احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

احساس آرام

احساس آرام

 

 

 احساس آرام

 

 

ارتباط عجیب و پیچیده ای بین احساسات مثبت و منفی ما و کیفیت اتفاقات زندگی ما وجود دارد. اگر کسی بتواند همواره با کنترل افکار خود ، از احساس مثبت و زیبایی برخوردار باشد قطعا" کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکند.

 

 

برای داشتن یک احساس مثبت و خوب بایستی به نکاتی ظریف و درعین حال مهم و اساسی توجه نمائیم.

1- به شدت مراقب آنچه که می شنوید باشید.

2- به شدت مراقب آنچه که به زبان می آورید باشید.

3- به شدت مراقب هر آنچه که می بینید باشید.

4- به شدت مراقب افکاری که از سر شما میگذرند باشید.

 

ادامه مطلب...

 


احساس آرام

انسان و ویروس کرونا

مدتی است این مهمان ناخوانده وارد کشور عزیزمان ایران هم شده است. گذشته از میزان تاثیر و خطرات آن ، میتوان به جنبه ی روانی آن اشاره کرد که بسیار مهم تر از تاثیر خود ویروس می باشد . 

همانگونه که می دانید انسان یک موجود باورپذیر است . یعنی هر آنچه را که با احساس  به ضمیرناخودآگاه خود انتقال بدهد ، می تواند تبدیل به یک باور شده و ضمیرناخودآگاه آن باور را به معادل فیزیکی آن تبدیل نماید. 

با توجه به این خصلت انسان ، میتوان گفت که نوع احساس و باور هر آدمی نسبت به هر بیماری هم میتواند تاثیر متفاوتی بر روی وی داشته باشد. 

هر ویروس و میکروب مولد بیماری ، هر چقدر هم که قوی و پیشرفته باشد ، باز هم توانایی نفوذ در درون انسان و یا در صورت نفوذ ، قدرت از بین بردن انسان را ندارد  مگر اینکه خود فرد چنین شرایطی را برای آن ویروس یا میکروب محیا نماید. 

سیستم دفاعی بدن انسان ، مجهز به قوی ترین آنتی بیوتیک ها و ضد ویروس ها می باشد که این پادزهر ها در شرایط خاصی کاملا از بی مصرف و ضعیف می شوند. 

با اینکه سیستم دفاعی بدن انسان فوق العاده قوی است اما اگر انسانی از نظر روحی و روانی در شرایط نامساعدی قرار داشته باشد این آنتی ویروس ها کاملا غیر فعال می شوند. 

آنچه که باعث قدرت خارق العاده و عجیب این آنتی ویروس ها در بدن انسان میشود نوع احساس و باور آن شخص است. نوع افکار و سخنان و در نهایت احساس و باور هر آدمی میتواند آن قدرت عظیم را فعال یا غیر فعال کند. بعبارتی قدرت دفاعی بدن انسان مانند یک موشک ماهواره ای است که اگر موتور آن بدرستی کار نکند قطعا" آن موشک با آن همه تجهیزات به کار نخواهد آمد. 

فرق انسان با موجودات دیگر این است که ، انسان با در دست داشتن قدرت باور پذیری می تواند هر نشدنی را شدنی و هر شدنی را نشدنی نماید. 

بیماری در حالت عادی هرگز نمی تواند به بدن انسان وارد شده و به وی آسیب برساند.

بیماری میخواهد سرطان باشد یا اچ آی وی و یا حتی کرونا ، تفاوتی ندارد. هر بیماری با هر اسمی که باشد ، هرگز نمی تواند وارد بدنی شود که صاحب آن ، از یک قدرت روحی و روانی بالا برخورددار است. انسانی که آرام است و باورهای زیبا دارد هرگز به هیچ بیماری دچار نخواهد شد. و اگر هم زمانی یک میکروب و یا ویروس وارد بدن وی بشود هرگز نخواهد توانست به او آسیب جدی وارد کند. 

زیرا این خود انسان است که با نوع نگاه و باور خودش ، از خودش و احساس درونی اش ، شرایط جسمی خودش را طوری طراحی و آماده می کند که ویروس یا میکروب بتواند وارد آن شده و در آنجا ساکن بشود.

اسکاولشین در کتاب چهار اثر خود به زیبایی تمام می گوید : دو قدرت هرگز در کنار هم جای نخواهند گرفت. بعبارتی انسان نمی تواند هم به قدرت خداوند مهربان ایمان داشته باشد و همزمان به قدرت ویرانگر ویروس یا میکروب هم ایمان داشته باشد. 

