close
دانلود آهنگ جدید
ترس،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

ترس از گرفتن نتیجه !

یکی از مهمترین عواملی که باعث شکست و ناکامی ما آدمها در زندگی و نرسیدن یا دیر رسیدن به خواسته هایمان میشود ، همان ترس و نگرانی از دریافت نوع نتیجه است. گاهی این نگرانی و دلهره ، آنقدر زیاد میشود که ما حتی موضوع اصلی را فراموش میکنیم و فقط درگیر آن استرس بوجود آمده و ترس از گرفتن نوع نتیجه می شویم.

 

 

اما براستی برای چه ، نوع نتیجه دریافتی باید این همه مهم باشد و در ما ایجاد ترس و نگرانی بنماید تا جایی که ممکن است بکلی وضعیت روحی و جسمانی ما را به مخاطره بی اندازد؟

 

 

پاسخ این سوال را باید در درون خودمان جستجو کنیم. ما آدمها بعد از انجام کارهایمان ، انتظار دریافت پاداش داریم. هرکسی در هر جا و مکان و هر موقعیتی که هست ، انتظار دارد بهترین نتیجه را از انجام کارهایش دریافت کند. زیرا بهترین نتیجه ، همراه با پاداش قابل قبول است. 

 

 

مثلا" من تلاش میکنم وبسایت احساس آرام را به خوبی مدیریت کنم تا با ارائه ی مطالب مفید ،  مورد استفاده عموم قرار گیرد.

 ضمن اینکه با بالا رفتن بازدید وبسایت احساس آرام ، و بدست آوردن رتبه جهانی و کشوری  مناسب ، و در ادامه ارزشمند تر شدن این وبسایت ، پاداشی است که من در ادامه ی تلاشم دریافت میکنم.


این یک طرف سکه است. سمت دیگر سکه میتواند آن باشد که من به عنوان یک نویسنده ، مطالبی را که به نظرم خوب و شاید قابل استفاده برای بعضی ها باشد ، را در هر فرصت مناسبی ، در وبسایت احساس آرام قرار میدهم تا دیگران هم ، به نوعی از افکار و داشته های ذهنی من با خبر بشوند.همانطور که مطالب دیگران میتواند برای من مفید باشد و من میخوانم، شاید مطالب من هم برای کسانی ، مفید واقع بشود. 

 

 

خوب اگر این تصور  وجود داشته باشد، دیگر من ترس و  نگرانی بابت اینکه ، وبسایت احساس آرام بازدید قابل قبول و رتبه ی کشوری یا جهانی خوبی داشته باشد یا نداشته باشد رانخواهم داشت.

 

 

اگر هدف من از نوشتن ، خدمت باشد ، دیگر نگرانی و ترس وجود نخواهد داشت. زیرا خدمت به دیگران ، آنقدر ارزشمند است و از قدرت  معنوی بالایی برخورددار است که اجازه نمی دهد هیچ ترس و دلهره و هیچ نیروی منفی در پیرامون خود حضور داشته باشد. زیرا خدمت به دیگران موجب میشود که ما از نیروهای مثبت دیگران هم بهره  مند بشویم.

 

 

با این مقدمه ای که ذکر شد کمی هم در مورد خود ترس و دلهره و نگرانی از بدست آوردن نتیجه ، صحبت میکنیم...


ترس از گرفتن نتیجه !

برو تودهن شیر

 

وقتی یک اتفاق و حادثه ای برای کسی رخداد می کند اولین کاری که به نظرشان می رسد این است که از آن موضوع بشدت دوری کرده و فرار نمایند. این به نظر ساده ترین کار است اما راهکار اساسی و منطقی نیست چون باعث میشود که ما به نگرانی خود اضافه کنیم و آنرا چند برابر نماییم.

بهترین کار این است که نه تنها از آن موضوع فرار نکنیم بلکه در کنار آن قرار بگیریم. برای روشن تر شدم مطلب ؛ مثال میزنیم.


شخصی را در نظر بگیرید که در ابتدای رانندگی خود ، تصادف کرده و حتی مثلا از ناحیه دست یا پا آسیب دیده است. این شخص بخاطر ترسی که از رانندگی در ذهنش ایجاد شده ممکن است تصور غلط و منفی نسبت به رانندگی پیدا کرده باشد. معمولا" در این گونه موارد بهترین و ساده ترین کاری که به نظر می رسد اینست که تا مدت ها دیگر به سمت اتومبیل و رانندگی نمی روند. این یعنی فرار کردن از موضوع ترس و نگرانی.. نگرانی از اینکه مبادا مجددا" تصادف کنم. این دفعه شانس آوردم شاید دفعه بعد کاملا دخلم بیاید. اینها تصورات اکثر آدمها از اولین تجربه تلخی است که در زندگی درمورد هر موضوعی ممکن است تجربه نمایند. اما به خاطر داشته باشید که این نگرانی و ترس اگر درمان نشود میتواند تا آخر عمر گریبان گیر شما باشد.

پس بیایید باهم رفتن به دهان شیر را تجربه کنیم.


راه حل ساده ای وجود دارد. شما نه تنها نباید از اتومبیل و رانندگی فرار کنید بلکه دقیقا باید بیشتر با اتومبیل سروکار داشته باشید و بیشتر رانندگی نمایید.

بجای فرار کردن از ترس و نگرانی از رانندگی و تصادف در پشت فرمان قرار بگیرید و با خود بگویید من خیلی شجاع تر از این حرفها هستم .ضمنا من رانندگی را دوست دارم و باید کاملا مسلط بشوم.تصادفی که برایم رخ داد بخاطر نگرانی و ترس اولیه خودم بود.فقط کمی حواسم پرت شد همین. کسی مقصر نیست جز خودم. پس هم اکنون هم خودم باید آنرا جبران نمایم.

شروع کنید به رانندگی . ممکن است کمی دلهره داشته باشید اما مطمئن باشید که دیگر پس از مدتی نه اثری از آن ترس باقی خواهد ماند و نه نگرانی از تصادفات آینده. چون ذهن ما آدمها ،اینگونه طراحی شده که از هر چیزی بترسیم و فرارکنیم ، نه تنها از آن دور نمی شویم بلکه بیشتر با آن درگیر خواهیم شد.

مثال دوم: ممکن است شما دانش آموز یا دانشجو باشید. یا کار آموز . ممکن است از درسی خوشتان نیاید. چون خاطره خوبی از استاد و معلم مربوطه ندارید. سرکلاس باعث ناراحتی و دلهره شما شده است. (اساتید و دبیران و معلم ها  معمولا" با دانش آموزان و دانش جویان خود به گونه ای برخورد میکنند که دانش آموز یا دانش جو  خاطره بدی از آن درس و کلاس نداشته باشند اما گاهی هم پیش می آید که استاد یا معلم بخاطر اینکه خودش احساس آرامی ندارد و از بابت موضوعی ناراحت است ؛ آن ناراحتی و تنش روحی درونی خودش را به کلاس و دانش آموزان هم انتقال میدهد. لذا گاهی دانش آموزان و دانش جویان خاطره ناخوشایندی از درسی که استادش باعث رنجش خاطر آنها شده است در ذهن دارند)


اگر شما از آن دسته از دانش جویان و دانش آموزانی هستید که خاطره خوبی از درس و استادی را ندارید ؛ از روش بروید به دهان شیر استفاده کنید.بجای فرار کردن از آن درس و رودرو نشدن با آن استاد! برعکس بیشتر کتاب آن درس را نگاه کنید ومطالعه نمایید. بیشتر در جلوی چشم آن استاد قرار بگیرید و بیشتر درمورد آن درس سوال کنید.خود را بیشتر درگیر آن درس نمایید. اینگونه پس از مدتی خواهید دید که چگونه نه تنها از آن درس بدتان نمی آید بلکه برایتان لذت بخش هم شده است.ضمنا" پس از مدتی متوجه میشوید که استاد و معلم مورد نظر قصدی نداشته و اگر حرفی هم زده  بخاطر این بوده که نتوانسته است خود را کنترل نماید.چون سخنان ما تاثیر گذارهستند.شاید به نظر خودمان فقط یک حرف یا جمله ساده گفته باشیم اما تاثیر و عواقب آن یک جمله ساده ممکن است اثراتی ویرانگر در شخص شنونده بگذارد که جبرانش به این سادگی ها نباشد.


خلاصه اینکه ترس را کنار بگذارید. هر چیزی که نگرانتان میکنید را با آغوش باز بپذیرید. اگر نگران تلفنی هستید ؛ بجای خاموش کردن یا بی صدا کردن گوشی و تلفن خود ؛ آنرا روشن کنید و خود را آماده شنیدن صدای تلفن کنید. اگر از دیدن شخصی ترس دارید خود را آماده رو درویی با ایشان کنید و فرار نکنید.

به دهان شیر بروید