close
تبلیغات در اینترنت
ضمیرناخودآگاه،
پربازدیدترین ها آخرین ها پیشنهادی
چراغ جادوی ذهن

 

چراغ جادوی قصه ها ، فقط قادر بود که سه آرزو را بر آورده نماید. یعنی اگر شما یک چراغ جادو در اختیار داشتید ، و با دست کشیدن بر روی آن ، غول چراغ را بیدار میکردید ، آن غول فقط میتوانست سه آرزو برای شما بر آورده نماید.هر آرزویی که شما داشته باشید برای این غول چراغ جادو ، بر آورده کردنش بسیار سهل و آسان است. اما اشکال کار در اینجاست که شما فقط سه آرزو میتوانید داشته باشید. از هزاران آرزویی  که دارید فقط باید سه آرزو را انتخاب کنید و به غول چراغ جادو دستور بدهید که برایتان انجام بدهد.

آدمی از زمان های بسیار دور ، دوست داشته است که همواره چنین چراغی در اختیار داشته باشد و بتواند هر وقت و هر کجا که اراده کرد ، به آرزوها و خواسته های خود دست پیدا کند. این خواست او باعث شد که برای یافتن این چراغ جادوی ارزشمند به همه جا سر کشی کند. اعماق اقیانوس ها را در نوردید و به فضا رفت و سیارات دیگر را مورد بررسی و جستجو قرار داد. اما هرگز نتوانست به آن چراغ جادوی قصه ها دست پیدا کند. هر بار که تلاش بیشتری میکرد ، کمتر موفق میشد. گویا اصلا" چنین چیزی وجود خارجی ندارد و فقط مخصوص قصه هاست. 

تااینکه بلاخره بعد از کوشش فراوان و جستجوی زیاد ، توانست آنرا بیابد. انسان نمی دانست که آن چراغ  جادوی ارزشمند ، خیلی نزدیک تر از آن است که حتی فکرش را بکند. درواقع چراغ جادو در وجود خود او بود. در درون او پنهان شده بود. بلاخره او توانست آن چراغ جادو را دردرون خودش کشف کند و آنگاه بودکه خلاقیت ها و توانایی های واقعی اش ظهور پیدا کرد.



 

در این قسمت میخواهم به نحوه تولید احساس و ارسال کد مخصوص به کائنات برای اجرایی شدن  فرمان های شما که در قالب درخواست از ذهن و ضمیرناخودآگاهتان به کائنات ارسال میکنید نگارش نمایم.

همانگونه که گفته شد ، کائنات عالم به پیام های بدون " احساس " پاسخ نمیدهد. پس به خودتان زحمت اضافی ندهید و همینطوری به رویاها و آرزوهایتان نپردازید ، چون نه تنها وقتتان گرفته میشود بلکه بخاطر عملی نشدن خواسته هایتان ، سرخورده و افسرده هم خواهید شد.

کائنات برای اجرایی کردن خواسته های شما که هر چیزی ممکن است باشد (بزرگ یا کوچک. اندازه برای کائنات اهمیت ندارد) نیاز به دو چیز خیلی مهم دارد. که این دو چیز باهم و مکمل هم هستند. یعنی اینطور نیست که بگوییم مثلا" اول به پیام نیاز دارد و بعد به احساس یا اول به احساس نیازمند است و بعد پیام. خیر. این دو باید همیشه همراه هم باشند.

کائنات به پیام های بدون احساس پاسخ نمیدهد. به همین خاطر است که انسان های زیادی سالیان سال بدون رسیدن به خواسته ها و آرزوهای قشنگشان ، ناکام مانده اند. 

کتاب ها و فیلم ها و سمینارهای زیادی در زمینه اینکه چگونه به خواسته ها و آرزوهایمان برسیم ، چگونه فکرکنیم و ذهن خود را تقویت نماییم بوجود آمده است ، که بسیار هم مفید هستند اما تا شما ابتدا شروع به آرام سازی خود نکنید و احساس خوب و مثبت و خوشحالی را در خود ایجاد نکنید ، هرگز به دردتان نخواهد خورد.

قبل از اینکه خواسته و هدف خود را روی کاغذ بیاورید و روی آن فکر  کنید ، ابتدا شروع به آرام سازی خودکنید. شما باید آرام باشید. احساس آرامی که در درون شما ایجاد میشود موجب میشود تا زمینه کاشت دانه های فکری و ذهنی شما آماده بشود.

