احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

 ناله و ناسپاسی مانند آتشی به جان انسان ناسپاس می افتد. 

ناله و شکایت از زندگی و عکس العمل  کائنات 

 

ناله و شکایت ، پیام های منفی و مخربی هستند که توسط ضمیرخودآگاه ما به ضمیرناخودآگاه فرستاده میشود. ما از طریق سخن گفتن و شنیدن ، این پیام های منفی را به ضمیرناخودآگاه و سپس به کائنات عالم انتقال می دهیم.

 

 

ادامه مطلب...

 

 


ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

خوشبختی یک احساس است

خوشبختی یک احساس درونی است

 

خوشبختی یک احساس درونی است.

 

 

خیلی از آدمها به دنبال " خوشبختی " هستند. آنها هر چقدر که تلاش می کنند در نهایت نمی توانند " خوشبختی " را بدست بیاورند. در آخر نا امید و افسرده می شوند و از زمین و زمان و کائنات گله و شکایت می کنند که پس این خوشبختی کجاست و چرا به سراغ آنها نمی رود؟

 

خوشبختی یک احساس درونی است. اگر شما از آن دسته و گروهی هستید که فکر می کنید ، اگر ثروت نجومی و یا اتومبیل و خانه و هر چیز دیگر خاصی  که مد نظرتان است را نداشته باشید آنگاه هرگز خوشبخت نیستید ، باید بدانید که سخت در اشتباه هستید.زیرا به  محض از دست دادن هر یک از آنها ، خوشبختی هم به همراهش رخت بر خواهد بست .

 

ادامه مطلب...



خوشبختی یک احساس است

خداوند دیر نمی کند

 

خوشبختی و کائنات

 

خوشبختی  چیزی نیست که بتوان در بیرون از خود  به دنبالش گشت. خوشبختی در درون شماست.

خوشبختی در ذهن شما جای گرفته است ،اما خودش را نشان نمیدهد مگر زمانی که شما بخواهید.خوشبختی یک ذهنیت است.خوشبختی یک باور است.

کودکان خوشبخت هستند زیرا که اصلا به خوشبختی فکرنمیکنند.

اصلا" نگران خوشبختی نیستند.نگران از دست دادنش نیستند.استرسی ندارند.آنها به پدرو مادر خود اطمینان و ایمان کامل دارند.آیا ما به همان اندازه به خدای مهربان خود ایمان داریم؟آنها با آرامش درسشان را میخوانند و بازی های بچه گانه اشان را انجام می دهند . روز را شب میکنند و شب را روز ،بدون اینکه کوچکترین دغدغه ای داشته باشند.آنها به معنای واقعی کلمه آرامش دارند.

 

پیرامون بچه ها ؛همان مشکلات و حوادثی وجود دارد  که برای ما بزرگترها قابل تصور است و همواره نگرانشان هستیم. اما کودکان هرگز به نگرانی فکر نمیکنند. آنها فقط درلحظه اکنون به سر می برند .ما بزرگترها خوب است گاهی نحوه آرام زندگی کردن را از کودکان بیاموزیم. کودکانی که ما را می بینند و گاهی هم احساس میکنند که مانگران هستیم.اما باز خودشان را با بازیچه های بچه گانه اشان مشغول میکنند.گویی اصلا در این عالم نیستند.ما بزرگترها همواره برای خودمان دغدغه هایی داریم. همیشه دلهره ها واسترس های جورواجوری برای خودمان میسازیم وخود را مشغول آنها میکنیم.انگار اصلا ما علاقه  داریم که نگران باشیم.انگار عادت کرده ایم که  مسائل ومشکلاتمان را با دیگران مقایسه کنیم.دارایی و ثروتمان را با دیگران مقایسه نماییم.سلامتی و زیبایی ظاهری خود را با دیگران می سنجیم.همین سنجش با دیگران باعث میشود که ماهمیشه احساس ضعف و ناتوانی و کمبود کنیم.زیرا که خداوند مهربان تک تک ما آدمها را منحصر به فرد  آفریده است .هیچ کسی مانند دیگری نیست.پس چگونه است که ماهمواره دوست داریم شبیه دیگری بشویم یامانند او زندگی کنیم.

 

اگر کمی اندیشه کنیم و به آنچه که در اختیارمان است توجه نماییم آنگاه متوجه میشویم که ما خیلی چیزهای با ارزشی داریم که اصلا حواسمان به آنها نیست. دقیقا" به چیزهایی که نداریم متمرکز میشویم.همین امر باعث میشود که ماهمواره غصه نداشته هایمان را بخوریم.

