احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

احساس آرام

احساس آرام

 

 

 احساس آرام

 

 

ارتباط عجیب و پیچیده ای بین احساسات مثبت و منفی ما و کیفیت اتفاقات زندگی ما وجود دارد. اگر کسی بتواند همواره با کنترل افکار خود ، از احساس مثبت و زیبایی برخوردار باشد قطعا" کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکند.

 

 

برای داشتن یک احساس مثبت و خوب بایستی به نکاتی ظریف و درعین حال مهم و اساسی توجه نمائیم.

1- به شدت مراقب آنچه که می شنوید باشید.

2- به شدت مراقب آنچه که به زبان می آورید باشید.

3- به شدت مراقب هر آنچه که می بینید باشید.

4- به شدت مراقب افکاری که از سر شما میگذرند باشید.

 

ادامه مطلب...

 


احساس آرام

کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

 

 

همانگونه که می دانید هیچ رویدادی در زندگی آدمها بصورت تصادفی و شانسی رخ نمی دهد.

سخنان و افکار و احساسات ما آدم ها ، در شکل گیری کیفیت حوادثی که در آینده تجربه می کنیم بصورت مستقیم موثر هستند.

   گاهی اوقات شما ممکن است در حال تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند باشید. حادثه ای برای شما رخ داده که خودتان در گذشته با سخنان و افکار واحساسات منفی یا مثبت خود آنرا هم اکنون ایجاد نموده اید.

اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه ، آیا شما تمایل دارید مدت زمان این حادثه و رویدادی که هم اکنون در حال تجربه ی آن هستید ، زیاد باشد یا کوتاه . و این بستگی به نظر مستقیم شما دارد.

وقتی شخصی در معرض تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند قرار می گیرد ، نوع برداشت و تفکرات و نگاه او نسبت به این حادثه نقش مهمی در اتمام یا ادامه دار بودن آن حادثه ی ناگوار خواهد داشت.

بعبارتی وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان خود را در شرایط و حال و هوا و احساسات همان اتفاق قرار بدهد ، مثل این است که دقیقا" لحظه به لحظه آن حادثه ی ناگوار برایش درحال تکرار است.

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، هرگز نمی توانند درک کنند که این احساس ناراحتی در حال حاضر دقیقا" بخاطر چیست ؟ و اصلا" تمایلی هم ندارند که بخواهند بدانند که این شخص برای چه ناراحت است و دریک احساس منفی به سر می برد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه با گذشته و آینده هیچ فردی کاری ندارند. آنها فقط با لحظه ی حال و احساساتی که در آن لحظه پدیدار می کنند سروکار دارند.

شخصی که دچار یک حادثه ی ناگوار شده و هم اکنون ناراحت و غمگین است ، در همین زمان حال حاضر ، در حال ارسال پیام های منفی ( غم و اندوه ) به ضمیرناخودآگاه و کائنات است.

کائنات و ضمیرناخودآگاه نمی توانند تشخیص بدهند که این شخص بخاطر حادثه ای که در  گذشته ای نزدیک یا دور اتفاق افتاده ناراحت و غمگین است و در حال حاضر دیگر اتفاق ناگواری برایش رخ نداده است. کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز این موضوع به این شکل نگاه نمی کنند. آنها هر لحظه نسبت به نوع احساسی که از طریق ضمیرناخودآگاه دریافت میکنند واکنش نشان میدهند.

وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان در فاز ناراحتی و غم قرار میگیرد ، بدون اینکه خودش بخواهد و بداند ، هر لحظه درحال ارسال پیام های منفی به کائنات و ضمیرناخودآگاه خود است. او هرگز دلش نمیخواهد که مجددا" همان اتفاق ناگوار و ناخوشایند برایش تکرار بشوند. اما کائنات و ضمیرناخودآگاه این ها را نمی دانند. آنها هرگز متوجه منظور وی نخواهند شد.

لذا تا زمانی که این شخص در همان فاز منفی و احساسات ناگوار قرار  دارد همچنان درحال ارسال سیگنال های منفی به کائنات است.

کائنات هم با توجه به اینکه نسبت به دریافت لحظه به لحظه ی احساسات مثبت و یا منفی هر فردی ، کیفیت اتفاقات زندگی وی را چیده مان میکنند ، لذا با دریافت هر سیگنال منفی ، قسمتی از اتفاقات آینده زندگی وی را بصورت منفی و ناخوشایند تدارک می بینند.