به شرایط موجود خود نگاه کنید. به هر آنچه که در اختیار دارید فکرکنید. مهم نیست که اکنون از داشتن آنها خرسند و راضی نیستید. مهم این است که باید احساس خودتان را متناسب با داشته های فعلی خود قرار بدهید. بدین معنا که با خودتان حرف بزنید و به خودتان گوشزد کنید که این چیزهایی که اکنون در اختیار من هستند ، نتیجه تلاش و افکار و احساسات من در گذشته بوده است. این بدان معنا نیست که من بیشتر از این نمی توانم  بدست بیاورم. این بدان معنا نیست که من در همین قسمت از زندگی محکوم به توقف هستم. ابتدا با خودتان دوست بشوید. باخودتان روراست باشید. خودتان را گول نزنید. با خودتان بد رفتاری نکنید. خودتان را سرزنش نکنید. حیف است که باخودتان اینگونه حرف بزنید و رفتارکنید. به خودتان محبت و مهربانی نمایید. با مهربانی بگویید که مثلا" محمد ، هرچه که اکنون در اختیار توست نتیجه گذشته توست. تو از این به بعد هر آنچه راکه بخواهی ، حتما" در زندگی آینده تو شکل واقعی به خود می گیرد ، اما به شرط اینکه ابتدا بابت داشته های فعلی خودت شکر گزار و ممنون باشی و احساس خوبی درخود ایجاد کنی. به حرفهای کسانی که دائما" در حال  به رخ کشیدن داشته هایشان هستند توجهی نکنید. به سخنان کنایه آمیز کسانی که با طعنه با شما حرف میزنند توجه نکنید. شما خواسته هایتان را ازخودتان قرار است طلب کنید ودریافت نمایید نه ازدیگران. دیگران جزو کائناتی هستند که موظف و مامور هستند تا به شما کمک نمایند تابه خواسته هایتان برسید.  بعد از اینکه بابت داشته هایتان احساس خوبی در خود ایجاد کردید احساس آرامی پیدا خواهید کرد. حرص نخواهید خورد. از اینکه چرا در این شرایط هستید ناراحت نخواهید بود. خود را با دیگران مقایسه نمی کنید. چون شما منحصر به فرد هستید. احساس رضایتمندی از بابت هر آنچه که هستید و در اختیاردارید به شما کمک میکند تا " کد " مورد نظر ، برای کائنات را زودتر  ایجاد نمایید. با اطرافیانتان مهربان باشید و رفتار مناسب و خوبی داشته باشید. زیرا رفتار شما و طرز سخن گفتن شما با دیگران به نوعی در ایجاد احساس در درون شما ، کمک میکند. هر جور که شما با اطرافیانتان برخورد کنید و حرف بزنید ، همان در واقع نوعی باور و در ادامه احساسی خاص در شما تولید میکند.

وقتی شما از بابت داشته های فعلی خود رضایتمند باشید و خوشحال ، این احساس شما به خودی خود ، به کائنات انتقال پیدا میکند. کائنات در این هنگام شروع به زمینه سازی برای دریافت درخواست های شما خواهد کرد. هرچقدر شما احساس بهتر و قشنگ تری داشته باشید ، سرمایه گذاری بیشتری در زمینه ایجاد احساس آرام و مثبت برای کائنات و تولید " کدهای "مربوطه خواهید کرد.

خیلی ها بر این باور هستند که ، من با وجود این امکانات کم و نداشته هایم ، چگونه میتوانم احساس خوبی داشته باشم. چگونه میتوانم وقتی پول کافی برای خرید کفش و لباس مورد نظرم ندارم ، احساس خوب و قشنگی داشته باشم؟ چگونه میتوانم احساس خوبی داشته باشم وقتی دوستانم با اتومبیل شخصی به این سو و آن سو می روند و من باید با تاکسی به دانشگاه یا محل کار خود بروم؟ آیا میتوان در چنین شرایطی احساس خوبی داشت؟

اشکال کار دقیقا" در همین جاست. این گونه افراد ، همیشه به نداشته هایشان فکر میکنند. در مقابل عوض اینکه به داشته های خود ( هر آنچه که دراختیار دارند ، از یک لباسی که در تن دارند یا یک گوشی معمولی و حضور پدرو مادر و برادر و خواهر درکنارشان ،...)  توجه و تمرکز نمایند ، به داشته های دیگران فکر میکنند و تمرکز می نمایند. آنها بجای اینکه به داشته های  حتی اندک خود در حال حاضر، اندیشه کنند ، به داشته های دیگران فکر میکنند. آنها را بزرگنمایی میکنند. دراین هنگام بدون اینکه خودشان بدانند چه میکنند ، داشته های دیگران را در ذهن خود بزرگ کرده و خود را ضعیف و  کوچکتر می بینند. این کف ترازو همچنان به نفع دیگران در حال سنگین تر شدن است. آنها هرگز نخواهند فهمید که با فکر کردن و تمرکز روی داشته های دیگرانی که اصلا" به آنها فکر نمی کنند و برایشان اهمیتی ندارد، درحال خراب تر کردن احساس خود هستند و درحال زمینه سازی برای بدترین اتفاقات در آینده برای ارسال به کائنات می باشند.

