احساس آرام

نظرسنجی

خوش آمدید...ازاینکه از وبلاگ احساس آرام بازدید میکنید بی نهایت از شما سپاسگزارم. لطفا" عضو شوید تا از آخرین مطالب ارسالی آگاه شوید.







با احساس آرام و مثبت میتوان کیفیت


اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن


تجربه نمود.


آیا می توان کائنات را فریب داد؟

چگونه به کائنات فرمان بدهیم یا بعارتی دیگر ، چگونه کائنات را گول بزنیم؟

همانطور که میدانید کائنات وظیفه دارند تا کیفیت اتفاقات زندگی ما را بر اساس افکار، سخنان و در نهایت احساس منفی یا مثبت ما ،چیدمان نمایند.پس اگر کسی بتواند همواره از یک احساس خوب ومثبتی برخوردار باشد آنگاه توانسته فرمان خوبی برای کائنات ارسال نماید و باید در ادامه زندگی منتظر اتفاقات و  حوادث خوبی باشد.اما سوال اینجاست که ما چگونه باید به کائنات فرمان بدهیم و آیا میتوان کائنات را به نوعی فریب داد تا زندگی ما را برخلاف آنچه که اکنون درحال تجربه آن هستیم ،به شکل بهتری تدارک ببیند؟



آیا می توان کائنات را فریب داد؟

خوشبختی و بدبختی

خوشبختی و بدبختی

 

خوشبختی و بدبختی یک ذهنیت است . هرکسی می تواند خودش را بدبخت یا خوشبخت تصور کند. به نظر می رسد که هیچ عامل بیرونی قادر نیست که این حس را به انسان تحمیل کند تا زمانی که خودش در ذهن خودش و باور خودش به این نتیجه برسد که آدمی خوشبخت یا بدبخت است. بعبارتی میتوان گفت که خوشبختی و بدبختی ، نسبی هستند و نمی توان به کسی بصورت کامل برچسب خوشبخت یا بدبخت بودن را زد . زیرا که شرایط و توانایی هایی افراد هم نسبی هستند. یک دانش آموز کلاس سوم دبستان ، خودش را به نسبت یک دانش آموز اول دبستان آدم باسواد تری می پندارد. این پندار و باور ، موجب میشود که در درون خودش احساس برتری نسبت به آن دانش آموز کلاس اول داشته باشد. درحالی که درست در همان زمان ، با وجود دانش آموزی که کلاس پنجم ابتدایی است و دو کلاس از او بالاتر است میتواند خودش را آدم کم سوادتری تصور نماید ...


خوشبختی و بدبختی

آدم های شاد

 

شاید بتوان آدم ها را از نظر شاد بودن و شادی به چهار گروه کلی تقسیم نمود:

1-افرادی که مولد شادی هستند . آنها هر جا که باشند آنجا شادی و نشاط وجود خواهد داشت .

2- افرادی که به خودی خود شاد نمی شوند و  حتما" باید در کنار گروه اول قرار بگیرند تا شاد شوند یا شادی ایجاد کنند.

3- افراد خنثی . کسانی که براحتی نه غمگین می شوند و نه شاد .معمولا" دریک حالت بی تفاوتی به سر می برند.

4- افرادی که هر جا پا بگذارند ، آنجا را تبدیل به ماتم کده خواهند نمود.آدم های منفی باف.

