احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

احساس آرام

احساس آرام

 

 

 احساس آرام

 

 

ارتباط عجیب و پیچیده ای بین احساسات مثبت و منفی ما و کیفیت اتفاقات زندگی ما وجود دارد. اگر کسی بتواند همواره با کنترل افکار خود ، از احساس مثبت و زیبایی برخوردار باشد قطعا" کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکند.

 

 

برای داشتن یک احساس مثبت و خوب بایستی به نکاتی ظریف و درعین حال مهم و اساسی توجه نمائیم.

1- به شدت مراقب آنچه که می شنوید باشید.

2- به شدت مراقب آنچه که به زبان می آورید باشید.

3- به شدت مراقب هر آنچه که می بینید باشید.

4- به شدت مراقب افکاری که از سر شما میگذرند باشید.

 

ادامه مطلب...

 


احساس آرام

چگونه اتفاقات خوب یا بد به زندگی آدم ها جذب میشوند؟

 

 

ما آدمها با دست و اختیار خودمان اتفاقات خوب یا بد را به زندگی خود جذب می کنیم. شاید بپرسید چگونه ؟ مگر میشود که یک آدم خودش با اختیار و میل خودش بخواهد حوادث تلخی را در زندگی خود دعوت  نماید. مگر آدم عاقل چنین کاری می کند؟

برای روشن شدن مطلب اجازه بدهید یاد آور بشم که وقتی خدای مهربان آدم را خلق کرد ، فرمود ، من از وجود و بعبارتی از روح خودم در وی دمیدم. یعنی یک موجود خدایی خلق شد . خداوند فرمود : من کسی را خلق می کنم که می تواند  خلق کند ، بیافریند و موجب تغییر بشود . من برای خودم یک جانشین خلق میکنم.

متاسفانه خیلی از آدمها معنی جانشین و خداگونه بودن را یا نمی دانند یا به کل فراموش کرده اند. یادشان رفته که خداوند قدرت خاص و منحصر به فردی را در وجود وی  قرار داده است. این قدرت ، همان توانایی خلق و اختیار و تغییر است . قدرت و توانایی خاصی که فقط در آدم وجود دارد و موجودات دیگر فاقد این توانایی استثنایی هستند.

اما آدمها چگونه با دست خودشان لگد به بخت خودشان می زنند؟ همانگونه که اشاره شد آدمی قدرت خلق دارد .  یعنی چه ؟ این بدان معنا است که آدم میتواند کیفیت اتفاقات زندگی خودش را به دلخواه و میل خودش خلق نماید. به آن هر گونه شکل و حالتی که  میخواهد بدهد . میتواند تغییر ایجاد کند. یعنی وقتی یک چیزی را خلق کرد میتواند آنرا عوض کرده و به آن شکل و حالتی دیگر بدهد. بعبارتی آدم همواره اختیار دار است  و همیشه میتواند از مسیری که درحال حرکت است تغییر عقیده داده و از مسیر دیگری حرکت کند. اگر درحال انجام کاری است میتواند آن کار را به اختیار با کار دیگری تعویض نماید. اگر در حال برقراری ارتباط با شخص خاصی است و تشخیص میدهد که این ارتباط می تواند به او آسیب بزند ، قدرت تغییر این ارتباط و یا قطع آن را دارد. 

اما آدم ها همیشه از این توانایی منحصر به فرد خود به شکل خوب و قابل قبولی استفاده نمی کنند . آنها با کارهایی که انجام می دهند در واقع این قدرت و توانایی منحصر به فرد خود را به نوعی از خویشتن خویش می گیرند . حالت هایی مانند خشم و عصبانیت ، کینه و دشمنی ، بد دهنی و فحاشی کردن ، غم و غصه و ناله و شکایت ، ناسپاسی و این قبیل حالت ها و احساسات منفی ، هرکدام به تنهایی کافیست تا این قدرت عظیم را از انسان سلب نماید.

وقتی شخصی در حالت خشم و عصبانیت قرار می گیرد آنگاه دریچه های ورود و خروج نیروهای خدایی و انرژی های مثبت در انسان بسته می شوند. بعبارتی حالت و احساساتی مانند خشم و عصبانیت با نیروهای خدایی هیچ گونه همخوانی ندارند. حالت ها و احساسات منفی دیگر هم ،  چنین هستند. هروقت شخصی در این حالت ها و یا حتی یکی از این  حالت ها قرار می گیرد ناخواسته دیگر قدرت های خدایی خود را بصورت موقتی از دست می دهد. در این شرایط است که با از دست دادن موقتی قدرت های خدایی ، فضای درونی ذهن و ضمیرناخودآگاه ما آماده دریافت ارتعاشات و پیام های منفی بیرونی میشود . در این حالت است که دیگر آن قدرت اختیار و خلق و تغییری که خداوند در انسان به ودیعه  نهاده است و به وی هدیه داده دیگر کارایی خودش را ازدست می دهد.

به همین خاطر است که در هنگام خشم و عصبانیت ، شخص عصبانی و خشمگین کنترلی روی کارهای خود ندارد . نمیتواند درست تصمیم بگیرد و هر کار ناخوشایندی از وی ممکن است سر بزند،  چون از نیروها و انرژی های خدایی در آن لحظه دیگر خبری نیست که بتواند توسط آن ایجاد دگرگونی و تغییر نماید. تغییر و دگرگونی در  جهت سازندگی و شکوفایی وجود خویشتن از دستش بر نخواهد آمد. اما نیروهای منفی در این هنگام آماده هر گونه عملیات مخرب هستند. زیاد دیده شده که شخص عصبانی و خشمگین در این مواقع قدرت تشخیص خود را از دست میدهد و کارهایی انجام میدهد که وقتی به حالت عادی باز میگردد موجب تعجب و شگفتی خودش هم میشود. 

حالت ها و احساسات منفی که در بالا اشاره شد ، همگی باعث میشوند که فضا برای حضور انرژی های منفی باز بشود. انرژی های منفی وقتی وارد ذهن و وجود آدمی بشود باعث خواهند شد که در هر لحظه پیام ها وارتعاشات منفی و ناخوشایندی به ضمیرناخودآگاه و کائنات ارسال بشود.

در این هنگام سیستم مخابراتی بدن، بدست دشمن افتاده است و دیگر پیام های مثبت و مفید مخابره نمیشود بلکه همگی پیام های منفی و ناخوشایند هستند. لذا در چنین شرایطی ، ضمیرناخودآگاه درهر لحظه در حال دریافت پیام ها و ارتعاشات منفی است . این پیام ها که از همان احساس و حالت منفی ، سرچشمه می گیرند بلافاصله در هر لحظه به کائنات عالم انتقال پیدا میکند. کائنات هم  وظیفه دارند به پیام های ارسالی توسط ضمیرناخودآگاه پاسخ بدهند.

کائنات اعتماد خاص و کاملی به ضمیرناخودآگاه هر فردی دارد. کائنات بدون چون و چرا ، پیام ها و ارتعاشات ارسال شده توسط ضمیرناخودآگاه را به مورد اجرا می گذارد . حتی بدون لحظه ای مکث و شک و تردید ، تمامی پیام های ارسالی توسط ضمیرناخودآگاه را مورد اجرا قرار میدهد. در این هنگام که روح و روان آدمی توسط نیروها و انرژی های منفی احاطه شده است ، هر لحظه پیام های منفی وارد ضمیرناخودآگاه میشود.

ضمیرناخودآگاه هم ، همانگونه که از نامش پیداست ، اصلا" کاری به این ندارد که این پیام ها چه پیامد ناخوشایندی میتواند برای این شخص داشته باشد ، او هم مانند کائنات به صاحب خود کاملا" اعتماد دارد و چشم و گوش بسته و بدون هیچ شک و تردیدی هر آنچه را که از طرف صاحب خود دریافت میکند بدون هیچ گونه دست کاری و تغییری به کائنات انتقال میدهد.

پس وقتی که شخصی در یک حالت احساسی منفی مانند خشم و عصبانیت ، کینه و دشمنی ، ناسپاسی و ناله و شکایت ، حسادت ، بد دهن بودن و فحاشی و بیان سخنان منفی ، قرار میگیرد ، ناخواسته در یک وضعیت منفی و ناخوشایند روحی و  روانی خواهد بود  و بلافاصله ضمیرناخودآگش شروع به دریافت این نیروها و انرژی های منفی همراه با پیام های ناخوشایند و منفی خواهد نمود.

. وقتی کائنات پیام های منفی را از ضمیرناخودآگاه دریافت نمودند ، شروع به کار میکنند. وظیفه کائنات این است که کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را شکل می دهند  و خلق میکند. البته کائنات ، خود به تنهایی هیچ قدرتی ندارد و حتما" باید این دستور و فرمان از طرف خود شخص صادر  بشود. شخص ناآرام و منفی ، خودش این پیام ها را ارسال میکند و کائنات هم موظف و ملزم به انجام آن است. کائنات اتفاقات و حوادث زندگی آدم ها را بر اساس همان پیام هایی که دریافت کرده است چیده مان میکند.

این قانون کائنات است که با دریافت پیام های حاوی احساسات بد و منفی ، کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را به بدترین شکل ممکن چیده مان نماید. کائنات قوانین مخصوص به خود را دارد. مثلا" خشم و عصبانیتی که در یک شخص ایجاد میشود ، بنا به درجه و اندازه  آن ، میتواند در میزان بد بودن اتفاقات بد در آینده دخیل باشد. یعنی وقتی شخصی به شدت عصبانی میشود و پرخاشگری و ناسپاسی و فحاشی و زد و خورد و این قبیل مسائل هم به آن اضافه میشود ، کیفیت دریافت اتفاقات بد در آینده برایش تفاوت خواهد داشت با شخصی که در حد معمول و خیلی مختصر در باره موضوعی عصبی شده و کمی خشمگین گردیده است و زود هم از آن حالت خارج شده است.

کائنات خودش بر اساس قوانین خودش ، نسبت به کیفیت و اندازه اتفاقات بد و یا خوب ، برنامه دارد و بر اساس میزان درجه پیام های دریافتی از هر شخصی ، کیفیت اتفاقات بد یا خوب را تعیین می کند. 

کسی که به صورت مکرر و دائمی ناسپاسی میکند و از بابت داشته های فعلی خودش ناخشنود است و دائما" با زبان و سخنانش و کارهایی که انجام میدهد از خدا و کائنات ناخشنود بوده و به زمین و زمان نفرین میکند و ناله و شکایت سر میدهد ، بزودی بازتاب بسیار تلخی از این حالت و احساس منفی خود را دریافت میکند.

شاید او بعد از مدتی ، وقتی به بیماری سختی دچار شد ، حتی یک درصد هم نتواند حدس بزند که این بیماری سخت را که باعث شده هم اکنون در بیمارستان یا خانه بستری شده و به شدت درد و اندوه را تحمل نماید ، خودش با دست خودش و میل خودش به سمت خود جذب کرده است . کائنات عالم با کسی شوخی و یا تعارف ندارد. بسیار جدی است . بسیار قانونمند است.

کسی که دائما" سخنان زشت و ناپسند به زبان می آورد ، بلاخره به اندازه همان باید اتفاقات ناگوار را تجربه نماید. گاهی ممکن است اتومبیل شخصی تصادف کرده و فقط سپر آن خراب بشود ، گاهی موتور اتومبیل می سوزد . گاهی تصادف منجر به صدمات جانی میشود و ممکن است شخص برای مدت ها در بیمارستان بستری بشود و یا حتی از ناحیه دست و  پا ، ناتوان بشود، گاهی ممکن است چک شما برگشت بخورد.گاهی ممکن است فرزند شما بیمار بشود و باعث بشود که برای ساعتی یا چند روز یا چند هفته با دیدن آن صحنه ، دل شما ریش ریش بشود. گاهی ممکن است یک برخورد ناپسند را از طرف کسی دریافت کنید. و خیلی اتفاقات دیگر که همه و همه نیتجه ی حالت و احساسات منفی شخص میتواند باشد.

باید به یاد داشت که هیچ رویدادی در این جهان به خودی خود اتفاق نخواهد افتاد. هیچ پیش آمدی برای شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان با کارهای خودتان ، با احساسات منفی یا مثبت خودتان آنرا جذب کرده اید و هم اکنون درحال تجربه ی آن هستید.

به هیچ عنوان نباید در یک حالت احساسی منفی باقی بمانید. مثلا" وقتی کسی عزیزی را از دست میدهد ، خوب طبیعی است که از دست دادن عزیزان موجب اندوه و ناراحتی انسان میشود ، اما باید به یاد داشت که باقی ماندن در حالت احساسی غم و اندوه بصورت مداوم میتواند پیامدهای منفی و ناگواری را برای شخص در بر داشته باشد.

همانگونه که اشاره شد برای کائنات تفاوتی ندارد که پیام های منفی دریافتی از طرف ما ، بر چه اساسی درحال تولید و ارسال است. کائنات با دریافت پیام های منفی ، کیفیت اتفاقات زندگی را به همان شکل منفی و ناخوشایند تغییر  خواهد داد. به هیچ عنوان در یک حالت احساسی بد و منفی باقی نمانید.

اگر به دلایلی وارد یک فاز منفی شدید ، با اشراف لحظه به لحظه به موقعیت خود ، به سرعت از آن احساس منفی خارج شوید. کائنات در هر لحظه درحال دریافت هستند. مراقب باشید که در هر لحظه چه پیامی به کائنات ارسال میکند. کائنات هیچ شوخی و تعارفی با کسی ندارد. کائنات اصلا" نمیتواند بفهمد و درک کند که مثلا این شخص بخاطر علاقه و عاطفه ی شدیدی که مثلا" به پدر یا مادر و یا عزیز دیگری که از دست رفته است ، ناراحت و غمگین است و ناله و شکایت میکند ، کائنات این چیزها برایش مفهموم ندارد. کائنات فقط با شکل احساس کار دارد.

بعبارتی ، کائنات در حال حاضر، درحال دریافت یک احساس منفی با نام غم و اندوه و شکوه و شکایت روبروست. او برای این پیام ، برنامه ی خاصی دارد و اتفاقات ناگواری را برای آن پیام تدارک خواهد دید. خیلی ها به خاطر ناآگاهی بعد از اینکه عزیزی را از دست میدهند ، آنقدر گریه و ناله وشکوه و شکایت میکنند و آنقدر بی تابی میکنند که بعد از گذشت مدتی کوتاه شاهد یک اتفاق و حادثه ناگوار دیگری در زندگی میشوند.

