احساس آرام - مطالب ارسال شده توسط admin

احساس آرام - مطالب ارسال شده توسط admin
دوشنبه 22 مهر 1398

خوشبختی یک احساس است

  • 51

خوشبختی یک احساس درونی است

خوشبختی یک احساس درونی است.

خیلی از آدمها به دنبال " خوشبختی " هستند. آنها هر چقدر که تلاش می کنند در نهایت نمی توانند " خوشبختی " را بدست بیاورند. در آخر نا امید و افسرده می شوند و از زمین و زمان و کائنات گله و شکایت می کنند که پس این خوشبختی کجاست و چرا به سراغ آنها نمی رود؟

 

خوشبختی یک احساس درونی است. اگر شما از آن دسته و گروهی هستید که فکر می کنید ، اگر ثروت نجومی و یا اتومبیل و خانه و هر چیز دیگر خاصی  که مد نظرتان است را نداشته باشید آنگاه هرگز خوشبخت نیستید ، باید بدانید که سخت در اشتباه هستید.زیرا به  محض از دست دادن هر یک از آنها ، خوشبختی هم به همراهش رخت بر خواهد بست .

 

لازمه ی خوشبختی داشتن یک احساس آرام و مثبت است. شما باید بتوانید از هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است لذت ببرید و بابت داشتن آنها خوشنود باشید. شکر گزاری و قدردانی بابت داشته های فعلی شما ، احساس آرام و مثبتی را در شما ایجاد می کند. اگر به زندگی افراد موفق نگاه کنید خواهید دید که هیچ یک از آنها از ابتدا آنگونه ثروتمند و خوشبخت نبوده اند. آنها در ابتدا توانستند که خود را آرام بسازند. تا زمانی طوفان درون آرام نگیرد ، هرگز خوشبختی و آرامش و موفقیت به سراغ کسی نخواهد رفت.

 

زمانی که شما بابت داشته های فعلی خود خوشنود و شکرگزار باشید ، آنگاه در هر لحظه پیام ها و سیگنال های مثبتی به ضمیرناخودآگاهتان ارسال میشود. ضمیرناخودآگاه در هر لحظه در حال دریافت این پیام ها از طرف شماست. شما این پیام ها را در هر لحظه توسط افکارتان و سخنانی که به زبان می آورید برای ضمیرناخودآگاهتان ارسال میکنید. ضمیرناخودآگاه هم این پیام ها را دریافت نموده و به همراه احساسی  که برای آن در شما ایجاد شده است را  به کائنات ارسال میکند.

 

کائنات وظیفه دارند هر پیامی را که حاوی احساس است را دریافت نموده و بر اساس آن ، کیفیت اتفاقات زندگی شما را تدارک ببیند.

پس اگر شما دائما" در حال تولید پیام های منفی ( نا امیدی و یاس و خشم و عصبانیت و حسادت ) در ذهن خود هستید آنگاه باید شاهد تجربه ی اتفاقات ناگواری در زندگی اتان باشید.

لازم به یاد آوری است که هر آدمی در سیستم کائنات برای خود یک کد و آی پی مخصوص دارد. همانگونه هر شماره تلفنی یک آی پی مخصوص و منحصر به فرد دارد ، هر آدمی هم برای خود یک آی پی و کد مخصوص و انحصاری در کائنات دارد. کائنات با استناد به این کد ، عملیات خود را انجام می دهد. همانگونه که میدانید وظیفه ی کائنات اجرایی کردن دستوراتی است که هر آدمی بر اساس  سخنان و افکار و احساسش در خود ایجاد میکند .

 

وقتی یک شخصی داشته های ارزشمند فعلی خود را نادیده می گیرد و فقط به آن چیزهایی که ندارد و یا آرزوی داشتن آنها را دارد ، فکر میکند ، بصورت اتوماتیک افکار و احساسات خاصی در وجودش شکل می گیرد. این افکار و احساس نا امیدی و یاس از نداشتن چیزهایی که آرزویش را دارد ، بصورت سیگنال هایی به ضمیرناخودآگاهش ارسال میشود. ضمیرناخودآگاه این پیام منفی را به همراه احساس بد آن ، به کائنات می فرستد. کائنات با دریافت این افکار و احساس منفی از طرف آن شخص با کد مشخص، بلافاصله شروع به بررسی اوضاع و احوال وی میکند.

 

کائنات با دریافت کد مورد نظر بلافاصله متوجه میشود که این پیام از طرف کیست. لذا به سرعت پرونده ی وی تحت بررسی قرار می گیرد. کائنات با بررسی پرونده آن شخص و نگاهی عمیق و گسترده به زندگی فعلی وی ، در می یابند که " شرایط فعلی این شخص " با محتویات پیام دریافت شده ، یکسان نیست و همخوانی ندارد.

 

لازم به توضیح است که کائنات برداشت های خاصی از افکار و احساسات ما دارد و برای هر یک از آنها یک " کد " در نظر می گیرد.

 

همانگونه که گفتم کائنات با بررسی وضعیت فعلی آن شخص متوجه میشوند که اوضاع و احوال ایشان با پیغامی که به همراه احساسش فرستاده است اصلا" همخوانی ندارد . درحالی که این پیام دریافتی به معنی داشتن یک شرایط خیلی سخت و ناگوار است. شرایط یک شخص بیمار، تصادف کرده ، در بیمارستان بستری شده ، بدهکار، شکست خورده ، غم و اندوه یک مصیبت ، و صدها مورد دیگر از این قبیل که کائنات در فاکتورها و لیست خود دارد و برای آن شخص تدارک می بیند. آن شخصی  که گله و شکایت می کرده است ، و بجای شکر گزاری و تلاش برای زندگی بهتر خود ، دائما" درحال ناله و شکایت بوده است ، اکنون باید اتفاقاتی را تجربه کند که با افکار و احساساتش همخوانی داشته باشد.

 

لذا کائنات عالم شروع به تدارک حوادث و اتفاقات آینده بر اساس آن افکار و احساس منفی برای آن شخص میکند.

 

چند وقت بعد ، اتفاقات و حوادث ناگوار از راه می رسند. بیماری، آسیب دیدن از تصادف، خرابی اتومبیل ، دعوا و درگیری فیزیکی ، برخورد با افراد عصبی و ناراحت ،و صدها اتفاق اینگونه در سر راه ایشان قرار میگیرد. کائنات با کسی حساب شخصی ندارد. کائنات بر اساس دریافتی هایی که ما خودمان برایش از طریق ذهن خود ارسال میکنیم ، این اتفاقات را در زندگی برایمان رقم می زند. هیچ رویدادی در این دنیا تصادفی نیست. هیچ اتفاقی از قبل ، بدون اینکه ما خودمان خواسته باشیم یا دستور ایجاد آنرا صادر کرده باشیم ، رخداد نمیکند.

 

افراد آرام و شکرگزاری که بابت داشته های فعلی خود از خدای مهربان سپاسگزاری میکند ، با ایجاد تفکر و احساس آرام و مثبت در وجود خویشتن ، باعث میشوند که کیفیت اتفاقات و حوادث آینده طوری برایشان رقم بخورد که بتوانند به راحتی و مثل آب خوردن ، به اهداف و آرزوهای قشنگی که در ذهن خود دارند برسند. برای رسیدن به خواسته هایتان ابتدا باید آرامش داشته باشید. به داشته های فعلی خود فکر کنید و بابت آنها قدرشناسی کنید آنگاه با احساس آرامشی که بدست می آورید اهداف و آرزوها و رویاهای قشنگتان از پشت ابرهای تیره ی بد بینی و نا امیدی و غم و اندوه ، پدیدار می شوند و شما متعجب خواهید شد که این اتفاقات زیبا چقدر شبیه معجزه هستند.درحالی که هیچ معجزه و شانسی در کار نیست. برای شروع ابتدا و قدم اول این است که به داشته های فعلی اتان فکرکنید و اصلا" به نداشته ها توجهی نکنید. بعد از بدست آوردن آرامش ، آنگاه آرزوها و رویاهایتان یک به یک و بصورت خودکار نمایان میشوند.