 

  گروه اول آدمهایی مثبت اندیش هستند که بواسطه ی ارتباط با مضامین شادی مثل سخنان ، موزیک و موسقی شاد و ارتباط با طبیعت  و افراد و چیزهای شادی بخش ، همیشه انرژی مثبت در خود ایجاد می کنند. این گروه از هر چیز و موضوع منفی و یاس آلوده دوری می کنند. از بیان خبرهای ناگوار و غم انگیز  می پرهیزند. از بیان  عبارات و واژه های ناراحت کننده و مایوس کننده در مورد خود ودیگران خودداری می کنند. آنها همیشه جنبه ی مثبت هر موضوعی را می بینند و در اصطلاح نیمه ی پر لیوان مد نظر آنهاست. آنها به خاطر این سرحالی و شاد بودن ، خیلی قوی هستند و به ندرت بیمار میشوند. شما اینگونه افراد را هرگز بدون لبخند و خنده نخواهید دید. همیشه در جنب و جوش و تکاپو هستند. آنها همیشه درحال بازگو کردن لطیفه های خنده آور و یا شوخی هایی هستند که باعث خنده و سرحال شدن اطرافیانشان می شوند. اطرافیان آنها با بودن در کنار آنها ، هرگز احساس خستگی و کسالت نخواهند کرد.

 

گروه دوم کسانی هستند که براحتی نه خوشحال می شوند و نه غمگین. اینها مانند کولر یا تلوزیون هستند که حتما" باید یک جریان الکتریسیته  وجود داشته باشد تا آنها به کار بی افتند. آنها به خودی خود شاد یا غمگین نمی شوند. باید آنها را هول داد به سوی خوشحالی و خنده. این گروه وقتی در کنار گروه اول قرار بگیرند براحتی به جمع می پیوندند و با آنها همراه میشوند. و حتی گاهی ممکن است لطیفه ای هم بیان کنند که قطعا" موجب تعجب اطرافیان خواهند شد . اما در کل  شرکت موثری در گروه ندارند. فقط در این جریان مثبت قرار گرفته و بر این موج سوار هستند و با بقیه افراد جمع همراهی میکنند و به عبارتی از قافله عقب نمی مانند.

 

گروه سوم افراد خنثی هستند. این ها نه خوشحال میشوند نه ناراحت. وقتی در یک جمعی که تشکیل شده از گروه اول و دوم هم قرار بگیرند ، مثل یک مجسمه خواهند بود. فقط نگاه میکنند. نه لبخندی نه خنده ای و نه واکنشی . گویا کشتی هایشان چند ساعت قبل غرق شده و به شدت در فکر فرو رفته اند. به این راحتی ها نمی توان موجبات خنده آنها را فراهم نمود  و خودشان هم باعث خنده ی کسی نمیشوند. آدمهایی تو دار و درون گرا هستند که به سختی میتوان از ظاهر بیرونی آنها  چیزی بدست آورد. به راحتی نمیتوان سر از کارشان در آورد.اینها اهل شوخی و لطیفه نیستند.این گروه جدی ترین افراد  روی زمین هستند.

 

گروه چهارم افراد منفی بافی هستند که به شدت باید از آنها دوری نمود. آنها وارد هر جمعی که بشوند آن جمع را تبدیل به ماتم کده خواهند کرد. با انرژی و سخنان و احساس منفی و غم آلوده ای که وارد آن فضا میکنند باعث میشوند تا همه ی افراد حاضر در جمع سکوت اختیارکنند و در خود فرو بروند. این افراد با بیان جملات و واژه های منفی و مایوس کننده و گاه شوخی های غیر متعارف  که همیشه در آستین آماده تحویل دارند باعث میشوند تا کسانی که در آن جمع حضور دارند همگی فاز منفی به خود بگیرند. خبرهای ناگوار. تصادف های وحشتناک ، خاطرات تلخ از نزاع و کشمکش های خونین . تعریف داستان ها و مطالب غم آلوده و تلخ . غیبت و پشت سر دیگران بد گویی کردن بصورت حرفه ای ، احساس نا امیدی را چنان در افراد حاضر زنده میکنند که تقریبا" تمامی افراد حاضر در آن جمع ، فقط به تنها چیزی که فکر میکنند غم و اندوه و نا امیدی است. 

