close
دانلود آهنگ جدید
تقدیر،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

تاثیر گفتار در سرنوشت آدمی

 

ضرب المثل  قدیمی ؛ زبان سرخ سر سبز را دهد بر باد ؛ را حتما بارها و بارها شنیده اید.

این ضرب المثل قدیمی به زیبایی هرچه تمام  ،به تاثیر سخنان و  گفتار ما در زندگی و در نهایت در سرنوشت ما اشاره میکند.

سخنان و گفتار ما به نوعی دارای انرژی هستند. انرژی خاصی که طبق تعریف فیزیک ، از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود.

انرژی گفتاری ما که شامل کلماتی به ظاهر ساده هستند ،  تبدیل به معادل خود  ، اما در شکل و حالتی دیگر می شوند.

کسانی که عادت دارند مدام از کلمات و واژه های زیبا و مثبت و امید بخش استفاده کنند ، بصورت مستمر درحال تولید و ارسال  پیام های مثبت به ضمیرناخودآگاه خود  هستند.

ضمیرناخودآگاه  پیام های دریافتی  از طریق ضمیرخودآگاه و ارتعاشات فکری را بلافاصله  به کائنات  ارسال نمی کند ، بلکه ابتدا یک کپی از آن برای خود نگهداری کرده و سپس نسخه اصلی را  به کائنات  عالم اسال می کند. کائنات بدون واسطه ، پیام های ارسال شده همراه با احساس ! را دریافت و به معادل فیزیکی آن تبدیل و در سر راه آن شخص قرار می دهد.

این فرایند بسیار دقیق و پیچیده ،  با شکل گرفتن کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی در آینده  ، صورت واقعی به خودش می  گیرد.

بعضا"  آدمهایی را دیده اید که دائما"  از اتفاقات ناگوار و بد شانسی شکایت میکنند و می نالند. همیشه ناراحت هستند که چرا این همه حوادث ناگوار را تجربه می کنند و به زمین و زمان نفرین می فرستند.

اما واقعیت این است که آنها خودشان آن اتفاقات را برای خودشان سفارش  می دهند. با بکار بردن سخنان منفی و مایوس کننده  ، فرمان بوجود آمدن  پیشامدهای  ناگوار را به کائنات می دهند.

سخنان ما بصورت مستقیم وارد ضمیرناخودآگاه میشود. و از آنجا به شکل احساس ؛ به کائنات انتقال پیدا میکند.این یک قانون کاملا" هوشمند است.

در زمان های قدیم " سکوت " را به طلا تشبیه میکردند و سخن گفتن را به مفرغ ! تفاوت ارزش طلا و مفرغ هم کاملا مشخص است. 

معنی این ضرب المثل این است که وقتی کسی سکوت اختیار می کند و جمله ای به زبان نمی آورد در واقع حداقل ،  پیغامی منفی ،  به ضمیرناخودآگاه خود ارسال نمی کند. 

اما اگر شروع به سخن گفتن کند و مراقب آنچه به زبان می آورد نباشد قطعا" تاوان سنگینی ،  بابت آن سخنان و گفتارش خواهد داد.

اگر بخواهیم بصورت ساده سرنوشت را تعریف کنیم باید بگوییم که سرنوشت تشکیل شده است از اتفاقات لحظه به لحظه ای که در آینده ما شاهد آنها خواهیم بود.

این اتفاقات میتوانند خوب یا  بد  باشند  و خوب و  بد بودن آنها  بستگی به  این دارد  که  هم  اکنون ما چگونه از زبان خود استفاده میکنیم.

اگر میتوانید سخنان  مثبت و امید بخش و خوشحال کننده به زبان بیاورید که هیچ  ،  اگر نمیتوانید لطفا"  سکوت اختیار کنید . چون ضمیرناخودآگاه هر لحظه  آماده است تا سخنان ما را به شکل احساس

به کائنات ارسال کند و کائنات بدون هیچ گونه ملاحظه ای ُ اتفاقاتی را برای ما در آینده  رقم  می زند  که معادل  سخنان گفته شده توسط ماست.

برای اینکه راه حلی ساده هم برای این موضوع ارائه شده باشد باید بگوییم که : 

سعی کنید قبل از اینکه مطلبی یا حرفی را به زبان بیاورید چند لحظه درمورد آن فکرکنید و با سرعت پیامدهای آنرا بررسی کنید.اگر فکر میکنید که ممکن است با گفتن آن سخنان  ،  کسی را خواهید رنجاند یا

باعث اختلاف بین دو نفر میشوید یا اینکه باعث میشوید احساس  دیگران و خودتان خراب بشود  از به زبان آوردن آن خودداری کنید.