 

وقتی که مانگران می شویم ،ضمیرناخودآگاه ما بصورت خودکار تصور میکند که اتفاق بدی رخداد کرده است. ضمیرناخودآگاه با ارتباط عجیب و شگفت انگیزی که با کائنات دارد با ایشان تماس برقرار میکند و اظهار میدارد که مثلا" فلان شخص بشدت نگران است و ناراحت. گویی اتفاقی بد و ناخوشایندی  را تجربه میکند. کائنات عالم بعد از بررسی ، متوجه میشوند که این شخص ، هیچ گونه مشکل خاصی ندارد و درحالت عالی به سر می برد.نه تصادفی کرده و نه بیماری دارد و نه گرفتاری خاصی که باعث این همه دلهره و اضطراب و ناراحتی او شده باشد.

لذا کائنات به این نتیجه می رسند که چون این شخص هیچگونه مشکل و مسئله ای ندارد با توجه به نوع احساسی که از ضمیرناخودآگاهش دریافت شده است مبنی بر ناراحتی ووجود مشکلات فراوان ، پس باید زمینه ایجاد شرایط و موقعیت  این  احساس منفی را فراهم نمود.به همین خاطر کائنات دست به دست میدهند و اتفاقی ناخوشایند را برای این شخص تدارک می بینند. این شخص به ناگاه حادثه و اتفاقی بد راتجربه میکند. این بار دیگر به صورت واقعی ناراحتی ودلهره ومصیبت را تجربه میکند.پس از مدتی ناله و شکایت سر میدهد که ای خدا، چرا من؟ چرا باید این اتفاق برای من رخ میداد؟ غافل از اینکه خود این شخص با اظهار ناراحتی و شکایت وداشتن حس دلهره و استرس ، ونداشتن احساس شکرگزاری از شرایط خود ، بصورت اتوماتیک ، این حوادث را جذب و دریافت نموده است.

 

خوشبختی در درون افکار و ذهنیت و باورهای خود شماست.بیرون از خودتان به دنبالش نگردید. خوشبختی پول نیست. خوشبختی ثروت نیست.خوشبختی داشتن امکانات آنچنانی نیست.خوشبختی فقط یک احساس است.شما هروقت که بتوانی احساس شکزگزاری و قدرانی از نعمت هایی که در اختیارتان است را داشته باشید، همان دم خوشخبت هستید.شما فقط با داشتن احساس شکرگزاری است که میتوانید خوشخبتی را احساس کنید.احساس رضایت داشته باشید.

شما هم تلاش خودتان را بکنید.به میزان تلاشتان دریافت می کنید.اما حسرت کسی را نخورید.نفرت نداشته باشید.حسادت نکنید.اینها انرژی های منفی قدرتمندی هستند که میتوانند احساس خوشبخت بودن را از شما بگیرند. همیشه به داشته هایتان فکرکنید.همیشه از خدای مهربان تشکر کنید.گاهی اوقات که تنها میشوید با خدای خودتان حرف بزنید و از او با صدای بلند یا آرام تشکر کنید.بگویید : ای خدای مهربان دوستت دارم. میدانم که تو آگاه و بینا هستی به تمام امور من. میدانم که تو بیشتر از هرکسی دیگر مرا دوست داری.میدانم که هر لحظه حواست به من هست و مراقب من هستی.پس بهترین را همواره برای من قرار بده همانطور که تاکنون قرار داده ای. ممنون و سپاسگزارم ای خدای مهربان.

 

طوری با خدای خود حرف بزنید که انگاردوست صمیمی و نزدیکتان است.برای چه از او فاصله میگیرید و به استرس و ناراحتی ودلهره پناه میبرید؟ مگر بهتر از او کسی را میتوانید بیابید که بتواند به شماکمک و لطف بکند؟گاهی اوقات ممکن است بگویید که من خیلی خدا را صدا میزنم اما اصلا انگار هیچ خبری نیست! خوب این دقیقا به خاطر این است که شما اصلا حس شکرگزاری ندارید.وقتی دائما" درحال ناله وشکایت هستید بصورت خودکار از نعمت ها و زیبایی هایی که دراختیارتان است فاصله خواهید گرفت.

 

نباید فراموش کنید که خداوند مهربان این جهان را قانونمند آفریده است.هرکسی که بتواند بیشتر شکرگزاری کند و احساس خوب بیشتری داشته باشد از بابت هر آنچه که در اختیارش است، آنگاه بیشتردریافت خواهد نمود.تلاش کنید و پشتکار داشته باشید برای رسیدن به اهداف و خواسته های زیبایتان ، اما در حین انجام این کار، لحظه به لحظه از خدای مهربان تشکر و قدردانی کنید.آنگاه خواهید دید که خوشبخت ترین موجود روی زمین هستید.

 

خواستار خوشبختی دیگران هم باشید. وقتی در دل خود به خوشبختی و موفقیت دیگران هم فکر کنید و بابت آن خوشحال باشید ، شما ناخودآگاه در گردونه ی چرخش موفقیت کائنات قرار گرفته اید.شما ناخواسته در گروه افراد خوشبخت و موفق قرار می گیرید چون ارتعاشات فکری و احساسی شما چنین ایجاب میکنند.

به خدا اعتماد داشته باشید. خدا هرگز دیر نمی کند.

 


خوشبختی را گره نزن !

خوشبختی چیست و خوش بخت چه کسی است ؟

   خوشبختی ، یک احساس است . احساس آرام و مثبت که آدم از داشتن آن لذت می برد و شاد است .

هرکسی که بتواند ، لحظه های زندگی خود را ، با وجود هر آنچه که هم اکنون در اختیار دارد و هر کجا که هست ،  به  شکلی شاد و با رضایت ، سپری نماید ، این شخص خوشبخت

است.

   متاسفانه ما آدمها خوشبختی را گره زده ایم . 

خوشبختی خود را ، به پول ، ثروت ، خانه ، اتومبیل ، مقام و رتبه ، غرور ، زیبایی ظاهری ، تناسب اندام دلخواه ، طلا و جواهرات ، لباس های شیک و خاص ! 

مورد توجه بودن ، و صدها مورد دیگر که خودتان بهتر از من میدانید و هم اکنون از خیلی از آنها از ذهن شما عبور میکند ، گره زده ایم.

احساس آرام و مثبت و شاد بودن و لذت بردن از زندگی را ، به تمام آن مواردی که در بالا اشاره شد گره زده ایم و اجازه نمی دهیم که این خوشبختی ، در هر

کجا و هر زمان ، کنارمان باشد. ما مدت هاست که با خوشبختی قهر کرده ایم.

  باور کنید اصلا منظورم این نیست که پول و ثروت و اتومبیل و مقام و این چیزها خوب نیست و ما نباید در پی آنها باشیم. اتفاقا" تمام آنها خوب هم هستند

و ما باید بصورت هدفمند ، همواره در راه رسیدن به بهترین ها تلاش کنیم ، اما موضوع نگران کننده این است که وقتی ما ،  در شرایط کنونی ، موارد اشاره 

شده در بالا را نداریم ، فکر می کنیم که دیگر دنیا به آخر رسیده و ما بدبخت ترین آدم روی زمین هستیم. این احساس منفی و بدبخت بودن ، بخاطر این است 

که آدمها معمولا" خود را با کسانی که در اطرافشان هستند مقایسه می کنند. 

ما گاهی ، زحمت و تلاش و برنامه ریزی افرادی که هم اکنون از موقعیت و امکانات عالی برخوردار هستند ، که در جهت رسیدن به این موارد ، از گذشته ی دور

شروع کرده اند تا به اینجا رسیده اند را فراموش می کنیم. ما آدمها گاهی فقط ظاهر بین می شویم. دیگران هرچه که دارند ، نتیجه ی تلاش و برنامه ریزی و 

پشتکاری بوده که از گذشته به خرج داده اند تا به الان رسیده اند. 

شما ، همین الان ، بصورت خصوصی و در درون خود ، نگاهی گذرا به گذشته ی خود بی اندازید. به پنج یا ده سال قبل برگردید. با وجدان خودتان خلوت کنید 

و ببینید که در گذشته چقدر برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایتان ، و تمامی آنچه که هم اکنون در اختیار دیگران است و برای شما یک رویا، محسوب میشود

 ، تلاش کرده اید؟

ضرب المثل قدیمی ، نابرده رنج ، گنج میسر نمی شود ، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ، همین جا مصداق عینی پیدا میکند.

خیلی ساده ، بجای اینکه به داشته های دیگران نگاه کنیم و دائما" افسرده بشویم ، باید روی کارهایی که انجام می دهیم تمرکز کنیم.

نگاه کائنات به ما آدمها ، نگاه متفاوت و خاصی است. کائنات فقط و فقط با احساس ما آدمها ارتباط برقرار می کند. کائنات توجهی به این موضوع ندارد که شما

هم اکنون در کجا و چگونه کار میکنید. چقدر حقوق و دریافتی دارید. کجا زندگی میکنید. چقدر ثروت و دارایی دارید. با چه افرادی در ارتباط هستید. 

کائنات فقط با احساس شما کار دارد. اگر شما درهر شرایط و هرکجا که باشید ، احساس آرام و مثبت و خوبی داشته باشید بصورتی که شما درحال حاضر 

احساس رضایت و خرسندی کنید ، یقین بدانید که ارتباط با کائنات را به بهترین شکل ممکن به انجام رسانیده اید.

...


خوشبختی را گره نزن !