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 


  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 17 مهر 1398 ساعت: 5:32بعد از ظهر
  • نویسنده :

نظرات()
برچسب ها : ,,,,,,,

کار نیکو کردن از پر کردن است.

  • 111
کار نیکو کردن از پر کردن است.

کار نیکو کردن از پر کردن است

هر کاری که توسط هر آدمی در این جهان انجام می شود به نوعی در حساب او در کائنات ذخیره می شود. یعنی اینکه ما آدمها در هر لحظه درحال پس انداز کردن هستیم.

همانطور که شما به یک بانک مراجعه می کنید و مبلغی پول را به عنوان پس انداز در آنجا نگهداری می کنید تا مواقعی که مورد نیازتان بود از آن استفاده نمائید ، کارهایی که ما در هر لحظه انجام می دهیم هم چنین است و در هر لحظه درحال ذخیره و پس انداز شدن هستند.

کارهای خوب و مثبت که به نوعی خیر و منفعت آن بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به دیگران می رسد ، به شکل خاصی در حساب شما در کائنات ذخیره شده و در مواقع لزوم به داد شما خواهد رسید. مثلا" فرض کنید شما هنگام عبور از یک پیاده رو یا خیابان ،متوجه یک تکه سنگ در آنجا شدید. آن سنگ را بر می دارید و در گوشه ای قرار می دهید تا مبادا به عابران و رهگذران و یا وسایط نقلیه گذری ، صدمه وارد بشود. شما با این کار ، بدون اینکه متوجه بشوید یک امتیاز به حسابتان در کائنات اضافه کرده اید.  این امتیاز و ذخیره ، در مواقعی که شما نیاز به کمک دارید ، کائنات از حساب شما برداشت می کند و آن مشکل و مسئله شما را حل می کند، و هیچ ربطی هم به شانس و اقبال ندارد!

گاهی اوقات اتفاقات عجیبی در زندگی ما رخ می دهد که باعث تعجب ما می شود. با خود فکر می کنیم که چطور این اتفاق افتاد؟ یا چگونه این مسئله من به این خوبی و معجزه وار حل شد؟ آنجا دقیقا" همان موقعی است که کائنات از حساب ذخیره شما برای حل مشکل شما استفاده کرده است.

پس با این حساب هر آدم عاقلی تمام تلاش خود را می کند که تا میتواند برای خود در کائنات پس انداز کند.

این پس اندازها خیلی به درد بخور هستند و خیلی راحت می توان آنرا افزایش داد. گاهی اوقات حتی یک نگاه محبت آمیز به کودکی که در حال بازی در کوچه است و یا یک نگاه دوستانه به همسایه می تواند یک پس انداز محسوب بشود. به طور کلی هر عمل نیکی که باعث رضایت خاطر شما شده و به نفع کسی دیگر جز خودتان در آن لحظه باشد یک پس انداز محسوب میشود.

شما در خانه ،می توانید در شستن و تمیز کردن خانه به همسر یا مادرتان همکاری کنید. شستن یک استکان یا یک بشقاب یک ذخیره محسوب می شود. یک نگاه محبت آمیز به  سیمای نازنین  پدر یا مادرتان یک پس انداز در کائنات محسوب می شود ، چه برسد به اینکه دستانشان را بوسه بزنید و مطیع محض آنها باشید.آنگاه دیگر رقم امتیازتان آنقدر زیاد میشود که دیگر حتی فرشتگان آسمان هم قادر به شمارش آن نخواهند بود.( خدمت و ارادت به پدر و مادر و جلب رضایت آنها آنقدر امتیاز و پاداش دارد که فقط خود خداوند قادر است پاداش آنرا محاسبه نماید  و از عهده ی هیچ کسی دیگر بر نمی آید.قابل توجه کسانی که هنوز پدر و مادرشان در قید حیات هستند).

هنگام انجام دادن یک کار خیر و مثبت ، انتظار پاداش نداشته باشید، زیرا احتمالا" دیگر آنوقت کار نیک شما در کائنات ثبت نخواهد شد زیرا شما نتیجه کار خود را گرفته اید.

به همین خاطر است که بزرگان و علما همیشه گفته اند که بعد از انجام کار نیک توقع و انتظاری نداشته باشید تا پاداش واقعی و ارزشمند را از کائنات دریافت نمائید.

 مثلا" روزی برای انجام کاری به اداره ای وارد می شوید . با کمال تعجب مشاهده می کنید که یکی از کارمندان مثل اینکه سالهاست شما را می شناسد با خوشرویی کار شما را انجام می دهد و شما را متعجب می کند! ( آنگاه باخود فکر میکنید ، مگر میشود که به اداره ای مراجعه بکنم و به این خوبی و خوشرویی با من برخورد  شود؟)  یا درحال عبور از خیابان ، اتومبیلی بصورت خطرناکی از کنار شما عبور می کند بدون اینکه صدمه ای به شما وارد بشود. شما در آن لحظه قطعا" از " شانس " یاد خواهید کرد. یا مثلا " می گویید خدا خیلی رحم کرد. در واقع چیزی بنام شانس وجود خارجی ندارد و فقط یک نگرش و تفکر بیشتر نیست. و از طرفی خدای مهربان هم هرگز بین بندگان خود تمایز و تبعیض قائل نمی شود که از یکی مراقبت نماید و از دیگری مراقبت نکند و اجازه بدهد که برایش حوادث ناگوار رخ بدهد. خداوند مهربان این جهان را قانونمند و هوشمند خلق نموده و خود فقط درحال مانیتور آن است. هر کار خوب یا بدی ، هرچند کوچک ، شامل پاداش یا مجازات است. همانگونه که در قرآن کریم هم به این موضوع اشاره شده که :  خوبی و بدی شما حتی به اندازه ذره ای خردل ، محاسبه شده و به خود شما باز می گردد.

این قسمت خوب داستان بود. اما کسانی که از هر فرصتی استفاده می کنند تا باعث رنجش خاطر و اذیت دیگران بشوند، آنها در چه شرایطی از نظر کائنات و قوانین هوشمند آن قرار دارند؟

همانگونه که گفتم ، برای کائنات فرقی نمی کند که شما چه کسی باشید و کجا زندگی کنید. هر آدمی بدون استثنا مشمول  قوانین هوشمند کائنات است. کسی که بی مهابا اقدام به انجام کارهایی می کند که باعث رنجش و آزار دیگران می شود ، چه  کوچک و چه بزرگ، چه آشکارا و چه پنهان ، به شدت مورد مجازات کائنات قرار می گیرد.کائنات با ثبت این کارها، در زمان مناسب ، بازتاب آن کارها را به آن شخص نشان می دهند.

همانگونه که برای یک شخص مثبت و کسی که دائما" در حال انجام کار مثبت و خوب است ، هر لحظه یک پاداش برایش در کائنات ثبت می شود ، دقیقا" در روی دیگر سکه هم چنین برنامه ای درحال اجرا است و برای کسی که برای دیگران ناراحتی ایجاد می کند و موجب آزار و اذیت دیگران می شود برایش مجازات ثبت می شود. کارهای خطای او در حساب او درحال ذخیره شدن هستند.( حتی یک کلمه و جمله ای که به ضرر کسی دیگر گفته شود).