یا قدرت خداوند یا قدرت ویروس؟ هر آدمی یکی از این دو را انتخاب میکند.

کسی که به خداوند مهربان ایمان داشته باشد و بداند که قدرت او مافوق تمام قدرت هاست و بداند که خداوند،  قدرت عظیم و خارق العاده ی خودش را در ضمیرناخودآگاه وی قرار داده است و او میتواند با آن قدرت بی همتا معجزه بیافریند ، هرگز نه از ویروس خواهد ترسید و نه به هیچ بیماری دچار میشود. 

ترس و بیماری 

ترس یعنی قرار دادن قدرت دیگری  به جز قدرت بی مثال خداوند مهربان. بعبارتی وقتی کسی از چیزی یا کسی هراس به دل راه می دهد ، درواقع قدرت او را جایگزین قدرت خداوند مهربان کرده است. در چنین شرایطی ، آن قدرت جدید ، تصمیم گیرنده و همه کاره ی وی خواهد شد. همانگونه که گفته شد ، دو قدرت در یکجا نمی گنجد. 

فقط قدرت خداوند است که مافوق تمام قدرت هاست و بر هر قدرتی پیروز است. اتکا و توجه و تمرکز به هر قدرتی به غیر از قدرت خداوند موجب ، موجب ضعف و ناتوانی خواهد شد. 

ترس ، احساس ضعف و زبونی در شخص ایجاد میکند. شرایطی ایجاد میشود که شخص احساس بی پناهی و بی کسی نموده و خود را آماده دریافت انواع ضربه ها از هر طرفی خواهد نمود.

ترس نشانه این است که ما توانایی مقابله کردن نداریم. ما ضعیف هستیم و در مقابل حمله ی احتمالی توانایی مقابله کردن در خود نمی بینیم. این احساس ضعف و ناتوانی که با یک احساس قوی همراه است ، بزودی به ضمیرناخودآگاه منتقل شده و ضمیرناخودآگاه یک باور جدید و در عین حال غلط از آن باور بوجود می آورد. این باور غلط به همراه احساس مربوطه به کائنات عالم ارسال شده و کائنات با توجه به احساس و پیام دریافتی ، شرایط زندگی آن شخص را چیده مان میکند.

وقتی که یک احساس ضعف و ناتوانی که از همان ترس ناشی شده است ، ترسی که جایگزین قدرت خداوند مهربان شده ، در شخص بوجود آمد ، آنگاه این ضعف و ناتوانی زمینه را برای حضور بیگانگان در جسم و روح آن شخص آماده می کند. 

کائنات با نگاهی سریع و گذرا به وضعیت و شرایط زندگی آن شخص ، متوجه میشوند که شرایط  زندگی وی در حال حاضر ، چنان نیست که او در پیام و احساس خود به کائنات ارسال نموده است . اما چون کائنات مامور است و معذور ، و باید کیفیت اتفاقات هر آدمی را دقیقا" مانند همان پیامی که ارسال کرده است ، چیدمان نماید ، لذا شروع به کار کرده و کیفیت اتفاقات زندگی وی را طوری می چیند که دقیقا" مانند و شکل همان پیام ارسالی وی باشد.

کائنات برای خود تعریف خاصی از احساسات منفی یا مثبت ما آدم ها دارد. مثلا" کائنات تعریف خاصی از ترس دارد. تعریف خاصی از خوشحالی دارد. تعریف خاصی از غم و اندوه دارد. این تفسیرها و تعریف های کائنات ، با نظر و عقیده و تعریف ما کاملا" متفاوت است. 

مثلا" وقتی که شما احساس شادمانی دارید ، حتی اگر اتفاق خوب و خوشایند خاصی هم برای شما رخ نداده باشد ، کائنات با توجه به تعریف خاصی که از شادمانی و خوشحالی دارد ، کیفیت اتفاقات زندگی شما را طوری برنامه ریزی میکند که ، شما شاهد اتفاقاتی باشید که موجب خوشحالی شما را فراهم نماید.