زیاد شنیده اید احتمالا" که میگویند ، اتفاقات بد گاهی یکی پس از دیگری و پشت سر هم روی داده است . بله همانگونه که اتفاقات خوب ، حوادث خوب را جذب میکنند ، اتفاقات بد هم حوادث ناگوار را جذب میکنند. این اتفاقات بصورت زنجیر وار به هم وصل میشوند. نباید اجازه بدهید که اتفاقات بد به هم بچسبند و پشت سر هم زنجیر وار بوقوع بپیوندند. این بدان معنا نیست که ما برای شخصی که از دنیا رفته است ارزش و منزلتی قائل نباشیم. آدمی یک روز به دنیا می آید و یک روز هم باید از این دنیا برود. پس این قانون خداوند و کائنات است و دست ما نیست. لذا هیچ اختیاری در این یک مورد استثنایی نداریم. ناله و شکوه وشکایت بخاطر اتفاقاتی که رخداده  است ، به گونه ای ناسپاسی و اعتراض به خداوند است  و این میتواند بسیار خطرناک باشد.

یکی از کارهایی که بسیار خطرناک است و میتواند کیفیت اتفاقات زندگی ما را به شدت دستخوش ناآرامی و تغییرات ناگوار نماید همان ناسپاسی و اعتراض به کائنات و خداوند است. اولا" هر اتفاقی دلیلی دارد ، در ثانی در مقابل حوادث و اتفاقات ناگوار باید صبور بود و به خدا توکل نمود و به او پناه برد . هرکسی که ناله و شکایت سر بدهد و اعتراض به قوانین کائنات و خداوند داشته باشد به بدترین شکل ممکن جریمه میشود. این جریمه گاهی بسیار سخت و دردناک است.

لطفا از دست من دلخور نباشید  که چرا اینقدر از عبارات تند و شدید استفاده میکنم. این بخاطر آن است که تا میزان اهمیت موضوع را به شما گوشزد نمایم. بدانید که هرچقدر آرام باشید و صبور ، و احساسات مثبت و خوبی در خود ایجاد نمائید و راضی به رضای خداوند باشید ، آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی شما ، قطعا" باعث غافلگیری شما خواهند شد. و متعجب میشوید از اینکه این همه اتفاقات خوب را تجربه می کنید.همیشه آرام باشید. بدانید که خداوند این جهان را قانونمند خلق کرده است. هیچ اتفاقی برای انسان رخ نمیدهد مگر اینکه خیری در آن برایش باشد. پس همیشه به خدا و کائناتش اعتماد داشته باشید. همواره خرسند باشید .

احساس مثبت و شادی داشته باشید. با داشتن این احساس ، آنچنان قدرتی در خود بوجود خواهید آورد که میتوانید به تمام خواسته ها و آرزوهای خوب خود برسید. افراد ناسپاس و غمگین ، همیشه در حالت ناخوشایندی به سر می برند . چون در هر لحظه درحال فکرکردن و تمرکز روی نداشته های خود هستند لذا نمونه های آنها را جذب میکنند و حتی بدتر از آنها را . 

حتی برای یکبار نمی اندیشند که اگر تصمیم بگیرند از این افکار منفی و ناسپاسی بخاطر وضعیت موجود خارج بشوند و به داشته های ارزشمند خود فکر کنند و خوشنود و آرام باشند چگونه میتوانند زندگی خودشان را دچار تغییر نمایند. فراموش نکنید که وضعیتی که شما الان در آن به سر می برید ، نتیجه ی تصمیمات و سخنان و احساسات و کارهای خودتان در گذشته بوده است. هیچ کسی جز خودتان مقصر نیست. خوب حالا در این شرایط قرار گرفته اید ، باید چه کرد؟ آیا باید این باتلاق را تا آخر تجربه کنید. آیا میخواهید تا لحظه آخر در یک حالت ناخوشایند به سر ببرید. نتیجه چه میشود.

افرادی که دست به خودکشی می زنند بعضا" کسانی هستند که دیگر از احساسات منفی و غم و اندوه و ناسپاسی لبریز  شده اند. آنها دیگر جایی در وجود خود برای انبار کردن غم و اندوه و ناسپاسی و ناراحتی نگذاشته اند. غم و اندوه و ناسپاسی پشت سر هم . یعنی در این دنیای به این بزرگی ، حتی یک روزنه برای شما وجود ندارد. حتی یک سوسوی امید نیست که شما را به آینده ای روشن هدایت کند؟ مگر میشود.

مگر میشود خدای جهان آفرین شما را فراموش کرده باشد. نه هرگز چنین نیست. خداوند شما را فراموش نکرده است. اما این طور هم نیست که خداوند خودش دستش را دراز کند و بگوید دستت را بده من بکشم بالا. شما اول باید خودتان دستتان را دراز کنید. شما باید یک حرکتی بکنید و بعد حرکت های معجزه گونه ی خداوند را تماشا کنید. اگر شما دستتان را دراز نکنید و خداوند دستش را به سوی شما دراز کند ، آنگاه عدالت خدا زیر سوال نخواهد رفت ؟

آنگاه کسانی که تلاش میکنند ، فکر میکنند ، مراقب هستند احساسات منفی و غم آلوده وارد ذهن آنها نشود ، آنها اعتراض نخواهند داشت که  ، خدایا ما تلاش کردیم و بعد موفق شدیم اما دیگری بدون تلاش موفق شد و کامروا گردید. خوب خداوند قوانین خاصی در این کائنات قرار داده است. شما باید یک کاری صورت بدهید تا کائنات عکس العمل نشان بدهد. گریه و زاری بابت چیست؟ ناراحتی و ناسپاسی بابت چیست؟

چرا تصور میکنید که شما آدم بدبخت و ضعیفی هستید. چرا تصور میکنید که خدا شما را فراموش کرده است. چرا فکر میکنید که تنها هستید. این ها همگی بخاطر داشتن همان احساسات منفی و بدی هستند که در خود ایجاد میکنید. اصلا خودتان را باکسی مقایسه نکنید. به دیگران چه ارتباطی دارد که الان شما چگونه زندگی میکنید. به دیگران چه مربوط که شما الان اتومبیل شخصی ندارید. خانه ی شخصی ندارید. شب ها نان خالی میخورید و بی کار و بدون در آمد هستید. به دیگران هیچ ربطی ندارد . این شما هستید که با فکرکردن به این چیزها ، افکار و احساسات منفی را به درون خود جذب میکنید. می نشینید و با خود فکر میکنید که من خانه ندارم. اتومبیل ندارم. کار ندارم. در آمد ندارم. زن و بچه های من بدبخت و بیچاره هستند. من خودم بدبختم. خوب وقتی این فکر ها از سر شما میگذرند باید هم بدبخبت و بیچاره باشید. باید هم خانه شخصی نداشته باشید. باید هم در آمد و کار نداشته باشید. باید هم محتاج نان شب باشید. چرا که نه ؟

وقتی شما خودتان با دست خودتان یک بیل و کلنگ برداشته اید و درحال کندن چاله و چوله برای زندگی خودهستید از دیگران چه توقع و انتظاری دارید. خوب حالا الان در این وضعیت هستید . باید چه کار کرد.ممکن است بپرسید خوب الان تکلیف من چیست؟

ببینید شما از همین الان باید تصمیم بگیرید که قشنگ زندگی کنید. میگویید چیزی در بساط ندارید. درآمد ندارید. پول ندارید. خوب اینها نتیجه افکار واحساسات و سخنان و کارهای گذشته شما بوده که الان درحال دیدن و تجربه ی آنها هستید.

از الان تصمیم بگیرید که روش فکرکردن و احساسات خود را تغییر بدهید. به گونه ای دیگر زندگی کنید. لطفا" نگویید مگر میشود؟

قرار نیست که شما اول پول بدست بیاورید و بعد خوشحال باشید. خوشحالی و شادی خودتان را به پول و ثروت گره نزنید. خوشحالی و شادی نباید بسته به پول باشد. شما اول باید خوشحال و شاد و سپاسگزار باشید تا بتوانید پول و ثروت و هر چیز دیگر را که موردنظرتان است را دریافت کنید.