همانگونه که گفتم این موضوع آنقدر پیچیده و حساس است که به درستی و دقیق نمی توان به تمام ابعاد تاثیر گذار آن به صورت کامل اشاره کرد.

در اینجا خالی از لطف نیست که خاطره ای از دوران کودکی خودم را با پدر بزرگوارم بیان کنم.

در کودکی به واسطه ی علاقه ای خاص که نسبت به پدرم  داشتم ، همیشه  از هر فرصتی استفاده می کردم تا در کنار و همراه او باشم. به خوبی به یاد دارم که هنگام عبور از کوچه یا خیابان ، بارها و بارها و به کرات ، خم شده بود و تکه سنگ یا چوبی را از محل عبور عابران یا وسایط نقلیه برداشته و کناری گذاشته بود.. اوایل که خیلی کوچکتر بودم اصلا" مفهوم این کارهایش را نمی فهمیدم و حتی به ذهنم خطور نمی کرد که از او دلیل کارش را سوال کنم. همین که کنار و همراهش بودم برایم کافی بود و لذت می بردم .  اما کمی بزرگتر که شدم این حس کنجکاوی را با چند سوال نشان دادم. وقتی از ایشان دلیل این کارهایش را سوال کردم ، در کمال مهربانی گفتند: چون اینجا محل عبور آدمها یا محل تردد وسایط نقلیه می باشد  لذا ممکن است این تکه سنگ یا آن تکه چوب ، باعث شود به آدمها یا اتومبیل یا موتور سیکلت هایی  که درحال عبور هستند   صدمه وارد بشود. این را بر میدارم تا آنها آسیب  نبینند.

بصورت اتوماتیک این کارها برایم ملکه ذهن شد. هرچقدر بزرگتر می شدم  بیشتر حواسم جمع بود که  هنگام عبور از پیاده رو یا خیابان، اگر سنگی یا چوبی در آنجا بود را بردارم که به دیگران صدمه ای وارد نشود.

ایشان همیشه می گفتند که اگر میخواهی انسان خوبی باشی ، تا میتوانی به مردم خدمت کن. هرکاری که از دستت بر می آید برای مردم انجام بده ، اگر هم در شرایطی هیچ  کاری از دستت بر نیامد اشکالی ندارد اما مراقب باش باعث رنجش خاطر کسی نشوی. چه با دستانت و چه با زبانت.کسی را آزار نده.


نمیدانم شاید پدرم به خاطر کمی سن و سال من  ، نمی توانست قوانین کائنات را برایم شرح بدهد و با زبانی بسیار ساده که برایم قابل فهم باشد در آن سنین ، پیچیده ترین قوانین هوشمند کائنات را باز گو میکرد.

گاهی اوقات آنقدر سرگرم این زندگی ماشینی! می شویم که فراموش می کنیم ما در این جهان تنها نیسیتم. کسی هست که درحال مانیتور کردن ماست. کوچکترین کاری که  از ما سر می زند توسط او فیلم برداری میشود و بعد از ثبت و ضبط در پرونده و حساب ما ذخیره می شود. این ذخیره ها در طی زندگی کوتاه ما در این دنیا ، به شکل اتفاقات خوب یا بد ، برایمان نمود واقعی پیدا میکنند.

توصیه میکنم تا می توانید باعث راحتی اطرافیانتان بشوید. به هرشکلی که می توانید باعث خوشحالی دیگران بشوید. اگر ...اگر نمی توانید کار خوبی انجام بدهید و یا چیزی به فکرتان نمی رسید حداقل مراقب باشید که باعث رنجش خاطر کسی نشوید.

آرزو میکنم حساب پس انداز ذخیره کارهای خوب شما در کائنات آنقدر زیاد باشد که در هر لحظه از زندگی خود ، یک اتفاق و حادثه قشنگ و دلچسب را تجربه کنید.

 


 



  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 10 مهر 1398 ساعت: 7:25بعد از ظهر
  • نویسنده :

نظرات()
برچسب ها : ,,,,,

کیفیت اتفاقات آینده

  • 297
کیفیت اتفاقات آینده

    

کیفیت اتفاقات آینده

 

تاکسی با سوار شدن یک خانم در صندلی جلو و دو دختر خانم و یک آقا هم در صندلی عقب ، شروع به حرکت کرد. هنوز دقایقی از حرکتش نگذشته بود که در اولین تقاطع با اتومبیل پرایدی که درحال قطع کردن چهارراه بود تصادف کرد. تصادف شدیدی بود.آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود به خاطر نبستن کمربند ایمنی ، سرش با شیشه جلو برخورد کرد و به شدت آسیب دید. یکی از آن دو دختر خانم هم از ناحیه بینی آسیب دید. اما دختر خانم دیگر و آن آقا هیچ اتفاقی برایشان رخ  نداد.راننده هم هیچ آسیبی ندید


بخاطر مساعد نبودن وضعیت  جسمانی آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود ، راننده هم درگیر رسیدگی به وی بود و از کار و زندگی اش افتاده بود. اما فقط برای آن دختر خانم و آن آقا هیچ اتفاقی نیفتاد.

به نظر شما این عجیب نیست که در یک تصادف یکی به شدت آسیب می بیند و دیگری کمتر و یکی دیگر هم اصلا" هیچ اتفاقی برایش رخ نمی دهد؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟چرا حوادث به این شکل اتفاق می افتند؟ چه عاملی باعث میشود که کیفیت اتفاقات وحوادث در زندگی ما آدمها متفاوت باشد؟

همانطور که بارها و بارها در این وبسایت گفته ام ، هیچ اتفاق و حادثه ای در زندگی ما آدمها به وقوع نمی پیوندد مگر اینکه ما خودمان قبلا" به نوعی آنرا دعوت کرده باشیم. خوب الان شما میگویید مگر ممکن است که آدمی خودش ، اتفاقات ناگوار مثل تصادف و بیماری را برای خودش و با دست خودش جذب و دعوت نماید؟

بله . باید بگویم که متاسفانه چنین است. ما آدمها با افکار و احساسات و سخنانمان ، اتفاقات آینده را رقم می زنیم. کیفیت اتفاقات و حوادث آینده ، بستگی به سخنانی دارد که شما هم اکنون بر زبان جاری می سازید. کیفیت اتفاقات وحوادث زندگی در آینده ی شما بستگی به افکاری دارد که شما هم اکنون در سر خود دارید. کیفیت  اتفاقات زندگی شما در آینده بستگی به نوع احساسی دارد که شما هم اکنون در آن به سر می برید.

خیلی ها نمی دانند که تک تک کلمات و جملاتی که به زبان می آورند ، چگونه در شکل گیری کیفیت سرنوشت آنها موثر است. یعنی از کودکی این موضوع و اهمیت آن به درستی به ما آموزش داده نشده است. نه توسط والدین و نه توسط مربیان در مدرسه. به همین خاطر با تقلید از بزرگتر ها ، هرچه که به ذهنمان می رسد بلافاصله به زبان می آوریم. هرچه که می گویند براحتی می شنویم و هرچه را که نشانمان می دهند می بینیم. پس وقتی براحتی و هیچ مانعی می شنویم و می بینیم و فکر میکنیم و هر چه که به ذهنمان می رسد  به زبان می آوریم ، قاعدتا" دیگر نباید در انتظار حوادث و اتفاقات خوبی در زندگی خود باشیم و انتظار داشته باشیم سرنوشت ما مبارک از آب در بیاید.

کلماتی که به زبان می آورید دارای انرژی هستند. افکاری که از ذهن شما خطور می کنند هم دارای انرژی خاصی هستند.  تمام این کائنات عالم که ما هم جزئی از آن هستیم ، به نوعی از انرژی تشکیل شده است. طبق قانون  فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. انرژی سخنان منفی ، غم انگیر، یاس آلوده ، نا امید کننده ، متعاقبا" تبدیل به شکل دیگری از انرژی میشود.انرژی کلمات منفی تبدیل به انرژی دیگری به شکل یک اتفاق ناگوار میشود. انرژی افکار منفی تبدیل به شکل دیگری از انرژی به صورت یک بیماری خود را نشان میدهد. اصلا" گمان نکنید که شما هرچه دلتان خواست میتوانید به زبان بیاورید. هر کلمه ، هر ارتعاش فکری ، تبدیل به معادل خودشان میشوند. تبدیل به یک اتفاق میشوند. مطمئن باشید کسی بیخودی بیمار نمیشود. هیچ کسی الکی در بیمارستان بستری نمیشود.هیچ کسی براحتی و بدون دلیل دچار عارضه سکته قلبی یا مغزی نمیشود. مطمئن باشید که تمام این اتفاقات بواسطه ی سخنان ، افکار و احساسات منفی بوده است که آن شخص برای مدتی به آنها می پرداخته است. هرگز کسی که سخنان منفی به زبان نمی آورد شاهد اتفاقات و حوادث بد نمیشود. هرگز کسی که مثبت اندیش است ، اتفاق ناگواری را تجربه نمی کند. هیچ اتفاقی در زندگی شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان آنرا جذب کرده باشید. خودتان آنرا دعوت کرده باشید.

درمقابل ، کسانی را داریم که همیشه مثبت اندیش هستند. وقتی صحبت از کسی میشود و دیگران مشغول بد گویی هستند او هرگز لب به سخنان منفی نمی گشاید و همیشه از خوبی های دیگران میگوید. هرگز برای کسی بد نمیخواهد. برای همه دعا میکند و آرزوی سلامتی برای همه دارد. هرکمکی که ازدستش بر بیاید به دیگران میکند. مهربان است. برای هیچ کسی ایجاد مزاحمت و ناراحتی نمیکند. زبانش به بد نمی چرخد. درمورد خود و دیگران افکار منفی بکار نمی برد. خوب کائنات هم هوشمند هستند و طبق قوانین خاص خودشان طراحی شده اند. مگر میشود کسی که طبق قوانین کائنات رفتار میکند ، دچار حادثه ی دردناکی بشود؟ غیر ممکن است. این فرد در بدترین شرایط و زمانی که ناگوارترین اتفاقات روی میدهند ، جان سالم به در می برد و درکمال آرامش به سر خواهد برد. زیرا کائنات معادل سخنان و افکار و احساسات وی را به خودش بازگردانده اند.

افراد عصبی و پرخاشگر ، معمولا" اتفاقات ناگواری را تجربه میکنند. همیشه ناله و شکایت دارند که چرا همیشه باید آنها اتفاقات بد را تجربه کنند.بعضی ها زیاد تصادف میکنند. بعضی ها زیاد بیمار میشوند. بعضی ها هم اصلا" تصادف نمیکنند. بعضی ها هم معمولا"  اصلا" بیمار نمیشوند و کارشان به درمانگاه و بیمارستان نمیکشد.من تمام این افراد را دیده ام و از نزدیک با طرز تفکرات و سخنانشان آشنا هستم. این افراد کسانی بوده اند که هرگز غیبت کسی را نمی کرده اند. هرگز برای دیگران بدی نمی خواسته اند. هرگز ایجاد مزاحمت برای کسی نمی کردند. سرشان در کار خودشان بود.بد دهن نبودند. منفی باف نبوده اند.

آیا شما دوست دارید در کدام گروه باشید؟(یا اصلا" در کدام گروه هستید؟ )آیا دلتان می خواهد  که هرگز پایتان به درمانگاه و بیمارستان باز نشود؟ آیا دوست داریدکه هرگز دچار تصادف نشوید؟ آیا دوست دارید که پایتان به پاسگاه و کلانتری و دادگاه باز نشود؟

خوب قطعا" خواهید گفت بله دوست داریم .کدام آدم عاقل است که دوست داشته باشد در شرایط بد گرفتار باشد. بله درست است هیچ آدم عاقلی دوست ندارد اما اکثر همین آدمهای عاقلی که گرفتار این پیش آمدهای ناگوار میشوند نمیدانند که تمام آن حوادث را خودشان با دست و زبان و فکر و احساس خودشان دریافت کرده اند.

بارها دراین وبسایت گفته شده که از شرایط موجودتان احساس رضایت و شادی بکنید. هر آنچه راکه در اختیار دارید قدر بدانید و بابت تک تک داشته هایتان شکر گزار باشید. نمی گویم به فکر آینده و پیشرفت خودنباشید. اصلا" منظورم این نیست. میگویم با ناشکری کردن و نالیدن و دائما" این و آنرا به رخ خود و دیگران کشیدن ، باعث نشوید که در زندگی اتان اتفاقات بدی رخ بدهد که روز به روز از اهداف و خواسته هایتان دورتر بشوید. تصور کنید، شما وقتی سالم و سلامت و سرحال هستید بهتر میتوانید به سمت اهداف و خواسته هایتان بروید و موفق باشید یا درزمانی که بیمار شده اید و در بیمارستان بستری هستید؟ شما اگر ناشکری کنید و دائما" درحال ناله و شکایت باشید ، مطمئن باشید با احساس منفی که درخود ایجاد میکنید زمینه ی یک بیماری یا اتفاق ناگواری را فراهم میکنید.شما همچنان عقب و عقب تر خواهید رفت . این اتفاقات منفی اجازه نمیدهند که شما به هدف و آرزوی خودتان برسید. از یک طرف دوست دارید در زندگی پیشرفت کنید و از طرف دیگر اتفاقات و حوادث ناگوار را با سخنان و افکار و احساسات منفی ، به سمت خود جذب میکنید.خوب این امکان پذیر نیست.

همین الان در هر وضعیت و موقعیتی که هستید ، تصمیم بگیرید که به شدت مراقب زبانتان باشید. یادتان باشد  هر حرفی که بزنید به شکل یک انرژی در فضا پخش شده و به کائنات عالم میرسد. کائنات آن انرژی منفی را به شکل یک اتفاق و حادثه ناگوار به سمت شما باز میگرداند. مراقب باشید هر چیزی را نبینید. هر چیزی را نشنوید.به هر فکری توجه نکنید.خودتان را باکسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن خود با دیگران ، باعث میشود اعتماد به نفس شما صفر بشود. ضمیرناخودآگاهتان پیام های نا امید کننده و منفی دریافت میکند.روی کیفیت اتفاقات زندگی اتان تاثیر بد میگذارد.

 

ریختن زباله در خیابان

 کسی که موقع رانندگی در اتوبان ، یک مشت زباله که حاوی پوست میوه و شکلات، جعبه سیگار و یا پوست تخمه است را وسط اتوبان می ریزد و به خیال خودش از آنجا دور میشود، هرگز نیمتواند تصور کند که کائنات هوشمند هستند و لحظه به لحظه درحال فیلم برداری از ما و کارهایمان هستند. همان لحظه که آن شخص زباله ها را وسط اتوبان تخلیه میکند ، آسفالت خیابان که آن هم هوشمند است ، تصویر و پیامی به کائنات عالم ارسال میکند. مشخصات کامل اتومبیل و صاحب آن را هم برایش می فرستد. تمام این کارها در عرض یک ثانیه رخ میدهد. تصویر زباله ی ریخته شده در وسط اتوبان به شکل یک موج و ارتعاش منفی به کائنات عالم ارسال میشود. کائنات آن انرژی منفی دریافت شده را که کاملا" مشخص است از طرف چه کسی انجام شده  است را به شکل یک انرژی منفی دیگر به صاحب آن بر میگرداند. این موضوع و اتفاق آنقدر پیچیده است که من نمیدانم دقیقا" کائنات چگونه محاسبه میکنند که مثلا" مجازات یک مقدار زباله ریختن در وسط اتوبان چقدر است؟ و یا  انداختن یک آدامس در وسط خیابان چه مجازاتی دارد؟ یا انداختن یک ته سیگار مجازاتش چگونه است . این قوانین و میزان تعیین مجازات و پاداش توسط کائنات ، جزئی از اسرار کائنات  الهی است. خوب تا آنجا گفتم که شخصی زباله ای را وسط خیابان تخلیه میکند و خیال میکند که از شر زباله ها خلاص شده و همه چیز تمام شده است. نه تازه همه چیز الان شروع شده است. کمی جلوتر اتفاقی در انتظار است. یک تصادف ! پنچری اتومبیل ! یک بیماری! یک درگیری فیزیکی که منجر به صدمه دیدن میشود! یک تلفن و یک خبر بد ! خرابی اتومبیل و تعمیر اساسی موتور!

 

خرابی اتومبیل

نمیدانم شاید هرکدام از اینها رخ بدهند. شاید بعضی ها بخندند و بگویند که  چرت و پرت میگویم . اما باورکنید من تمام اینها را تجربه کرده ام. با چشم خودم دیده ام. تمام مطالبی که دراین وبسایت نوشته ام ، به نوعی همه را تجربه کرده ام. به خاطر همین است که آنقدر با جدیت وسماجت از تک تک شما دوستانی که این مطلب را میخوانید خواهش میکنم که قوانین کائنات را به شوخی و مسخره نگیرید. یک حرف بد و نیش دار به کسی زدن ، تاوان دارد. یک برخورد منفی و ناجور با کسی داشتن ، تاوان دارد. هر کاری که ما انجام می دهیم ، بازتاب خاص خودش را دارد. هر فکری که از سرمان میگذرد به زودی به شکل اتفاقات و حوادث خاصی که مطابق با همان اتفاقات است سرراهمان سبز میشود. هیچ اتفاقی تصادفی نیست.

گاهی اوقات پدر و مادرانی را می بینم که بدون اینکه حواسشان باشد ، بچه های خود را نفرین میکنند.از عباراتی چون ،ذلیل مرده ، الهی جز جگر بگیری، بری دیگه بر نگردی، درد بی درمون بگیری ، گمشو نمیخوام ریختتو ببینم، ... شاید باورتان نشود اما تک تک این جملات به شکل یک انرژی به کائنات ارسال میشود. کائنات این پیام ها را دریافت میکند. کائنات نمیتواند تشخیص بدهد که این پدر یا مادر ، به شوخی و یا از روی عصبانیت این جملات را به زبان می آورند و اصلا" منظور و قصدشان این نیست که خدای نخواسته برای بچه هایشان اتفاق ناگواری  رخ بدهد. اما کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات فقط دریافت میکنند. یک انرژی دریافت میکنند و یک انرژی پس میدهند. پس از مدتی اتفاقی ناگوار. تصادف، بیماری، و خیلی اتفاقات دیگر باعث میشود دل آن پدر یا مادر به سختی به درد آید. مدت ها گریه میکنند و ناله سر میدهند که خدایا چرا باید این مصیبت به سراغ فرزند من بیاید. فرزند بی گناه من چه تقصیری داشته است. فرزند شما هیچ تقصیری نداشته است ، سخنان نسنجیده ی شما که به شکل یک انرژی منفی برای کائنات ارسال شده ، این بلا را سر فرزندتان آورده است.

پس لطفا" حتی به شوخی هم از واژه ها و عبارت های منفی و نا امید کننده و غم انگیز استفاده نکنید.

هرچه کنی به خود کنی ..................گر همه نیک و بد کنی


 


  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 شهريور 1398 ساعت: 4:9بعد از ظهر
  • نویسنده :

نظرات()
برچسب ها : ,,,,,,,

نشاط و آرامش

  • 348
نشاط و آرامش

در کتاب فرصتی دیگر اثر سید بنکس (syd banks) به سرگذشت مردی پرداخته میشود که دچار عارضه ی سرطان ستون فقرات شده است. اخیرا" همسرش بعد از دو سال زندگی مشترک، فوت کرده و خودش هم دچار افسردگی شدید می باشد.پزشکان به او گفته اند که حدود یکسال  بیشتر زنده نیست!

معمولا" وقتی به کسی گفته میشود که مثلا" چند ماه بیشتر از عمر شما باقی نمانده است ، آنچنان مضطرب و افسرده میشوند که دیگر کاملا"  نا امید شده و در انتظار مرگ می نشینند. کمتر کسی پیدا میشود که اهل مبارزه باشد. با وجود اینکه به او گفته شده  چند ماه بیشتر زنده نیست ، دست از تلاش بر ندارد  و به خود و قدرت های درونی خود و از همه مهمتر به خدای یگانه ایمان داشته و امید خود را برای بهبودی از دست ندهد.

" سولیوان " با علم به اینکه  چند  ماه بیشتر زنده نیست تصمیم می گیرد که برای یک هفته از شرکتی که در آن مشغول کار است مرخصی گرفته و به تعطیلات برود.

او برای گذراندن تعطیلاتش " هاوائی " را انتخاب میکند.

در هتلی اقامت می گزیند درحالی که دردی شدید در ستون فقراتش احساس می کند و کاملا" احساس یاس و ناامیدی دارد.( پزشکان گفته اند غده ای سرطانی در ستون فقراتش است که غیر قابل جراحی است)

روز بعد با مردی بنام " جاناتان " که از اهالی هاوائی است آشنا میشود. این آشنایی بصورت مرموزی اتفاق می افتد.

وقتی جاناتان ، یاس و نا امیدی و شکست را در چهره ی این مرد بیمار می بیند ، متوجه میشود که او کاملا" از زندگی قطع امید کرده است.

" مردناشناس نگاه عمیقی به چشمانم کرد و گفت: چرا از این دید به موضوع نگاه نمی کنی که در واقع چیزی بنام شکست وجودندارد. قطعا" در نظر مشاهده کننده شکست وجود دارد و هرچه این باور قوی تر باشد ، این به اصطلاح شکست نیز قوی تر خواهد بود. توجه نمی کنید که این طرز فکر مانند دانه ای است که شکست صورت و قالب آن می باشد، بدون این طرز تفکر امکان شکست خوردن تقریبا" وجود ندارد."

جاناتان با سخنان جادویی خود توانسته بود در این مرد بیمار نفوذ نماید. سخنانش به دلش می نشست و با وجود مخالفت هایی که در ابتدا با وی داشت اما اندک اندک با وی صمییت بیشتری پیدا کرد و آنچنان تشنه ی سخنانش شد که دیگر حاضر نبود لحظه ای از وی جدا بشود.