حتما" شنیده اید که گاهی میگویند : بد بیاری پشت بد بیاری . هر چی سنگه مال پای لنگه ...

خوب بد بیاری پشت بدبیاری یعنی چه؟

یعنی همان موضوعی که در بالا اشاره شد . افکار و احساسات منفی ، هر لحظه باعث میشوند که کیفیت اتفاقات زندگی به همان شکل منفی و ناگوار رخداد نمایند.

پس بخاطر داشته باشید که هرگز نباید در یک حالت احساسی منفی به مدت طولانی قرار بگیرید.

گاهی اوقات ما برای لحظاتی یک حالت احساسی ناخوشایند را تجربه میکنیم. اما به یاد داشته باشید که هرگز در آن مرحله میخکوب نشوید. بلافاصله از آن خارج شوید و احساس خود را تغییر بدهید.

زیرا کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز نمی توانند تشخیص بدهند که شما بابت اتفاقی که در گذشته رخ داده ناراحت و غمگین و افسرده هستید. آنها گمان میکنند که شما همین الان درحال تجربه ی آن اتفاق ناگوار می باشید.

بخاطر همین کائنات و ضمیرناخودآگاه بعد از دریافت آن احساس منفی ، نگاهی کلی به وضعیت و شرایط آن شخص می کنند. وقتی زندگی و موقعیت وی را بررسی میکنند با کمال تعجب مشاهده میکنند که هیچ اتفاق ناگواری در حال حاضر درحال تجربه شدن نیست. و این دقیقا" موضوعی است که با قانون کائنات مغایرت کامل دارد. یعنی احساس لحظه به لحظه ی شما ، باید دقیقا" با کیفیت اتفاقات زندگی شما در آن لحظه و یا کمی بعداز آن ، یکسان باشد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه وقتی می بینند که شما در آن لحظه واحد درحال تجربه ی هیچ اتفاق ناگواری نیستید ، بدون اینکه با شما پدرکشتگی داشته باشند یا قصد و منظور خاصی در کار باشد بلافاصله شروع به تدارک اتفاقاتی در زندگی شما میشوند.

اتفاقات و حوادثی که با آن احساس شما که در آن لحظه داشته اید هماهنگ و یکسان باشد.

خوب آن شخص در آن لحظه ، ناراحت و افسرده بابت اتفاقی است که در گذشته ی نزدیک یا دور برایش رخ داده است . اما کائنات دیگر با این چیزها کاری ندارند. و بدین ترتیب کیفیت اتفاقات زندگی وی از آن لحظه شروع به  ناگوار شدن میکنند.

اما اگر شما بتوانید ، هر اتفاق ناراحت کننده ای را به سرعت فراموش کنید و اجازه ندهید که احساس و افکار شما در آن حالت باقی بمانند ، بزودی خواهید دید که احساس و افکار شما به سمت و سویی مثبت و خوشایند کشیده میشود.

با توجه به اینکه ضمیرناخودآگاه و کائنات هم در هر لحظه درحال دریافت احساسات و افکار شما هستند ، با دریافت احساسات مثبت و خوب ، لحظه به لحظه درحال تدارک اتفاقات و حوادث خوشانید در زندگی آتی شما خواهند بود.

بعبارتی شما بدون اینکه خودتان بدانید ، لحظه به لحظه کیفیت اتفاقات زندگی اتان را در آینده به بهترین شکل ممکن تدارک می بینید.

به یاد داشته باشید که هیچ رویدادی در زندگی شما ، تصادفی و شانسی نیست .


کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

خداوند دوست داشتنی ما

 

 

هیچ رویدادی تصادفی نیست

 

 

بسیاری از آدم ها نمی دانند که خودشان با دست خودشان کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خودشان را رقم می زنند. اگر به آنها بگویی که شما خودتان کیفیت و شکل حوادث و اتفاقات زندگی خودتان را ترسیم می کنید قطعا" باور نخواهند کرد. اما این یک واقعیت انکار ناپذیر است. 

 

 

شما هم حتما" با واژه ی " گلایه و شکایت " آشنا هستید و شاید هم خودتان بارها از آن استفاده کرده باشید و یا خیلی از افراد را دیده باشید که این کار را کرده اند. 

گلایه و شکایت به نوعی برنامه ریزی برای رخ دادن اتفاقات ناگوار برای خود شخص است. کسی که ناله و شکایت می کند بدون اینکه خودش متوجه بشود در حال درخواست و سفارش اتفاقات ناخوشایند برای خودش می باشد. 

 

 

اتفاقات و حوادثی که در زندگی ما آدم ها بوجود می آیند هرگز تصادفی نیستند . یعنی قانون ایجاد شده در کائنات به این گونه نست که حوادث و رویدادهای زندگی هر فردی ، همینطوری بصورت اتفاقی و تصادفی برایش رخ بدهد. چون اگر اینگونه بود قطعا در عدالت بی مثال خداوند مهربان شک و شبه بوجود می آمد. آنگاه یکی باید بصورت تصادفی اتفاقات ناگوار بیشتری را نسبت به دیگری تجربه می کرد. چرا باید یک نفر نسبت به شخص دیگر اتفاقات ناگوار بیشتری را تجربه نماید. پس خداوند مهربان با ایجاد و قرار دادن این قانون منطقی در کائنات ، عدالت محض را نسبت به بندگانش ایجاد کرده است. تا دیگر برای هیچ کسی بهانه ای باقی نماند . هرکسی نسبت به خواست و تقاضای خودش ، میزان و کیفیت اتفاقات خوب یا بد را تعیین کند.

 

 

بارها شنیده اید و یا اینکه شاید برای خودتان هم پیش آمده باشد که در اثر یک  زمین خوردن ساده و معمولی ، دچار شکستگی دست یا پا شده باشید و مدتی دست یا پای شما در گچ بوده باشد . و احتمالا" شنیده اید که شخصی از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده و زنده مانده است . نگارنده خود با مادری صحبت کردم که فرزندش که حدود 17 سال داشته از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده است و حدود یکسال دست و پا و کمرش تحت نظر و مراقبت بوده است . استخوان هایش شکسته شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بعد حدود دو سال این شخص درحال حاضر صحیح و سالم است و مشغول به کار و زندگی می باشد . گاهی اوقات اتفاقات عجیبی رخ میدهد که موجب تعجب آدم میشود. آدم هایی بوده اند که از بالای یک نردبان یک یا  دو متری سقوط کرده اند و بعد مدتی از دنیا رفته اند. یا اینکه بارها در کلیپ های اینستاگرام یا تلگرام شاهد صحنه هایی بوده اید که آدم ها به طرز معجزه آسایی از تصادف با اتومبیل ها جان سالم به در می برند و در جایی دیگر هم چرخ یک اتومبیل کنده شده و یکراست به سراغ عابری که در پیاده رو در حال قدم زدن است برخورد کرده و او را به دیار باقی رهسپار میکند. 

 

 

به نظر شما اینها تصادفی هستند. قطعا" تصادفی در کار نیست. 

اطمینان داشته باشید کسی که همواره افکار مثبت و کلام مثبت و اعمال مثبت انجام می دهد محال است که دچار حادثه ای ناگوار بشود. الان ممکن است با خودتان بگوئید ، این چه حرفی است ، من خودم کسانی را می شناسم که خیلی آدم های خوبی هستند اما مثلا اتفاق ناگواری را تجربه کرده اند. 

 

 

توجه داشته باشید قضاوت در مورد هرکسی ، فقط توسط خودش ارزش خواهد داشت. من در زندگی عمومی و اجتماعی و در ظاهر ، ممکن است طوری رفتار نمایم که از نظر اطرافیانم یک آدم خوب و مثبت به نظر بیایم . رفتارم موجه و خوب جلوه کند . اما من در درون خودم و در باطن می دانم که چگونه آدمی هستم. کسی جز خدا و خود من از افکارم با خبر نیست. از نیت دل من خدا و خودم آگاه است. 

و جالب اینجاست که نیت و افکار و احساسات درونی ماست که باعث میشود کیفیت اتفاقات زندگی ما دشتخوش تغییر و دگرگونی شوند نه آن رفتاری که ما در ظاهر با دیگران داریم. 

کسی که دائم افکار منفی در سر دارد . حسود است یا کینه توز است و یا زود خشمگین میشود و عصبانی می گردد ، و یا اینکه دائما" در حال شکوه و شکایت از زمین و زمان است ، این آدم حتی اگر ظاهر موجهی هم داشته باشد قطعا" با پیام های منفی که از طریق احساس و افکار خود به کائنات ارسال میکند باید شاهد و منتظر اتفاقات وحوادث ناگواری باشد. 