یا زمانی که شما دچار ترس و غم و اندوه میشود ، این احساس ترس و غم و اندوه ، برای کائنات معنی خاصی دارد و او اینچنین استنباط می کند که شما درحال تجربه و درک یک اتفاق شوم و دلهره آور هستید که موجب ناراحتی و غمگین شدن شما را فراهم نموده است. اما وقتی به زندگی واقعی شما نگاه میکند و در آن لحظه ، اثری از وجود عامل آن ترس و غم واندوه مشاهده نمیکند ، لذا در صدد بر می آید که آن عامل را بزودی در زندگی آن شخص ایجاد نماید تا احساس او با کیفیت اتفاقات زندگی اش همخوانی داشته باشد.

ویروس ها و میکروب ها و بیماریها ، هرچه که باشند ، همگی زیر مجموعه ی کائنات هستند. زیر مجموعه هرگز قادر به تاثیر گذاری و تغییر کل مجموعه نیست. مجموعه همیشه بزرگتر بوده و محیط بر بقیه ی زیر مجموعه ها هستند.

پس کسی که با احساس غم و اندوه و ترس ، پیام های ناگواری را به ضمیرناخودآگاهش ارسال میکند که متعاقبا" به کائنات انتقال پیدا کرده و موجب پدید آمدن اتفاقات ناگوار میشود ، خودش در واقع با دست خودش ، برای خودش بدی و شومی را تقاضا کرده است. 

در فیلم راز ، به خوبی به این موضوع اشاره شده است. آنجا که می گوید ، هیچ بیماری و مرضی قادر نیست در یک بدن ، خوشحال و شاد ، وارد بشود ، زندگی کند و رشد نماید. 

ما بارها و بارها اشاره کرده ایم که به شدت باید مراقب شنیدن و دیدنتان باشید.  اجازه ندهید هر مطلبی وارد ذهن شما بشود. زیرا هر آنچه که وارد ذهن شما بشود ، مدتی بعد وارد ضمیرناخودآگاه شده و تبدیل به اتفاقات زندگی مان میشوند.

در شرایط فعلی ، دیدن برنامه های تلوزیونی که در مورد بیماری کرونا صحبت میکنند و یا وارد گروه ها و پیج هایی شدن که در این زمینه گفتگو میکنند ، جز اینکه احساس شما را خراب تر کنند ، نتیجه ای ندارند. 

رعایت کردن بهداشت در تمام طول زندگی یک انسان لازم و ضروری است. فقط مختص الان و زمان فعلی نیست. شما بهداشت را به طور کلی رعایت کنید اما به برنامه هایی که دائما" در حال گفتگو در مورد این بیماری هستند ، دوری کنید. اجازه ندهید فکر و ذهن شما با این مطالب منفی پر بشود. 

در عوض شما باید تلاش کنید که با توجه و تمرکز به قدرت خداوند که حضوری همیشگی و قدرتمند داشته و دارد وخواهد داشت ، به سلامتی فکر کنید. به زندگی خود بصورت عادی ادامه داده و از پرداختن به این مطالب منفی خودداری کنید. 

اگر شما ذهنی آرام و احساسی با نشاط داشته باشید ، بصورت اتوماتیک به سمت اتفاقات خوشایند کشیده میشوید. 

به یادداشته باشید که کیفیت اتفاقات زندگی شما ، دقیقا" به شکل احساسات و افکار شما شکل خواهند گرفت. اگر شما به بیماری فکر کنید و ترس از آن را در خود ایجاد نمائید ، چه بخواهید و چه نخواهید ، به سمت آن بیماری ( حالا هرچه که باشد ، از یک سرماخوردگی ساده گرفته تا بیماری های شدیدتر ) کشیده خواهید شد. 

اگر شما هم اکنون در سلامت کامل به سر می برید ، اصلا" نیازی نیست که به این مطالب منفی بپردازید و به آن فکر کنید. اصلا" لازم نیست ترس داشته باشید. شما به زندگی عادی خودتان ادامه بدهید و با رعایت کردن بهداشت ، به ضمیرناخودآگاه خودتان پیغام مثبتی را ارسال کنید. 

اگر کسی هم اکنون سلامت است ، باید قدر این سلامتی خودش را بداند. اگر هرکسی با پرداختن به این بیماری یا هر بیماری دیگر ، ذهن خود را و ضمیرناخودآگاهش را از این مطالب منفی لبریز نماید ، طولی نخواهد کشید که ترس از این بیماری به سراغش خواهد آمد. 

مراقب باشید. آنچه که یک انسان را مورد حمله قرار می دهد ، در درجه اول خود بیماری نیست ، بلکه ترس از آن است. شما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه بدهید ترس از یک بیماری به سراغ شما بیاید. ترس به دنبال خود ناتوانی به وجود می آورد. ناتوانی هم به دنبالش  بیماری و انواع امراض را در پی خواهد داشت. 