 

خوب ما ما گروه اول و دوم و سوم مشکلی پیدا نخواهیم کرد به شرط آنکه خودمان در آن لحظه دارای فاز منفی نباشیم. اما مسئله با گروه چهارم است . در مطالب قبلی به تکرار اشاره شده که ذهن ما بصورت اتوماتیک مطالب مثب و منفی پیرامون ما را دریافت میکند. ضمیرناخودآگاه ما بدون اینکه خودمان بخواهیم و یا بدانیم  ، مطالب دریافتی را پردازش میکند و آنها را به کائنات انتقال می دهد.

 

به یاد داشته باشید ، هر مطلبی که وارد ذهن ما میشود ، قطعا" تاثیری روی اتفاقات آینده ی زندگی ما خواهد گذاشت. حالا این موضوعات میخواهد یک سخن باشد یا یک صدا ، یا یک تصویر و یک ویدیو . هرچه که باشد به ضمیرناخودآگاه ما ارسال میشود و ضمیرناخودآگاه ما طبق آن دریافتی ها و ارتباطی که با کائنات عالم دارد ، کیفیت اتفاقات زندگی ما را رقم خواهد زد.

 

بعضی ها شکایت می کنند که چرا این همه اتفاقات بد باید برای من رخ بدهد. چرا من باید اینقدر بدشانس باشم ؟

ببینید این یک موضوع کاملا" علمی و ثابت شده است. ما در هر لحظه در حال دریافت پیام هایی از پیرامون و اطراف خود هستیم. از طریق گوش هایمان که می شنوند. از طریق چشمهایمان که می بینند و از طریق حواس پنجگانه ،  بصورت کلی هر آنچه را که قابل لمس و دیدن و شنیدن است را دریافت می کنیم و این دریافتی ها بصورت یک سری پیام به ضمیرناخودآگاه ما منتقل میشوند.

دقت کنید لطفا که تمامی اتفاقاتی که در زندگی شما پدیدار می شوند همگی نتیجه ی همان دریافتی های شما هستند.

شما باید به شدت مراقب باشید که در هر لحظه ،  چه چیزی می شنوید. سخنان چه کسی را می شنوید. با چه کسی هم صحبت هستید. با چه کسی هم نشین می شوید . 

شما باید کاملا" حواستان باشد که با چه کسانی ارتباط دارید. شما اگر به سلامتی و آینده ی خوب خودتان علاقمند هستید نباید اجازه بدهید هر چیزی را ببینید یا بشنوید. از طرف هرکسی که میخواهد باشد. آدم منفی ، منفی است تفاوتی ندارد که چه کسی و در کجا باشد. نزدیک ترین افراد خانواده شما باشند. وقتی احساس کردید درحال دریافت موج  منفی و یاس آلوده و غم انگیز هستید باید سریع جلوی نفوذ و ورود آن امواج منفی را به درون ذهن خود بگیرید. چگونه ؟ خوب اگر امکانش را دارید به طرف مقابل گوشزد کنید که این روال صحبت کردن اصلا"  قشنگ نیست و تمایلی به شنیدن آن ندارید. اگر شرایط به گونه ای است که نمی توانید بصورت مستقیم بیان کنید ، باید موضوع صحبت را عوض کنید  و یا باید آن محل را ترک کنید. به بهانه ای از آنجا دور بشوید و آن سخنان منفی را نشنوید یا نبینید. این دیگر دست خودتان است. این خود شما هستید که تصمیم می گیرید که امواج منفی را دریافت نموده و در آینده شاهد اتفاقات ناگوار در زندگی خود باشید یا اینکه اجازه ندهید امواج و پیام های منفی وارد ذهنتان بشود و کیفیت اتفاقات زندگی شما خوشایند اتفاق بیفتند.

 

شما در هر لحظه درحال انتقال پیام به ضمیرناخودآگاه و کائنات هستید. یعنی همین الان که درحال خواندن این مطالب هستید هم درحال گرفتن پیام مثبت نگارنده بوده و انرژی مثبت در درون خودتان احساس خواهید کرد. شما با داشتن این نگرش مثبت ، قطعا" پیام ها و امواج مثبتی را به مغز خود ارسال خواهید نمود. شما باید همیشه به یادداشته باشید که هیچ رویدادی در آینده بصورت تصادفی و شانسی رخداد نمی کند. هر اتفاق و حادثه ای ، اعم از خوب یا بد ، نتیجه ی همین دریافتی های در حال حاضر خود شماست.

نکته ی دیگر که باید اشاره کنم ، سخنان و احساسات خودتان است. شما خودتان هم باید مراقب باشید که چه به زبان می آورید. چگونه فکر میکنید. چون سخنان و احساسات و تفکرات خود شما هم در هر لحظه پیام ها  و امواجی را به ضمیرناخودآگاه و کائنات انتقال می دهند. هر لحظه که یک فکر مثبت یا منفی در ذهن خود پدیدار می کنید ، بلافاصله آن پیام در صفحه کائنات نقش می بندد و زمینه ی بوجود آمدن یک اتفاق خوب یا بد را برای شما پدیدار میکند.

شما درهر لحظه درحال ساختن کیفیت اتفاقات زندگی خود هستید.

به یادداشته باشید که معجزه به خودی خود و به یکباره در زندگی هیچ کسی رخ نمی دهد. معجزه نیاز به زمینه سازی دارد. زمینه ای که خود شما با سخنان و احساس و تفکرات و رفتارتان در زندگی ایجاد میکنید.

اگر الان شرایط زندگی شما آنگونه که دوست دارید نیست ، نگران نباشید چون قرار نیست که تا ابد اینگونه بماند. شما با تغییر نگاه و تفکرات و باورهایتان و نوع احساس خودتان میتوانید کیفیت اتفاقات آینده را به بهترین شکل ممکن بسازید.

 

بقول بازیگر خوب کشورمان ، بهرام افشاری ، که به زیبایی تمام ،  در نمایش تـئاتر  " جوجه تیغی " بیان کردند: آخرش حتما" خوب میشه . اگه خوب نیست ،  بدون که هنوز آخرش نشده .

 

اگر الان اینجا هستید ، این بخاطر دیگران یا سرنوشت نیست . این تنها بخاطر همان سخنان ، باورها ، احساسات و اعمال خودتان در گذشته بوده است. می گویید من اشتباه میکنم؟

کمی صادقانه و در درون خودتان به عقب برگردید. به چند ماه قبل. به چند سال قبل ، با خودتان روراست باشید.آنگاه خواهید دید که با یک کمی تغییر در نگاه ، سخنان ، تفکرات و رفتارتان ، میتوانستید جایی به غیر از اینجا که الان هستید باشید.

خوب حالا هم هنوز فرصت هست. شما قرار است مابقی مسیر مانده را طوری طی کنید که کیفیت اتفاقات در روزها و هفته ها و ماه ها و سال های آینده به شکل قشنگی رخداد کنند.

نیاز به فرمول پیچیده و خاصی ندارد. شما فقط کافیست که از همین الان احساس مثبت و شاد بودن را در خود زنده نگهدارید. بابت داشته های فعلی خودتان شکرگزار و خوشحال باشید. احساس مثبت را در خود ایجاد کنید. به نظر خیلی ساده و پیش پا افتاده خواهد رسید اما یک فرمول واقعی برای تجربه ی بهترین اتفاقات در آینده است.

شما اگر الان خوشحال نباشید یقین داشته باشید که کیفیت اتفاقات در آینده را به صورت خوشحال کننده ای تجربه نخواهید نمود. چنین انتظاری نداشته باشید وقتی که احساس خوب و خوشحالی ندارید .

خوشحالی و شادی شما باید حقیقی باشد. خدای مهربان متوجه میشود که شما از درون قلبتان شکرگزار و خوشحال هستید یا نه . پس نه به خودتان کلک بزنید و نه به خدا .

مطمئن باشید که تا زمانی که احساس مثبت و شادی دارید کیفیت اتفاقات زندگی شما ، به بهترین شکلی شما را غافل گیر خواهند نمود .

همیشه سلامت و شاد باشید.


آدم های شاد

نگهبان دروازه ذهن

 

نگهبانی برای دروازه ی ذهن

 

 

شما با دیدن ، شنیدن ، لمس کردن ، چشیدن ، و حس بویایی خود اطلاعاتی را به ذهن خود وارد میکنید.

 

 

شما با ارتعاشات فکری که هر لحظه از ذهن شما خطور میکنند ، اطلاعات و پیام های جدیدی را به ذهن خود اضافه میکنید.

این اطلاعات ، بعد از دریافت شدن توسط ذهن ، وارد ضمیرناخودآگاه می شوند.

 

 

ضمیرناخودآگاه یک کپی از این اطلاعات را بایگانی نموده و در صورتی که همراه این اطلاعات " احساس " مناسب ضمیمه شده باشد ، بلافاصله به کائنات ارسال می شوند.

 

 

نقش احساس در انتقال اطلاعات به کائنات

هیچ پیامی بدون احساس مناسب آن ، از طریق ضمیرناخودآگاه به کائنات انتقال پیدا نمی کند .

 

 

به همین دلیل است که خیلی ها اظهار می دارند که مدت ها در مورد موضوعی فکر کرده اند و یا حرف زده اند ، اما اتفاق مورد نظرشان رخ نداده است. مدت ها به خود تلقین نموده اند اما هیچ اتفاقی رخ نداده است.

بله همینطور است. اگر احساس در میان نباشد ، این اطلاعات خام بوده و شرایط انتقال به کائنات را نخواهند داشت.

 

 

زمانی که شما در مورد موضوعی صحبت می کنید و یا در مورد آن فکر می کنید ، ممکن است در یک حالت بی تفاوتی قرار داشته باشید. یا اینکه ممکن است بسیار هیجان زده باشید. یا ممکن است غمگین و افسرده بوده باشید. تمام این احساسات می توانند ضمیمه و مکمل آن سخنان و افکار شما باشند.

 

 

زمانی که احساس خاصی به همراه کلام یا فکر شما همراه شد آنگاه  مجوز ورود به ضمیرناخودآگاه را پیدا خواهد نمود.

مثال:

بارها ممکن است برای شما هم پیش آمده باشد که حال دلتان چندان خوب نبوده است و به یکباره یکی از اقوام یا دوستانتان به شما زنگ می زند. شما در اینجا قرار است صحبت کنید اما با چه احساسی؟

 

 

شما هم اکنون یک احساس منفی دارید. احساس بد ، یک احساس منفی به شمار می آید. شما با این احساس ، گوشی تلفن را بر میدارید و شروع به صحبت میکنید. هنوز چند کلمه ای از بیان جملات شما نگذشته است که طرف مقابلتان متوجه این حس شما میشود و از شما سوال می کند ، اتفاقی افتاده ؟ چرا صدای شما طور دیگری است ؟

 

 

آن شخص چگونه متوجه شده که شما احساس خوبی نداشته اید؟

بله از حالت لحن صدا و بیان شما متوجه شده است زیرا که احساس ما در سخنان و کلام و افکارما  تاثیر می گذارد.

 

 

همانگونه که ملاحظه شد ، احساس بسیار نقش موثری در شکل گیری و مثبت یا منفی جلوه دادن کلام و افکار ما به دیگران دارد. کائنات هم از این امر مستنثی نخواهند بود.

 

 

وقتی شما سخنی می گویید که همراه با یک احساس منفی و بد است ، این جملات شما به شکل یک دستور ، به کائنات ارسال میشود. بعبارتی کائنات لحظه به لحظه در انتظار دریافت دستوری از طرف شما هستند ، چون کیفیت اتفاقات آینده زندگی شما توسط کائنات چیده مان میشود.

کائنات با دریافت لحظه به لحظه ی اطلاعات از شما ، کیفیت خوشایند یا ناخوشایندی برای زندگی شما در آینده تدارک می بیند.

 

 

لذا توصیه میشود که همیشه در یک حالت احساسی خوب به سر ببرید.



موفقیت و موانع رسیدن به آن قسمت دوم

 

سخن گفتن و سخن شنیدن

سخنانی که ما به زبان می آوریم و یا می شنویم ، همگی دارای انرژی هستند. طبق قانون فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. بنابراین شما باید به شدت مراقب باشید که با چه کسی صحبت می کنید و چه چیزهایی می شنوید.

آدمهای منفی باف در اطراف شما کم نیستند. افرادی که خواسته یا ناخواسته ، با بیان سخنان یاس آلوده ، موجب می شوند تا  شما از هدف و ایده ی خود دورتر و دورتر بشوید. آنها با بیان کلماتی که ظاهرا" شکل و بوی دلسوزانه دارند ، سعی می کنند تا شما را مجاب نمایند که ، دست از هدف و ایده خود بردارید و به همان زندگی معمولی و روزمره خود ادامه بدهید. لازم به گفتن نیست که ، آدمهای خیلی کمی در اطراف شما هستند که به واقع دوست دار موفقیت و پیشرفت شما باشند. ( البته اگر شما علم غیب داشتید و میتوانستید درون و ذهن اطرافیانتان را بخوانید ، آنگاه بیشتر ممکن بود بخاطر این واقعیت تلخ ، اذیت بشوید).

شاید به جرات بتوان گفت که سخن گفتن نقش بسیار کلیدی و حیاتی در روابط آدم ها دارد.

چه ازدواج ها که به تلخی و جدایی کشیده شده ، فقط بخاطر زبان و سخنان طرفین.

چه رابطه های فامیلی و خانوادگی که بریده شده ، فقط به خاطر اینکه مراقب سخنان خود نبوده اند.

چه دوستی هایی که از بین رفته .

مردی که دائما" از همسر خود زخم زبان می شنود، هرگز نخواهد توانست موفقیت و پیروزی در زندگی و یا حرفه و شغل خود را تجربه کند.

دانش آموزی که دائما" از جانب پدر یا مادر خود و یا معلم خود ، سخنان منفی و نا امید کننده می شنود ، امید چندانی به پیشرفت و موفقیتش نیست.

ایکاش می شد کنترل شده حرف زد. ایکاش میشد سنجیده سخن گفت. اما افسوس که براحتی سخن می گوئیم و براحتی آب خوردن هم می شنویم.

زمانی که شما قصد انجام کاری را دارید ، نباید در مورد هدف و ایده خود با دیگران صحبت کنید. اگر کسی از نقشه و برنامه شما مطلع بشود مطمئن باشید که با سخنانی که به زبان خواهد آورد ، انگیزه و نگاه شما را نسبت به کار و  هدفتان را دچار دستخوش تغییرات نامطلوب خواهد نمود.

شاید بگوئید که چرا اینقدر بد بینانه به این موضوع نگاه میکنم. اما حقیقت ماجرا این است که این موضوع اصلا" شوخی بردار نیست. این مسئله به قدری مهم و حائز اهمیت است که حتی نباید به نزدیک ترین افراد پیرامون خود در این زمینه خاص اعتماد نمائید. وقتی نقشه و برنامه ای برای اجرا دارید هیچ کسی ، حتی پدر و مادرتان و یا همسرتان نباید از آن مطلع بشود. زیرا خیلی از مواقع آنها بدون اینکه حتی منظور خاصی داشته باشند با سخنانشان باعث میشوند که شما بصورت اتوماتیک از هدف خود دور بشوید.

تاثیر سخنان دیگران روی ما فقط ، روی برنامه و نقشه های کاری ما تاثیر منفی نمی گذارد بلکه این تاثیرات میتواند بر روی روحیه و احساس ما هم نقش داشته باشد. وقتی شما با شخصی که سخنان منفی به کار می برد صحبت میکنید بصورت قطع ، روحیه و باور شما خراب میشود. وقتی هم که احساس شما خراب بشود متعاقبا" کیفیت اتفاقات زندگی اتان خراب میشود.

دیگران نظرات و ایده های خود را بر مبنای نگاه و بینش خودشان بیان میکنند. آنها دنیا را با چشم خودشان می بینند نه با چشمان شما. نه با نگاه و عقیده شما. وقتی شما براحتی تحت تاثیر سخنان کسی که سخنان منفی بیان میکند قرار میگیرید ، ناخواسته دیدتان نسبت به هدف و نقشه های کاری و زندگی اتان تغییر میکند. مایوس می شوید و دیگر احساس میکنید نیازی به تلاش و ادامه دادن نیست.

وقتی با آدمی که منفی باف است روبرو شدید( هرکسی که میخواهد باشد . فرقی نمیکند) اگر میتوانید آن محل را ترک کنید که هیچ ، بلافاصله محل را ترک کنید. اما اگر نمی توانید بنا به دلایلی محل را ترک کنید ، راه چاره شما " سکوت " است. فقط سکوت کنید و هیچ پاسخی به وی ندهید. بعضی آدمهای منفی باف گاهی حتی بدون اینکه خودشان متوجه باشند جملاتی را بیان میکنند که میتواند روحیه و احساس شما را خراب کند لذا در اینگونه مواقع نباید با او به بحث و جدل بپردازید. سکوت کنید و اجازه بدهید او توپ هایش را به سمت زمین شما پرتاب کند. بلاخره توپ هایش دیر یا زود تمام خواهد شد. وقتی شما با کسی درحال مکالمه هستید مانند بازی تنیس ، در حال رد و بدل کردن توپ به سمت یکدیگر هستید. بارها شده که هنگام صحبت کردن با کسی ، از نگاه سرد و سکوت معنادارش خسته شده اید و ترجیح داده اید که دیگر این موضوع را ادامه ندهید. این دقیقا همان زمانی است که طرف مقابل شما دیگر توپی به سمت شما پرتاب نمیکند و شما زمانی متوجه می شوید که دیگر توپی برای ارسال ندارید و مجبور میشوید که ساکت بشوید.

اگر با شخصی مواجه شدید که سخنانش شما را اذیت میکرد فقط سکوت کنید و گاهی نگاه معنا داری به وی بکنید. بصورت خودکار ساکت خواهد شد و دیگر آن موضوع را ادامه نخواهد داد.

البته این کار به نوعی توهین برای شخص مقابل تلقی خواهد شد. لطفا فقط زمانی از این تکنیک استفاده کنید که دیگر احساس کرده باشید که سخنانش واقعا برایتان مفید نیست و میتواند به روحیه و احساس شما آسیب وارد کند.

اگر میتوانستید یک رمز ورود به زبان و گوش خود بزنید آنگاه اتفاقات معجزه آسایی را در زندگی خود مشاهده می کردید. مثلا هروقت کسی میخواست سخنی را وارد ذهن شما بکند، گوش شما با مرور و آنالیز کردن آن سخنان ، یا اجازه ورود میداد یا نمیداد. یا هنگام سخن گفتن هم همینطور. وقتی میخواستید سخنی به زبان بیاورید ابتدا کمی فکر میکردید که آیا این سخن خوشایند خودم و اطرافیانم هست یا خیر؟

در پایان یادآوی میکنم که اگر ما حتی اصلا" سخنی به زبان نیاوریم ، هرگز به ما نخواهند گفت : لال ! یا اگر پاسخ هر سخنی را ندهیم هم نخواهند گفت که ایشان ناشنوا هستند و چیزی نشنیدند.

هرچند اگر به ما کر و لال بگویند بهتر از آن است که چیزهایی بشنویم و یا بگوییم که مایه دردسر و خراب شدن احساس و ایده های ما بشود.