 

 

زمانی که شخصی شروع به ناله و شکایت میکند ، ضمیرناخودآگاهش این پیام های منفی را دریافت و به همراه یک احساس مخصوص آن ، به کائنات ارسال میکنند. کائنات بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها بر اساس واقعیت است یا نه ، شروع به آنالیز وضعیت زندگی آن شخص میکنند. 

لازم به ذکر است که از نظر کائنات ، نوع پیام های ارسال شده از طرف هرکسی باید با کیفیت زندگی او همخوانی داشته باشد. یعنی امکان ندارد که کسی پیام های منفی به کائنات ارسال کند ،درحالی که زندگی معمولی و عادی را درحال تجربه کردن است . این برای کائنات قابل قبول نیست. پیام های منفی هماهنگ و همخوان و هم  نوع اتفاقات زندگی هستند. 

 

 

به همین دلیل است که دانشمندان تکنولوژی فکر و عرفا ، به کرات توصیه میکنند که هرگز افکار و احساسات منفی در وجود خود ایجاد نکنید . از کلمات و  واژه های منفی استفاده نکنید. چرا که این ها همگی دارای انرژی هستند و بعد از ارسال شدن به کائنات ، دقیقا" معادل همان ها را باید در زندگی روزمره تجربه نمائیم.

همانگونه گفته شد ، وقتی کسی ناله و شکایت میکند و به صورت تکرار به این کار ادامه میدهد، پیام هایی منفی به کائنات ارسال میشود. کائنات با بررسی وضعیت زندگی آن شخص ، متوجه میشوند که ماهیت این پیام ها با وضعیت زندگی این شخص درحال حاضر همخوانی ندارد. به عبارتی این پیام های منفی برای کائنات به معنی اتفاقات و حوادث و رویدادهای منفی و ناخوشایند است. 

 

 

لذا وقتی کائنات به زندگی روزمره این شخص توجه میکند ،اصلا " تعجب نمیکند که چرا نوع پیام های دریافت شده با نوع و کیفیت اتفاقات زندگی ایشان مغایرت دارد. کائنات طبق برنامه ای که برای خود دارند ، باید کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را دقیقا" با نوع ماهیت پیام هایی که دریافت کرده اند ، هماهنگ کنند. 

در اینجا مشاهده می کنیم که آن شخص دچار تصادفات زیادی میشود. زود به زود بیمار میشود و راهی بیمارستان می شود. بدهی به بار می آورد . شکست های پی در پی را در زندگی تجربه میکند. و خلاصه بد بیاری پشت بد بیاری برایش رخ میدهند.

 

 

و شاید هرگز خود متوجه نشود که باعث و بانی تمام این حوادث خودش است. اگر هم به او بگوئید ، با عصبانیت خواهد گفت ، این ها چرند  است . مگر من چه کار کرده ام. 

اما حقیقت این است که این اتفاقات همگی بخاطر همان شکوه و شکایتی است که او بارها به زبان آورده است و احساس بدی را در خود ایجاد نموده است. 

آیا نمی توان بجای شکوه وشکایت کردن از زمین و زمان ، از کلمات واژه های زیبا استفاده کرد. آیا نمی توان بجای شکوه و شکایت ، شکر گزاری کرد. روش سپاس گزاری را پیشه نمود؟

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر ، نعمت از کفت بیرون کند.

وقتی که کسی شروع به ناله و شکایت میکند ، کائنات نمی توانند بفهمند که این شخص فقط زبانش درحال ناله وشکایت است . زندگی معمولی دارد و نه درگیر بیماری و بیمارستان است و نه تصادفی کرده و یا اینکه اتفاق بدی را تجربه کرده است. کائنات کاری به این چیزها ندارد. 

وقتی کسی در رستوران منوی غذا را دریافت میکند و از روی آن سفارش ماهی پلو می دهد ، گارسون دیگر کاری ندارد که ماهی برای او ضرر دارد یا ندارد. گارسون رستوران موظف است دقیقا" همان چیزی را بیاورد که وی سفارش داده است. 

لذا وقتی کسی دائما" در حال ناشکری و ناله وشکایت از زمین و زمان است ، کائنات نمی تواند متوجه شود که او منظور دیگری دارد . او درحال خالی کردن دق و دلی خودش است . کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات دقیقا" بر مبنای سخنان و افکار و احساسات ما واکنش نشان میدهند. 