مطمئن باشید اگر شما با این شرایطی که الان دارید نتوانید شادی و خوشحالی و حس سپاسگزاری را در خود ایجاد نمائید قطعا" با بدست آوردن چند صد  میلیارد تومن پول هم نخواهید توانست خوشحالی را تجربه کنید. چون خوشحالی و شاد بودن یک احساس درونی و ذهنی است. احساسی که توسط خود شما و از درون شما سرچشمه میگیرد.

اصلا" اشکالی ندارد که الان شرایط مالی خوبی ندارید. شما میتوانید تغییر کنید. لطفا" مطالب ابتدای این گفتار را به خاطر بیاورید ، خداوند وقتی آدم را آفرید فرمود که من موجودی خلق میکنم که میتواند خلق کند و تغییر ایجاد کند. شما آدم هستید . پس میتوانید تغییر ایجادکنید.

بابت تک تک داشته های خود شکر گزار باشید. سپاسگزار باشید. و بعد از  یاد آوری هر کدام از آنها ،لبخندی از رضایت به لب بیاورید.

تکرار کنید. یکبار دیگر به اطراف خودنگاه کنید. هر آنچه که میتواند باعث سپاسگزاری  و تشکر شما از خداوند بشود را در ذهن مجسم کنید و بابت آن شکرگزار باشید و بلافاصله لبخندی به لب بیاورید. این کار باعث میشود که در هر لحظه پیام ها و ارتعاشات مثبت وارد ذهن و ضمیرناخودآگاه شما بشود. این ارتعاشات وقتی تکرار بشوند از ضمیرناخودآگاه به کائنات منتقل میشوند. کائنات این پیام حاوی خوشحالی و شادی شما را دریافت میکند. نگاهی به وضعیت موجود شما میکند و می بیند که زندگی شما آنگونه نیست که شما دوست دارید و میخواهید باشد اما در عین حال بسیار شاد و خوشحال هستید.

کائنات با تضاد مخالف است.نوع احساس هر آدمی باید با کیفیت اتفاقات زندگی او هماهنگ باشند. پس شروع به چیده مان اتفاقات زندگی شما میکند. باید احساس خوب و شاد شما با کیفیت اتفاقات زندگی شما هماهنگ باشند. لذا پس از مدتی که از این احساسات و کارهای مثبت شما گذشت ، درکمال تعجب ملاحظه خواهید کرد که اتفاقات خوب یکی پس ازدیگری در حال روی دادن هستند. اتفاقات خوب یکی یکی به سراغ شما خواهند آمد. 

وقتی که اتفاقات خوب شروع شدند ، آنگاه  شما همچنان به همان کاری که گفته شد ادامه بدهید. بابت تک تک داشته های فعلی خودتان شکرگزار وخوشحال باشید. به یادداشته باشید که خوشحالی ، بزرگترین نشانه ی شکرگزاری است. به من و شما چه که فلانی چقدر دارد و از چه راهی بدست آورده است. مگر من و شما تصمیم گیرنده از طرف کائنات هستیم. مگر من و شما ، کیفیت اتفاقات زندگی او را تعیین میکنیم. مطمئن باشید که هرکسی به نسبت افکار و سخنان و احساسات و کارهایی که انجام داده است ، باید کیفیت اتفاقات زندگی خودش را قبول و تجربه نماید.

شما فقط  روی افکار و سخنان و احساسات خوب خودتان متمرکز بشوید. یقین داشته باشید که اتفاقات خوب منتظر شما هستند. به شرط آنکه خودتان با سخنان و افکار و احساسات خوب و مثبت خود آنها را جذب کنید. آنها خود به خود نخواهند آمد. حتما" باید از آنها دعوت بشود.

به نداشته هایتان فکر و تمرکز نکنید . فقط به هر آنچه که هم اکنون در اختیار دارید فکرکنید و بابت آن شکرگزار و سپاسگزار باشید و این کار را از صمیم قلب انجام بدهید. به یاد داشته باشید که ما هرگز نمیتوانیم خداوند و کائناتش را گول بزنیم. پس با خودتان صادق باشید و وقتی میخواهید حس خوشحالی و شکر گزاری را در خود ایجاد کنید ، حقیقتا" یادتان باشد که درحال ارتباط با خدا و کائناتش هستید و این احساس خوب شما همان لحظه توسط کائنات دریافت شده و بزودی نتیجه ی خوشایندی بصورت اتفاقات خوب در زندگی خود شاهد خواهید بود.


چگونه اتفاقات خوب یا بد به زندگی آدم ها جذب میشوند؟

آدم ها از نظر شادی به چهار گروه تقسیم میشوند

 

 

  شاد بودن یعنی نهایت شکرگزاری 

شاید بتوان آدم ها را از نظر شاد بودن و شادی به چهار گروه کلی تقسیم نمود:

1-افرادی که مولد شادی هستند . آنها هر جا که باشند آنجا شادی و نشاط وجود خواهد داشت .

2- افرادی که به خودی خود شاد نمی شوند و  حتما" باید در کنار گروه اول قرار بگیرند تا شاد شوند یا شادی ایجاد کنند.

3- افراد خنثی . کسانی که براحتی نه غمگین می شوند و نه شاد .معمولا" دریک حالت بی تفاوتی به سر می برند.

4- افرادی که هر جا پا بگذارند ، آنجا را تبدیل به ماتم کده خواهند نمود.آدم های منفی باف.

 

  گروه اول آدمهایی مثبت اندیش هستند که بواسطه ی ارتباط با مضامین شادی مثل سخنان ، موزیک و موسقی شاد و ارتباط با طبیعت  و افراد و چیزهای شادی بخش ، همیشه انرژی مثبت در خود ایجاد می کنند. این گروه از هر چیز و موضوع منفی و یاس آلوده دوری می کنند. از بیان خبرهای ناگوار و غم انگیز  می پرهیزند. از بیان  عبارات و واژه های ناراحت کننده و مایوس کننده در مورد خود ودیگران خودداری می کنند. آنها همیشه جنبه ی مثبت هر موضوعی را می بینند و در اصطلاح نیمه ی پر لیوان مد نظر آنهاست. آنها به خاطر این سرحالی و شاد بودن ، خیلی قوی هستند و به ندرت بیمار میشوند. شما اینگونه افراد را هرگز بدون لبخند و خنده نخواهید دید. همیشه در جنب و جوش و تکاپو هستند. آنها همیشه درحال بازگو کردن لطیفه های خنده آور و یا شوخی هایی هستند که باعث خنده و سرحال شدن اطرافیانشان می شوند. اطرافیان آنها با بودن در کنار آنها ، هرگز احساس خستگی و کسالت نخواهند کرد.

 

گروه دوم کسانی هستند که براحتی نه خوشحال می شوند و نه غمگین. اینها مانند کولر یا تلوزیون هستند که حتما" باید یک جریان الکتریسیته  وجود داشته باشد تا آنها به کار بی افتند. آنها به خودی خود شاد یا غمگین نمی شوند. باید آنها را هول داد به سوی خوشحالی و خنده. این گروه وقتی در کنار گروه اول قرار بگیرند براحتی به جمع می پیوندند و با آنها همراه میشوند. و حتی گاهی ممکن است لطیفه ای هم بیان کنند که قطعا" موجب تعجب اطرافیان خواهند شد . اما در کل  شرکت موثری در گروه ندارند. فقط در این جریان مثبت قرار گرفته و بر این موج سوار هستند و با بقیه افراد جمع همراهی میکنند و به عبارتی از قافله عقب نمی مانند.