در قسمتی دیگر از کتاب ، جاناتان رو به " سولیوان "  کرده و می گوید: به نظر من این طور می رسد که شما کاملا" نا امید هستید. ولی هرگز نباید تسلیم نا امیدی بشوید، زیرا برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد.

" من ساکت نشسته بودم و نمی دانستم چه بگویم. عاقبت تمام نیروی خود را جمع کردم و پرسیدم: " شما چطور می توانید ادعا کنید که برای هر مشکل جوابی هست، درحالی که من با یک غده  خطرناک غیرقابل جراحی در انتهای ستون فقراتم درمقابل شما نشسته ام؟ نظریه سه متخصص مختلف این است که من فقط از شش ماه تا دو سال دیگر زنده خواهم بود. یعنی وضعیت جسمانی من روز به روز بدتر میشود و به تدریج فلج می شوم و عاقبت با درد شدیدی بستری و علیل خواهم شد. چه راه قابل قبولی برای این مشکل می توان یافت.

جاناتان با دلسوزی به من نگاه کرد و جواب داد : " اشکال در این است که شما این جهان را تنها واقعیت موجود می بینید، خودتان را فقط در یک سطح از آگاهی محبوس کرده اید. شما باید یاد بگیرید چطور محدودیت ها را از زندگی خود خارج کنید و توجه داشته باشید  که واقعیت های دیگری غیر از آنچه دیدگان ما می بیند وجود دارد."

پس از شبی نا آرام صبح روز بعد بیدار شدم ، علیرغم توصیه جاناتان که گفته بود: " سعی نکن مسئله را بفهمی" ذهن من به دفعات ، مسائلی را که درباره اش صحبت کرده بودم مرور میکرد.( ماندن در گذشته )

همانطور که مشاهده میکنید این مرد هنوز در گذشته است. هنوز بیماری خود را همراه دارد. علاوه بر اینکه این بیماری در جسم او وجود  دارد بلکه از ذهنش هم بیرون نمی رود. تا زمانی که موضوعی را در  ذهن خود نگهداریم هرگز نمیتوانیم آنرا ترک کنیم.

در قسمت دیگری از کتاب ، جاناتان به سولیوان  میگوید: " هرچه بیشتر به گذشته فکرکنید ، جزئیات بیشتری به خاطر خواهید آورد و در نتیجه راه حل مسئله را پیچیده تر خواهید کرد."( برای ذهن اینگونه تعبیر میشود که گویی هم اکنون مجددا" آن اتفاق تکرار شده است و دائما" درحال تکرار است.)

جاناتان در ادامه افزود:" می توانیم این گونه بیان کنیم که این جزئیات تجارب نامطلوب را زنده نگاه میدارند." و ادامه داد:" جزئیات به سادگی برای نفس انسان ثابت می کنند که مشکل وجود دارد و در نتیجه وضعیتی را که تو سعی داری از خود دور کنی تقویت می کنند."

" سولیوان "  در این مدتی که همراه جاناتان بود ، آنچنان درگیر فلسفه ی ذهن و باور انسان در برابر مشکلات و مسائل شد و آنقدر از بودن در کنار آن مرد و آن محیط لذت بخش ، خوشحال بود که کلا" در این چند روز حداقل ، فراموش کرد که یک بیماری خطرناک همراه اوست و قرار است تا چند ماه دیگر از دنیا برود!( گول زدن ضمیرناخودآگاه)

محیط زیبا و لذت بخش و پر انرژی هاوائی و سخنان امید بخش و آموزنده ی جاناتان بلاخره باعث شد که او فکر و ذهن خود را به سمت و سوی دیگری به غیر از بیماری اش متمرکز نماید. و نتیجه اینکه وقتی به شهر خود( نیویورک )  برگشت و مجددا" برای آزمایش به نزد پزشک خود رفت ، هیچ کسی باور نمی کرد که او بهبود پیداکرده باشد.

در قسمتی دیگر میخوانیم:"پنج روز بعد ، برای معاینه منظم همیشگی به درمانگاه مراجعه کردم. در موقع ورود به مطب ، احساس تلخ قدیمی دوباره در من زنده شد. پس از یک سلسله آزمایشهای معمول به من گفتند برای گرفتن نتیجه آزمایش چند روز بعد مراجعه کنم."

دو روز بعد ، در میان تعجبم ، از من خواستند برای چند آزمایش جدید به درمانگاه مراجعه نمایم. بلافاصله تصورات دیوانه کننده ای به مغزم هجوم آورد و سعی کردم دریابم که وخامت حال من چقدر جدی است.

تمام شب با هراس عجیبی در اطاق قدم می زدم . صبح روز بعد تا زمان ورود به درمانگاه قلبم به شدت می طپید. اظهار داشتم: " صبح بخیر من سولیوان هستم و از من خواسته شده برای یک سلسه آزمایش دیگر مراجعه کنم."

متصدی اطلاعات چند برگ کاغذ را ورق زد و گفت:" اوه بله، آقای سولیوان ، دکتر چند دقیقه دیگر شما را خواهد پذیرفت."

درحالی که ساعت دیواری به کندی هرچه تمامتر به راه خود می رفت ، دقایق بعد برایم مانند چند روز گذشت. عاقبت متصدی اطلاعات نام مرا اعلام کرد و مرا به مطب دکتر راهنمایی نمود.

-" صبح بخیر ، آقای سولیوان . لطفا" بنشینید."

سکوتی بر قرار شد و من به چشمان مردی که قرار بود رای محکومیت مرا صادر کند خیره شدم.

_ " آقای سولیوان ، دلیلی که باعث شد من از شما درخواست کنم امروز به اینجا بیائید این است که مسئله ای پیش آمده که توضیح آن واقعا" برایم مشکل است. نتیجه تمام آزمایشهای شما منفی است. رک و راست بگویم ، در این باره من هیچ توضیحی ندارم بدهم.به نظر می رسد به سادگی سرطان کاملا" از بین رفته است."

من از شدت تکان روحی بی حرکت نشسته بودم . اشکها بی اختیار بر گونه هایم جاری شد و از خداوند برای فرصت دومی که به من داده بود تشکر کردم. دکتر به صحبت های متفرقه ادامه داد، ولی من دیگر هیچ چیز از سخنان او نمی شنیدم. جاناتان راست می گفت، برای هر مسئله جوابی وجود دارد.

   سولیوان در آن چند روزی که در هاوائی بود ، به کمک و راهنمایی های جاناتان ، به کلی بیماری خود را فراموش کرده بود و فقط مشغول تفریح و شادی بود. در آنجا بواسطه ی محیط و شرایط خاصی  که برایش ایجاد شده بود توانست ، تفکرات و احساسات جدیدی را در خود بوجود آورد که ارمغانش برای او " آرامش " بود. سولیوان آرامش و نشاط را با هم در اختیار گرفته بود و زمانی که آرامش و نشاط همراه هم باشند آنگاه ضمیرناخودآگاه بهترین پیام ها و ارتعاشات را برای انتقال به کائنات پیدا میکند. وقتی سولیوان فراموش میکند که دچار یک بیماری سخت است ، و آنچنان در آن محیط و فضا غرق میشود که بطور کلی یادش می رود اصلا" برای چه به آنجا رفته است ، ضمیرناخودآگاهش دیگر هیچ تصویری از بیماری ندارد. لحظه به لحظه پیام های شادی بخش و امیدوارانه دریافت میکند و دقیقا" آن پیام ها را بصورت ارتعاشات و کدهایی خاص به کائنات انتقال میدهد. کائنات با بررسی نوع احساسات سولیوان متوجه شدند که او رفتار و افکار و احساسات یک فرد کاملا" سالم و تندرست و عاری از بیماری خطرناک را دارد. زیرا که یک فرد بیمار سرطانی هرگز نمی تواند به این راحتی بگو بخند کند و آنچنان غرق تفریح و شادی باشد که اصلا" فراموش کند که یک همچنین بیماری را دارا است. لذا کائنات دقیقا" وضعیت و شرایط جسمانی سولیوان را طوری رقم می زنند که مانند یک فرد سالم و طبیعی باشد.

همانطور که در ادامه گفته میشود ، اتفاقات و حوادث زندگی شما در یک ساعت یا یک روز یا یک هفته و یا ماه آینده ، توسط خودتان و با نوع افکار و احساساتی که هم اکنون دارید رقم زده میشود. سولیوان در گذشته دچار یک بیماری سخت بوده است. اما این مطلب مربوط میشود به یک هفته یا یک ماه پیش. ضمیرناخودآگاه و کائنات بصورت لحظه به لحظه پیام ها و ارتعاشات فکری و احساسی ما را دریافت میکنند و عکس العمل آنرا در اتفاقات آینده ( یک ساعت ، یک روز، یک ماه ، یک سال بعد) به ما نشان میدهند. سولیوان لحظه ها را به درستی طی میکرد. در آن لحظه سولیوان مانند یک آدم سالم رفتار میکرد و حرف میزد و فکر میکرد.او از لحظات زندگی اش لذت می برد. کائنات هم بر مبنای احساسات و افکار همان لحظه ی او اتفاقات آینده اش را رقم زدند. ضمیرناخودآگاه مانند غول چراغ جادو است. همانگونه که غول چراغ جادو میتواند معجزه بیافریند ، ضمیرناخودآگاه هم چنین قدرتی را داراست.

 

دنباله این بحث را در ادامه ی مطلب مطالعه بفرمایید.






  • تاریخ ارسال : سه شنبه 26 شهريور 1398 ساعت: 1:28بعد از ظهر
  • نویسنده :

نظرات()
برچسب ها : ,,,,,
ادامه مطلب

نگرانی قاتل آرامش

  • 460
نگرانی قاتل آرامش

در ویکی پدیا نگرانی اینگونه معنی شده : نگرانی یا دلواپسی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند با عامل تهدید بیرونی مبارزه کند و جلوی آنرا بگیرد.احساس نگرانی با اضطراب یا توجه بیش از حد به مسائل واقعی یا خیالی همراه است.این مسائل یا به خود شخص مربوط است مانند مسائل مالی یا سلامتی و یا به محیط اطراف وی مانند آلودگی محیط یا  تغییرات تکنولوژی و جامعه مربوط میشود.اکثر مردم با نگرانی های کوتاه مدت در زندگی خود روبروه بوده اند. نگرانی به اندازه طبیعی خود میتواند تاثیرات مثبتی داشته باشد، چون باعث میشود که شخص اقدامات پیش گیرانه انجام بدهد.( مانند بستن کمربند ایمنی خودرو  و یا خرید بیمه آتش سوزی) و یا اینکه از ریسک های خطرناک پرهیز کند.(مانند عصبانی کردن حیوانات وحشی و یا بد مستی) و در برخی موارد نگرانی تاثیرات منفی ممکن است داشته باشد ( مانند بروز افسردگی).

 


نگرانی و استرس

 

این توضیح مختصری از معنی واژه ی نگرانی و استرس بود که عینا" از ویکی پدیا نقل شد . (ما با آن قسمتی که از نگرانی به عنوان یک عامل پیشگرانه  یاد شده کاری نداریم. سخن ما با آن قسمت از  نگرانی است که موجب میشود تا حال ما خراب شده و آرامش را از دست بدهیم.)همانگونه که ملاحظه می کنید نگرانی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند تا با عامل تهدید بیرونی مبارزه کرده و جلوی آنرا بگیرد.در این هنگام ذهن یک تصویر کامل و قوی با تمام جزئیات از عامل آن نگرانی ایجاد میکند و لحظه به لحظه مشغول  پردازش آن میشود.

شاید گمان کنید که ذهن فقط یک تصویر ساده از آن عامل نگرانی دریافت و ساخته و پرداخته کرده و تمام . اما این چنین نیست. ذهن با قدرت خارق العاده ای که در تجسم و خلق تصاویر دارد ، میتواند در هر لحظه با ایجاد یک تصویر بهتر و جدیدتر ما را با مخاطرات و میزان تهدیدی که  آن عامل نگرانی میتواند برای ما داشته باشد ، به شکل شدیدتر و بزرگتر  مواجه نماید.

درحالی که ممکن است آن عامل نگرانی اصلا" تا این حد خطر آفرین و نگران کننده نباشد. پس چه چیزی باعث میشود که هنگام نگرانی ما آسیب ببینیم؟

اجازه بدهید مثالی ذکر کنم.با  یک ساز ویولون یا پیانو ، هم میتوان آهنگ شاد نواخت و هم آهنگ غمگین! هرکدام از این آهنگ ها برای اجرا باید توسط یک نوازنده ماهر و بر مبنای یک نت نواخته بشود.ذهن ما هم دقیقا" اینگونه عمل میکند.اصلا" اهمیتی برای ذهن ندارد که این پیام ها خوب هستند یا بد ؟ منفی هستند یا مثبت؟ به نفع ما هستند یا به ضرر ما؟ طبق هر آنچه که دریافت میکند عکس العمل نشان میدهد.مانند نت هایی که یا آهنگ شاد بوجود می آورند یا آهنگ غمگین. اینجا دیگر آن ساز مقصر نیست. ساز کار خودش را انجام میدهد. حالا  وقتی ما یک پیام نگران کننده دریافت می کنیم ذهنمان  ابتدا یک تصویر کلی از آن ایجاد کرده و بصورت مستقیم به ضمیرناخودآگاه ارسال میکند. در لحظات اول ضمیرناخودآگاه ما هنوز احساس خاصی را دریافت نکرده و فقط یک تصویر دریافت نموده است. وقتی که ما روی آن عامل نگرانی متمرکز می شویم و شروع به تجزیه و تحلیلش میکنیم در واقع لحظه به لحظه درحال ارسال پیام ها و ارتعاشات منفی جدید از آن یک عامل نگرانی به ضمیرناخودآگاه خودهستیم. همزمان با ارسال این پیام ها ، احساس مربوط به آن هم توسط ضمیرناخودآگاه ایجاد میشود.

ضمیرناخودآگاه احساسی معادل همان پیام هایی که دریافت نموده است ایجاد میکند نه ذره ای کمتر و نه بیشتر. بخاطر همین است که همیشه میگویند هنگام بروز یک حادثه و اتفاق ناگوار ، هرگز دستپاچه نشده و آرامش خود را حفظ کنید. این دقیقا" به خاطر همان است که با افزایش میزان نگرانی و اضطراب ، میزان پیام های ارسالی منفی به ضمیرناخودآگاه هم افزایش می یابد. ضمیرناخودآگاه هرچه بیشتر از این پیام ها و مشابه آن دریافت نماید به همان اندازه احساس قوی تری در شخص ایجاد میکند. شخص غمگین تر و افسرده تر میشود.

پس از تولید احساسات منفی قوی و هیجان انگیز ،این احساسات مجددا"توسط ضمیرناخودآگاه دریافت شده و به شکل تکامل یافته ای بصورت کدها و ارتعاشاتی خاص به کائنات ارسال میشود.به عبارتی ضمیرناخودآگاه ،  هم در ایجاد احساس نقش دارد و هم در ارسال آن به کائنات عمل میکند. این احساسات منفی که با ارتعاشات خاصی که حامل کدهایی با مضمون پیام های داده شده به ضمیرناخودآگاه است ، به کائنات رسیده و از این لحظه به بعد فعالیت کائنات آغاز میشود.

طبق تعریف جناب دکتر علیرضا آزمندیان ، کائنات عبارت است از ، تمامی موجودات عالم به جز خدای مهربان و شخص شما. یعنی به غیر از شما و خدای مهربان ، تمامی عالم هستی شامل کائنات میشوند. کائنات که شامل تمام هستی است شروع به کار نموده و بر مبنای احساسی که دریافت کرده است ، شروع به چیدمان اتفاقات آتی و آینده آدمها می نماید. شخصی که نگران بوده است و این نگرانی را کنترل نکرده و ادامه دار شده تا جایی که احساس مخصوص آن به کائنات رسیده حالا دیگر باید منتظر دریافت و شاهد اتفاقات بدتری باشد.

کائنات با کسی حساب شخصی ندارد. بد شانسی و بد اقبالی هم وجود ندارد. اشباهات وخطاهای خود را به گردن اینها نیندازید. شخصی که در مورد آن  صحبت میکنیم درحالی که هنوز مضطرب و نگران است و همچنان درحال ارائه ی اطلاعات منفی و ناگوار به ضمیرناخودآگاه خوداست ، حال و روز بدتری پیدا میکند و در ادامه با یک حادثه ناگواردیگر مواجه میشود. آن حادثه ی ناگوار جدید که میتواند مثلا" تصادف اتومبیل در بین راه رفتن به بیمارستان یا خانه یا محل کار  باشد ، مجددا" ایجاد افکار و احساسات منفی در آن شخص میکند. از آنجایی که این شخص قصد ندارد این افکار واحساسات منفی را متوقف نماید همچنان دردریافت و ارسال آنها به ضمیرناخودآگاه فعال است. ضمیرناخودآگاه هم بیکار نیست و این پیام ها را درقالب ارتعاشات و کدهایی خاص به کائنات منتقل میکند.

بعد از تجربه ی تصادف دوم ، همچنان احساس ناگوار ادامه دارد و همچنان کائنات در حال ارسال اتفاقات ناگوار هستند. آن شخص با ناراحتی و هیجان منفی به راه خود ادامه میدهد. اما در این بین خودش دچار یک حمله ی ضعیف قلبی میشود. با این اتفاق ، و تصور اینکه دیگر بدتر از این نمیشود شروع به ناله و فریاد از دست کائنات و زمین و زمان میکند و همچنان درحال ارائه و ارسال احساس بد و منفی به ضمیرناخودآگاه خود است. این فعالیت و چرخه بین آن شخص و ضمیرناخودآگاه و کائنات و کیفیت اتفاقات پیش رو همچنان ادامه دارد. آن شخص را به بیمارستان می رسانند اما از آنجایی که تصمیم ندارد دست از نگرانی بردارد و کمی واقع بینانه به موضوع نگاه کند همچنان درحال حرص خوردن و استرس و نگرانی است.

در این هنگام کائنات می بینند که اگر این شخص همچنان ادامه بدهد ممکن است سلامتی اش برای همیشه از دست برود یک فرصت به او داده و اینجا به نوعی پارتی بازی میکند و شخص را در یک حالت شوک و بیهوشی قرار داده تا دیگر نتواند بصورت ارادی و خودخواسته به نابودکردن خویش ادامه بدهد. کائنات بدون استثنا این ارفاق و کمک را برای همه آدمها منظور میکنند زیرا این خواست خداوند است.درحالی که خیلی ها فکر میکنند که وقتی کسی سکته میکند و یا بیهوش میشود و در بیمارستان تحث مراقب های ویژه قرار میگیرد دیگر کارش تمام است. دراصل کارش درحال تمام شدن بوده اما کائنات با این اتفاق درواقع او را بنوعی از دست خودش نجات داده اند. اما وقتی شخص از بیمارستان مرخص میشود ، معمولا" تلاشی برای بهبودی ذهن خود نمیکند و در اکثر مواقع همچنان به تکرار آن افکار و احساسات منفی در گذشته و قبل از این عارضه ادامه میدهند. بخاطر همین موضوع است که معمولا" بعد از این بحران ها وعارضه های مغزی یا قلبی ، کمتر کسی کاملا" به حالت اولیه بر میگردد و معمولا" دچار از کار افتادن و بی حس شدن قسمتی یا نیمی از بدن خودمیشوند.

کائنات نیمی از بدن آن شخص را بی حس و یا فلج میکند تا دیگر به تکرار اشتباهات و خطاهایی که میتوانست منجر به حتی مرگش بشود ادامه ندهد.

اما من شخصا" افرادی را دیده ام که حتی پس از گرفتار شدن به عارضه مغزی یا قلبی ، همچنان باز دست از عصبانیت و حرص خوردن بر نمی دارند. نگرانی و استرس لحظه ای رهایشان نمیکند.درواقع آنها نگرانی را رها نمیکنند.و پس از مدتی دیگر فرصتی که کائنات به آنها داده به اتمام می رسد و هیچ کسی نمیتواند برای بازگشت سلامتی او کاری انجام بدهد.

ادامه ...

 


  • تاریخ ارسال : شنبه 23 شهريور 1398 ساعت: 11:15بعد از ظهر
  • نویسنده :

نظرات()
برچسب ها : ,,,,
ادامه مطلب

ليست صفحات


تعداد صفحات : 17


تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    پشتيباني آنلاين

    پشتيباني آنلاين

      پشتيباني آنلاين
      آمار

      آمار

        آمار مطالب آمار مطالب
        کل مطالب کل مطالب : 84
        کل نظرات کل نظرات : 32
        آمار کاربران آمار کاربران
        افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
        تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

        آمار بازدیدآمار بازدید
        بازدید امروز بازدید امروز : 680
        بازدید دیروز بازدید دیروز : 2,714
        ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 93
        ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 523
        آي پي امروز آي پي امروز : 215
        آي پي ديروز آي پي ديروز : 1083
        بازدید هفته بازدید هفته : 680
        بازدید ماه بازدید ماه : 12,393
        بازدید سال بازدید سال : 205,188
        بازدید کلی بازدید کلی : 2,545,203

        اطلاعات شما اطلاعات شما
        آی پی آی پی : 3.228.24.192
        مرورگر مرورگر :
        سیستم عامل سیستم عامل :
        تاریخ امروز امروز : دوشنبه 22 مهر 1398
        نظرسنجي

        نظرسنجي

          از مطلب های سایت راضی هستید ؟


          درباره ما

            احساس آرام
            وبسایت احساس آرام به شیوه های آرام سازی احساس و افکار می پردازد. در عین حال که این موضوع بسیار پیچیده به نظر می رسد اما به زبان خیلی ساده بیان شده است.در این وبسایت سعی شده که راه های کنترل افکار و در پی آن پدیدآوردن یک احساس مثبت و زیبا را به زبانی شیوا بیان شود.امیدوارم که با کنترل بهتر فکر و پدیدار شدن احساسات مثبت و زیبا ، همواره اتفاقات زندگی اتان را به بهترین شکل ممکن تجربه کنید.

          کلیه ی حقوق مادی و معنوی سایت مربوط به احساس آرام بوده و کپی برداری از آن با ذکر منبع بلامانع می باشد.
          قالب طراحی شده توسط: تک دیزاین و سئو و ترجمه شده و انتشار توسط: قالب گراف