در مقابل کسانی که همیشه شکر گزار هستند و بابت تک تک داشته هایشان سپاسگزار خداوند مهربان هستند، نه تنها اتفاقات ناگوار را تجربه نمی کنند بلکه همواره کیفیت اتفاقات زندگی آنها به بهترین شکل ممکن رخداد میکند. زیرا که آنها به نوعی کائنات را گول می زنند. آنها با شکر گزاری و احساس خوشحالی ، به کائنات این پیام را ارسال میکنند که انگار درحال استفاده از بهترین های زندگی هستند. شاید در آن لحظه آن بهترین هایی که مورد نظرش است ، برایش مهیا نباشد ، اما او با ارسال این افکار و احساسات و پیام ها به کائنات ، به کائنات یک پیام مثبت و زیبا ارسال کرده است. 

کائنات با دریافت این پیام شروع به آنالیز کردن وضعیت زندگی وی می کنند. بعد از بررسی متوجه میشوند که زندگی فعلی این شخص دقیقا" با آن مقدار پیام های مثبت که حاوی شکرگزاری وخوشحالی است ، هماهنگ نیست. پس طبق وظیفه ای که بر عهده دارد ، شروع به چیدمان زندگی این شخص به گونه ای میکند که با آن پیام های دریافتی وی همخوانی داشته باشد. 

لذا بعد از مدتی شاهد اتفاقات خوب یکی پس از دیگری میشویم. خبرهای خوب پشت سر هم رخ میدهند. از حوادث ناگوار دور می ماند. رنگ و بوی بیماری و بیمارستان را فراموش میکند. و یک زندگی لذت بخش را تجربه میکند. جالب اینجاست که کیفیت این اتفاقات خوب هر روز بهتر از روز قبل میشود. یعنی کائنات دائما" در صدد هستند تا شکل و کیفیت زندگی وی را طوری برنامه طوری چیدمان کنند که با افکار و احساسات دریافت شده همخوانی داشته باشد. 

حالا دیگر هرکسی خودش مختار است که تعیین کند دوست دارد کیفیت اتفاقات زندگی اش چگونه رخ بدهند. 

بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست ، از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

هیچ اتفاقی تصادفی رخ نمیدهد مگر اینکه ما با سخنان و افکار و احساسات خودمان ، آنرا به زندگی خودمان دعوت کرده باشیم.

باید بابت تک تک داشته هایمان شکرگزار باشیم. شکرگزاری تکنیکی بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است که میتوان براحتی سر کائنات را گول مالید و بهترین ها را به زندگی خود دعوت کرد. 

در پایان یاد آور میشوم که کائنات ، عبارت است از : مجموع تمام هستی  به غیر از وجود نازنین خداوند مهربان و دوست داشتنی و خود شما را کائنات می گویند. 

بعبارتی نگارنده این مطالب در گروه همان کائنات است که به دستور شما این مطالب را نوشته و شما در حال حاضر درحال مطالعه آن هستید. یعنی شما در ذهن خود این مطالب را به کائنات سفارش داده اید و کائنات نویسنده را در سر راه شما قرار داده است. شما میتوانستید چیز دیگری در قالب پیام به ضمیرناخودآگاهتان ارسال کنید و مثلا" یک رمان یا یک داستان تخیلی را در مقابل شما قرار بدهد. شما هر آنچه را که با افکار و احساسات خودتان درخواست کنید همان نصیب شما خواهد شد. مهم این است که شما  چه میخواهید. خوشی و سلامتی میخواهید ؟ اتفاقات زیبا و خوشایند میخواهید؟ دقیقا" چه میخواهید؟ 

خیلی ساده است. اصلا" پیچیده نیست. فقط کافیست مراقب سخنان و احساسات خود باشید. سخنان و کلام منفی و ناپسند به زبان نیاورید. خوب اگر این کار را نکنید قطعا" اگر اتفاق ناگواری رخ بدهد کسی جز خودتان مقصر نیست. 

اجازه ندهید هیچ چیز منفی و ناپسندی را ببینید یا بشنوید. کارهایی انجام ندهید که احساس شما را خراب کند. افکار مفنی که حاوی یاس و نا امیدی است به ذهن خود راه ندهید. 

به یادداشته باشید که خداوندی که شما را آفریده ، هنوز هم شما را دوست دارد. در هر لحظه در حال نگاه کردن و توجه به شماست. ما شاید نگاه او را احساس نکنیم اما او هر لحظه به ما نگاه میکند و مراقب ماست. او بسیار مهربان است و خودش گفته اگر ما یک قدم به سمت او برداریم او ده قدم بر میدارد.پس وقتی طرف حساب ما چنین خدایی مهربان است ، بی توجهی به وی و ناشکری کردن ، خودکشی محض است. وقتی که میتوان با کلام زیبا و احساس خوب ، هر آنچه را که دوست داری از خدای مهربانت بخواهی ، چرا باید نا امید باشی. چرا باید ناشکر باشی. 

گاهی اوقات ما بواسطه ی اطلاعات غلطی که بدست آورده ایم ، تصور میکنیم که خداوند در آسمان هاست و آنقدر دور است که ما هیچ دسترسی به وی نداریم. درحالی که خداوند خودش فرموده است که من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم. 

منظور از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم ، اشاره به حضور مهربانش در ضمیرناخودآگاه ماست. ضمیرناخودآگاه ما ، مقر قدرت بی همتای خداوند مهربان است. 

اگر بتوانی همواره پیام های مثبت و زیبا به ضمیرناخودآگاهت ارسال کنی ، درواقع انگار هر لحظه از خداوند مهربان در حال خواستن چیزهای خوب بیشتری هستی. 

ممکن است بگوئی که من تا کنون خیلی با خدا صحبت کرده ام و خیلی چیزها خواسته ام ، اما هنوز خبری نیست. 

دوست من به یادداشته باش که دقیقا" همان لحظه ای درحال دعا و درخواست از خداوند مهربان هستی ، خداوند درحال دیدن و شنیدن خواسته ی توست و تو را نظاره میکند. اما به یاد داشته باش که درخواست تو باید با محتویات پیام هایی که به ضمیرناخودآگاهت ارسال میکنی همخوانی داشته باشد. یعنی کلام تو و سخنانت و اعمالت و احساس تو ، باید با خواسته ی تو یکی باشد. باید هم معنی و هم خوانی داشته باشند. نمیشود نا امید باشی و افسرده و آنگاه از خداوند چیزی طلب کنی. نمی شود ناشکر و ناسپاس باشی و آنگاه دعایی کنی و انتظار اجابت داشته باشی. 

نمیشود که ناشاد و ناخوشنود باشی و غمگین و در عین حال مشغول دعا و درخواست باشی . 

خداوند دوست دارد تو را همیشه شاد و خوشحال ببیند. در همه حال امید وار به خودش ببینید. شکرگزار و سپاسگزار باشی. مهربان باشی. خیرخواه دیگران باشی. ازار و اذیتت به کسی نرسد. خلاصه مطلب اینکه " آدم " باشی . آنگاه درخواست تو با محتویات ضمیرناخودآگاهت هماهنگ شده و در یک چشم به هم زدن خواسته و دعای خوب تو اجابت میشود. 

خداوند مهربان اهل غرور و تکبر نیست که بخواهد بنده گانش را سر بدواند . او بسیار مهربان و رئوف است نسبت به مخلوقات خودش. کسی که حتی از مادر برای نوزاد و فرزندش مهربان تر است. 

معاذالله و بلاتشبیه ، در یک مدرسه و یا خانه ، وقتی یک بچه ای بیش از  حد شلوغ میکند و بی انضباطی از خودش نشان میدهد نهایت پس از یکی دو ساعت ، تنبیه میشود ، اما می بینیم که بنده ای روزها و ماه ها و سالها ، کار خطایی را تکرار میکند و خداوند مهربان همچنان فرصت بازگشت میدهد. خداوند مهربان حتی به راحتی دست به تنبیه هم نمی زند و مدت ها فرصت برگشت می دهد. 

پس چنین خدایی مهربان و بی مثال ، هر لحظه سخنان ما را میشنود و ما را می بیند . و هر آنچه را که از صمیم قلب بخواهیم به طوری که احساس کنیم او همین الان دعای ما را می شنود و ما را می بیند ، یقین بدانید که دعایتان مستجاب خواهد شد. 

همین الان با خدای مهربانت آشتی کن . چگونه؟

از این لحظه تصمیم بگیر که همیشه از کلمات ، سخنان ، و واژه های مثبت و زیبا استفاده کنی. 

احساس مثبت و خوبی همراه با شادی و شکرگزاری داشته باشی .

همیشه به خدای مهربانت امیدوار باشی و او را به معنای واقعی دوست بداری. مانند بهترین و صمیمی ترین دوست خودت . 

از ناامیدی و یاس و افسردگی دوری کنی. 

بعد از آن منتظر معجزات زیبای خداوند مهربان باش.

 

 

 


خداوند دوست داشتنی ما