 

گروه سوم افراد خنثی هستند. این ها نه خوشحال میشوند نه ناراحت. وقتی در یک جمعی که تشکیل شده از گروه اول و دوم هم قرار بگیرند ، مثل یک مجسمه خواهند بود. فقط نگاه میکنند. نه لبخندی نه خنده ای و نه واکنشی . گویا کشتی هایشان چند ساعت قبل غرق شده و به شدت در فکر فرو رفته اند. به این راحتی ها نمی توان موجبات خنده آنها را فراهم نمود  و خودشان هم باعث خنده ی کسی نمیشوند. آدمهایی تو دار و درون گرا هستند که به سختی میتوان از ظاهر بیرونی آنها  چیزی بدست آورد. به راحتی نمیتوان سر از کارشان در آورد.اینها اهل شوخی و لطیفه نیستند.این گروه جدی ترین افراد  روی زمین هستند.

 

گروه چهارم افراد منفی بافی هستند که به شدت باید از آنها دوری نمود. آنها وارد هر جمعی که بشوند آن جمع را تبدیل به ماتم کده خواهند کرد. با انرژی و سخنان و احساس منفی و غم آلوده ای که وارد آن فضا میکنند باعث میشوند تا همه ی افراد حاضر در جمع سکوت اختیارکنند و در خود فرو بروند. این افراد با بیان جملات و واژه های منفی و مایوس کننده و گاه شوخی های غیر متعارف  که همیشه در آستین آماده تحویل دارند باعث میشوند تا کسانی که در آن جمع حضور دارند همگی فاز منفی به خود بگیرند. خبرهای ناگوار. تصادف های وحشتناک ، خاطرات تلخ از نزاع و کشمکش های خونین . تعریف داستان ها و مطالب غم آلوده و تلخ . غیبت و پشت سر دیگران بد گویی کردن بصورت حرفه ای ، احساس نا امیدی را چنان در افراد حاضر زنده میکنند که تقریبا" تمامی افراد حاضر در آن جمع ، فقط به تنها چیزی که فکر میکنند غم و اندوه و نا امیدی است. 

 

خوب ما ما گروه اول و دوم و سوم مشکلی پیدا نخواهیم کرد به شرط آنکه خودمان در آن لحظه دارای فاز منفی نباشیم. اما مسئله با گروه چهارم است . در مطالب قبلی به تکرار اشاره شده که ذهن ما بصورت اتوماتیک مطالب مثب و منفی پیرامون ما را دریافت میکند. ضمیرناخودآگاه ما بدون اینکه خودمان بخواهیم و یا بدانیم  ، مطالب دریافتی را پردازش میکند و آنها را به کائنات انتقال می دهد.

 

به یاد داشته باشید ، هر مطلبی که وارد ذهن ما میشود ، قطعا" تاثیری روی اتفاقات آینده ی زندگی ما خواهد گذاشت. حالا این موضوعات میخواهد یک سخن باشد یا یک صدا ، یا یک تصویر و یک ویدیو . هرچه که باشد به ضمیرناخودآگاه ما ارسال میشود و ضمیرناخودآگاه ما طبق آن دریافتی ها و ارتباطی که با کائنات عالم دارد ، کیفیت اتفاقات زندگی ما را رقم خواهد زد.

 

بعضی ها شکایت می کنند که چرا این همه اتفاقات بد باید برای من رخ بدهد. چرا من باید اینقدر بدشانس باشم ؟

ببینید این یک موضوع کاملا" علمی و ثابت شده است. ما در هر لحظه در حال دریافت پیام هایی از پیرامون و اطراف خود هستیم. از طریق گوش هایمان که می شنوند. از طریق چشمهایمان که می بینند و از طریق حواس پنجگانه ،  بصورت کلی هر آنچه را که قابل لمس و دیدن و شنیدن است را دریافت می کنیم و این دریافتی ها بصورت یک سری پیام به ضمیرناخودآگاه ما منتقل میشوند.

دقت کنید لطفا که تمامی اتفاقاتی که در زندگی شما پدیدار می شوند همگی نتیجه ی همان دریافتی های شما هستند.

شما باید به شدت مراقب باشید که در هر لحظه ،  چه چیزی می شنوید. سخنان چه کسی را می شنوید. با چه کسی هم صحبت هستید. با چه کسی هم نشین می شوید . 

شما باید کاملا" حواستان باشد که با چه کسانی ارتباط دارید. شما اگر به سلامتی و آینده ی خوب خودتان علاقمند هستید نباید اجازه بدهید هر چیزی را ببینید یا بشنوید. از طرف هرکسی که میخواهد باشد. آدم منفی ، منفی است تفاوتی ندارد که چه کسی و در کجا باشد. نزدیک ترین افراد خانواده شما باشند. وقتی احساس کردید درحال دریافت موج  منفی و یاس آلوده و غم انگیز هستید باید سریع جلوی نفوذ و ورود آن امواج منفی را به درون ذهن خود بگیرید. چگونه ؟ خوب اگر امکانش را دارید به طرف مقابل گوشزد کنید که این روال صحبت کردن اصلا"  قشنگ نیست و تمایلی به شنیدن آن ندارید. اگر شرایط به گونه ای است که نمی توانید بصورت مستقیم بیان کنید ، باید موضوع صحبت را عوض کنید  و یا باید آن محل را ترک کنید. به بهانه ای از آنجا دور بشوید و آن سخنان منفی را نشنوید یا نبینید. این دیگر دست خودتان است. این خود شما هستید که تصمیم می گیرید که امواج منفی را دریافت نموده و در آینده شاهد اتفاقات ناگوار در زندگی خود باشید یا اینکه اجازه ندهید امواج و پیام های منفی وارد ذهنتان بشود و کیفیت اتفاقات زندگی شما خوشایند اتفاق بیفتند.

 

شما در هر لحظه درحال انتقال پیام به ضمیرناخودآگاه و کائنات هستید. یعنی همین الان که درحال خواندن این مطالب هستید هم درحال گرفتن پیام مثبت نگارنده بوده و انرژی مثبت در درون خودتان احساس خواهید کرد. شما با داشتن این نگرش مثبت ، قطعا" پیام ها و امواج مثبتی را به مغز خود ارسال خواهید نمود. شما باید همیشه به یادداشته باشید که هیچ رویدادی در آینده بصورت تصادفی و شانسی رخداد نمی کند. هر اتفاق و حادثه ای ، اعم از خوب یا بد ، نتیجه ی همین دریافتی های در حال حاضر خود شماست.

نکته ی دیگر که باید اشاره کنم ، سخنان و احساسات خودتان است. شما خودتان هم باید مراقب باشید که چه به زبان می آورید. چگونه فکر میکنید. چون سخنان و احساسات و تفکرات خود شما هم در هر لحظه پیام ها  و امواجی را به ضمیرناخودآگاه و کائنات انتقال می دهند. هر لحظه که یک فکر مثبت یا منفی در ذهن خود پدیدار می کنید ، بلافاصله آن پیام در صفحه کائنات نقش می بندد و زمینه ی بوجود آمدن یک اتفاق خوب یا بد را برای شما پدیدار میکند.

شما درهر لحظه درحال ساختن کیفیت اتفاقات زندگی خود هستید.

به یادداشته باشید که معجزه به خودی خود و به یکباره در زندگی هیچ کسی رخ نمی دهد. معجزه نیاز به زمینه سازی دارد. زمینه ای که خود شما با سخنان و احساس و تفکرات و رفتارتان در زندگی ایجاد میکنید.

اگر الان شرایط زندگی شما آنگونه که دوست دارید نیست ، نگران نباشید چون قرار نیست که تا ابد اینگونه بماند. شما با تغییر نگاه و تفکرات و باورهایتان و نوع احساس خودتان میتوانید کیفیت اتفاقات آینده را به بهترین شکل ممکن بسازید.

 

بقول بازیگر خوب کشورمان ، بهرام افشاری ، که به زیبایی تمام ،  در نمایش تـئاتر  " جوجه تیغی " بیان کردند: آخرش حتما" خوب میشه . اگه خوب نیست ،  بدون که هنوز آخرش نشده .

 

اگر الان اینجا هستید ، این بخاطر دیگران یا سرنوشت نیست . این تنها بخاطر همان سخنان ، باورها ، احساسات و اعمال خودتان در گذشته بوده است. می گویید من اشتباه میکنم؟

کمی صادقانه و در درون خودتان به عقب برگردید. به چند ماه قبل. به چند سال قبل ، با خودتان روراست باشید.آنگاه خواهید دید که با یک کمی تغییر در نگاه ، سخنان ، تفکرات و رفتارتان ، میتوانستید جایی به غیر از اینجا که الان هستید باشید.

خوب حالا هم هنوز فرصت هست. شما قرار است مابقی مسیر مانده را طوری طی کنید که کیفیت اتفاقات در روزها و هفته ها و ماه ها و سال های آینده به شکل قشنگی رخداد کنند.

نیاز به فرمول پیچیده و خاصی ندارد. شما فقط کافیست که از همین الان احساس مثبت و شاد بودن را در خود زنده نگهدارید. بابت داشته های فعلی خودتان شکرگزار و خوشحال باشید. احساس مثبت را در خود ایجاد کنید. به نظر خیلی ساده و پیش پا افتاده خواهد رسید اما یک فرمول واقعی برای تجربه ی بهترین اتفاقات در آینده است.

شما اگر الان خوشحال نباشید یقین داشته باشید که کیفیت اتفاقات در آینده را به صورت خوشحال کننده ای تجربه نخواهید نمود. چنین انتظاری نداشته باشید وقتی که احساس خوب و خوشحالی ندارید .

خوشحالی و شادی شما باید حقیقی باشد. خدای مهربان متوجه میشود که شما از درون قلبتان شکرگزار و خوشحال هستید یا نه . پس نه به خودتان کلک بزنید و نه به خدا .

مطمئن باشید که تا زمانی که احساس مثبت و شادی دارید کیفیت اتفاقات زندگی شما ، به بهترین شکلی شما را غافل گیر خواهند نمود .

همیشه سلامت و شاد باشید.


آدم ها از نظر شادی به چهار گروه تقسیم میشوند

خداوند دوست داشتنی ما

 

 

هیچ رویدادی تصادفی نیست

 

 

بسیاری از آدم ها نمی دانند که خودشان با دست خودشان کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خودشان را رقم می زنند. اگر به آنها بگویی که شما خودتان کیفیت و شکل حوادث و اتفاقات زندگی خودتان را ترسیم می کنید قطعا" باور نخواهند کرد. اما این یک واقعیت انکار ناپذیر است. 

 

 

شما هم حتما" با واژه ی " گلایه و شکایت " آشنا هستید و شاید هم خودتان بارها از آن استفاده کرده باشید و یا خیلی از افراد را دیده باشید که این کار را کرده اند. 

گلایه و شکایت به نوعی برنامه ریزی برای رخ دادن اتفاقات ناگوار برای خود شخص است. کسی که ناله و شکایت می کند بدون اینکه خودش متوجه بشود در حال درخواست و سفارش اتفاقات ناخوشایند برای خودش می باشد. 

 

 

اتفاقات و حوادثی که در زندگی ما آدم ها بوجود می آیند هرگز تصادفی نیستند . یعنی قانون ایجاد شده در کائنات به این گونه نست که حوادث و رویدادهای زندگی هر فردی ، همینطوری بصورت اتفاقی و تصادفی برایش رخ بدهد. چون اگر اینگونه بود قطعا در عدالت بی مثال خداوند مهربان شک و شبه بوجود می آمد. آنگاه یکی باید بصورت تصادفی اتفاقات ناگوار بیشتری را نسبت به دیگری تجربه می کرد. چرا باید یک نفر نسبت به شخص دیگر اتفاقات ناگوار بیشتری را تجربه نماید. پس خداوند مهربان با ایجاد و قرار دادن این قانون منطقی در کائنات ، عدالت محض را نسبت به بندگانش ایجاد کرده است. تا دیگر برای هیچ کسی بهانه ای باقی نماند . هرکسی نسبت به خواست و تقاضای خودش ، میزان و کیفیت اتفاقات خوب یا بد را تعیین کند.

 

 

بارها شنیده اید و یا اینکه شاید برای خودتان هم پیش آمده باشد که در اثر یک  زمین خوردن ساده و معمولی ، دچار شکستگی دست یا پا شده باشید و مدتی دست یا پای شما در گچ بوده باشد . و احتمالا" شنیده اید که شخصی از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده و زنده مانده است . نگارنده خود با مادری صحبت کردم که فرزندش که حدود 17 سال داشته از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده است و حدود یکسال دست و پا و کمرش تحت نظر و مراقبت بوده است . استخوان هایش شکسته شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بعد حدود دو سال این شخص درحال حاضر صحیح و سالم است و مشغول به کار و زندگی می باشد . گاهی اوقات اتفاقات عجیبی رخ میدهد که موجب تعجب آدم میشود. آدم هایی بوده اند که از بالای یک نردبان یک یا  دو متری سقوط کرده اند و بعد مدتی از دنیا رفته اند. یا اینکه بارها در کلیپ های اینستاگرام یا تلگرام شاهد صحنه هایی بوده اید که آدم ها به طرز معجزه آسایی از تصادف با اتومبیل ها جان سالم به در می برند و در جایی دیگر هم چرخ یک اتومبیل کنده شده و یکراست به سراغ عابری که در پیاده رو در حال قدم زدن است برخورد کرده و او را به دیار باقی رهسپار میکند. 

 

 

به نظر شما اینها تصادفی هستند. قطعا" تصادفی در کار نیست. 

اطمینان داشته باشید کسی که همواره افکار مثبت و کلام مثبت و اعمال مثبت انجام می دهد محال است که دچار حادثه ای ناگوار بشود. الان ممکن است با خودتان بگوئید ، این چه حرفی است ، من خودم کسانی را می شناسم که خیلی آدم های خوبی هستند اما مثلا اتفاق ناگواری را تجربه کرده اند. 

 

 

توجه داشته باشید قضاوت در مورد هرکسی ، فقط توسط خودش ارزش خواهد داشت. من در زندگی عمومی و اجتماعی و در ظاهر ، ممکن است طوری رفتار نمایم که از نظر اطرافیانم یک آدم خوب و مثبت به نظر بیایم . رفتارم موجه و خوب جلوه کند . اما من در درون خودم و در باطن می دانم که چگونه آدمی هستم. کسی جز خدا و خود من از افکارم با خبر نیست. از نیت دل من خدا و خودم آگاه است. 

و جالب اینجاست که نیت و افکار و احساسات درونی ماست که باعث میشود کیفیت اتفاقات زندگی ما دشتخوش تغییر و دگرگونی شوند نه آن رفتاری که ما در ظاهر با دیگران داریم. 

کسی که دائم افکار منفی در سر دارد . حسود است یا کینه توز است و یا زود خشمگین میشود و عصبانی می گردد ، و یا اینکه دائما" در حال شکوه و شکایت از زمین و زمان است ، این آدم حتی اگر ظاهر موجهی هم داشته باشد قطعا" با پیام های منفی که از طریق احساس و افکار خود به کائنات ارسال میکند باید شاهد و منتظر اتفاقات وحوادث ناگواری باشد. 

 

 

زمانی که شخصی شروع به ناله و شکایت میکند ، ضمیرناخودآگاهش این پیام های منفی را دریافت و به همراه یک احساس مخصوص آن ، به کائنات ارسال میکنند. کائنات بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها بر اساس واقعیت است یا نه ، شروع به آنالیز وضعیت زندگی آن شخص میکنند. 

لازم به ذکر است که از نظر کائنات ، نوع پیام های ارسال شده از طرف هرکسی باید با کیفیت زندگی او همخوانی داشته باشد. یعنی امکان ندارد که کسی پیام های منفی به کائنات ارسال کند ،درحالی که زندگی معمولی و عادی را درحال تجربه کردن است . این برای کائنات قابل قبول نیست. پیام های منفی هماهنگ و همخوان و هم  نوع اتفاقات زندگی هستند. 

 

 

به همین دلیل است که دانشمندان تکنولوژی فکر و عرفا ، به کرات توصیه میکنند که هرگز افکار و احساسات منفی در وجود خود ایجاد نکنید . از کلمات و  واژه های منفی استفاده نکنید. چرا که این ها همگی دارای انرژی هستند و بعد از ارسال شدن به کائنات ، دقیقا" معادل همان ها را باید در زندگی روزمره تجربه نمائیم.

همانگونه گفته شد ، وقتی کسی ناله و شکایت میکند و به صورت تکرار به این کار ادامه میدهد، پیام هایی منفی به کائنات ارسال میشود. کائنات با بررسی وضعیت زندگی آن شخص ، متوجه میشوند که ماهیت این پیام ها با وضعیت زندگی این شخص درحال حاضر همخوانی ندارد. به عبارتی این پیام های منفی برای کائنات به معنی اتفاقات و حوادث و رویدادهای منفی و ناخوشایند است. 

 

 

لذا وقتی کائنات به زندگی روزمره این شخص توجه میکند ،اصلا " تعجب نمیکند که چرا نوع پیام های دریافت شده با نوع و کیفیت اتفاقات زندگی ایشان مغایرت دارد. کائنات طبق برنامه ای که برای خود دارند ، باید کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را دقیقا" با نوع ماهیت پیام هایی که دریافت کرده اند ، هماهنگ کنند. 

در اینجا مشاهده می کنیم که آن شخص دچار تصادفات زیادی میشود. زود به زود بیمار میشود و راهی بیمارستان می شود. بدهی به بار می آورد . شکست های پی در پی را در زندگی تجربه میکند. و خلاصه بد بیاری پشت بد بیاری برایش رخ میدهند.

 

 

و شاید هرگز خود متوجه نشود که باعث و بانی تمام این حوادث خودش است. اگر هم به او بگوئید ، با عصبانیت خواهد گفت ، این ها چرند  است . مگر من چه کار کرده ام. 

اما حقیقت این است که این اتفاقات همگی بخاطر همان شکوه و شکایتی است که او بارها به زبان آورده است و احساس بدی را در خود ایجاد نموده است. 

آیا نمی توان بجای شکوه وشکایت کردن از زمین و زمان ، از کلمات واژه های زیبا استفاده کرد. آیا نمی توان بجای شکوه و شکایت ، شکر گزاری کرد. روش سپاس گزاری را پیشه نمود؟

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر ، نعمت از کفت بیرون کند.

وقتی که کسی شروع به ناله و شکایت میکند ، کائنات نمی توانند بفهمند که این شخص فقط زبانش درحال ناله وشکایت است . زندگی معمولی دارد و نه درگیر بیماری و بیمارستان است و نه تصادفی کرده و یا اینکه اتفاق بدی را تجربه کرده است. کائنات کاری به این چیزها ندارد. 

وقتی کسی در رستوران منوی غذا را دریافت میکند و از روی آن سفارش ماهی پلو می دهد ، گارسون دیگر کاری ندارد که ماهی برای او ضرر دارد یا ندارد. گارسون رستوران موظف است دقیقا" همان چیزی را بیاورد که وی سفارش داده است. 

لذا وقتی کسی دائما" در حال ناشکری و ناله وشکایت از زمین و زمان است ، کائنات نمی تواند متوجه شود که او منظور دیگری دارد . او درحال خالی کردن دق و دلی خودش است . کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات دقیقا" بر مبنای سخنان و افکار و احساسات ما واکنش نشان میدهند. 

در مقابل کسانی که همیشه شکر گزار هستند و بابت تک تک داشته هایشان سپاسگزار خداوند مهربان هستند، نه تنها اتفاقات ناگوار را تجربه نمی کنند بلکه همواره کیفیت اتفاقات زندگی آنها به بهترین شکل ممکن رخداد میکند. زیرا که آنها به نوعی کائنات را گول می زنند. آنها با شکر گزاری و احساس خوشحالی ، به کائنات این پیام را ارسال میکنند که انگار درحال استفاده از بهترین های زندگی هستند. شاید در آن لحظه آن بهترین هایی که مورد نظرش است ، برایش مهیا نباشد ، اما او با ارسال این افکار و احساسات و پیام ها به کائنات ، به کائنات یک پیام مثبت و زیبا ارسال کرده است. 

کائنات با دریافت این پیام شروع به آنالیز کردن وضعیت زندگی وی می کنند. بعد از بررسی متوجه میشوند که زندگی فعلی این شخص دقیقا" با آن مقدار پیام های مثبت که حاوی شکرگزاری وخوشحالی است ، هماهنگ نیست. پس طبق وظیفه ای که بر عهده دارد ، شروع به چیدمان زندگی این شخص به گونه ای میکند که با آن پیام های دریافتی وی همخوانی داشته باشد. 

لذا بعد از مدتی شاهد اتفاقات خوب یکی پس از دیگری میشویم. خبرهای خوب پشت سر هم رخ میدهند. از حوادث ناگوار دور می ماند. رنگ و بوی بیماری و بیمارستان را فراموش میکند. و یک زندگی لذت بخش را تجربه میکند. جالب اینجاست که کیفیت این اتفاقات خوب هر روز بهتر از روز قبل میشود. یعنی کائنات دائما" در صدد هستند تا شکل و کیفیت زندگی وی را طوری برنامه طوری چیدمان کنند که با افکار و احساسات دریافت شده همخوانی داشته باشد. 

حالا دیگر هرکسی خودش مختار است که تعیین کند دوست دارد کیفیت اتفاقات زندگی اش چگونه رخ بدهند. 

بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست ، از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

هیچ اتفاقی تصادفی رخ نمیدهد مگر اینکه ما با سخنان و افکار و احساسات خودمان ، آنرا به زندگی خودمان دعوت کرده باشیم.

باید بابت تک تک داشته هایمان شکرگزار باشیم. شکرگزاری تکنیکی بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است که میتوان براحتی سر کائنات را گول مالید و بهترین ها را به زندگی خود دعوت کرد. 

در پایان یاد آور میشوم که کائنات ، عبارت است از : مجموع تمام هستی  به غیر از وجود نازنین خداوند مهربان و دوست داشتنی و خود شما را کائنات می گویند. 

بعبارتی نگارنده این مطالب در گروه همان کائنات است که به دستور شما این مطالب را نوشته و شما در حال حاضر درحال مطالعه آن هستید. یعنی شما در ذهن خود این مطالب را به کائنات سفارش داده اید و کائنات نویسنده را در سر راه شما قرار داده است. شما میتوانستید چیز دیگری در قالب پیام به ضمیرناخودآگاهتان ارسال کنید و مثلا" یک رمان یا یک داستان تخیلی را در مقابل شما قرار بدهد. شما هر آنچه را که با افکار و احساسات خودتان درخواست کنید همان نصیب شما خواهد شد. مهم این است که شما  چه میخواهید. خوشی و سلامتی میخواهید ؟ اتفاقات زیبا و خوشایند میخواهید؟ دقیقا" چه میخواهید؟ 

خیلی ساده است. اصلا" پیچیده نیست. فقط کافیست مراقب سخنان و احساسات خود باشید. سخنان و کلام منفی و ناپسند به زبان نیاورید. خوب اگر این کار را نکنید قطعا" اگر اتفاق ناگواری رخ بدهد کسی جز خودتان مقصر نیست. 

اجازه ندهید هیچ چیز منفی و ناپسندی را ببینید یا بشنوید. کارهایی انجام ندهید که احساس شما را خراب کند. افکار مفنی که حاوی یاس و نا امیدی است به ذهن خود راه ندهید. 

به یادداشته باشید که خداوندی که شما را آفریده ، هنوز هم شما را دوست دارد. در هر لحظه در حال نگاه کردن و توجه به شماست. ما شاید نگاه او را احساس نکنیم اما او هر لحظه به ما نگاه میکند و مراقب ماست. او بسیار مهربان است و خودش گفته اگر ما یک قدم به سمت او برداریم او ده قدم بر میدارد.پس وقتی طرف حساب ما چنین خدایی مهربان است ، بی توجهی به وی و ناشکری کردن ، خودکشی محض است. وقتی که میتوان با کلام زیبا و احساس خوب ، هر آنچه را که دوست داری از خدای مهربانت بخواهی ، چرا باید نا امید باشی. چرا باید ناشکر باشی. 

گاهی اوقات ما بواسطه ی اطلاعات غلطی که بدست آورده ایم ، تصور میکنیم که خداوند در آسمان هاست و آنقدر دور است که ما هیچ دسترسی به وی نداریم. درحالی که خداوند خودش فرموده است که من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم. 

منظور از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم ، اشاره به حضور مهربانش در ضمیرناخودآگاه ماست. ضمیرناخودآگاه ما ، مقر قدرت بی همتای خداوند مهربان است. 

اگر بتوانی همواره پیام های مثبت و زیبا به ضمیرناخودآگاهت ارسال کنی ، درواقع انگار هر لحظه از خداوند مهربان در حال خواستن چیزهای خوب بیشتری هستی. 

ممکن است بگوئی که من تا کنون خیلی با خدا صحبت کرده ام و خیلی چیزها خواسته ام ، اما هنوز خبری نیست. 

دوست من به یادداشته باش که دقیقا" همان لحظه ای درحال دعا و درخواست از خداوند مهربان هستی ، خداوند درحال دیدن و شنیدن خواسته ی توست و تو را نظاره میکند. اما به یاد داشته باش که درخواست تو باید با محتویات پیام هایی که به ضمیرناخودآگاهت ارسال میکنی همخوانی داشته باشد. یعنی کلام تو و سخنانت و اعمالت و احساس تو ، باید با خواسته ی تو یکی باشد. باید هم معنی و هم خوانی داشته باشند. نمیشود نا امید باشی و افسرده و آنگاه از خداوند چیزی طلب کنی. نمی شود ناشکر و ناسپاس باشی و آنگاه دعایی کنی و انتظار اجابت داشته باشی. 

نمیشود که ناشاد و ناخوشنود باشی و غمگین و در عین حال مشغول دعا و درخواست باشی . 

خداوند دوست دارد تو را همیشه شاد و خوشحال ببیند. در همه حال امید وار به خودش ببینید. شکرگزار و سپاسگزار باشی. مهربان باشی. خیرخواه دیگران باشی. ازار و اذیتت به کسی نرسد. خلاصه مطلب اینکه " آدم " باشی . آنگاه درخواست تو با محتویات ضمیرناخودآگاهت هماهنگ شده و در یک چشم به هم زدن خواسته و دعای خوب تو اجابت میشود. 

خداوند مهربان اهل غرور و تکبر نیست که بخواهد بنده گانش را سر بدواند . او بسیار مهربان و رئوف است نسبت به مخلوقات خودش. کسی که حتی از مادر برای نوزاد و فرزندش مهربان تر است. 

معاذالله و بلاتشبیه ، در یک مدرسه و یا خانه ، وقتی یک بچه ای بیش از  حد شلوغ میکند و بی انضباطی از خودش نشان میدهد نهایت پس از یکی دو ساعت ، تنبیه میشود ، اما می بینیم که بنده ای روزها و ماه ها و سالها ، کار خطایی را تکرار میکند و خداوند مهربان همچنان فرصت بازگشت میدهد. خداوند مهربان حتی به راحتی دست به تنبیه هم نمی زند و مدت ها فرصت برگشت می دهد. 

پس چنین خدایی مهربان و بی مثال ، هر لحظه سخنان ما را میشنود و ما را می بیند . و هر آنچه را که از صمیم قلب بخواهیم به طوری که احساس کنیم او همین الان دعای ما را می شنود و ما را می بیند ، یقین بدانید که دعایتان مستجاب خواهد شد. 

همین الان با خدای مهربانت آشتی کن . چگونه؟

از این لحظه تصمیم بگیر که همیشه از کلمات ، سخنان ، و واژه های مثبت و زیبا استفاده کنی. 

احساس مثبت و خوبی همراه با شادی و شکرگزاری داشته باشی .

همیشه به خدای مهربانت امیدوار باشی و او را به معنای واقعی دوست بداری. مانند بهترین و صمیمی ترین دوست خودت . 

از ناامیدی و یاس و افسردگی دوری کنی. 

بعد از آن منتظر معجزات زیبای خداوند مهربان باش.

 

 

 


خداوند دوست داشتنی ما

شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی

شاد بودن و شکرگزاری موجب موفقیت و رسیدن به هدف میشود.

.

 

شاد بودن و شکرگزاری شرط  موفقیت و رسیدن به هدف است.


زندگی آدمها همیشه پر فراز و نشیب بوده و هست. عده ای می گویند که مزه ی زندگی به همین تلخی هاست. اما من زیاد موافق نیستم. موافق این موضوع نیستم که اتفاقات ناگوار و مشکلات در زندگی میتواند نمک زندگی باشد. اگر باوری این چنینی از این حوادث و اتفاقات ناگوار داشته باشیم ، در واقع یه جورایی خودمان را به آنها عادت می دهیم و وجود آنها را در زندگی خود می پذیریم. اما آنها براستی تلخ هستند . مزه تلخ چگونه میتواند شور یا شیرین یا ترش باشد.

بجای چنین نگرش و باوری نسبت به اتفاقات تلخ زندگی ، باید دید  که اصولا" چرا اتفاقات تلخ  پدیدار میشوند و چگونه میتوان کیفیت اتفاقات آینده را مدیریت نمود به طوری که همواره شاهد اتفاقات وحوادث خوب و خوشایند باشیم.

 

ادامه مطلب ...



شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی