احساس آرام

نظرسنجی

دراینجا احساس شما " آرام " است .



بانکی به نام کائنات

 

بانکی به نام کائنات

کائنات به منزله بانکی بزرگ است که آدم ها احساسات مثبت یا منفی خود را در آن ذخیره می کنند.

وقتی شما کاری انجام می دهید ، چه مثبت و چه منفی ، این اعمال شما در حساب کائنات شما ثبت می شود و در مواقع لزوم از آنها استفاده می شود. هر کسی یک حساب شخصی در کائنات دارد. هر وقت عملی مانند فکر کردن و سخن گفتن یا انجام هر کاردیگری از ما سر می زند آنگاه احساسات مثبت یا منفی تولید می گردد.

این احساسات در قالب پیام هایی به کائنات عالم ارسال می شود. کائنات این پیام ها را در فایل های جداگانه بایگانی می کنند. هر کدام از این پیام ها به منزله یک پس انداز است. پس اندازی مثبت یا منفی که در مواقع لزوم از آن استفاده می شود.


 


بانکی به نام کائنات

کائنات و ضمیرناخودآگاه

 

هنوز هم آدم هایی هستند که به شانس و اقبال اعتقاد دارند و گمان می کنند که اتفاقات و حوادثی را که در  زندگی خود تجربه می کنند همگی ناشی از تصادف بوده و تقدیر آنها چنین رقم خورده است.

خوب این نوع تفکر و باور ، به دلیل عدم آگاهی و شناخت کافی از کائنات عالم و قوانین منحصر به فرد آن است . در این جهان هیچ رویدادی تصادفی رخ نمی دهد . به عبارتی در هر لحظه از زندگی ما آدم ها ، هر رخدادی ، نتیجه سخنان و افکار و احساس آرام و مثبت یا منفی ما است که در قالب اتفاقات و حوادث خوشایند یا ناخوشایند در مسیر زندگی ما پدیدار می شوند.



کائنات و ضمیرناخودآگاه

آیا در قوانین کائنات عالم هم پارتی بازی و استثنا وجود دارد؟

آیا در قوانین کائنات عالم هم پارتی بازی و استثنا وجود دارد؟

 

همانگونه که همه می دانیم قوانین کائنات به قدری دقیق و حساس هستند که به قول معروف مو لای درزش هم نمی رود . اما گاهی اوقات ما شاهد اتفاقاتی هستیم که کمی ما را به فکر فرو می برد و این سوال برایمان بوجود می آید که براستی این اتفاق را چگونه می توان با قوانین دقیق کائنات عالم کنار هم گذاشت .

راستش را بخواهید تمام این داستان ها بر می گردد به کیفیت زندگی آدمها. آدمها با نوع گفتار و سخنان خودشان و افکاری که از سر خود می گذرانند و نوع احساسی  که هر لحظه در خود بوجود می آورند در حقیقت کیفیت اتفاقات زندگی خودشان را بصورت خوب یا بد ایجاد می کنند. خوب طبیعی است که هر آدمی با داشتن احساس مثبت و آرام ، قطعا" باید اتفاقات خوبی را در زندگی خود تجربه کند و قطع به یقین همینطور هم خواهد بود . اما گاهی اوقات شخصی در موقعیتی قرار میگیرد که طبق قوانین کائنات ، باید یک بلایی سر وی بیاید اما آن بلا و حادثه ناگوار از کنار گوش او رد می شود و او جان سالم به در می برد. چگونه و چرا این اتفاقات رخ می دهند؟

...

 

 


آیا در قوانین کائنات عالم هم پارتی بازی و استثنا وجود دارد؟

کائنات کیلویی چند؟

 

 

کائنات کیلویی چند؟

 

در زمان های نه چندان خیلی دور ، یک آقایی بود که یک اتومبیل داشت . اتومبیل او روغن سوزی هم داشت . هر وقت که  اتومبیل خود را روشن می کرد ، آنگاه فضای پارکینک ساختمان پر  از دود می شد . یک روز او را دیدم . از او پرسیدم به کائنات اعتقاد داری؟ با خنده پاسخ داد : کائنات کیلویی چند؟

 

   دیدم خوب قیمت و ارزش کائنات و قوانین آنرا نمی داند ، پس دیگر نمی توانستم بیشتر از آن به او مطلبی بگویم.باید صبر می کردیم و می دیدیم که براستی کائنات کیلویی چند است ؟!

 


کائنات کیلویی چند؟

باور و نقش آن در موفقیت

هر آنچه را که آدمی به خودش یا دیگران تلقین کند به شکل یک باور در ذهن ، نقش خواهد بست.

ضمیرناخودآگاه ، بدون اینکه از حقیقت موضوع با خبر باشد ، هر آنچه را که همراه با احساس و باور ، دریافت نماید ، تبدیل به معادل فیزیکی آن خواهد نمود.

برای روشن تر شدن مطلب توجه شما را به داستان آن چوپانی جلب میکنم که در صحرا وقتی زیر یک درخت پر از شاخ و برگ ، درحال استراحت بود ، ماری به وی نزدیک میشود و او را نیش میزند. مار بعد از نیش زدن چوپان بلافاصله مخفی میشود و در همین هنگام یک زنبور عسل در بالای سر چوپان نمایان میشود .

چوپان به " باور " اینکه ، آن زنبور نحیف او را نیش زده است ، جای زخم را با دهان خود می مکد و زهر را خارج نموده و دوباره به استراحت مشغول میشود.

بعد از یکی دو روز هم جای زخم کاملا" خوب میشود و دیگر هیچ اثری از آن زخم روی دست چوپان باقی نمی ماند.

اما چند وقت بعد یکبار دیگر آن چوپان درمعرض نیش قرار می گیرد اما این بار دیگر از نیش مار سمی خبری نبود بلکه این بار  واقعا" یک زنبور عسل او را نیش میزند.با این تفاوت  که وقتی چوپان به خودش می آید به جای دیدن زنبور عسل ، چشمش به یک مار سمی در کمی آن طرف تر می افتد.

چوپان با دیدن آن مار سمی و به این " باور "  که آن مار او را نیش زده است ، از جا برخواسته و هراسان پا به فرار میگذارد. آنقدر این " تلقین" نیش مار ، در وی قوی بوده است که دیگر حتی به روستا هم نمیتواند برسد و در بین راه از شدت وجود سمی که در خونش پیدا شده بود و افت فشار شدید از دنیا  می رود.

...

براستی آیا ممکن است که کسی توسط یک مار سمی نیش خورده باشد و هیچ اتفاقی هم رخ نداده باشد. حتی یک تب کوچک هم در او پدید نیامده باشد؟

و براستی چگونه ممکن است که شخصی توسط یک زنبور عسل معمولی و نحیف ، نیش بخورد و چند دقیقه بعد از دنیا برود؟

بله این امکان پذیر است . ضمیرناخودآگاه هر آدمی ، بصورت ناخودآگاهانه و ندانسته ، هر باوری را که همراه با احساس قوی باشد می پذیرد .

ضمیرناخودآگاه قادر نیست که بین نیش زنبور عسل و نیش مار سمی تفاوتی قائل بشود.

ضمیرناخودآگاه اصلا" کاری ندارد به اینکه آدمی توسط مار نیش میخورد یا زنبور عسل ، آنچه که برای ضمیرناخودآگاه مهم است این است که آن شخص باورش در مورد آن نیش چیست؟

حال اگر شخصی از خود یک تصور و باور قوی و مثبت داشته باشد ، ضمیرناخودآگاه همان باور را به معادل فیزیکی آن تبدیل میکند.

ورزشکاری که باور دارد نمیتواند در مقابل حریف خود مقاوت کند ، با اینکه هنوز به میدان نبرد وارد نشده ، قطعا" شکست را از قبل از آن خود نموده است.

ضمیرناخودآگاه کاری  ندارد که این ورزشکار واقعا" نیرومند است یا نه؟ یا اینکه در واقعیت میتواند در مقابل آن حریف خود مقاومت نموده و او را شکست بدهد ، بلکه ضمیرناخودآگاه به احساس و باور آن ورزشکار کار دارد.

دانش آموزی که خودش را نسبت به دانش آموزی دیگر ضعیف تلقی میکند و در فکر و اندیشه ی خود همیشه خود را یک سرو گردن پایین تر میداند ،علی الرغم داشتن استعداد خوب و ذهن قوی ، باز هم نسبت به آن دانش آموز عقب تر خواهد بود. زیرا همانگونه که اشاره شد ضمیرناخودآگاه اصلا" نمی داند که این دانش آموز واقعا با استداد است. اصلا" نمیداند که توانایی های بالقوه ی ایشان چقدر زیاد است. بلکه فقط به باورهایی که از طرف احساس وی دریافت میکند اهمیت میدهد و آنها را به مرحله ی عمل می رساند.

بقیه در ادامه مطلب...





باور و نقش آن در موفقیت