برای آنانکه بیمار هستند دعای خیر کنید و برای همه طلب سلامتی نمائید. به هیچ عنوان در مورد این بیماری صحبت نکنید و به آن فکر نکنید. 

به یادداشته باشید ، هر انسانی تا زمانی که سالم است ، باید خوشحال و با نشاط و شکرگزار باشد. هنگام بیماری هم اگر احساس مثبتی داشته باشد ، قطعا" میتواند بر آن بیماری پیروز بشود. 

اما احساس غم و اندوه و ترس ، باعث ضعف و ناتوانی انسان میشود و به دنبال خودش انواع بیماری ها را در سر راه انسان قرار می دهد. 

مجددا" تاکید میکنم ، از توجه و تمرکز بر روی برنامه ها و کلیپ هایی که دائما" در حال این بیماری صحبت میکنند خودداری کنید. به خدای مهربان توکل کنید و با رعایت بهداشت ، و داشتن یک احساس مثبت و قوی و شادمان ، یقین بدانید که شما هرگز بیمار نخواهید . شما با این شرایط حتی ، یک سرماخوردگی ساده هم نخواهید گرفت.


خداوند دوست داشتنی ما

هیچ رویدادی تصادفی نیست

 

 

بسیاری از آدم ها نمی دانند که خودشان با دست خودشان کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خودشان را رقم می زنند. اگر به آنها بگویی که شما خودتان کیفیت و شکل حوادث و اتفاقات زندگی خودتان را ترسیم می کنید قطعا" باور نخواهند کرد. اما این یک واقعیت انکار ناپذیر است. 

 

 

شما هم حتما" با واژه ی " گلایه و شکایت " آشنا هستید و شاید هم خودتان بارها از آن استفاده کرده باشید و یا خیلی از افراد را دیده باشید که این کار را کرده اند. 

گلایه و شکایت به نوعی برنامه ریزی برای رخ دادن اتفاقات ناگوار برای خود شخص است. کسی که ناله و شکایت می کند بدون اینکه خودش متوجه بشود در حال درخواست و سفارش اتفاقات ناخوشایند برای خودش می باشد. 

 

 

اتفاقات و حوادثی که در زندگی ما آدم ها بوجود می آیند هرگز تصادفی نیستند . یعنی قانون ایجاد شده در کائنات به این گونه نست که حوادث و رویدادهای زندگی هر فردی ، همینطوری بصورت اتفاقی و تصادفی برایش رخ بدهد. چون اگر اینگونه بود قطعا در عدالت بی مثال خداوند مهربان شک و شبه بوجود می آمد. آنگاه یکی باید بصورت تصادفی اتفاقات ناگوار بیشتری را نسبت به دیگری تجربه می کرد. چرا باید یک نفر نسبت به شخص دیگر اتفاقات ناگوار بیشتری را تجربه نماید. پس خداوند مهربان با ایجاد و قرار دادن این قانون منطقی در کائنات ، عدالت محض را نسبت به بندگانش ایجاد کرده است. تا دیگر برای هیچ کسی بهانه ای باقی نماند . هرکسی نسبت به خواست و تقاضای خودش ، میزان و کیفیت اتفاقات خوب یا بد را تعیین کند.

 

 

بارها شنیده اید و یا اینکه شاید برای خودتان هم پیش آمده باشد که در اثر یک  زمین خوردن ساده و معمولی ، دچار شکستگی دست یا پا شده باشید و مدتی دست یا پای شما در گچ بوده باشد . و احتمالا" شنیده اید که شخصی از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده و زنده مانده است . نگارنده خود با مادری صحبت کردم که فرزندش که حدود 17 سال داشته از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده است و حدود یکسال دست و پا و کمرش تحت نظر و مراقبت بوده است . استخوان هایش شکسته شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بعد حدود دو سال این شخص درحال حاضر صحیح و سالم است و مشغول به کار و زندگی می باشد . گاهی اوقات اتفاقات عجیبی رخ میدهد که موجب تعجب آدم میشود. آدم هایی بوده اند که از بالای یک نردبان یک یا  دو متری سقوط کرده اند و بعد مدتی از دنیا رفته اند. یا اینکه بارها در کلیپ های اینستاگرام یا تلگرام شاهد صحنه هایی بوده اید که آدم ها به طرز معجزه آسایی از تصادف با اتومبیل ها جان سالم به در می برند و در جایی دیگر هم چرخ یک اتومبیل کنده شده و یکراست به سراغ عابری که در پیاده رو در حال قدم زدن است برخورد کرده و او را به دیار باقی رهسپار میکند. 

