت شخصی در این حالت ها و یا حتی یکی از این  حالت ها قرار می گیرد ناخواسته دیگر قدرت های خدایی خود را بصورت موقتی از دست می دهد. در این شرایط است که با از دست دادن موقتی قدرت های خدایی ، فضای درونی ذهن و ضمیرناخودآگاه ما آماده دریافت ارتعاشات و پیام های منفی بیرونی میشود . در این حالت است که دیگر آن قدرت اختیار و خلق و تغییری که خداوند در انسان به ودیعه  نهاده است و به وی هدیه داده دیگر کارایی خودش را ازدست می دهد.

به همین خاطر است که در هنگام خشم و عصبانیت ، شخص عصبانی و خشمگین کنترلی روی کارهای خود ندارد . نمیتواند درست تصمیم بگیرد و هر کار ناخوشایندی از وی ممکن است سر بزند،  چون از نیروها و انرژی های خدایی در آن لحظه دیگر خبری نیست که بتواند توسط آن ایجاد دگرگونی و تغییر نماید. تغییر و دگرگونی در  جهت سازندگی و شکوفایی وجود خویشتن از دستش بر نخواهد آمد. اما نیروهای منفی در این هنگام آماده هر گونه عملیات مخرب هستند. زیاد دیده شده که شخص عصبانی و خشمگین در این مواقع قدرت تشخیص خود را از دست میدهد و کارهایی انجام میدهد که وقتی به حالت عادی باز میگردد موجب تعجب و شگفتی خودش هم میشود. 

حالت ها و احساسات منفی که در بالا اشاره شد ، همگی باعث میشوند که فضا برای حضور انرژی های منفی باز بشود. انرژی های منفی وقتی وارد ذهن و وجود آدمی بشود باعث خواهند شد که در هر لحظه پیام ها وارتعاشات منفی و ناخوشایندی به ضمیرناخودآگاه و کائنات ارسال بشود.

در این هنگام سیستم مخابراتی بدن، بدست دشمن افتاده است و دیگر پیام های مثبت و مفید مخابره نمیشود بلکه همگی پیام های منفی و ناخوشایند هستند. لذا در چنین شرایطی ، ضمیرناخودآگاه درهر لحظه در حال دریافت پیام ها و ارتعاشات منفی است . این پیام ها که از همان احساس و حالت منفی ، سرچشمه می گیرند بلافاصله در هر لحظه به کائنات عالم انتقال پیدا میکند. کائنات هم  وظیفه دارند به پیام های ارسالی توسط ضمیرناخودآگاه پاسخ بدهند.

کائنات اعتماد خاص و کاملی به ضمیرناخودآگاه هر فردی دارد. کائنات بدون چون و چرا ، پیام ها و ارتعاشات ارسال شده توسط ضمیرناخودآگاه را به مورد اجرا می گذارد . حتی بدون لحظه ای مکث و شک و تردید ، تمامی پیام های ارسالی توسط ضمیرناخودآگاه را مورد اجرا قرار میدهد. در این هنگام که روح و روان آدمی توسط نیروها و انرژی های منفی احاطه شده است ، هر لحظه پیام های منفی وارد ضمیرناخودآگاه میشود.

ضمیرناخودآگاه هم ، همانگونه که از نامش پیداست ، اصلا" کاری به این ندارد که این پیام ها چه پیامد ناخوشایندی میتواند برای این شخص داشته باشد ، او هم مانند کائنات به صاحب خود کاملا" اعتماد دارد و چشم و گوش بسته و بدون هیچ شک و تردیدی هر آنچه را که از طرف صاحب خود دریافت میکند بدون هیچ گونه دست کاری و تغییری به کائنات انتقال میدهد.

پس وقتی که شخصی در یک حالت احساسی منفی مانند خشم و عصبانیت ، کینه و دشمنی ، ناسپاسی و ناله و شکایت ، حسادت ، بد دهن بودن و فحاشی و بیان سخنان منفی ، قرار میگیرد ، ناخواسته در یک وضعیت منفی و ناخوشایند روحی و  روانی خواهد بود  و بلافاصله ضمیرناخودآگش شروع به دریافت این نیروها و انرژی های منفی همراه با پیام های ناخوشایند و منفی خواهد نمود.

. وقتی کائنات پیام های منفی را از ضمیرناخودآگاه دریافت نمودند ، شروع به کار میکنند. وظیفه کائنات این است که کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را شکل می دهند  و خلق میکند. البته کائنات ، خود به تنهایی هیچ قدرتی ندارد و حتما" باید این دستور و فرمان از طرف خود شخص صادر  بشود. شخص ناآرام و منفی ، خودش این پیام ها را ارسال میکند و کائنات هم موظف و ملزم به انجام آن است. کائنات اتفاقات و حوادث زندگی آدم ها را بر اساس همان پیام هایی که دریافت کرده است چیده مان میکند.

این قانون کائنات است که با دریافت پیام های حاوی احساسات بد و منفی ، کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را به بدترین شکل ممکن چیده مان نماید. کائنات قوانین مخصوص به خود را دارد. مثلا" خشم و عصبانیتی که در یک شخص ایجاد میشود ، بنا به درجه و اندازه  آن ، میتواند در میزان بد بودن اتفاقات بد در آینده دخیل باشد. یعنی وقتی شخصی به شدت عصبانی میشود و پرخاشگری و ناسپاسی و فحاشی و زد و خورد و این قبیل مسائل هم به آن اضافه میشود ، کیفیت دریافت اتفاقات بد در آینده برایش تفاوت خواهد داشت با شخصی که در حد معمول و خیلی مختصر در باره موضوعی عصبی شده و کمی خشمگین گردیده است و زود هم از آن حالت خارج شده است.

کائنات خودش بر اساس قوانین خودش ، نسبت به کیفیت و اندازه اتفاقات بد و یا خوب ، برنامه دارد و بر اساس میزان درجه پیام های دریافتی از هر شخصی ، کیفیت اتفاقات بد یا خوب را تعیین می کند. 

کسی که به صورت مکرر و دائمی ناسپاسی میکند و از بابت داشته های فعلی خودش ناخشنود است و دائما" با زبان و سخنانش و کارهایی که انجام میدهد از خدا و کائنات ناخشنود بوده و به زمین و زمان نفرین میکند و ناله و شکایت سر میدهد ، بزودی بازتاب بسیار تلخی از این حالت و احساس منفی خود را دریافت میکند.

شاید او بعد از مدتی ، وقتی به بیماری سختی دچار شد ، حتی یک درصد هم نتواند حدس بزند که این بیماری سخت را که باعث شده هم اکنون در بیمارستان یا خانه بستری شده و به شدت درد و اندوه را تحمل نماید ، خودش با دست خودش و میل خودش به سمت خود جذب کرده است . کائنات عالم با کسی شوخی و یا تعارف ندارد. بسیار جدی است . بسیار قانونمند است.

کسی که دائما" سخنان زشت و ناپسند به زبان می آورد ، بلاخره به اندازه همان باید اتفاقات ناگوار را تجربه نماید. گاهی ممکن است اتومبیل شخصی تصادف کرده و فقط سپر آن خراب بشود ، گاهی موتور اتومبیل می سوزد . گاهی تصادف منجر به صدمات جانی میشود و ممکن است شخص برای مدت ها در بیمارستان بستری بشود و یا حتی از ناحیه دست و  پا ، ناتوان بشود، گاهی ممکن است چک شما برگشت بخورد.گاهی ممکن است فرزند شما بیمار بشود و باعث بشود که برای ساعتی یا چند روز یا چند هفته با دیدن آن صحنه ، دل شما ریش ریش بشود. گاهی ممکن است یک برخورد ناپسند را از طرف کسی دریافت کنید. و خیلی اتفاقات دیگر که همه و همه نیتجه ی حالت و احساسات منفی شخص میتواند باشد.

باید به یاد داشت که هیچ رویدادی در این جهان به خودی خود اتفاق نخواهد افتاد. هیچ پیش آمدی برای شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان با کارهای خودتان ، با احساسات منفی یا مثبت خودتان آنرا جذب کرده اید و هم اکنون درحال تجربه ی آن هستید.

به هیچ عنوان نباید در یک حالت احساسی منفی باقی بمانید. مثلا" وقتی کسی عزیزی را از دست میدهد ، خوب طبیعی است که از دست دادن عزیزان موجب اندوه و ناراحتی انسان میشود ، اما باید به یاد داشت که باقی ماندن در حالت احساسی غم و اندوه بصورت مداوم میتواند پیامدهای منفی و ناگواری را برای شخص در بر داشته باشد.

همانگونه که اشاره شد برای کائنات تفاوتی ندارد که پیام های منفی دریافتی از طرف ما ، بر چه اساسی درحال تولید و ارسال است. کائنات با دریافت پیام های منفی ، کیفیت اتفاقات زندگی را به همان شکل منفی و ناخوشایند تغییر  خواهد داد. به هیچ عنوان در یک حالت احساسی بد و منفی باقی نمانید.

اگر به دلایلی وارد یک فاز منفی شدید ، با اشراف لحظه به لحظه به موقعیت خود ، به سرعت از آن احساس منفی خارج شوید. کائنات در هر لحظه درحال دریافت هستند. مراقب باشید که در هر لحظه چه پیامی به کائنات ارسال میکند. کائنات هیچ شوخی و تعارفی با کسی ندارد. کائنات اصلا" نمیتواند بفهمد و درک کند که مثلا این شخص بخاطر علاقه و عاطفه ی شدیدی که مثلا" به پدر یا مادر و یا عزیز دیگری که از دست رفته است ، ناراحت و غمگین است و ناله و شکایت میکند ، کائنات این چیزها برایش مفهموم ندارد. کائنات فقط با شکل احساس کار دارد.

بعبارتی ، کائنات در حال حاضر، درحال دریافت یک احساس منفی با نام غم و اندوه و شکوه و شکایت روبروست. او برای این پیام ، برنامه ی خاصی دارد و اتفاقات ناگواری را برای آن پیام تدارک خواهد دید. خیلی ها به خاطر ناآگاهی بعد از اینکه عزیزی را از دست میدهند ، آنقدر گریه و ناله وشکوه و شکایت میکنند و آنقدر بی تابی میکنند که بعد از گذشت مدتی کوتاه شاهد یک اتفاق و حادثه ناگوار دیگری در زندگی میشوند.

زیاد شنیده اید احتمالا" که میگویند ، اتفاقات بد گاهی یکی پس از دیگری و پشت سر هم روی داده است . بله همانگونه که اتفاقات خوب ، حوادث خوب را جذب میکنند ، اتفاقات بد هم حوادث ناگوار را جذب میکنند. این اتفاقات بصورت زنجیر وار به هم وصل میشوند. نباید اجازه بدهید که اتفاقات بد به هم بچسبند و پشت سر هم زنجیر وار بوقوع بپیوندند. این بدان معنا نیست که ما برای شخصی که از دنیا رفته است ارزش و منزلتی قائل نباشیم. آدمی یک روز به دنیا می آید و یک روز هم باید از این دنیا برود. پس این قانون خداوند و کائنات است و دست ما نیست. لذا هیچ اختیاری در این یک مورد استثنایی نداریم. ناله و شکوه وشکایت بخاطر اتفاقاتی که رخداده  است ، به گونه ای ناسپاسی و اعتراض به خداوند است  و این میتواند بسیار خطرناک باشد.

یکی از کارهایی که بسیار خطرناک است و میتواند کیفیت اتفاقات زندگی ما را به شدت دستخوش ناآرامی و تغییرات ناگوار نماید همان ناسپاسی و اعتراض به کائنات و خداوند است. اولا" هر اتفاقی دلیلی دارد ، در ثانی در مقابل حوادث و اتفاقات ناگوار باید صبور بود و به خدا توکل نمود و به او پناه برد . هرکسی که ناله و شکایت سر بدهد و اعتراض به قوانین کائنات و خداوند داشته باشد به بدترین شکل ممکن جریمه میشود. این جریمه گاهی بسیار سخت و دردناک است.

لطفا از دست من دلخور نباشید  که چرا اینقدر از عبارات تند و شدید استفاده میکنم. این بخاطر آن است که تا میزان اهمیت موضوع را به شما گوشزد نمایم. بدانید که هرچقدر آرام باشید و صبور ، و احساسات مثبت و خوبی در خود ایجاد نمائید و راضی به رضای خداوند باشید ، آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی شما ، قطعا" باعث غافلگیری شما خواهند شد. و متعجب میشوید از اینکه این همه اتفاقات خوب را تجربه می کنید.همیشه آرام باشید. بدانید که خداوند این جهان را قانونمند خلق کرده است. هیچ اتفاقی برای انسان رخ نمیدهد مگر اینکه خیری در آن برایش باشد. پس همیشه به خدا و کائناتش اعتماد داشته باشید. همواره خرسند باشید .

احساس مثبت و شادی داشته باشید. با داشتن این احساس ، آنچنان قدرتی در خود بوجود خواهید آورد که میتوانید به تمام خواسته ها و آرزوهای خوب خود برسید. افراد ناسپاس و غمگین ، همیشه در حالت ناخوشایندی به سر می برند . چون در هر لحظه درحال فکرکردن و تمرکز روی نداشته های خود هستند لذا نمونه های آنها را جذب میکنند و حتی بدتر از آنها را . 

حتی برای یکبار نمی اندیشند که اگر تصمیم بگیرند از این افکار منفی و ناسپاسی بخاطر وضعیت موجود خارج بشوند و به داشته های ارزشمند خود فکر کنند و خوشنود و آرام باشند چگونه میتوانند زندگی خودشان را دچار تغییر نمایند. فراموش نکنید که وضعیتی که شما الان در آن به سر می برید ، نتیجه ی تصمیمات و سخنان و احساسات و کارهای خودتان در گذشته بوده است. هیچ کسی جز خودتان مقصر نیست. خوب حالا در این شرایط قرار گرفته اید ، باید چه کرد؟ آیا باید این باتلاق را تا آخر تجربه کنید. آیا میخواهید تا لحظه آخر در یک حالت ناخوشایند به سر ببرید. نتیجه چه میشود.

افرادی که دست به خودکشی می زنند بعضا" کسانی هستند که دیگر از احساسات منفی و غم و اندوه و ناسپاسی لبریز  شده اند. آنها دیگر جایی در وجود خود برای انبار کردن غم و اندوه و ناسپاسی و ناراحتی نگذاشته اند. غم و اندوه و ناسپاسی پشت سر هم . یعنی در این دنیای به این بزرگی ، حتی یک روزنه برای شما وجود ندارد. حتی یک سوسوی امید نیست که شما را به آینده ای روشن هدایت کند؟ مگر میشود.

مگر میشود خدای جهان آفرین شما را فراموش کرده باشد. نه هرگز چنین نیست. خداوند شما را فراموش نکرده است. اما این طور هم نیست که خداوند خودش دستش را دراز کند و بگوید دستت را بده من بکشم بالا. شما اول باید خودتان دستتان را دراز کنید. شما باید یک حرکتی بکنید و بعد حرکت های معجزه گونه ی خداوند را تماشا کنید. اگر شما دستتان را دراز نکنید و خداوند دستش را به سوی شما دراز کند ، آنگاه عدالت خدا زیر سوال نخواهد رفت ؟

آنگاه کسانی که تلاش میکنند ، فکر میکنند ، مراقب هستند احساسات منفی و غم آلوده وارد ذهن آنها نشود ، آنها اعتراض نخواهند داشت که  ، خدایا ما تلاش کردیم و بعد موفق شدیم اما دیگری بدون تلاش موفق شد و کامروا گردید. خوب خداوند قوانین خاصی در این کائنات قرار داده است. شما باید یک کاری صورت بدهید تا کائنات عکس العمل نشان بدهد. گریه و زاری بابت چیست؟ ناراحتی و ناسپاسی بابت چیست؟

چرا تصور میکنید که شما آدم بدبخت و ضعیفی هستید. چرا تصور میکنید که خدا شما را فراموش کرده است. چرا فکر میکنید که تنها هستید. این ها همگی بخاطر داشتن همان احساسات منفی و بدی هستند که در خود ایجاد میکنید. اصلا خودتان را باکسی مقایسه نکنید. به دیگران چه ارتباطی دارد که الان شما چگونه زندگی میکنید. به دیگران چه مربوط که شما الان اتومبیل شخصی ندارید. خانه ی شخصی ندارید. شب ها نان خالی میخورید و بی کار و بدون در آمد هستید. به دیگران هیچ ربطی ندارد . این شما هستید که با فکرکردن به این چیزها ، افکار و احساسات منفی را به درون خود جذب میکنید. می نشینید و با خود فکر میکنید که من خانه ندارم. اتومبیل ندارم. کار ندارم. در آمد ندارم. زن و بچه های من بدبخت و بیچاره هستند. من خودم بدبختم. خوب وقتی این فکر ها از سر شما میگذرند باید هم بدبخبت و بیچاره باشید. باید هم خانه شخصی نداشته باشید. باید هم در آمد و کار نداشته باشید. باید هم محتاج نان شب باشید. چرا که نه ؟

وقتی شما خودتان با دست خودتان یک بیل و کلنگ برداشته اید و درحال کندن چاله و چوله برای زندگی خودهستید از دیگران چه توقع و انتظاری دارید. خوب حالا الان در این وضعیت هستید . باید چه کار کرد.ممکن است بپرسید خوب الان تکلیف من چیست؟

ببینید شما از همین الان باید تصمیم بگیرید که قشنگ زندگی کنید. میگویید چیزی در بساط ندارید. درآمد ندارید. پول ندارید. خوب اینها نتیجه افکار واحساسات و سخنان و کارهای گذشته شما بوده که الان درحال دیدن و تجربه ی آنها هستید.

از الان تصمیم بگیرید که روش فکرکردن و احساسات خود را تغییر بدهید. به گونه ای دیگر زندگی کنید. لطفا" نگویید مگر میشود؟

قرار نیست که شما اول پول بدست بیاورید و بعد خوشحال باشید. خوشحالی و شادی خودتان را به پول و ثروت گره نزنید. خوشحالی و شادی نباید بسته به پول باشد. شما اول باید خوشحال و شاد و سپاسگزار باشید تا بتوانید پول و ثروت و هر چیز دیگر را که موردنظرتان است را دریافت کنید.

مطمئن باشید اگر شما با این شرایطی که الان دارید نتوانید شادی و خوشحالی و حس سپاسگزاری را در خود ایجاد نمائید قطعا" با بدست آوردن چند صد  میلیارد تومن پول هم نخواهید توانست خوشحالی را تجربه کنید. چون خوشحالی و شاد بودن یک احساس درونی و ذهنی است. احساسی که توسط خود شما و از درون شما سرچشمه میگیرد.

اصلا" اشکالی ندارد که الان شرایط مالی خوبی ندارید. شما میتوانید تغییر کنید. لطفا" مطالب ابتدای این گفتار را به خاطر بیاورید ، خداوند وقتی آدم را آفرید فرمود که من موجودی خلق میکنم که میتواند خلق کند و تغییر ایجاد کند. شما آدم هستید . پس میتوانید تغییر ایجادکنید.

بابت تک تک داشته های خود شکر گزار باشید. سپاسگزار باشید. و بعد از  یاد آوری هر کدام از آنها ،لبخندی از رضایت به لب بیاورید.

تکرار کنید. یکبار دیگر به اطراف خودنگاه کنید. هر آنچه که میتواند باعث سپاسگزاری  و تشکر شما از خداوند بشود را در ذهن مجسم کنید و بابت آن شکرگزار باشید و بلافاصله لبخندی به لب بیاورید. این کار باعث میشود که در هر لحظه پیام ها و ارتعاشات مثبت وارد ذهن و ضمیرناخودآگاه شما بشود. این ارتعاشات وقتی تکرار بشوند از ضمیرناخودآگاه به کائنات منتقل میشوند. کائنات این پیام حاوی خوشحالی و شادی شما را دریافت میکند. نگاهی به وضعیت موجود شما میکند و می بیند که زندگی شما آنگونه نیست که شما دوست دارید و میخواهید باشد اما در عین حال بسیار شاد و خوشحال هستید.

کائنات با تضاد مخالف است.نوع احساس هر آدمی باید با کیفیت اتفاقات زندگی او هماهنگ باشند. پس شروع به چیده مان اتفاقات زندگی شما میکند. باید احساس خوب و شاد شما با کیفیت اتفاقات زندگی شما هماهنگ باشند. لذا پس از مدتی که از این احساسات و کارهای مثبت شما گذشت ، درکمال تعجب ملاحظه خواهید کرد که اتفاقات خوب یکی پس ازدیگری در حال روی دادن هستند. اتفاقات خوب یکی یکی به سراغ شما خواهند آمد. 

وقتی که اتفاقات خوب شروع شدند ، آنگاه  شما همچنان به همان کاری که گفته شد ادامه بدهید. بابت تک تک داشته های فعلی خودتان شکرگزار وخوشحال باشید. به یادداشته باشید که خوشحالی ، بزرگترین نشانه ی شکرگزاری است. به من و شما چه که فلانی چقدر دارد و از چه راهی بدست آورده است. مگر من و شما تصمیم گیرنده از طرف کائنات هستیم. مگر من و شما ، کیفیت اتفاقات زندگی او را تعیین میکنیم. مطمئن باشید که هرکسی به نسبت افکار و سخنان و احساسات و کارهایی که انجام داده است ، باید کیفیت اتفاقات زندگی خودش را قبول و تجربه نماید.

شما فقط  روی افکار و سخنان و احساسات خوب خودتان متمرکز بشوید. یقین داشته باشید که اتفاقات خوب منتظر شما هستند. به شرط آنکه خودتان با سخنان و افکار و احساسات خوب و مثبت خود آنها را جذب کنید. آنها خود به خود نخواهند آمد. حتما" باید از آنها دعوت بشود.

به نداشته هایتان فکر و تمرکز نکنید . فقط به هر آنچه که هم اکنون در اختیار دارید فکرکنید و بابت آن شکرگزار و سپاسگزار باشید و این کار را از صمیم قلب انجام بدهید. به یاد داشته باشید که ما هرگز نمیتوانیم خداوند و کائناتش را گول بزنیم. پس با خودتان صادق باشید و وقتی میخواهید حس خوشحالی و شکر گزاری را در خود ایجاد کنید ، حقیقتا" یادتان باشد که درحال ارتباط با خدا و کائناتش هستید و این احساس خوب شما همان لحظه توسط کائنات دریافت شده و بزودی نتیجه ی خوشایندی بصورت اتفاقات خوب در زندگی خود شاهد خواهید بود.


چگونه اتفاقات خوب یا بد به زندگی آدم ها جذب میشوند؟