قبل از بیان هر حرفی  با خود بگویید آیا لزومی دارد که من این جملات را بیان کنم؟

آیا ضرورتی در ایجاد این بحث وجود دارد؟ 

بعداز مدتی تمرین خواهید توانست بر سخنان و گفتار خود مدیریت داشته باشید و فقط زمانی لب به سخن بگشایید که بتوانید حرفهایی زیبا و امید بخش بیان کنید.

در گفتار آینده ، اشاره ای به موضوع " چرا شما نباید بی مورد نگران آینده باشید " نگارش میشود.


سرنوشتی که گره خورده است

 

سرنوشت موضوعی است که مدت های مدیدی فکر انسان را به خود مشغول کرده و هنوز هم کسانی هستند که خود را اسیر و گرفتار سرنوشت و تقدیر میدانند.  به همین خاطر از ابتکار عمل و به کار بردن کامل اراده وخواست خود خودداری میکنند و به تصور اینکه تمام اتفاقات زندگی آنها از قبل تعیین شده است از دست زدن به هرکار جدیدی  خودداری میکنند.

در این میان عده ای هم هستند که سرنوشت و تقدیر خود را به زندگی دیگران گره زده اند . یعنی اینکه گمان می کنند اگر نتوانند رضایت خاطر کامل افراد پیرامون خود را جلب نمایند دیگر از خوشبختی و داشتن یک سرنوشت خوب محروم خواهند شد.

دلیل اصلی این تفکر این است که ما فراموش میکنیم که سرنوشت و تقدیر همان کیفیت اتفاقات آینده است که قرار است در روزها و ماه ها و سالهای آتی رخ بدهند.ما به گمان اینکه سرنوشت یک پدیده جدایی از اتفاقاتی است که در زندگی ما در آینده خواهد افتاد، از دست زدن به خیلی از کارهای جدید و شروع یک زندگی زیبا و یا انجام کارهایی که میتواند مارا خوشحال و موفق نماید خودداری میکنیم.

با خود میگوییم که تقدیر این چنین بوده است. اما تقدیری درکار نیست . خداوند متعال این جهان و کائنات را قانونمند آفریده است. هرکسی بتواند این قوانین را بهتر و بیشتر اجرایی نماید ، مسلما" سود بیشتری خواهد برد و کیفیت اتفاقات زندگی اش بهتر و بهتر  میشود.

نباید خودمان را گول بزنیم. ما از انجام دادن هر کار جدیدی ترس داریم. ما از شروع مجدد می ترسیم. چون فکر میکنیم که سرنوشت ما اینگونه رقم خورده است و ما نباید در آن تغییری بوجود آوریم.

 

 

انتخاب راه با خودمان است. فردا اگر سر از بیراهه در آوردیم کسی را نمیتوانیم ملامت کنیم.کیفیت و شکل اتفاقات فردا ، یعنی سرنوشت فردای ما.کیفیت و شکل اتفاقات ماه آینده یعنی سرنوشت ما در ماه آینده. براستی دوست دارید کیفیت زندگی شما در پنج سال آینده چگونه باشد؟

دلتان می خواهد که سرنوشت شما در ده سال آینده چگونه رقم بخورد؟ کدام سرنوشت ؟ بله همان سرنوشتی که همه به آن اعتقاد دارند اما نمیدانند که این سرنوشت چیزی نیست جز همان افکار و برنامه هایی که هم اکنون برای زندگی خویش در ذهن خود ترسیم کرده اند.

براستی هم اکنون چه چیزی را برای خودتان میخواهید؟ آیا تا بحال تا این حد به خود زحمت فکرکردن به آینده و شکل وکیفیت اتفاقات آن داده اید؟

آیا قدری به خود زحمت داده اید که در مورد کیفیت اتفاقات اینده خود که بعبارتی همان سرنوشت شما را تعیین میکند ، فکر کنید و نقشه بکشید؟

گاهی ما آنقدر تنبل می شویم که حتی به خود زحمت تصور کردن نمیدهیم. تصور اتفاقات خوب و زیبا برای آینده خود...

خیلی جالب است که بعد از ماه ها و سالها و رسیدن به آن زمان معلوم ، شروع به ناله وشکایت میکنیم که چرا بعضی ها الان در موقعیت بسیار ممتازی هستند و من هنوز هم همان هستم که ده سال پیش بوده ام. درحالی که آن شخص مورد نظر ده سال پیش در موقعیت من بود!

بله ایشان ده سال پیش درموقعیت شما بودند . اما درست همان زمانی که شما وقت خود را به بطالت و فکرکردن به سرنوشت موهوم تلف میکردید ، ایشان درحال برنامه ریزی و فکر کردن و تصور به اتفاقات قشنگ و زیبایی بودند که هم اکنون به آنها رسیده اند.

کمی به خودتان زحمت بدهید و همین الان شروع کنید به فکرکردن به هر آنچه که دوست دارید یکماه بعد و یا یکسال بعد و یا ده سال بعد در اختیار داشته باشید و یا در آن موقعیت خاص قرار بگیرید.همین الان شروع کنید به تصورکردن. خیلی راحت در ذهن خود ببینید هر آنچه را که دوست دارید داشته باشید. از قدرت تصور و تخیل غافل نشوید.تصورکردن بعبارتی همان نقشه کشیدن ساده است.یک مهندس ساختمان وقتی میخواهد یک ساختمانی را بنا کند ابتدا طرحی از آن ساختمان را روی کاغذ می آورد و روی جزئیات آن کارمیکند.ابتدا یک طرح کلی دارد و سپس به جزئیات می پردازد. به ریزترین نکات می پردازد. پس از مدت زمان مشخصی یک ساختمان شیک و مورد نظر وی پدیدار میشود.

اتفاقات زندگی من و شما هم این چنین است. باید به هر آنچه که دوست داریم برسیم ابتدا با یک نظر کلی به آن نگاه کنیم. سپس جزئیات آنرا درذهن خود تصور نمائیم. ذهن ما همان دقیقا" همان کار نقشه کشی را انجام میدهد. اما بهتر است که وقتی آن طرح و ایده خود را در ذهن خود مجسم نمودیم سپس آنرا بر روی کاغذ آورده و بصورت یک طرح به آن نگاه کنیم. آنچه در ذهن ما بوجود آمده وقتی از طریق چشم ما به ذهن برسد ، ترکیبی بی نظیر ایجاد میکند که در شکل گیری آن نقشه بسیار اهمیت خواهد داشت.

درمورد نقشه و طرح خود حرف بزنید. نظر بخواهید.همینطور که درمورد آن حرف می زنید ؛ درذهن خود آنرا شکل بدهید.نگران نظرات منفی بعضی ها هم نباشید. بعضی ها عادت دارند همیشه منفی بافی کنند. شما قاطعانه به طرح و ایده خود فکرکنید. ذهن شما فقط به درخواست های شما پاسخ میدهد.

هنگام میل کردن صبحانه و ناهار و شام و هرکاری دیگر میتوانید به طرح خود فکر کنید و درذهنتان تصورکنید که آنرا دراختیاردارید.کسی متوجه نمیشودکه شما درذهن خود به چه چیزی فکر میکنید. شما با طرح و ایده و آرزوی خود معاشقه کنید و در آغوشش بکشید.حتما بزودی پاسخ این درخواست را دریافت خواهید کرد.

 


تقدیری درکار نیست

 

خداوند مهربان عادل  محض است ، پس تقدیر یک واژه بی معنا و بی ارزش خواهد بود.

 

 

اگر خداوند تقدیر و سرنوشت را برای بندگانش تعیین میکرد ، آنگاه دیگر موفقیت هایی که در سایه استفاده از قدرت بی نهایت فکر و ذهن بدست می آید ، بی معنی میشد.

 

 

خداوند فقط درحال مانیتور کردن ما است . همه چیز را در اختیار ما قرار داده است. این همه چیز را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد و آن ذهن ماست.ذهنی که قدرت خیال در خود دارد.

 

 

ما با خیال و تصور و باور میتوانیم به هر آنچه که ارزوی رسیدنش را داریم ، برسیم.خداوند مهربان قدرت بی انتهای خود را در درون ذهن ما و قسمت ( ضمیرناخودآگاه ) قرار داده است.

با استفاده از این قدرت خدایی ، میتوانیم هر آنچه را که میخواهیم بدست بیاوریم و مانند یک گوسفند که اسیر دست چوپان است ، اسیر سرنوشت وتقدیر نشویم.

 

 

اما متاسفانه گاهی بعضی از این آدمها آنچنان خود را نا امید ومایوس میکنند که ترجیج میدهند مانند یک چارپا اسیر دست چوپان سرنوشت باشند تا اینکه سرنوشت خود را بدست خود بنویسند.

زحمت دارد. هرکاری زحمت دارد.حتی خوردن ونوشیدن و تفریح کردن هم زحمت دارد. نوشتن سرنوشت و تقدیر هم زحمت دارد. مثل هرکاری دیگر که نیاز به انرژی و زحمت دارد.

 

 

نوشتن تقدیر هم آسان است.هر آنچه که دوست دارید در آینده برایتان اتفاق بی افتد را در ذهن خود تصور کنید. باور کنید که به آن دست یافته اید. به این خیال و تصور خود قدرت بدهید.

هر آنچه را که شما در ذهنتان برای آینده تصور و خیال نمایید ، در واقع درحال نوشتن سرنوشت خود هستید. دوست دارید آینده را چگونه سپری کنید ؟. کجا سپری کنید؟

 

 

تمام تصورات و تخیلات و نقشه های شما در ذهنتان ، برای آینده خودتان ، همان نوشتن سرنوشت است.

از یک خواسته و آرزوی کوچک شروع کنید و امتحان نمایید.


شانس و اقبال

 

عملا چیزی بنام شانس و اقبال وجود نداد.

اما وقتی که تلاش و کوشش ما به حد کافی رسید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی ما به گونه ای زیبا و دلجسب میشود که نام آنرا شانس و اقبال می گذاریم.درحالی که این شانس نیست.

بعبارتی میتوان شانس را تصادف نامید.اتفاقی تصادفی که ما خودمان از قبل هیچ انتظاری برای دریافت آن نداریم.

اما اتفاقات زندگی ما هیچ کدام تصادفی نیستند.هیچ اتفاق دعوت نشده ای به سراغ شمانخواهد آمد.

هر اتفاق و پیشامدی از قبل توسط شما ، درخواست شده است.چگونه ؟

با افکارتان. حالا می پرسید که افکار من چگونه ایجادمیشوند؟ افکار شما با سخنانی که به زبان می آورید و چیزهایی راکه می شنوید و چیزهایی که می بینید ایجاد میشود.

پس بشدت مراقب آنچه که می بینید و می شنوید باشید.شنیده ها و گفته های ما افکار ما را شکل می دهند.

گاهی هم افکار بصورت ناخواسته وارد ذهن مامیشوند.اشکالی ندارد ما گاهی هیچ کنترلی روی افکارخود نداریم.اما میتوانیم مسیر افکار قبلی را قطع نموده و افکار جدید را جایگزین آن نماییم.به این وسیله ما قادر خواهیم بود که افکارمان را کنترل کنیم و به احساسات زیبایی دست پیدا کنیم.

کسانی که چیزهای خوب میبینند و مثبت اندیش هستند و چیزهای خوب می شنوند و چیزهای خوب و مثبت به زبان می آورند ، همواره افکاری سالم ومثبت دارند.این افکار هیچ ارتباطی به شانس ندارند.زیرا با دیدن و شنیدن زیبا بوجود آمده اند.دیدن و شنیدن و سخن گفتن ارادی هستند و مربوط به ضمیر خودآگاه مامیشوند.وقتی که افکاری مثبت و زیبا بوجود آمد آنگاه ما شاهد داشتن یک احساس خوب و مثبت خواهیم بود.

بوجود آمدن این احساسات هم اصلا ربطی به شانس و اقبال ندارد.زیرا با افکار خوب بوجود آمده است.احساسات ما با ارتباط پیچیده و دقیقی که با کائنات دارند ، قادرند که روی کیفیت اتفاقات زندگی ما تاثیر بگذارند.اگر میخوهید کیفیت اتفاقات زندگی شما همواره رضایت بخش و زیبا باشد ، همیشه خوب سخن بگویید و خوب بشنوید.یعنی چیزهای خوبی بشنوید.چیزهای خوبی ببینید تا افکاری مثبت در ذهن شما ایجاد بشود.

این افکارمثبت هستند که قادرند احساسات زیبایی را درشما ایجاد نمایند.اگر بتوانید احساس خوبی را درخود پدید بیاورید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی شما همان میشود که انتظار دارید.تمام این اتفاقات و فرایند را بعضی به غلط به اسم شانس و اقبال میگذارند.