loading...

احساس آرام _ ارتباط با ضمیرناخودآگاه ، کائنات

ارتباط با ضمیرناخودآگاه و کائنات،جذب اتفاقات خوب،کنترل فکر و ذهن،نفوذ به ضمیرناخودآگاه،ارسال پیام به کائنات،

احساس آرام

همیشه آرام باش اگر می خواهی بزرگی را تجربه کنی

به یاد داشته باش که بزرگترین اقیانوس جهان هنوز هم آرام است.

محمد صاحبی بازدید : 433 یکشنبه 15 فروردين 1400 نظرات ()

 احساس آرام و مثبت

احساس آرام

به جرات میتوان گفت که تمامی دانشمندان و متخصصان علوم موفقیت و انگیزشی حامل یک پیام اصلی و اساسی بوده و هستند.

و آن چیزی نیست جز " داشتن احساس آرام و مثبت".

بله اگر هر آدمی بتواند همواره از یک احساس آرام و مثبت برخوردار باشد به یقین اتفاقات شگفت انگیزی را در زندگی خود تجربه می‌کند.

 شاید شما هنوز به صورت کامل و به مدت طولانی یک احساس آرام و مثبت را تجربه نکرده باشید و باور این مطالب برایتان کمی دور از ذهن باشد.

اگر چنین است پس یکبار امتحان کنید چون این سخن من نیست بلکه پیام تمامی سخنرانان انگیزشی و متخصصان علوم موفقیت است. افرادی مانند، ناپلئون هیل. اندرو کارنگی. دیل کارنگی. کوین ترودو. آنتونی رابیز. وین دایر. جیم ران. و... که تمامی آنها در عمق گفتارشان برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی، فقط به یک نکته کلیدی تاکید می‌کنند و آن ابتدا داشتن یک احساس خوب و مثبت است.

 

 

تا زمانی که شما از یک احساس خوب و مثبت برخوردار نباشید هرگز اتفاقات خوشایندی را در زندگی خود تجربه نخواهید نمود.

دلیلش هم به خاطر داشتن ارتعاشات مثبت است. هر احساس خوب و مثبت دارای یک ارتعاش مثبت است که به کائنات منتقل می شود.

کائنات موظف است که ارتعاشات دریافتی از طرف ما را گرفته و آنالیز نماید. سپس طبق ماهیت ارتعاشی آن احساسات( منفی یا مثبت) کیفیت اتفاقات زندگی ما تدارک دیده می‌شود.

 همه ما می‌دانیم که تمام کائنات و عالم هستی از انرژی تشکیل شده است.

حتی افکار و سخنان ما هم از انرژی تشکیل شده‌اند.

هر فکری و هر کلمه‌ای که به زبان آورده می‌شود تولید انرژی می‌کند. این انرژی ها در قالب ارتعاشاتی به کائنات ارسال می‌شوند.

اول احساس خوب و بعد تجربه اتفاقات خوب

خیلی ها به اشتباه فکر می‌کنند که ابتدا باید شاهد بروز و رخدادن یک اتفاق خوب باشند تا آنها احساس خوشحالی کنند. اما هم اکنون دانشمندان و متخصصان تکنولوژی فکر و علوم موفقیت به این نتیجه رسیده‌اند که کاملا" برعکس است.

یعنی شما ابتدا باید احساس و حال خوبی داشته باشید تا بتوانید اتفاقات خوشایند را تجربه کنید. بعبارتی اتفاقات خوشایند حاصل و نتیجه احساس خوب و مثبت شما هستند.

ممکن است هم اکنون از شرایط فعلی خودتان رضایت نداشته باشید. این دقیقا" نتیجه همان فرکانس‌ها و سیگنال‌هایی است که در گذشته، شما به کائنات ارسال کرده‌اید و هم اکنون درحال تجربه آن هستید. افکار و سخنانی مانند، این چه وضع زندگی است. همیشه اتفاقات بد رخ می‌دهد. من چقدر بدبخت هستم. بدشانسی پشت بد شانسی. من دیگر خسته شده ام... و از این قبیل جملات که خودشان به تنهایی برای تولید انرژی منفی و ارسال سیگنالهای منفی به کائنات کفایت می‌کنند.

ممکن است بگوئید خوب یعنی الان که من هزارو یک مشکل و مسئله دارم بیایم و بخندم و خوشحال باشم؟ آنگاه دیگران به من نمی‌خندند و مرا دیوانه تصور نمی‌کنند؟

خوب دقیقا" نکته همین جاست. آیا شما می‌خواهید مشکلات و مسائل زندگی شما کم شده و پایان بپذیرد یا خیر؟ 

اگر میخواهید چنین اتفاقی رخ بدهد راه قانونی آن فقط همین است که گفتم. باید احساس خوبی داشته باشید. حالتان باید خوب باشد. احساس خوب داشتن، یک حالت درونی است. ربطی به بیرون ندارد.

یعنی اگر شما از درون میل نداشته باشید شاد باشید آنگاه هیچ چیزی موجب خنده و شادی شما نخواهد شد.

بارها اتفاق افتاده که شما دمق و غمگین بوده اید. آنگاه در یک جمع دورهمی قرار گرفته‌اید. اطرافیان شما هر چه لطیفه و سخنان با مزه تعریف می‌کنند نمی‌توانند باعث خنده شما بشوند. چرا؟

چرا بقیه از خنده ریسه می‌روند و شما حتی یک لبخند به لبانتان نمی‌آید؟

چون شما از درون احساس خوبی ندارید. چون از درون آرام نیستید. آنگاه هیچ عامل بیرونی نخواهد توانست شما را شاد کند.

برعکس آن هم درست است. اگر شما از درون احساس خوب و شادی داشته باشید آنگاه هیچ عامل بیرونی نخواهد توانست باعث ناراحتی شما بشود.

تصور کنید شما از یک احساس خوب و شادمانه برخوردار هستید. درست در همان وقت درحال رانندگی هستید. شخصی ناگهان جلوی شما می‌پیچد و شما مجبور می‌شوید که به شدت پایتان را روی ترمز فشار بدهید. در این هنگام شما نه تنها عصبانی و خشمگین نمی‌شوید بلکه با خودتان فکر می‌کنید یعنی چه مشکلی ممکن است برایش پیش آمده باشد که اینگونه با شتاب وارد خیابان شد و عبور کرد؟

اما آیا شما وقتی که از یک احساس بد و منفی برخوردار بوده باشید و ناراحت و عصبانی باشید هم در آن هنگام اینگونه با آرامش برخورد می‌کنید؟ آیا اینگونه با آرامش واکنش نشان می‌دهید یا اینکه سرتان را از پنجره اتومبیلتان بیرون برده و سخنان ناپسند نثار آن شخص بی توجه می‌کنید؟

پس همانگونه که ملاحظه می‌شود تمام این اتفاقاتی که در زندگی ما رخ می‌دهند همگی بستگی به احساس درونی ما دارند.

یعنی هیچ اتفاق بدی در زندگی من و شما بوجود نمی‌آید مگر اینکه ما ابتدا احساس بد آن را در درونمان ایجاد کرده باشیم. اتفاقات خوب هم چنین است. وقتی از یک احساس خوب و مثبت و آرام برخوردار هستید کیفیت اتفاقات زندگی هم تغییر خواهند کرد. همیشه اتفاقات خوب سر راهتان سبز میشوند. 

پس احساس خوبی داشته باشید. حتی اگر بیمار هستید. حتی اگر بی پول هستید. حتی اگر خواسته‌ها و آرزوهایتان از شما دورند. احساس خوبی در خودتان ایجاد کنید. بخندید و خوشحال باشید. تحت هر شریطی احساس خوبی داشته باشید. باور داشته باشید که کائنات نسبت به احساس شما واکنش نشان می‌دهند. وضعیت فعلی شما قرار نیست تا ابد ادامه داشته باشد. چون با نوع احساسات شما دچار تغییر و دگرگونی می‌شوند.

هیچ معجزه ای قرار نیست در زندگی شما رخ بدهد مگر اینکه خودتان ابتدا و همین الان از یک احساس خوب و با نشاط برخورد دار باشید. تا زمانی که شما حس خوبی نداشته باشید و همواره غمگین و افسرده باشید آنگاه اتفاقات ناخوشایند یکی پس از دیگری رخ خواهند داد.

مهم نیست که شما هم اکنون از چه شرایطی برخوردار هستید. مهم آن است که تحت هر شرایطی با نشاط و خوشحال باشید. هرگز اجازه ندهید احساستان خراب بشود. این احساس شماست که در قالب انرژی‌های مثبت یا منفی به کائنات فرستاده می‌شود.

این انرژی ها معادل خودشان را جذب می‌کنند.

طبق تعریف علم فیزیک، انرژی از بین نمی‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می‌شود.

شما در هر لحظه درحال تبدیل انرژی هستید. شما مبدل انرژی هستید.

شما انرژی های مثبت را در قالب احساس خوبتان به کائنات ارسال می‌کنید و بعد در کمال ناباوری اتفاقات خوشایندی را تجربه خواهید کرد.

هرگز تحت هیچ شرایطی غم و اندوه به خود راه ندهید. یقین داشته باشید که با احساس غم و اندوه و افسردگی و نا امیدی هرگز هیچ مشکلی حل نشده است. اگر کسی تا کنون توانسته است که با داشتن احساس منفی غم و اندوه و افسردگی، مشکلاتش را حل کند لطفا" یک نمونه بیاورید.

یکی از عواملی که باعث می‌شود گاهی آدمها در حالت افسردگی و غم و اندوه باقی بمانند آن است که به نظر دیگران خیلی اهمیت می‌دهند.

مثلا" از داشتن یک مسئله‌ای رنج می‌برند. خودشان را غمگین و افسرده نشان می‌دهند تا دیگران متوجه ناراحتی آنها شده و بفهمند که ایشان بی خیال نیستند! 

چه لزومی دارد که دیگران بدانند شما بابت مسئله و مشکل خود ناراحت و غمگین هستید. یا بدانند که شما فلان مشکل را دارید. به دیگران چه ربطی دارد؟

زندگی شما متعلق به خودتان است. این شما هستید که کیفیت اتفاقات زندگی خودتان را رقم می‌زنید نه دیگران.

پس حتی اگر مشکل و مسئله‌ای هم دارید خودتان را شاد و خوشحال نشان بدهید. بگذارید دیگران ببینند که شما چقدر قوی و پر انرژی هستید.

آنها بعد از گذشت مدت کوتاهی متوجه خواهند شد که این انرژی مثبت شما چگونه اتفاقات خوب و خوشایند را به زندگی شما جذب کرده است.

هر چیزی معادل و شبیه خودش را جذب میکند. این قانون است. پس اگر افکار مثبت و گفتار زیبا و احساس مثبت و آرامی داشته باشید آنگاه اتفاقات خوب یکی پس از دیگری خودشان را نشان خواهند داد.

یقین داشته باشید که اتفاقات خوب و خوشحال کننده برای افراد نا امید و افسرده هرگز رخ نخواهند داد. چرا که اصلا" ماهیت آنها با غم و اندوه و احساسات منفی سازگار نیست.

اتفاقات خوب با انرژی مثبت سازگار است. با احساسات مثبت و خوب همراه میشود. پس اگر دوست دارید در آینده اتفاقات خوب و خوشایندی را در زندگی خودتان تجربه کنید از همین الان تصمیم بگیرید که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید احساستان خراب و منفی بشود[...]

 

 

 

محمد صاحبی بازدید : 399 شنبه 09 اسفند 1399 نظرات ()

 چگونه اتفاقات ناگوار به اتفاقات خوشایند تبدیل میشوند؟

چگونه رویدادهای ناگوار را به اتفاقات خوب تبدیل کنیم؟

اگر یک اتفاق ناگواری برایتان رخ داده و هم اکنون به شدت ناراحت و افسرده هستید، باید بدانید که عامل اصلی بوجود آمدن آن اتفاق بد خودتان هستید.

شما با احساسات منفی خودتان باعث شدید که آن اتفاق در زندگی شما پدیدار بشود. احساسات منفی مانند غم و اندوه. ناسپاسی. خشم و عصبانیت.

فرآیند این اتفاق بسیار جالب است که من بصورت خلاصه و کوتاه بطوری که حوصله شما سر نرود برایتان بازگو می‌کنم تا همیشه مراقب احساسات خود باشید تا هرگز اتفاق ناخوشایندی را در زندگی تجربه نکنید.

ارتباط مستقیم و پیچیده‌ای بین ضمیرناخودآگاه ما و کائنات وجود دارد.

وقتی که ما یک مدت طولانی در یک حالت  احساسی اشتباه مانند غم و اندوه قرار می‌گیریم، آنگاه این احساس ما توسط ضمیرناخودآگاه، به کائنات عالم ارسال می‌شود.

کائنات عالم وظیفه دارند تا احساسات ما را دریافت کرده و کیفیت اتفاقات زندگی ما را در آینده بر مبنای همان احساسات چیدمان نمایند.

 حالا شما تصور کنید که یک نفر به مدت طولانی از یک احساس منفی مانند غم و اندوه برخوردار بوده باشد، احساس غم و اندوه او توسط ضمیرناخودآگاهش به کائنات منتقل خواهد شد. لذا کائنات هم اتفاقاتی را در سر راه او قرار می‌دهد که بر مبنای آن احساسات بنا شده‌اند.

جالب است بدانید که کائنات قدرت تشخیص آن را ندارد که بفهمد ما چرا ناراحت و غمگین هستیم. چرا افسرده هستیم. چرا خشمگین و عصبانی هستیم؟ او فقط به بار منفی یا مثبت احساسات ما نگاه می‌کند.

غم و اندوه به هر دلیلی که بوجود آمده باشد فرقی برای کائنات نخواهد داشت. کائنات طبق برنامه‌ای که برایش ریخته شده، موظف است که کیفیت اتفاقات آتی زندگی هر شخصی را بر مبنای همان احساسات برنامه ریزی نماید.

مثال:

 

مادری متوجه می‌شود که فرزند خردسالش به یک بیماری سخت دچار شده است. خودتان حدس بزنید که آن مادر چقدر می‌تواند غمگین و ناراحت باشد. حق هم دارد چون فرزندش است و نمی‌تواند بی تفاوت باشد.

اما نکته اینجاست که آن مادر با بوجود آوردن احساس غم و اندوه و غصه خوردن، بصورت اتوماتیک باعث می‌شود که روند آن بیماری تشدید پیدا کند. یعنی باعث می‌شود که روز به روز حال فرزندش، علی‌الرغم درمان و مراقبتهای پزشکی، رو به وخامت بگذارد!

عجیب است مگر نه؟ بله همین طور است. وقتی آن مادر به خاطر بیماری فرزندش غمگین و افسرده می‌شود، شروع به ارسال پیام‌های منفی در قالب احساسات منفی غم و اندوه به کائنات می‌کند.

کائنات هرگز نمی‌تواند متوجه بشود که آن مادر به خاطر فرزندش غمگین است و حق هم دارد. کائنات بر طبق وظیفه خود، کیفیت اتفاقات زندگی آن مادر را بر مبنای آن احساسات منفی چیدمان می‌کند. بله همین طور است. آن مادر متاسفانه شاهد رخ دادن اتفاقات بدتری می‌شود. چون خودش این چنین خواسته است اما نا آگاهانه.

خوب در این گونه مواقع باید چه کنیم؟

اولا" همیشه شاد و سپاسگزار باشید تا اصلا" اتفاقات ناخوشایند را دریافت نکنید.

دوما" حالا یک اتفاقی مثل اتفاق مثال بالا رخ داده شما باید تا می‌توانید شاد باشید. بله شادی و خوشحالی باعث می‌شود تا ضمیرناخودآگاه شما به مرور زمان فریب بخورد.

اولش کمی سخت است. هم برای خود آن مادر و هم برای ضمیرناخودآگاه. چون نمی‌توانند بپذیرند که با وجود بیماری فرزند دلبندش چگونه می‌تواند شاد و خوشحال و سپاسگزار باشد. اما راه حل دقیقا" همین است.

لطفا" در اینگونه مواقع به شدت خوشحال باشید و شادی کنید. در ابتدا ضمیرخودآگاه شما زیاد تمایلی به پذیرش این مطلب ندارد. چون آن چه را که در واقعیت می‌بیند با آن چه که شما می‌خواهید کمی متفاوت است. به همین خاطر ضمیر ناخودآگاه هم نمی‌تواند این مطلب را بپذیرد. چون ضمیرخودآگاه تمایلی به ارسال آن به ضمیرناخودآگاه ندارد.

اما همانطور که می‌دانید با تکرار می‌توان ضمیرناخودآگاه را مُجاب نمود. می‌توان به او یک باور جدید را اِلقا کرد. با تکرار شادی و خوشحالی و سپاسگزاری، ضمیرناخودآگاه باور می‌کند که شما در حال تجربه یک اتفاق خوب هستید. یک اتفاق خوشایند که باعث شده شما شاد و خرسند باشید.

ضمیرناخودآگاه بعد از متقاعد شدن، این احساس مثبت و شاد شما را به کائنات ارسال خواهد کرد. به کائنات پیام می‌دهد که این شخص در حال شادی و پایکوبی است. پس طبق قوانین کائنات او باید یک اتفاق خوب را تجربه نماید. زیرا که فقط در زمانی که یک اتفاق خوب رخ داده باشد آدمی خوشحال و شاد است.

با عقل هم جور در می‌اید که آدمی فقط در هنگامی که یک اتفاق خوشایندی را تجربه کرده باشد خوشحال باشد و شادی کند. دریافت خبرهایی مانند برگشتن سلامتی به یک بیمار، برنده شدن در مسابقات ورزشی یا علمی، برنده شدن در قرعه کشی و هزاران اتفاق خوب دیگر موجب شادی و خوشحالی ما می‌شوند.

پس هر وقت(خدا نخواسته باشد) یک رویداد ناخوشایند برای شما یا یکی از نزدیکان و بستگانتان رخ داد، بلافاصله ایشان را متقاعد کنید که مراقب باشند که احساسشان خراب و منفی نشود. البته ممکن است کسی یکی از عزیزان خود را از دست داده باشد. منظورم این نیست که بعد از فوت مثلا" پدر بزرگ باید شادی و پایکوبی نمود نه. بلکه در این مورد خاص، باید مراقب بود تا احساس منفی غم و اندوه آنقدر زیاد نشود که مجددا" شخص، یک اتفاق ناگوار دیگر را تجربه نماید. چون اتفاقات بد، اتفاقات بد را به دنبال خواهند داشت و اتفاقات خوب هم اتفاقات خوب را جذب خواهند نمود.

اما زمانی مثلا" یکی از بستگان یا نزدیکانتان بیمار است، آنگاه به شدت مراقب باشید که ایشان و شما وارد فاز منفی غم و اندوه و غصه خوردن نشوید. اینجا دیگر باید شما شاد باشید. بخندید. جُک و لطیفه تعریف کنید. آهنگ شاد گوش کنید. ( به گفته های بعضی ها که ممکن است بگویند، ای بابا تو این شرایط که فلانی بیمار است تو درحال بگو بخند و شادی هستی؟ شما اهمیت ندهید. شما سعی کنید احساس خوب و مثبتی را در خود و اطرافیانتان ایجاد کنید. احساس خوب شما مسری خواهد بود و انرژی آن به دیگران هم منتقل میشود. شما با داشتن احساس مثبت خواهید دید که نتیجه کارها و اتفاقات چقدر زیبا و خوشایند تمام خواهند شد.

 مثلا" در ذهن خودتان تصور کنید که بیمار شما به زودی سلامتی خود را بدست آورده است. این تجسمات ذهنی باید به همراه آن احساس خوب و شاد شما همراه باشد. اصلا" انگار نه انگار که یک بیمار روی تخت بیمارستان یا در منزل شما بستری است.

شاید بعضی ها بگویند که محمد صاحبی مَشاعر خود را از دست داده و خودش هم  نمی‌داند که چه چیزی می‌نویسد. اما باید بگویم که این عین حقیت است.

من خودم بارها این موضوع را تجربه نموده‌ام. اگر تجربه آن را نداشتم و ایمان کافی به آن نمی‌داشتم هرگز شروع به نوشتن این مطالب نمی‌کردم.

من خودم چون ایمان کامل به این مطالب دارم پس همیشه مراقب هستم که تحت هیچ شرایطی احساسم خراب و منفی نشود. چون ایمان دارم اگر احساسم خراب و منفی بشود، آنگاه باید منتظر یک اتفاق ناگوار باشم.

شما هرگز حادثه و رویداد ناگواری را تجربه نخواهید کرد اگر، همواره از یک احساس خوب و با نشاط برخوردار باشید.

احساس غم و اندوه، به هر دلیلی که باشد باعث خواهد شد که شما در آینده اتفاقات ناگواری را تجربه کنید[...]

 

 

تعداد صفحات : 50

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
وبلاگ احساس آرام می خواهد بگوید که در این جهان هیچ رویدادی تصادفی رخ نمی‌دهد و هر پیش آمدی نتیجه سخنان،افکار و خصوصا" احساسات مثبت یا منفی ما است که در قالب اتفاقات و حوادث خوشایند یا ناخوشایند در زندگی ما پدیدار می‌شوند.
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    از مطلب های سایت راضی هستید ؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 100
  • کل نظرات : 23
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 38
  • بازدید امروز : 82
  • باردید دیروز : 107
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 602
  • بازدید ماه : 21,763
  • بازدید سال : 108,271
  • بازدید کلی : 2,856,228