احساس آرام

نظرسنجی

خوش آمدید...ازاینکه از وبلاگ احساس آرام بازدید میکنید بی نهایت از شما سپاسگزارم. لطفا" عضو شوید تا از آخرین مطالب ارسالی آگاه شوید.







با احساس آرام و مثبت میتوان کیفیت


اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن


تجربه نمود.


نگهبان دروازه ذهن

 

نگهبانی برای دروازه ی ذهن

 

 

شما با دیدن ، شنیدن ، لمس کردن ، چشیدن ، و حس بویایی خود اطلاعاتی را به ذهن خود وارد میکنید.

 

 

شما با ارتعاشات فکری که هر لحظه از ذهن شما خطور میکنند ، اطلاعات و پیام های جدیدی را به ذهن خود اضافه میکنید.

این اطلاعات ، بعد از دریافت شدن توسط ذهن ، وارد ضمیرناخودآگاه می شوند.

 

 

ضمیرناخودآگاه یک کپی از این اطلاعات را بایگانی نموده و در صورتی که همراه این اطلاعات " احساس " مناسب ضمیمه شده باشد ، بلافاصله به کائنات ارسال می شوند.

 

 

نقش احساس در انتقال اطلاعات به کائنات

هیچ پیامی بدون احساس مناسب آن ، از طریق ضمیرناخودآگاه به کائنات انتقال پیدا نمی کند .

 

 

به همین دلیل است که خیلی ها اظهار می دارند که مدت ها در مورد موضوعی فکر کرده اند و یا حرف زده اند ، اما اتفاق مورد نظرشان رخ نداده است. مدت ها به خود تلقین نموده اند اما هیچ اتفاقی رخ نداده است.

بله همینطور است. اگر احساس در میان نباشد ، این اطلاعات خام بوده و شرایط انتقال به کائنات را نخواهند داشت.

 

 

زمانی که شما در مورد موضوعی صحبت می کنید و یا در مورد آن فکر می کنید ، ممکن است در یک حالت بی تفاوتی قرار داشته باشید. یا اینکه ممکن است بسیار هیجان زده باشید. یا ممکن است غمگین و افسرده بوده باشید. تمام این احساسات می توانند ضمیمه و مکمل آن سخنان و افکار شما باشند.

 

 

زمانی که احساس خاصی به همراه کلام یا فکر شما همراه شد آنگاه  مجوز ورود به ضمیرناخودآگاه را پیدا خواهد نمود.

مثال:

بارها ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که حال دلتان چندان خوب نبوده است و به یکباره یکی از اقوام یا دوستانتان به شما زنگ می زند. شما در اینجا قرار است صحبت کنید اما با چه احساسی؟

 

 

شما هم اکنون یک احساس منفی دارید. احساس بد ، یک احساس منفی به شمار می آید. شما با این احساس ، گوشی تلفن را بر میدارید و شروع به صحبت میکنید. هنوز چند کلمه ای از بیان جملات شما نگذشته است که طرف مقابلتان متوجه این حس شما میشود و از شما سوال می کند ، اتفاقی افتاده ؟ چرا صدای شما طور دیگری است ؟

 

 

آن شخص چگونه متوجه شده که شما احساس خوبی نداشته اید؟

بله از حالت لحن صدا و بیان شما متوجه شده است زیرا که احساس ما در سخنان و کلام و افکارما  تاثیر می گذارد.

 

 

همانگونه که ملاحظه شد ، احساس بسیار نقش موثری در شکل گیری و مثبت یا منفی جلوه دادن کلام و افکار ما به دیگران دارد. کائنات هم از این امر مستنثی نخواهند بود.

 

 

وقتی شما سخنی می گویید که همراه با یک احساس منفی و بد است ، این جملات شما به شکل یک دستور ، به کائنات ارسال میشود. بعبارتی کائنات لحظه به لحظه در انتظار دریافت دستوری از طرف شما هستند ، چون کیفیت اتفاقات آینده زندگی شما توسط کائنات چیده مان میشود.

کائنات با دریافت لحظه به لحظه ی اطلاعات از شما ، کیفیت خوشایند یا ناخوشایندی برای زندگی شما در آینده تدارک می بیند.

 

 

لذا توصیه میشود که همیشه در یک حالت احساسی خوب به سر ببرید.



ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

  

ناله و شکایت از زندگی و عکس العمل  کائنات 

 

ناله و شکایت ، پیام های منفی و مخربی هستند که توسط ضمیرخودآگاه ما به ضمیرناخودآگاه فرستاده میشود. ما از طریق سخن گفتن و شنیدن ، این پیام های منفی را به ضمیرناخودآگاه و سپس به کائنات عالم انتقال می دهیم.

 

 

ادامه مطلب...

 

 


ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

تاثیر سخنان دیگران در سرنوشت شما !

 

شما از زمانی که متولد می شوید ، از طریق گوش هایتان ، کلمات و واژه هایی را دریافت میکنید. از طرف پدرو مادر و برادر و خواهر و معلم ها و دوستانتان و خیلی های دیگر که نیاز به نام بردن آنها نیست. بایگانی ذهن شما مملو از کلمات و واژه های مختلف است . کلمات و واژه هایی که هرکدام معنی و مفهوم خاصی برای شما دارند. 

 

 

هرکدام از ما آدمها ، برداشتی متفاوت از معنی واژه ها و کلمات و اصطلاحات داریم. با اینکه هر  واژه  یک معنی ثابت و کلی دارد اما برداشت و استنباط هرکدام از ما ممکن است با دیگری تفاوت داشته باشد. همانگونه که اشاره شد شما از بدو تولد شروع به آموختن میکنید. آموختن و به خاطر سپردن . بسیار مهم است که کودک از ابتدا چگونه با واژه ها آشنا شود. بیان کلمات و  واژه ها ، و تفسیر و توضیح معانی آنها برای کودک ، بسیار مهم است زیرا که این معانی در ذهن کودک ، بایگانی میشود و قرار است در آینده و سنین بالاتر ، از این معانی برداشت های خاصی بکند که ممکن است مسیر زندگی اش را تغییر بدهد.

 

 

گاهی اوقات ممکن است ما کلمات و واژه هایی را به کار ببریم و موجب دلخوری و رنجش خاطر کسی بشویم ، سپس به طرف مقابل بگوییم  که ما اصلا" منظور و قصدمان از بیان آن  واژه و مطلب ، آن چیزی نبوده که شما برداشت کرده اید. 

 

 

به  واقع ممکن است چنین باشد. شما منظوری ندارید و قصد ناراحت کردن طرف مقابلتان را ندارید  اما ، ایشان برداشت خاص خود را دارد و این همان برداشت و استنباطی است که ایشان از دوران کودکی و سنین پایین تر با آن آشنا شده است. وقتی معنی کلمه و واژه ای را به وی گفته اند ، به همراه آن توضیحی در مورد آن داده اند که برای این شخص برداشتی با این مضمون ایجاد نموده است. 

 

 

دانشمندان تکنولژی فکر،  تاکید میکنند که ما آدمها باید به شدت  مراقب آنچه که می شنویم باشیم. ما اجازه  نداریم هر واژه  و اصطلاح و جمله ای را از هرکسی بشنویم. تاثیر کلمات و واژه ها ممکن است به ظاهر آنقدر حائز اهمیت به نظر نرسد اما اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود که ما بدانیم ، این کلمات و واژه ها ، در پس خود ، معانی و برداشت هایی خاص برای ما دارد. 

 

 

همانگونه که قبلا" هم گفته شد ، ما هر پیامی را که از طریق ضمیرخودآگاه ( حواس پنجگانه ) و ارتعاشات فکری ، دریافت میکنیم ، بلافاصله  به ضمیرناخودآگاه خود انتقال می دهیم  . ضمیرناخودآگاه ، یک کپی از آن پیام را که ممکن است یک فایل صوتی یا یک تصویر عکس یا  یک کلیپ ویدیویی باشد ، در خود ذخیره کرده و بایگانی میکند و نسخه اصلی را برای کائنات و به جهت اجرایی شدن ،  ارسال میکند. 

پس ضمیرناخودآگاه ما بزرگترین بایگانی فایل های صوتی و تصویری دنیا را در اختیار دارد....

ادامه ...


تاثیر سخنان دیگران در سرنوشت شما !

آب را در هاونگ نکوبید !

 

آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که، در هنگام بحث و گفتگو با دیگران ،به شدت سعی میکنید که حتما" نظر و عقیده خود را به اثبات برسانید؟

و تا زمانی که نظرتان را به کرسی ننشانده اید دست از تلاش بر نمی دارید؟

میخواهم بگویم که یکی از مهمترین عواملی که احساس آرام شما را از بین می برد و آرامش را از شما سلب می کند ، این تلاش بی مورد است که  گاهی همه ما ناخودآگاه یا آگاهانه به آن دست می زنیم.

اگر آرامش برایتان مهم است ، سعی کنید اولا" وارد هیچ بحث و گفتگویی که نتیجه ای  ندارد نشوید ،مخصوصا" اگر بدانید که آخرش به ناراحتی و دلخوری منجر میشود.

گاهی ما تلاش میکنیم به طرف  مقابلمان بفهمانیم که، درحال اشتباه کردن است . ابتدا چند بار نظر خود را مطرح می کنیم ،از راه های مختلف وارد میشویم و گاهی با کنایه و مستقیم حرف می زنیم  و وقتی می بینیم که طرف مقابلمان قصد قبول کردن آنرا ندارد ، آنگاه با شدت و حرارت بیشتری سعی در قبولاندن آن مطلب و موضوع را داریم.

شما ممکن است ، منظورتان،  روشن کردن طرف مقابلتان باشد و سعی کنید به او بفهمانید که درحال اشتباه کردن است. اما طرف مقابل شما در این وضعیت ، یعنی زمانی که درحال مجادله و بحث هستید و شما را در جایگاه مقابل خود می بیند و  به نوعی  شما را حریف خود می پندارد ، اصلا" همچین تفکر و عقیده ای ندارد . اصلا" فکر نمی کند که شما میخواهید او را آگاه  نمائید ، چون رفتار و نوع گفتار شما هم آنگونه نیست که ، چنین تصوری را برایش القاء نماید . پس نه تنها شما در این نظر خود موفق نمی شوید ، بلکه باعث دلخوری طرف مقابلتان هم میشوید و باعث میشود از گفتگوی با شما یک تجربه تلخ و ناخوشایند به یادش بماند.

ما ،همیشه ، نه آموزگار هستیم و نه معلم و نه استاد دانشگاه ، و دیگران هم احیانا" شاگران کلاس ما نیستند ، که ملزم باشیم حتما" و لزوما" مطلبی که به نظرمان درست می رسد به ایشان بفهمانیم و مجبورش کنیم که آنرا قبول کند و به حافظه خود بسپارد. ما این اجازه را نداریم که سعی در القاء کردن مطالب مورد نظرمان به دیگران را داشته باشیم. ما فقط اجازه داریم نظرمان را ابراز نمائیم. اگر پذیرفته شد که هیچ و اگر هم نشد ، دلخوری و ناراحتی و ادامه بحث و ایجاد جدل ، غیر عقلانی به نظر خواهد رسید.

همانگونه که ما هنگام گفتگو و بحث با دیگران ، همواره و معمولا" خود را محق و حق به جانب می دانیم ، دقیقا" دیگران هم همین حس را دارند. دیگران هم دوست دارند که نظرشان مورد قبول واقع بشود. دیگران و ما دوست نداریم که نظرمان براحتی  مردود اعلام بشود . دوست داریم مورد تائید واقع بشویم.

آدمها همواره نگران و ترس از ضعیف و ناتوان شدن دارند. انسان همواره از پیری می ترسیده و وقتی پای سن و سال به میان می آید ، چه زن و چه مرد ، نگرانی و استرس به سراغشان می آید. هیچ زن و مردی دوست ندارد سنش بالا برده بشود. حتی وقتی زن یا مردی به سنین بالای شصت سال رسیده اند هم ، اصلا" دوست ندارند در مورد سن آنها گفتگو بشود. آدمها دوست ندارند افزایش سن آنها در معرض دید و کانون توجه باشد، زیرا افزایش سن را با ناتوانی و ضعف همراه می دانند. 

در سنین بالاتر، ضعف حافظه و آلزایمر و ناتوانی جسمی و افسردگی و استرس و تنهایی و خیلی چیزهای دیگر که گاهی گریبانگیر خیلی از افراد سالخورده می شود باعث شده تا معمولا" از پیری بترسیم. درحالی که اگر پیری و کهنسالی ، درست مدیریت شود ، قطعا" دورانی بسیار ارزشمند و مفید میتواند باشد مانند دوران میانسالی و یا حتی جوانی . 

ادامه...


آب را در هاونگ نکوبید !