 

 

به نظر شما اینها تصادفی هستند. قطعا" تصادفی در کار نیست. 

اطمینان داشته باشید کسی که همواره افکار مثبت و کلام مثبت و اعمال مثبت انجام می دهد محال است که دچار حادثه ای ناگوار بشود. الان ممکن است با خودتان بگوئید ، این چه حرفی است ، من خودم کسانی را می شناسم که خیلی آدم های خوبی هستند اما مثلا اتفاق ناگواری را تجربه کرده اند. 

 

 

توجه داشته باشید قضاوت در مورد هرکسی ، فقط توسط خودش ارزش خواهد داشت. من در زندگی عمومی و اجتماعی و در ظاهر ، ممکن است طوری رفتار نمایم که از نظر اطرافیانم یک آدم خوب و مثبت به نظر بیایم . رفتارم موجه و خوب جلوه کند . اما من در درون خودم و در باطن می دانم که چگونه آدمی هستم. کسی جز خدا و خود من از افکارم با خبر نیست. از نیت دل من خدا و خودم آگاه است. 

و جالب اینجاست که نیت و افکار و احساسات درونی ماست که باعث میشود کیفیت اتفاقات زندگی ما دشتخوش تغییر و دگرگونی شوند نه آن رفتاری که ما در ظاهر با دیگران داریم. 

کسی که دائم افکار منفی در سر دارد . حسود است یا کینه توز است و یا زود خشمگین میشود و عصبانی می گردد ، و یا اینکه دائما" در حال شکوه و شکایت از زمین و زمان است ، این آدم حتی اگر ظاهر موجهی هم داشته باشد قطعا" با پیام های منفی که از طریق احساس و افکار خود به کائنات ارسال میکند باید شاهد و منتظر اتفاقات وحوادث ناگواری باشد. 

 

 

زمانی که شخصی شروع به ناله و شکایت میکند ، ضمیرناخودآگاهش این پیام های منفی را دریافت و به همراه یک احساس مخصوص آن ، به کائنات ارسال میکنند. کائنات بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها بر اساس واقعیت است یا نه ، شروع به آنالیز وضعیت زندگی آن شخص میکنند. 

لازم به ذکر است که از نظر کائنات ، نوع پیام های ارسال شده از طرف هرکسی باید با کیفیت زندگی او همخوانی داشته باشد. یعنی امکان ندارد که کسی پیام های منفی به کائنات ارسال کند ،درحالی که زندگی معمولی و عادی را درحال تجربه کردن است . این برای کائنات قابل قبول نیست. پیام های منفی هماهنگ و همخوان و هم  نوع اتفاقات زندگی هستند. 

 

 

به همین دلیل است که دانشمندان تکنولوژی فکر و عرفا ، به کرات توصیه میکنند که هرگز افکار و احساسات منفی در وجود خود ایجاد نکنید . از کلمات و  واژه های منفی استفاده نکنید. چرا که این ها همگی دارای انرژی هستند و بعد از ارسال شدن به کائنات ، دقیقا" معادل همان ها را باید در زندگی روزمره تجربه نمائیم.

همانگونه گفته شد ، وقتی کسی ناله و شکایت میکند و به صورت تکرار به این کار ادامه میدهد، پیام هایی منفی به کائنات ارسال میشود. کائنات با بررسی وضعیت زندگی آن شخص ، متوجه میشوند که ماهیت این پیام ها با وضعیت زندگی این شخص درحال حاضر همخوانی ندارد. به عبارتی این پیام های منفی برای کائنات به معنی اتفاقات و حوادث و رویدادهای منفی و ناخوشایند است. 

 

 

لذا وقتی کائنات به زندگی روزمره این شخص توجه میکند ،اصلا " تعجب نمیکند که چرا نوع پیام های دریافت شده با نوع و کیفیت اتفاقات زندگی ایشان مغایرت دارد. کائنات طبق برنامه ای که برای خود دارند ، باید کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را دقیقا" با نوع ماهیت پیام هایی که دریافت کرده اند ، هماهنگ کنند. 

در اینجا مشاهده می کنیم که آن شخص دچار تصادفات زیادی میشود. زود به زود بیمار میشود و راهی بیمارستان می شود. بدهی به بار می آورد . شکست های پی در پی را در زندگی تجربه میکند. و خلاصه بد بیاری پشت بد بیاری برایش رخ میدهند.

 

 

و شاید هرگز خود متوجه نشود که باعث و بانی تمام این حوادث خودش است. اگر هم به او بگوئید ، با عصبانیت خواهد گفت ، این ها چرند  است . مگر من چه کار کرده ام. 

اما حقیقت این است که این اتفاقات همگی بخاطر همان شکوه و شکایتی است که او بارها به زبان آورده است و احساس بدی را در خود ایجاد نموده است. 

آیا نمی توان بجای شکوه وشکایت کردن از زمین و زمان ، از کلمات واژه های زیبا استفاده کرد. آیا نمی توان بجای شکوه و شکایت ، شکر گزاری کرد. روش سپاس گزاری را پیشه نمود؟

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر ، نعمت از کفت بیرون کند.

وقتی که کسی شروع به ناله و شکایت میکند ، کائنات نمی توانند بفهمند که این شخص فقط زبانش درحال ناله وشکایت است . زندگی معمولی دارد و نه درگیر بیماری و بیمارستان است و نه تصادفی کرده و یا اینکه اتفاق بدی را تجربه کرده است. کائنات کاری به این چیزها ندارد. 

وقتی کسی در رستوران منوی غذا را دریافت میکند و از روی آن سفارش ماهی پلو می دهد ، گارسون دیگر کاری ندارد که ماهی برای او ضرر دارد یا ندارد. گارسون رستوران موظف است دقیقا" همان چیزی را بیاورد که وی سفارش داده است. 

لذا وقتی کسی دائما" در حال ناشکری و ناله وشکایت از زمین و زمان است ، کائنات نمی تواند متوجه شود که او منظور دیگری دارد . او درحال خالی کردن دق و دلی خودش است . کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات دقیقا" بر مبنای سخنان و افکار و احساسات ما واکنش نشان میدهند. 

در مقابل کسانی که همیشه شکر گزار هستند و بابت تک تک داشته هایشان سپاسگزار خداوند مهربان هستند، نه تنها اتفاقات ناگوار را تجربه نمی کنند بلکه همواره کیفیت اتفاقات زندگی آنها به بهترین شکل ممکن رخداد میکند. زیرا که آنها به نوعی کائنات را گول می زنند. آنها با شکر گزاری و احساس خوشحالی ، به کائنات این پیام را ارسال میکنند که انگار درحال استفاده از بهترین های زندگی هستند. شاید در آن لحظه آن بهترین هایی که مورد نظرش است ، برایش مهیا نباشد ، اما او با ارسال این افکار و احساسات و پیام ها به کائنات ، به کائنات یک پیام مثبت و زیبا ارسال کرده است. 

کائنات با دریافت این پیام شروع به آنالیز کردن وضعیت زندگی وی می کنند. بعد از بررسی متوجه میشوند که زندگی فعلی این شخص دقیقا" با آن مقدار پیام های مثبت که حاوی شکرگزاری وخوشحالی است ، هماهنگ نیست. پس طبق وظیفه ای که بر عهده دارد ، شروع به چیدمان زندگی این شخص به گونه ای میکند که با آن پیام های دریافتی وی همخوانی داشته باشد. 

لذا بعد از مدتی شاهد اتفاقات خوب یکی پس از دیگری میشویم. خبرهای خوب پشت سر هم رخ میدهند. از حوادث ناگوار دور می ماند. رنگ و بوی بیماری و بیمارستان را فراموش میکند. و یک زندگی لذت بخش را تجربه میکند. جالب اینجاست که کیفیت این اتفاقات خوب هر روز بهتر از روز قبل میشود. یعنی کائنات دائما" در صدد هستند تا شکل و کیفیت زندگی وی را طوری برنامه طوری چیدمان کنند که با افکار و احساسات دریافت شده همخوانی داشته باشد. 

حالا دیگر هرکسی خودش مختار است که تعیین کند دوست دارد کیفیت اتفاقات زندگی اش چگونه رخ بدهند. 

بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست ، از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

هیچ اتفاقی تصادفی رخ نمیدهد مگر اینکه ما با سخنان و افکار و احساسات خودمان ، آنرا به زندگی خودمان دعوت کرده باشیم.

باید بابت تک تک داشته هایمان شکرگزار باشیم. شکرگزاری تکنیکی بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است که میتوان براحتی سر کائنات را گول مالید و بهترین ها را به زندگی خود دعوت کرد. 

در پایان یاد آور میشوم که کائنات ، عبارت است از : مجموع تمام هستی  به غیر از وجود نازنین خداوند مهربان و دوست داشتنی و خود شما را کائنات می گویند. 

بعبارتی نگارنده این مطالب در گروه همان کائنات است که به دستور شما این مطالب را نوشته و شما در حال حاضر درحال مطالعه آن هستید. یعنی شما در ذهن خود این مطالب را به کائنات سفارش داده اید و کائنات نویسنده را در سر راه شما قرار داده است. شما میتوانستید چیز دیگری در قالب پیام به ضمیرناخودآگاهتان ارسال کنید و مثلا" یک رمان یا یک داستان تخیلی را در مقابل شما قرار بدهد. شما هر آنچه را که با افکار و احساسات خودتان درخواست کنید همان نصیب شما خواهد شد. مهم این است که شما  چه میخواهید. خوشی و سلامتی میخواهید ؟ اتفاقات زیبا و خوشایند میخواهید؟ دقیقا" چه میخواهید؟ 

خیلی ساده است. اصلا" پیچیده نیست. فقط کافیست مراقب سخنان و احساسات خود باشید. سخنان و کلام منفی و ناپسند به زبان نیاورید. خوب اگر این کار را نکنید قطعا" اگر اتفاق ناگواری رخ بدهد کسی جز خودتان مقصر نیست. 

اجازه ندهید هیچ چیز منفی و ناپسندی را ببینید یا بشنوید. کارهایی انجام ندهید که احساس شما را خراب کند. افکار مفنی که حاوی یاس و نا امیدی است به ذهن خود راه ندهید. 

به یادداشته باشید که خداوندی که شما را آفریده ، هنوز هم شما را دوست دارد. در هر لحظه در حال نگاه کردن و توجه به شماست. ما شاید نگاه او را احساس نکنیم اما او هر لحظه به ما نگاه میکند و مراقب ماست. او بسیار مهربان است و خودش گفته اگر ما یک قدم به سمت او برداریم او ده قدم بر میدارد.پس وقتی طرف حساب ما چنین خدایی مهربان است ، بی توجهی به وی و ناشکری کردن ، خودکشی محض است. وقتی که میتوان با کلام زیبا و احساس خوب ، هر آنچه را که دوست داری از خدای مهربانت بخواهی ، چرا باید نا امید باشی. چرا باید ناشکر باشی. 

گاهی اوقات ما بواسطه ی اطلاعات غلطی که بدست آورده ایم ، تصور میکنیم که خداوند در آسمان هاست و آنقدر دور است که ما هیچ دسترسی به وی نداریم. درحالی که خداوند خودش فرموده است که من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم. 

منظور از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم ، اشاره به حضور مهربانش در ضمیرناخودآگاه ماست. ضمیرناخودآگاه ما ، مقر قدرت بی همتای خداوند مهربان است. 

اگر بتوانی همواره پیام های مثبت و زیبا به ضمیرناخودآگاهت ارسال کنی ، درواقع انگار هر لحظه از خداوند مهربان در حال خواستن چیزهای خوب بیشتری هستی. 

ممکن است بگوئی که من تا کنون خیلی با خدا صحبت کرده ام و خیلی چیزها خواسته ام ، اما هنوز خبری نیست. 

دوست من به یادداشته باش که دقیقا" همان لحظه ای درحال دعا و درخواست از خداوند مهربان هستی ، خداوند درحال دیدن و شنیدن خواسته ی توست و تو را نظاره میکند. اما به یاد داشته باش که درخواست تو باید با محتویات پیام هایی که به ضمیرناخودآگاهت ارسال میکنی همخوانی داشته باشد. یعنی کلام تو و سخنانت و اعمالت و احساس تو ، باید با خواسته ی تو یکی باشد. باید هم معنی و هم خوانی داشته باشند. نمیشود نا امید باشی و افسرده و آنگاه از خداوند چیزی طلب کنی. نمی شود ناشکر و ناسپاس باشی و آنگاه دعایی کنی و انتظار اجابت داشته باشی. 

نمیشود که ناشاد و ناخوشنود باشی و غمگین و در عین حال مشغول دعا و درخواست باشی . 

خداوند دوست دارد تو را همیشه شاد و خوشحال ببیند. در همه حال امید وار به خودش ببینید. شکرگزار و سپاسگزار باشی. مهربان باشی. خیرخواه دیگران باشی. ازار و اذیتت به کسی نرسد. خلاصه مطلب اینکه " آدم " باشی . آنگاه درخواست تو با محتویات ضمیرناخودآگاهت هماهنگ شده و در یک چشم به هم زدن خواسته و دعای خوب تو اجابت میشود. 

خداوند مهربان اهل غرور و تکبر نیست که بخواهد بنده گانش را سر بدواند . او بسیار مهربان و رئوف است نسبت به مخلوقات خودش. کسی که حتی از مادر برای نوزاد و فرزندش مهربان تر است. 

معاذالله و بلاتشبیه ، در یک مدرسه و یا خانه ، وقتی یک بچه ای بیش از  حد شلوغ میکند و بی انضباطی از خودش نشان میدهد نهایت پس از یکی دو ساعت ، تنبیه میشود ، اما می بینیم که بنده ای روزها و ماه ها و سالها ، کار خطایی را تکرار میکند و خداوند مهربان همچنان فرصت بازگشت میدهد. خداوند مهربان حتی به راحتی دست به تنبیه هم نمی زند و مدت ها فرصت برگشت می دهد. 

پس چنین خدایی مهربان و بی مثال ، هر لحظه سخنان ما را میشنود و ما را می بیند . و هر آنچه را که از صمیم قلب بخواهیم به طوری که احساس کنیم او همین الان دعای ما را می شنود و ما را می بیند ، یقین بدانید که دعایتان مستجاب خواهد شد. 

همین الان با خدای مهربانت آشتی کن . چگونه؟

از این لحظه تصمیم بگیر که همیشه از کلمات ، سخنان ، و واژه های مثبت و زیبا استفاده کنی. 

احساس مثبت و خوبی همراه با شادی و شکرگزاری داشته باشی .

همیشه به خدای مهربانت امیدوار باشی و او را به معنای واقعی دوست بداری. مانند بهترین و صمیمی ترین دوست خودت . 

از ناامیدی و یاس و افسردگی دوری کنی. 

بعد از آن منتظر معجزات زیبای خداوند مهربان باش.

 

 

 


شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی

شاد بودن و شکرگزاری موجب موفقیت و رسیدن به هدف میشود.

.

 

شاد بودن و شکرگزاری شرط  موفقیت و رسیدن به هدف است.


زندگی آدمها همیشه پر فراز و نشیب بوده و هست. عده ای می گویند که مزه ی زندگی به همین تلخی هاست. اما من زیاد موافق نیستم. موافق این موضوع نیستم که اتفاقات ناگوار و مشکلات در زندگی میتواند نمک زندگی باشد. اگر باوری این چنینی از این حوادث و اتفاقات ناگوار داشته باشیم ، در واقع یه جورایی خودمان را به آنها عادت می دهیم و وجود آنها را در زندگی خود می پذیریم. اما آنها براستی تلخ هستند . مزه تلخ چگونه میتواند شور یا شیرین یا ترش باشد.

بجای چنین نگرش و باوری نسبت به اتفاقات تلخ زندگی ، باید دید  که اصولا" چرا اتفاقات تلخ  پدیدار میشوند و چگونه میتوان کیفیت اتفاقات آینده را مدیریت نمود به طوری که همواره شاهد اتفاقات وحوادث خوب و خوشایند باشیم.

 

ادامه مطلب ...



شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی

احساس آرام و هزارپا

.نقدی کوتاه بر فیلم هزارپا

احساس آرام در هزارپا

 

در این وب سایت بارها و بارها به اهمیت تاثیر سخنان دیگران بر روی خودمان صحبت شده است . ما از طریق ورودی های گوشهایمان و هر آنچه که می بینیم ، پیام هایی دستوری را به  ضمیرناخودآگاه خودمان ارسال میکنیم که بعدها آن پیام ها به کائنات انتقال پیدا میکند. همانگونه که قبلا" هم اشاره شده کائنات هم کیفیت اتفاقات زندگی ما را دقیقا" بر مبنای همان دستورات فرستاده شده از طرف ضمیرناخودآگاه ، چیدمان میکند.

برای روشن تر شدن موضوع میخواهم اشاره ای کوتاه به فیلم ایرانی و موفق " هزارپا " داشته باشم.

 

ادامه مطلب...

.


احساس آرام و هزارپا