گاهی اوقات خیلی ها معنی لذت بردن را فراموش میکنند. آنها نمی دانند که حتی وقتی در شرایط سلامت جسمی و روانی هستید ، خوردن یک تکه نان و پنیر و سبزی ، چه نعمتی است و چه قدر میتواند لذت بخش باشد. خیلی ها هستند که تعریف لذت را فقط در زندگی و داشته های دیگران جستجو میکنند. آنها از خود هیچ نمیدانند. آنها هرگز از وجود خود و داشته های خود لذت نمی برند. آنها همیشه در انتظار یک چیز خوب هستند.  درحالی که نمی دانند آن چیز خوب ، هرگز به سراغشان نخواهد آمد زیرا درحال حاضر آنها قادر نیستند لذت را برای خود تعریف  کنند. آنها قادر نیستند از داشته های فعلی خود لذت ببرند. 

شما ابتدا باید یاد بگیرید که از داشته های فعلی خودتان خوشنود باشید و لذت ببرید. این به دان معنا نیست که خودتان را گول بزنید. ضمیرناخودآگاه و کائنات هوشمند طراحی و خلق شده اند و هرگز نمیتوان آنها را گول زد. شما با گول زدن خودتان ، خودتان را متوقف میکنید. در همان نقطه ای که هستید خواهید ماند.  

خودتان را دوست داشته باشید. خودتان را تحقیر نکنید. با مطالعه سرگذشت  افراد موفقی که در گذشته ، وجودداشته اند و یا کسانی که هم اکنون وجود دارند و با تلاش و پشتکار و احساس خوب و مثبت به خواسته هایشان رسیده اند ، خودتان را آرام کنید و آنها را الگوی خود قرار بدهید. به هروسیله ای که میتوانید باید به خودتان بقبولانید که شرایط فعلی شما ، نتیجه تلاش و خواسته ها و احساس شما درگذشته است. به خودتان بقبولانید که این ها دقیقا" قرار نیست که در آینده هم به همین صورت باقی بمانند. داشته های فعلی شما قرار است تغییر نمایند. قرار است شما به تمام چیزهایی که در ذهن خود بصورت رویا می پرورانید برسید. شما استحقاق رسیدن به خواسته هایتان را دارید آنهم به بهترین شکل ممکن. اما ابتدا لطفا با خودتان مهربان و روراست باشید. 

گاهی درخلوت خود با خودتان حرف بزنید. از خودتان سوال کنید. مثلا" بگویید ، محمد ، تو در گذشته ، واقعا چه کارهایی برای بهبود وضعیت زندگی خود کرده ای؟ آدم به خودش که نمیتواند دروغ بگوید. واقعا" چقدر بصورت اصولی تلاش کردی و چقدر در ایجاد احساس آرام و خوب در وجود خودت و اطرافیانت تلاش کردی؟ چقدر بابت داشته هایت ، هرچند اندک، شکر گزار بودی؟ بعد از اینکه این سوال ها را از خود کردید ، آنگاه به گذشته خود مراجعه کنید و کارهایی که انجام داده اید را مرور کنید. آنگاه خواهید دید که کجاها کم کاری داشتید و در چه جاهایی برای خودتان کم گذاشتید. گاهی اوقات ما بدون فکر و برنامه ریزی کارهایی انجام می دهیم که نتیجه آن تحمل ضرر و زیان مالی فراوانی به ما میشود. آیا سزاوار است که گناه بی فکری های خود را به گردن زمین و زمان بی اندازید و از زمین و زمان شکایت کنید؟

خودتان را خوشبخت فرض کنید. وقتی میخواهید خودتان را خوشبخت تصور کنید ، دوباره ممکن است دیگران و داشته های دیگران بصورت ناخواسته وارد ذهن شما بشوند و اجازه ندهند شما خودتان را خوشبخت تصور کنید. زیرا در گذشته ، در ذهن شما اینگونه تعریف شده که آدمهای خوشبخت کسانی هستند که مثلا از آخرین مدل اتومبیل و خانه های آنچنانی و سرمایه فروان بهره مند هستند. در این هنگام نتیجه گیری میکنید که خوب ، پس من  قطعا" نمیتوانم یک آدم خوشبخت باشم، بیخودی به خودت زحمت نده.

باید بدانید که این افکار درابتدا به سراغ شما می آیند اما اصلا" نگران نباشید. اینها موقتی هستند و نتیجه باورها و افکاری است که درگذشته و سالیان سال در خود ایجاد کرده اید. با تمرین احساس خوشبختی خواهید توانست به واقع خود را خوشبخت احساس کنید. فقط تکرار کنید. هر بار به اطراف خود نگاه کنید. به خودتان نگاه کنید و ابتدا یک لبخند بزنید و از خدایی  که تمام آنها را به رایگان در اختیارتان  گذاشته قدردانی کنید. خدایا بابت همه چیز از تو سپاسگزارم. تو به واقع مهربان ترین هستی. به این ترتیبت روی داشته های خود تمرکز خواهید کرد.از بابت داشتن آنها لذت خواهید برد. این فکر و باور در شما  بوجود می آید که ، شمایی که توانسته اید تا به این مرحله از داشتن ها ( هرچند کم) برسید ، قطعا" به بیشتر از این هم میتوانید دست پیداکنید. این باور در شما ایجاد میشود که مثلا" داشتن اتومبیل مدل بالا یا داشتن یک سرمایه مالی یا خرید یک خانه شخصی یا رسیدن به مدارج عالی دانشگاهی ، برای شخصی خاص رقم نخورده و به نام اشخاصی خاص ، از قبل ثبت نشده است. تمام اینها بعدا" بدست می آیند. 

 

با تکرار و تمرین آرام سازی خود و ایجاد حس خوشحالی و شادابی در خویشتن ، زمینه فراهم شدن کدهای قابل دریافت برای کائنات فراهم میشود. 

به یاد داشته باشید تا زمانی که شما شادمان و  خوشحال نباشید ، کائنات به خواسته های شما پاسخ نخواهند داد. 

ممکن است گذشته چندان جالبی نداشته باشید. ممکن است اتفاقات ناخوشایندی را درگذشته تحمل کرده باشید ، که گاهی حتی یاد آوری آنها شما را عذاب بدهد ، اما به یاد داشته باشید که آن اتفاقات هرچه که باشند متعلق به گذشته بوده اند. گاهی اوقات شما بر این باور هستید که گویا همچنان اتفاقات گذشته ، همراهتان است و شما را رها نمی کنند. این به خاطر این است که شما دائما" به آن اتفاق که درگذشته رخ داده فکرمیکنید. شما باید آنرا رها کنید. آن اتفاق هیچ قدرت و توانایی از خود ندارد. این شما هستید که میتوانید آنرا همراه خود نگهدارید و یا برای همیشه رهایش کنید. بجای آن به چیزهای بهتری که درکنارتان وجود دارد فکرکنید. شما نمی توانید بگویید که من هیچ چیزی برای شکر گزاری و خوشحالی کردن بابت آن ندارم. هیچ کسی نمیتواند چنین حرفی را به زبان بیاورد. 

وقتی شما احساس خوشایند و آرام و مثبتی دارید ، آرام آرام و به مرور زمان ، ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با کائنات پیدا خواهید کرد. اندک اندک و بدون اینکه خودتان متوجه بشوید شاهد اتفاقاتی در زندگی خود خواهید شد که قطعا" موجب تعجب شما خواهد شد. اما تمام اینها باید زمینه داشته باشند. شما با احساس منفی و ناراحتی و غم و اندوه ، نمیتوانید چیز خوبی به دست بیاورید. با اخم و ناراحتی و نارضایتی ، هرگز نخواهید توانست به رویاها و خواسته هایتان دست پیدا کنید. آدمهای ناراحت و عصبی ، هرگز در شرایط خوبی قرار ندارند. همواره از یک موضوعی در رنج و ناراحتی هستند. همیشه درحال ناله و شکایت هستند. آنها همواره احساس منفی و بدی را به کائنات ارسال میکنند. کائنات هوشمندانه و قانونمند ، بر اساس آن احساس ، کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را رقم میزنند.

بعد از اینکه شما احساس خوبی در خود ایجاد کردید ، آنگاه آماده خواهید بود برای درخواست کردن. درخواست هر آنچه که در ذهن و رویاهایتان وجود دارد. 

به یادداشته باشید که شما تا یک زمین حاصل خیز و شخم خورده و آماده برای کاشتن بذر نداشته باشید ، هرگز نخواهید توانست ، حتی با اختیار داشتن بهترین بذرهای دنیا، چیزی در دل زمین خشک و غیر حاصلخیر بکارید.

رویاها و خواسته های شما در حکم همان " بذر " هستند. زمین حاصلخیز هم همان احساس مثبت و خوب شماست. که به کائنات منتقل میشود. زمین و بذر از شما و انجام شدن کاشت و داشت و برداشت هم با  کائنات.

به امید موفقیت روز افزون شما در سایه داشتن احساس آرام  و خوب و شاد در زندگی .

در قسمت قبل که با عنوان " تصمیمات عجولانه " بود ، در مورد ارتباط شما با اطرافیانتان گفتم که چگونه باید درخواست و تقاضایتان با شرایط فعلی شما مطابقت داشته باشد. اما این به دان معنی نیست که شما خواسته های محدودی نسبت به کائنات عالم و خودتان داشته باشید. شما میتوانید و قادر هستید که بی نهایت از خودتان و کائنات درخواست و دریافت نمایید.

     نکته بسیار مهم وظریفی وجود دارد که اکثر آدمها به آن توجه نمی کنند. یا اگر توجه نمایند سریع از آن عبور میکنند. آن نکته این است که آدمها فراموش میکنند که قبل از فرمان به  ضمیرناخودآگاه و کائنات ، برای بدست آوردن خواسته هایشان ، ابتدا باید خودشان را " آرام " نمایند. به عبارتی تا از در درون خود "احساس آرامی " نداشته باشند نخواهند توانست چیزی را از بیرون دریافت نمایند.

درواقع دریافت کردن ، پیش نیازی به نام " احساس آرام و مثبت " می خواهد. اگر کسی آرامش نداشته باشد ، هرگز نخواهند توانست با طوفانی که در درونش وجود دارد برداشتی از زمین ذهن و باور خودداشته باشد. طوفان درون  موجب میشود تا شما نتوانید نمای مناسبی از داشته های خودتان و یا درخواست هایتان از کائنات را به خوبی ببینید.

اکثر آدمها دوست دارند به بهترین ها دست پیداکنند. اما عده کمی فقط میتوانند به این خواسته ها،  دست پیدا کنند. 

در این گونه مواقع شخص عصبی تر شده و به زمین و زمان دشنام می دهد که چرا من نمیتوانم علی الرغم درخواست ها و تمرکزهایی که بر روی خواسته هایم دارم ، آنها را بدست بیاورم.

همانگونه که اشاره شد ، شما ابتدا باید با خودتان کنار بیایید. تکلیفت خودتان را با خودتان روشن کنید. نمیشود که از یک طرف در درونتان مضطرب و پریشان باشید و طوفانی در وجودتان باشد و از طرف دیگر به یک هدف فکر کنید و دائما" بخواهید که به آن هدف برسید. شما ابتدا باید خودتان را آرام کنید. شما باید بدانید که تا زمانی که در درونتان آرامش وجود نداشته باشد هرگز به خواسته هایتان نخواهید رسید. 

مهم نیست که شما چه چیزی میخواهید. همانطور که در فیلم " راز " مشاهده می کنید ، برای  کائنات مقدار و اندازه ملاک نیست. کائنات برایش فرقی نمی کند که شما یک چیز خیلی گرانقیمت میخواهید یا یک چیز بسیار کوچک و ارزان قیمت مورد نظرتان است.کائنات طبق یک قانونمندی مشخص کار میکند. کائنات در درجه اول به نوع احساسی که همراه پیام های دریافتی از ضمیرناخودآگاه شما هستند توجه میکند. 

به یادداشته باشید که کائنات با احساس شما کار دارند. پیام هایی که شما از طریق ضمیرناخودآگاه به کائنات ارسال میکنید هرکدام حاوی یک احساس هستند. احساسی که به آن پیام هویت و شکل میدهد. کائنات به پیام های بدون احساس پاسخ نمی دهد. بخاطر همین است که خیلی ها با وجود اینکه بارها و بارها و شاید سالها به خواسته خود فکر میکنند و درموردش حرف میزنند اما هرگز به خواسته و هدف خود نمی رسند. دلیلش هیمن است که خواسته ها بدون احساس است.

هر پیامی احساسی خاص دارد. یعنی یک  کد مشخصی برای کائنات دارد. کائنات هنگام دریافت پیام های شما ، باید یک "کد " مشخص را دریافت کرده و نسبت به ماهیت آن کد ، اقدام نماید. شما وقتی فقط به یک اتومبیل فکر میکنید ، و با خود میگویید که من دلم میخواهد یک اتومبیل داشته باشم تا با آن به مسافرت بروم، این پیام ناقص است و در هیچ گروه و کدی طبقه بندی نمیشود.شما اگر سالیان سال هم این چنین پیامی را به کائنات ارسال کنید هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. پس لطفا هر پیامی که به کائنات ارسال میکنید حتما احساس مربوطه به آن را هم ارسال کنید تا پیام شما شناسایی شده و توسط کائنات مورد اجرا قرار بگیرد...

اکنون سوال این است که چگونه میتوان احساس لازم و کد مخصوص هر پیام ذهنی را تولید و سپس به کائنات ارسال نمود.

به زودی در این مورد مطلب جدیدی به نگارش در می آید.

در هر  لحظه افکار ناخواسته زیادی به ذهن ما هجوم می آورند.

گاهی اوقات به نظر می رسد که ما هیچگونه کنترلی روی آنها نداریم. درست است که ما نمی توانیم جلوی ورود ناخواسته افکار را به ذهنمان بگیریم ، اما قادر هستیم که مسیر حرکت این قطار فکری را به  نفع خودمان تغییر بدهیم. 


افکار ما به خودی خود وارد ذهن ما نمی شوند . معمولا" ما با دیدن یک صحنه ، یا شنیدن یک  گفتگو ، یا یک صدای خاص و یا صحبت در مورد یک موضوع بخصوصی ، افکاری خاصی  را وارد محوطه ذهن خود می کنیم. 

این افکار بلافاصله بعد از ورود  به ذهن ما شروع به حرکت کرده و در یک مسیر مشخص پیش میرود. مسیر این حرکت را نوع تفکرات ما که ، از جنس مثبت باشند یا منفی ، تعیین خواهند نمود.

این قطار افکار که با سرعت بسیار زیادی درحرکت هستند ، قادر به توقف نیستند. این قطار افکار هیچ گونه ترمزی ندارد که ما بتوانیم در همان نقطه آنرا متوقف نماییم و از ادامه حرکتش جلوگیری کنیم . تنها کار ممکن این است که مسیر حرکت این قطار فکری  تندرو را عوض نمائیم.

به عنوان مثال ، وقتی که یک صحنه ی منفی ( زدو خورد یا کشت و کشتار) را مشاهده میکنید ،  ناخودآگاه افکارتان به سمت و سوی احساس منفی و یاس و نا امیدی حرکت می کند ، شما بلافاصله باید با تغییر نگرش و نگاهتان از آن صحنه و توجه به مکانی دیگر یا موضوع دیگری ، این مسیر حرکتی را تغییر بدهید . به همین راحتی . یا مثلا" اگر درحال گفتگو در مورد موضوع خاصی هستید که در ادامه متوجه می شوید که درحال جذب افکار  منفی و یاس و نا امیدی  هستید ، بلافاصله باید موضع صحبت را عوض کنید یا محل گفتگو را ترک نمایید.

این کاملا" اختیاری است . اما ما اکثر اوقات بخاطر مصلحت و در نظر گرفتن برخی ملاحظات یا خجالت کشیدن از طرف مقابل ، آن گفتگوی منفی را قطع نمیکنیم و ترجیج میدهیم که در همان فضای فکری منفی باقی بمانیم ، اما طرف مقابل ما از دست ما دلخور نشود.

کاملا" مشخص است که ماندن در آن فضای ذهنی منفی و ناخوشایند ما را وارد یک مرحله جدیدی خواهد کرد که احساس منفی  نام دارد.

وقتی که ما یک احساس منفی و ناخوشایند پیدا می کنیم ، سپس باید شاهد تجربه اتفاقات و رویدادهای زندگی خود به بدترین شکل  ممکن باشیم.

در یکی از سمینارهای استاد گرانقدر دکتر علیرضا آزمندیان از ایشان در مورد اینکه چگونه مسیر منفی یک گفتگو را عوض کنیم، پرسیدم ، ایشان چنین فرمودند: 

بدون اینکه به روی طرف مقابل بیاورید ، موضوع صحبت را عوض کنید. مثلا" وقتی ایشان درحال بیان مطالب منفی و یاس آوری است  که در ادامه موجب افسردگی شما میشود ، بلافاصله و بدون مقدمه ، موضوع یک دورهمی خانوادگی یا فامیلی و یا دوستانه را که در سینزده بدر پارسال داشتید را مطرح  کنید و یا خاطره جالبی که از جشن تولد یا عروسی  یکی از دوستان یا بستگانتان داشتید و ایشان هم حضور داشتند را مطرح نمایید ،به این ترتیب ، مسیر گفتگو به سرعت  تغییر میکند. ایشان ناخواسته متوجه میشود که شما تمایلی به ادامه این گفتگو ندارید و از ادامه بحث خودداری میکند.

(من خودم بارها و بارها از این فرمول به ظاهر ساده اما کارآمد  بهره برده ام).

گاهی اوقات شما کسانی را می بینید که با خودشان حرف میزنند. آنها درواقع در حال مرور افکارشان هستند. به نوعی افکارشان را با صدای بلند بیان میکنند.

شما هم میتوانید در هر لحظه ، افکارتان را با صدای بلند بیان کنید. افکارتان را به زبان بیاورید. تا خودتان هم به خوبی آنها را بشنوید. آنها را ویرایش کنید. شما میتوانید موضوع  افکارتان را تغییر بدهید. وقتی درحال ورود به یک کانال  فکری  منفی و ناخوشایند هستید ، سریع به خودتان تلنگری بزنید و با تاکید بر اینکه شما نباید در این مسیر قرار بگیرید و حال خودتان را خراب کنید از ادامه این مسیر مخرب جلوگیری نمایید. اشراف لحظه به لحظه داشتن به افکار خودتان را بصورت یک عادت همیشگی در بیاورید. هر لحظه که یک موضوع منفی وارد ذهن شما شد و در قطار فکری شما نشسته و شروع به حرکت کرد ، بلافاصله با خودتان حرف بزنید و مثل یک دوست صمیمی و خیرخواه، به خودتان گوشزد کنید که ادامه این فکر میتواند به شما آسیب بزند . من نباید در چنین مسیر فکری قرار بگیرم. من باید همیشه بهترین نوع افکار را در سر داشته باشم. به تجربه ثابت شده که این تلنگر کوچک ، و این اشراف لحظه به  لحظه ، بر روی افکار ، میتواند ما را از ورود و ادامه ی یک مسیر فکری منفی که شاید احساسمان را بکلی خراب کند ، نجات بدهد. 

وقتی یک ارتعاش فکری منفی ، مثل حسادت یا کینه و دشمنی ، وارد ذهن شما میشود ، اگر این افکار ، ادامه پیدا کند ، موجب میشود که نوعی باور منفی در شما ایجاد بشود. باورهای منفی ، احساس منفی در شما ایجاد می کند. احساس منفی شما ، باعث میشود که برخورد و رفتارتان با اطرافیانتان ، بر اساس همان احساس و باور شکل بگیرد. رفتاری ناخوشایند و سرد که باعث میشود دیگران هم احساس و باور خوبی از شما نداشته باشند. ارتباط شما با اطرافیانتان خراب میشود و دیگران تمایلی به ادامه همکاری با شما نخواهند داشت. 

اما اگر بتوانید با اشراف لحظه به لحظه به افکارتان و جلوگیری از ادامه ی آن فکر منفی ، جلوگیری کنید ، بلافاصله یک فکر مثبت و زیبا  جایگزین آن میشود و شما را در یک احساس مثبت و آرام قرار میدهد. احساسی که در برخورد و رفتارتان شکل پیدا میکند و دیگران متوجه این حس خوب شما میشوند. اطرافیانتان دوست دارند که با شما بیشتر صحبت کنند و از ادامه همکاری با شما لذت میبرند. 

گاهی اوقات ما میخواهیم خشم و حسادت و نفرت خودمان را به نوعی از وجودمان تخلیه کنیم. با افکاری که از ذهن ما  میگذرد ، بازی میکنیم و به شاخ و برگ دادن آن می پردازیم. در ذهن خود از کسی غولی درست میکنیم و درحالی که آن غول بی حرکت و ثابت یکجا ایستاده است ما با انواع سخنان منفی و ناسزا به کوبیدن او می پردازیم. بدون اینکه وی حتی بتواند از خود دفاع نماید. چنین آدمهایی بسیار ضعیف و ناتوان هستند. آنها از بیان مستقیم نظرات و ایده های خود به طرف مقابل بیم دارند و این هراس و ناتوانی اجازه نمیدهد که رو در رو و مستقیم با ایشان صحبت کند و نظرات خود را بیان نماید. 

لذا در فکر خود شروع به دعوا و درگیری با ایشان میکند و هرچه که دلش میخواهد به او میگوید.

به نظر می رسد که ایشان خودش را تخلیه عصبی و روحی کرده است ، اما در اصل این چنین نیست. نه تنها تخلیه عصبی صورت نگرفته است بلکه با بیان این مطالب منفی ، ضمیرناخودآگاه خود را به صورت بدی برنامه ریزی کرده و احساس ناخوشایندی را درخود بوجود می آورد. این شخص در ذهن خود با طرف مقابل دعوا کرده و هرچه دلش خواسته به او گفته است. او را به شدت کوبیده و له کرده. اما در واقع چنین نیست. وقتی درواقعیت آن شخص را مشاهده میکند ، در کمال ناباوری می بیند که ایشان به هیچ عنوان صدمه ای بابت سخنان و دشنامهایش  ندیده است. دیدن این حالت در شخص مقابل ، به شدت حال ایشان را خراب تر میکند زیرا که تمام تلاشش بی نتیجه مانده است. این احساس بر احساسات منفی قبلی افزوده میشود و کینه و دشمنی ایشان دو چندان میگردد.

بخاطر همین است که گفته میشود باید افکار را کنترل نمود. به محض اینکه موضوع منفی ، وارد ذهن ما شد ، از ادامه حرکت آن جلوگیری کنیم. مثل یک دوست خوب و دلسوز ، با خودمان صحبت کنیم و حتی خود را نصیحت نمائیم . راه درست را نشان خودمان بدهیم و گوشزد کنیم که این چنین درمورد دیگران فکر کردن و حرف زدن اصلا" خوب نیست و در ادامه فقط باعث میشود که حال خودت بدتر بشود. بجای نفرت و دشمنی ، به دوستی و محبت فکر کن. دوستی و محبت ، احساسی مثبت و زیبا در تو بوجود می آورد که باعث میشود  کیفیت اتفاقات زندگی تو خوب و زیبا بشود . دیگران هم حتما" متوجه این احساس خوب شما  میشوند و به همان شکل با شما  رفتار میکنند. 

شما خودتا هستید که فکر میکنید. شما خودتان هستید که سخنان خوب یا بد را به زبان می آورید. شما باید خودتان تصمیم می گیرید که چگونه فکرکنید  . شما خودتان باید تصمیم بگیرید که چگونه صحبت کنید . دیگران شما را مجبور نمی کنند که فکر بد بکنید. دیگران حتی شما را مجبور نمیکنند که فکر کنید .دیگران کاری به سخن  گفتن شما ندارند. اگر درجایی که لازم نیست ما حرف نزنیم قطعا" به ما نخواهند گفت که ایشان لال است و قدرت سخن گفتن  ندارد. 

ما خودمان ابتدا فکر میکنیم و بعد سخنی بر مبنای آن فکر بیان میکنیم . افکار ما بر اساس باورهایمان شکل می گیرند. اگر شما باور درستی از کسی داشته باشید ، قطعا" افکار زیبایی در مورد او از ذهنتان  خواهد گذشت. افکار زیبا موجب میشود تا سخنان و کلماتی که به زبان می آورید زیبا و خوشایند باشند.

 

افکار و باورهای ما با نوع سخنانمان و درنهایت شخصیت و سرنوشت ما ، همیشه با هم در ارتباط هستند

 احساس مثبت یا منفی = افکار مثبت یا منفی  بوجود می آورند.

افکار مثبت یا منفی = باورهای مثبت یا منفی ( باورهای غلط یا درست ) در ما ایجاد میکند.

باورهای غلط یا درست = موجب ایجاد رفتارهای غلط یا درست میشود.

رفتار = شخصیت مثبت یا منفی ما را شکل می دهد.

شخصیت = سرنوشت انسان ها را رقم میزند. 

علت اینکه این همه به داشتن یک احساس آرام و مثبت توصیه میشود همین است. یعنی اگر شما مراقب باشید و کنترل لحظه  لحظه به افکار و رفتار و احساستان داشته باشید ، هرگز سرنوشت ناخوشایندی را تجربه نمی کنید. 

سرنوشت خوب یا بد هرکسی همین الان و توسط خودش نگاشته میشود. وقتی که اجازه نمیدهد احساسش خراب بشود و همواره افکار و باورهای زیبایی دارد، طبیعی است که سخنان خوب و مثبت و زیبایی هم به زبان خواهد آورد. در نتیجه چنین کسی شخصیت عالی و در نهایت سرنوشت خوبی را تجربه میکند.

وقتی کسی براحتی جلوی درب خانه ای یا کارگاهی ، یا روی یک پل ، اتومبیل خود را پارک میکند و بدون در نظرگرفتن حق و حقوق دیگران ، به دنبال کار خود می رود ، ایشان  با این رفتار به این باور رسیده  که اگر برای حتی چند دقیقه ، اتومبیل خود را در جای نامناسب پارک کند هیچ اشکالی ندارد. این باور اشتباه ، تفکر اشتباه دیگری را ایجاد میکند. وقتی با اعتراض کسی مواجه می شوند ، با این تفکر که مردم چقدر سخت گیر هستند و حالا مگر چه شده که این قدر ناراحت شده اید، شروع میکنند به توجیه اشتباه خود و اینکه ، سخت نگیرید من  فقط چند دقیقه رفتم و آمدم . همین. سخنان آن شخص خاطی ، نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه بیشتر باعث ناراحتی طرف مقابل میشود. نوع سخن گفتن این شخص خاطی ، به نوعی تصویر یک شخصیت منفی و زشت را در نظر مجسم میکند. هیج کسی از چنین آدمی خوشش نمی آید و به عنوان یک آدم بی شخصیت که رفتاری زشت و دور از فرهنگ صحیح پارک، از خود نشان داده ، نگاه میکنند.

این خیلی مهم است که ما رفتاری از خود نشان بدهیم که دیگران با دید احترام به ما نگاه کنند.

نوع رفتار و  سخن گفتن ما به دیگران می فهماند که ما دارای چه نوع تفکرات و باورهایی هستیم و درنهایت چه شخصیتی داریم.

به یادداشته باشید که فقط با شخصیت مثبت و زیبا میتوان ، کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن رقم زد.

  •  

معمولا" ما بصورت ناخواسته ،وارد کانال های فکری منفی زیادی می شویم.

اکثراوقات هم تعمدا" در این کانال ها باقی می مانیم.

گاهی برای راضی کردن حس درونمان و یا لج و لج بازی با کسی دیگر، ترجیح می دهیم که در آن فضای منفی بمانیم.

اما باید بدانیم که ماندن در این کانال های فکری منفی ، ما را وارد مرحله جدیدی از تجربه احساسی خواهد نمود.

تا زمانی که ما مشغول فکر کردن به یک موضوع هستیم ، هنوز هیچ اتفاق خاصی  رخ نداده است.

اما کافیست که این فکر کردن آنقدر ادامه پیدا کند تا ما وارد مرحله احساسی بشویم. آنگاه احساس و افکار ما با هم ترکیب شده و مجموعه ای از یک پیام قوی ساخته و پرداخته نموده و به مرکز کنترل و فرماندهی کائنات ارسال می شوند.

هرگاه افکار و احساسات ما باهم ترکیب بشوند آنگاه این ارتباط عجیب و شگفت انگیز ایجاد میشود. و هر زمان که این ارتباط ایجاد شد، آنگاه دستوراتی از کنترل فرماندهی کائنات به تمام عالم صادر میشود مبنی بر شکل گیری و سروسامان پیدا کردن آن فکری  که از ذهن ما گذشته است.

آنگاه کائنات موظف هستند که آن فکر و تصور ما را به صورت عینی ،در معرض دید و تجربه ما قرار بدهند.پس به شدت باید مراقب افکارمان باشیم. اگر وارد یک کانال فکری منفی و مایوس کننده شدید بلافاصله به هر طریقی که ممکن است از آن کانال خارج بشوید. تا به مرز احساسی نرسیده اید باید افکار منفی و مایوس کننده را متوقف نمایید و افکاری روشن و زیبا را جایگزین کنید.

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد