close
تبلیغات در اینترنت
احساس آرام
پربازدیدترین ها آخرین ها پیشنهادی
سرنوشت ! آری یا نه ؟

 

 

 

سرنوشت عبارت است از : تجربه لحظه لحظه اتفاقات زندگی در آینده.

 


برای اینکه سرنوشت خوبی داشته باشیم باید تمرین کنیم که خوب فکر کنیم. مثبت فکر کنیم.

باید تمرین کنیم که قشنگ حرف بزنیم . قشنگ بشنویم.سخنان منفی و نا امید کننده را نشنویم.

باید تمرین کنیم که قشنگ زندگی کنیم.

تک تک ما ؛ بخوبی میدانیم قشنگ زندگی کردن یعنی چه؟ به خوبی میدانیم که چگونه میتوان خوب حرف زد. چگونه میتوان خوب فکرکرد.

اما گاهی انگار دوست نداریم با واقعیت ها و حقایق زندگی به همان صورتی که باید باشد ؛ روبرو بشویم.

نصیحت کردن کار کاملا بیهوده ای است و هیچ تاثیر مثبتی در هیچ فردی نخواهد داشت. پس صرفا" گفتن اینکه مثبت فکرکنید و قشنگ حرف بزنید اصلا نمیتواند کارگشا و زیبا به نظر برسد.

یه راه حل بسیار ساده و کاربردی میتواند سرنوشت ما را تغییر بدهد.

فقط کافیست که اشراف لحظه به لحظه به خودمان داشته باشیم.وقتی سوالی از ما پرسیده میشود ؛ با اشراف لحظه به لحظه به خود , میتوانیم با حوصله و تعقل بهترین و مناسب ترین پاسخ را بدهیم.با اشراف لحظه به لحظه میتوانیم بهترین تصمیمات را بگیریم. بهترین چیزها را ببینیم و بهترین چیزها را بشنویم. خیلی ها هستند که بصورت ناخودآگاه این فرمول ها را انجام میدهند. آنها همان کسانی هستند که سرنوشت خوبی دارند. در اصطلاح میگویند که : آنها خیلی خوش شانس هستند.همیشه خوب می آورند.

درحالی که اصلا شانسی درکار نیست. همانطور که در بالا اشاره شد؛ سرنوشت یعنی تجربه لحظه به لحظه اتفاقات زندگی . بعضی ها هستند که یاد گرفته اند همیشه مثبت باشند.در اصطلاح به آنها بچه مثبت میگوییم. آنها عادت کرده اند که خوب حرف بزنند.عادت کرده اند که از کسی نفرت نداشته باشند. آنها عادت کرده اند که آرام سخن بگویند و مهربان باشند. آنها عادت کرده اند که هیچ وقت عصبانی نشده و از کوره در نروند.آنها عادت کرده اند که قبل از انجام کارهایشان کمی فکرکنند و بعد آن کار را انجام بدهند.آنها عادت های خوب زیاد دیگری هم دارند که همین عادت ها باعث شده تا آنها هر روز اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه نمایند.کسی که درحال رانندگی یک اتومبیل است ؛ قطعا" با آموزش و یادگیری تکنیک های رانندگی توانسته است که به مرحله ای برسد که بتواند اتومبیلی را براحتی و کنترل براند. کسی که درحال پرواز با یک هواپیما  است , توانسته است مراحل یادگیری و آزمون های سخت خلبانی را فرا گرفته و به آنجا برسد که بتواند هواپیمایی را از زمین بلند کرده و در آسمان به پرواز در بیاورد.

تمام این افراد ابتدا و در اول کار ؛ اصلا هیچ اطلاعات و آگاهی خاصی از این آموزش ها نداشته اند. آنها از صفر شروع کرده اند. آنها با یادگیری و انجام تمرینات متمادی توانسته اند که آرام آرام به مرحله ای برسند که بتوانند از عهده انجام آن کارها بر بیایند.

حالا اگر کسی نتوانسته خلبان بشود یا نتوانسته است گواهینامه رانندگی را دریافت کند , آیا باید به سرنوشت و اقبال بد خود ناسزا بگوید واز آن گله وشکایت نماید؟ اگر کسی نتوانسته است در زندگی خود به اهداف خود برسد باید به زمین و زمان ناسزا گفته و از سرنوشت بد خود گله نماید؟

کسی که نخواسته است خوب حرف بزند ؛ نخواسته است خوب بشنود , نخواسته است خوب رفتار نماید , نخواسته است خوب فکر کند , هیچ برنامه و هدفی را برای آینده خود ترسیم نکرده است , آیا میتوان انتظار داشت که در آینده به جایی برسد و مانند کسانی که تلاش میکنند و مثبت اندیش هستند و درراه هدف و مقصد خود تلاش میکنند به جایی برسند؟

خوب تمام این موفقیت ها از یک جایی آغاز میشود. یک شروعی دارد.اما شروع آن با تغییر دادن خصلت های اخلاقی خودمان آغاز میشود.

باید بتوانیم خوب صحبت کنیم و خوب ببینیم و خوب فکر کنیم. احساس خوبی داشته باشیم. زود از کوره در نرویم.به اهداف و آرزوهایمان فکر کنیم و درذهن خود آنها را تجسم نماییم.اشراف لحظه به لحظه داشته باشیم . هر وقت فکری منفی خواست وارد ذهن ما بشود سریع به خود نهیب بزنیم که درحال دریافت یک مورد منفی هستیم و سریع باید جلوی ادامه پیدا کردن آن ارتعاش فکری گرفته شود. اگر درحال شروع یک بحث منفی و نا امید کننده هستیم سریع به خود نهیب بزنیم که درحال وارد شدن به یک بحران هستیم و باید سریعا" جلوی این بحران گرفته بشود. موضوع بحث تغییر نماید و یا از آن محیط دور بشویم. درمکان هایی قرار نگیریم که باعث خراب شدن روحیه و احساس ما بشود. با افرادی برخورد نداشته باشیم که باعث میشوند ما خوب فکر نکینم و خوب حرف نزنیم . طوری زندگی نکنیم که بعدا حسرت گذشته را بخوریم.

می بینید که به همین راحتی میتوانیم کیفیت اتفافات زندگی خودمان را در آینده به دست بگیریم و براحتی به عبارتی سرنوشت خودمان را همانطور که خودمان دوست داریم رقم بزنیم.

پس از همین لحظه تصمیم بگیرید که سرنوشت خودتان را خودتان بنویسید. لطفا شروع کنید.

 

 

برو تودهن شیر

 

وقتی یک اتفاق و حادثه ای برای کسی رخداد می کند اولین کاری که به نظرشان می رسد این است که از آن موضوع بشدت دوری کرده و فرار نمایند. این به نظر ساده ترین کار است اما راهکار اساسی و منطقی نیست چون باعث میشود که ما به نگرانی خود اضافه کنیم و آنرا چند برابر نماییم.

بهترین کار این است که نه تنها از آن موضوع فرار نکنیم بلکه در کنار آن قرار بگیریم. برای روشن تر شدم مطلب ؛ مثال میزنیم.

فرار از نگرانی و استرس

شخصی را در نظر بگیرید که در ابتدای رانندگی خود ، تصادف کرده و حتی مثلا از ناحیه دست یا پا آسیب دیده است. این شخص بخاطر ترسی که از رانندگی در ذهنش ایجاد شده ممکن است تصور غلط و منفی نسبت به رانندگی پیدا کرده باشد. معمولا" در این گونه موارد بهترین و ساده ترین کاری که به نظر می رسد اینست که تا مدت ها دیگر به سمت اتومبیل و رانندگی نمی روند. این یعنی فرار کردن از موضوع ترس و نگرانی.. نگرانی از اینکه مبادا مجددا" تصادف کنم. این دفعه شانس آوردم شاید دفعه بعد کاملا دخلم بیاید. اینها تصورات اکثر آدمها از اولین تجربه تلخی است که در زندگی درمورد هر موضوعی ممکن است تجربه نمایند. اما به خاطر داشته باشید که این نگرانی و ترس اگر درمان نشود میتواند تا آخر عمر گریبان گیر شما باشد.

پس بیایید باهم رفتن به دهان شیر را تجربه کنیم.

راه حل ساده ای وجود دارد. شما نه تنها نباید از اتومبیل و رانندگی فرار کنید بلکه دقیقا باید بیشتر با اتومبیل سروکار داشته باشید و بیشتر رانندگی نمایید.

بجای فرار کردن از ترس و نگرانی از رانندگی و تصادف در پشت فرمان قرار بگیرید و با خود بگویید من خیلی شجاع تر از این حرفها هستم .ضمنا من رانندگی را دوست دارم و باید کاملا مسلط بشوم.تصادفی که برایم رخ داد بخاطر نگرانی و ترس اولیه خودم بود.فقط کمی حواسم پرت شد همین. کسی مقصر نیست جز خودم. پس هم اکنون هم خودم باید آنرا جبران نمایم.

شروع کنید به رانندگی . ممکن است کمی دلهره داشته باشید اما مطمئن باشید که دیگر پس از مدتی نه اثری از آن ترس باقی خواهد ماند و نه نگرانی از تصادفات آینده. چون ذهن ما آدمها ،اینگونه طراحی شده که از هر چیزی بترسیم و فرارکنیم ، نه تنها از آن دور نمی شویم بلکه بیشتر با آن درگیر خواهیم شد.

مثال دوم: ممکن است شما دانش آموز یا دانشجو باشید. یا کار آموز . ممکن است از درسی خوشتان نیاید. چون خاطره خوبی از استاد و معلم مربوطه ندارید. سرکلاس باعث ناراحتی و دلهره شما شده است. (اساتید و دبیران و معلم ها  معمولا" با دانش آموزان و دانش جویان خود به گونه ای برخورد میکنند که دانش آموز یا دانش جو  خاطره بدی از آن درس و کلاس نداشته باشند اما گاهی هم پیش می آید که استاد یا معلم بخاطر اینکه خودش احساس آرامی ندارد و از بابت موضوعی ناراحت است ؛ آن ناراحتی و تنش روحی درونی خودش را به کلاس و دانش آموزان هم انتقال میدهد. لذا گاهی دانش آموزان و دانش جویان خاطره ناخوشایندی از درسی که استادش باعث رنجش خاطر آنها شده است در ذهن دارند)

اگر شما از آن دسته از دانش جویان و دانش آموزانی هستید که خاطره خوبی از درس و استادی را ندارید ؛ از روش بروید به دهان شیر استفاده کنید.بجای فرار کردن از آن درس و رودرو نشدن با آن استاد! برعکس بیشتر کتاب آن درس را نگاه کنید ومطالعه نمایید. بیشتر در جلوی چشم آن استاد قرار بگیرید و بیشتر درمورد آن درس سوال کنید.خود را بیشتر درگیر آن درس نمایید. اینگونه پس از مدتی خواهید دید که چگونه نه تنها از آن درس بدتان نمی آید بلکه برایتان لذت بخش هم شده است.ضمنا" پس از مدتی متوجه میشوید که استاد و معلم مورد نظر قصدی نداشته و اگر حرفی هم زده  بخاطر این بوده که نتوانسته است خود را کنترل نماید.چون سخنان ما تاثیر گذارهستند.شاید به نظر خودمان فقط یک حرف یا جمله ساده گفته باشیم اما تاثیر و عواقب آن یک جمله ساده ممکن است اثراتی ویرانگر در شخص شنونده بگذارد که جبرانش به این سادگی ها نباشد.

خلاصه اینکه ترس را کنار بگذارید. هر چیزی که نگرانتان میکنید را با آغوش باز بپذیرید. اگر نگران تلفنی هستید ؛ بجای خاموش کردن یا بی صدا کردن گوشی و تلفن خود ؛ آنرا روشن کنید و خود را آماده شنیدن صدای تلفن کنید. اگر از دیدن شخصی ترس دارید خود را آماده رو درویی با ایشان کنید و فرار نکنید.

به دهان شیر بروید

 

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد