احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

تاثیر مثبت اندیشی و شاد بودن در کیفیت اتفاقات زندگی

ممکن است شما بگوئید که با این حال و روزی که الان من دارم ، چگونه می توانم مثبت اندیش باشم و یا حتی شاد باشم؟

بله . حق با شماست . در هر صورت حق با شماست ، چون این شما هستید که در هر صورت کیفیت اتفاقات زندگی خودتان را تعیین می کنید. این شما هستید که تصمیم می گیرید که کیفیت اتفاقات زندگیتان قشنگ و زیبا و خوشانید رخ بدهند یا ناخوشایند . و این اتفاق نخواهد افتاد مگر با نوع سخنان و تفکرات و احساسات شما. شما با داشتن یک احساس مثبت و شاد ، میتوانید کیفیت اتفاقات زندگیتان را دگرگون نمائید. چگونه ؟ پس لطفا" به ادامه ی مطلب توجه بفرمائید.

 

مهم نیست که الان شما در چه وضعیتی هستید. حال و روزتان چگونه است. کجا و چگونه زندگی میکنید . تنها چیزی که مهم است این است که شما هم اکنون باید احساس مثبت و شادی داشته باشید. چرا ؟

چون شما قطعا" دلتان نمیخواهد که این روند ناخوشایند زندگیتان همچنان زنجیر وار ادامه داشته باشد. شما هرگز دلتان نمی خواهد که همچنان شاهد دریافت اتفاقات ناگوار و ناخوشایند در زندگیتان باشید. شما دلتان میخواهد در هر لحظه اتفاقاتی برایتان رخ بدهد که باعث شادی شما بشود. پس اگر این طور است ، باید بدانید که نوع سخنان و افکار و احساسات شما در حال حاضر ، کیفیت اتفاقات آینده را برایتان رقم می زند. 

 

اگر شما تصمیم بگیرید که کیفیت اتفاقات زندگیتان را در آینده به شکل مطلوب و رضایتمندی شکل بدهید ، پس باید  هم اکنون احساس خوب و مثبت و شادی داشته باشید. اما این چگونه امکان پذیر است؟

 

شما باید از بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیار دارید یا ندارید شکرگزار و شادمان باشید. شما هرگز نباید خودتان و زندگتان را با دیگران مقایسه کنید. این کار بزرگترین اشتباهی است که صدمات جبران ناپذیری به روح و روان شما وارد خواهد کرد. به یاد داشته باشید که در این جهان و کائنات ، همه چیز نسبی هستند. موفقیت و شکست ، شادی و غم ، ثروت و فقر و سلامتی و بیماری و هر آنچه که فکرش را بکنید نسبی هستند. پس لزومی ندارد که شما بخواهید مثلا ثروت یا سلامتی خودتان را با دیگران مقایسه نمائید. این کار باعث میشود که انرژی های مثبت شما که باید در جهت سازندگی و پویایی زندگی شما بکار برود ، هدر رفته و صرف امور منفی گشته و نابود بشود.

 

همانطور که گفتم باید خوشحال باشید. حتی شده بصورت تصنعی و الکی بخندید و خودتان را شاد جلوه بدهید. چرا این کار را میکنید ؟ چون میخواهید روی ضمیرناخودآگاه و کائنات تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد نمائید که شما درحال تجربه ی یک اتفاق خوشایند هستید. فقط در این صورت است که کائنات ، کیفیت اتفاقات زندگی شما را به شکل مطلوب و خوشایندی تدارک خواهند دید.

 

بعبارتی باید ضمیرناخودآگاهتان را گول بزنید. بخندید. بابت هر آنچه دارید خوشحال باشید. به خدا اعتماد داشته باشید. من نمیخواهم از کلمات و جملات کلیشه ای و خسته کننده استفاده نمایم و قصدم به هیچ عنوان نصیحت کردن نیست زیرا من نه روحانی هستم و نه استاد دانشگاه و نه پدر روحانی. من به عنوان یک دوست که تجربیات خودش را در اختیار دوستان دیگرش قرار میدهد هستم فقط همین . پس جملاتی که در اینجا بکار برده میشوند صرفا" شعار و یک تئوری نیستند بلکه آزموده شده و به بارها به تجربه ی نگارنده رسیده است.

 

وقتی شما شاد هستید ، ( چه واقعی و چه غیر واقعی ) احساس خوبی در شما ایجاد میشود ، ( بدون اینکه خودتان متوجه بشوید و یا اینکه بخواهید. ) این احساس خوب شما ، بلافاصله و در هر لحظه بصورت آنلاین به ضمیرناخودآگاهتان ارسال میشود. ضمیرناخودآگاه هم طبق وظیفه ای که دارد ، یک کپی از آن پیام را به عنوان یادگاری در بایگانی خود ذخیره میکند و نسخه ی اصلی را به همراه احساس مربوطه که ضمیمه ی آن پیام است ، به کائنات ارسال میکند. در واقع ضمیرناخودآگاه ، رابط بین شما و کائنات عالم هست.

 

وقتی که شما یک احساس خوب را از طریق ضمیرناخودآگاهتان به کائنات ارسال نمودید ، آنگاه کائنات با بررسی وضعیت کنونی شما ، شروع به تصمیم گیری و اقدام می کند.

کائنات با بررسی آن احساس ( که هم اکنون احساس خوب و مثبتی است ، چون همراه با شادی بوده است ) شروع به بررسی نموده و متوجه میشود که اتفاق خاصی که موجب شادی شما شده باشد در کار نیست . اما از آنجایی که کائنات وظیفه دارد ، دقیقا" کیفیت اتفاقات زندگی آدمها را بر اساس نوع احساس آنها در هر لحظه چیده مان نماید ، متوجه میشود که باید یک اتفاق خوب و خوشایند در زندگی شما بوقوع بپیوندد تا این احساس مثبت و شاد شما با آن اتفاق هماهنگ باشد. درواقع در این جهان ، کیفیت اتفاقات زندگی آدمها با نوع احساس خوب یا بد آنها کاملا باید باهم همخوانی داشته باشد.

 

لذا کائنات بنا به میزان و درجه ی مثبت بودن آن پیام ، شروع به چیده مان اتفاقات زندگی شما در آینده میکند. مثلا"اگر درجه ی شادی و پیام مثبت شما از صد در صد ، هشتاد درصد باشد ، اتفاقی پیش روی شما قرار میگیرد که باعث خوشحالی شما به اندازه ی هشتاد درصد میشود.

حال تصورکنید که شما احساسی مثبت و شاد گونه با درجه ای به اندازه ی صددرصد در هر لحظه برای کائنات ارسال کنید ، آنگاه چه اتفاقی خواهد افتاد. کائنات که حتی یک لحظه استراحت و بیکاری ندارند ، اتفاقات زندگی شما را به گونه ای می چینند که واقعا باعث غافلگیر شدن شما میشوند.

 

پس همانگونه که مشخص شد این خود شما هستید که با ارسال میزان شادی و پیام های مثبت به کائنات تصمیم میگرید که چه اتفاقاتی و با چه میزان کیفیتی برای شما در آینده رخ بدهد.

 

این کار کاملا" رایگان است و هیچ خرجی ندارد. یعنی شما براحتی و بدون هیچ هزینه ای میتوانید اسباب شاد شدن و خندیدن خود را فراهم کنید. میدانم شاید الان در وضعیتی نباشید که حتی بتوانید به خندیدن فکر کنید ، اما فراموش نکنید که قرار است ادامه ی اتفاقات به نفع شما انجام بشود. قرار است که شما بعد از این ، اتفاقات خوبی را شاهد باشید و از این  حالت و وضعیت ناراحت کننده خارج بشوید. چون قرار است این روند منفی ادامه نداشته باشد پس باید به هر ترتیبی که شده خودتان را شاد نمائید. بخندید . احساس خوبی داشته باشید. فقط کافیست که چند بار تمرین کنید. آرام آرام اتفاقات زندگیتان یکی پس از دیگری به شکل مطلوب و خوشایندی برایتان رخداد خواهد نمود. تا آنجایی که دیگر اشباع شده و این کار بصورت یک عادت در شما شکل می گیرد و دیگر حتی یک لحظه هم به افکار و سخنان و احساسات منفی تمرکز نخواهید کرد.

 

عصبانیت و خشم و کینه و حسادت و غیبت و بدگویی و غم و غصه و ناراحتی و استرس ، همگی انرژی های منفی هستند که باعث میشوند آدمی کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بدترین شکل ممکن تجربه نماید.هرگز از کوره در نروید. هروقت خواستید عصبانی و خشمگین بشوید به یاد بیاورید که شما با تولید احساس خشم و عصبانیت ، در واقع در حال ارسال پیام منفی به کائنات هستید. و کائنات آنجا نشسته اند و هر لحظه منتظر هستند تا پیام های شما را دریافت نموده و بر اساس آن کیفیت اتفاقات زندگی شما را چیده مان نمایند.

 

همیشه آرام باشید و شاد تا همواره کیفیت اتفاقات زندگی شما به بهترین شکل ممکن رخداد نماید.


کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

 

 

همانگونه که می دانید هیچ رویدادی در زندگی آدمها بصورت تصادفی و شانسی رخ نمی دهد.

سخنان و افکار و احساسات ما آدم ها ، در شکل گیری کیفیت حوادثی که در آینده تجربه می کنیم بصورت مستقیم موثر هستند.

   گاهی اوقات شما ممکن است در حال تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند باشید. حادثه ای برای شما رخ داده که خودتان در گذشته با سخنان و افکار واحساسات منفی یا مثبت خود آنرا هم اکنون ایجاد نموده اید.

اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه ، آیا شما تمایل دارید مدت زمان این حادثه و رویدادی که هم اکنون در حال تجربه ی آن هستید ، زیاد باشد یا کوتاه . و این بستگی به نظر مستقیم شما دارد.

وقتی شخصی در معرض تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند قرار می گیرد ، نوع برداشت و تفکرات و نگاه او نسبت به این حادثه نقش مهمی در اتمام یا ادامه دار بودن آن حادثه ی ناگوار خواهد داشت.

بعبارتی وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان خود را در شرایط و حال و هوا و احساسات همان اتفاق قرار بدهد ، مثل این است که دقیقا" لحظه به لحظه آن حادثه ی ناگوار برایش درحال تکرار است.

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، هرگز نمی توانند درک کنند که این احساس ناراحتی در حال حاضر دقیقا" بخاطر چیست ؟ و اصلا" تمایلی هم ندارند که بخواهند بدانند که این شخص برای چه ناراحت است و دریک احساس منفی به سر می برد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه با گذشته و آینده هیچ فردی کاری ندارند. آنها فقط با لحظه ی حال و احساساتی که در آن لحظه پدیدار می کنند سروکار دارند.

شخصی که دچار یک حادثه ی ناگوار شده و هم اکنون ناراحت و غمگین است ، در همین زمان حال حاضر ، در حال ارسال پیام های منفی ( غم و اندوه ) به ضمیرناخودآگاه و کائنات است.

کائنات و ضمیرناخودآگاه نمی توانند تشخیص بدهند که این شخص بخاطر حادثه ای که در  گذشته ای نزدیک یا دور اتفاق افتاده ناراحت و غمگین است و در حال حاضر دیگر اتفاق ناگواری برایش رخ نداده است. کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز این موضوع به این شکل نگاه نمی کنند. آنها هر لحظه نسبت به نوع احساسی که از طریق ضمیرناخودآگاه دریافت میکنند واکنش نشان میدهند.

وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان در فاز ناراحتی و غم قرار میگیرد ، بدون اینکه خودش بخواهد و بداند ، هر لحظه درحال ارسال پیام های منفی به کائنات و ضمیرناخودآگاه خود است. او هرگز دلش نمیخواهد که مجددا" همان اتفاق ناگوار و ناخوشایند برایش تکرار بشوند. اما کائنات و ضمیرناخودآگاه این ها را نمی دانند. آنها هرگز متوجه منظور وی نخواهند شد.

لذا تا زمانی که این شخص در همان فاز منفی و احساسات ناگوار قرار  دارد همچنان درحال ارسال سیگنال های منفی به کائنات است.

کائنات هم با توجه به اینکه نسبت به دریافت لحظه به لحظه ی احساسات مثبت و یا منفی هر فردی ، کیفیت اتفاقات زندگی وی را چیده مان میکنند ، لذا با دریافت هر سیگنال منفی ، قسمتی از اتفاقات آینده زندگی وی را بصورت منفی و ناخوشایند تدارک می بینند.

حتما" شنیده اید که گاهی میگویند : بد بیاری پشت بد بیاری . هر چی سنگه مال پای لنگه ...

خوب بد بیاری پشت بدبیاری یعنی چه؟

یعنی همان موضوعی که در بالا اشاره شد . افکار و احساسات منفی ، هر لحظه باعث میشوند که کیفیت اتفاقات زندگی به همان شکل منفی و ناگوار رخداد نمایند.

پس بخاطر داشته باشید که هرگز نباید در یک حالت احساسی منفی به مدت طولانی قرار بگیرید.

گاهی اوقات ما برای لحظاتی یک حالت احساسی ناخوشایند را تجربه میکنیم. اما به یاد داشته باشید که هرگز در آن مرحله میخکوب نشوید. بلافاصله از آن خارج شوید و احساس خود را تغییر بدهید.

زیرا کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز نمی توانند تشخیص بدهند که شما بابت اتفاقی که در گذشته رخ داده ناراحت و غمگین و افسرده هستید. آنها گمان میکنند که شما همین الان درحال تجربه ی آن اتفاق ناگوار می باشید.

بخاطر همین کائنات و ضمیرناخودآگاه بعد از دریافت آن احساس منفی ، نگاهی کلی به وضعیت و شرایط آن شخص می کنند. وقتی زندگی و موقعیت وی را بررسی میکنند با کمال تعجب مشاهده میکنند که هیچ اتفاق ناگواری در حال حاضر درحال تجربه شدن نیست. و این دقیقا" موضوعی است که با قانون کائنات مغایرت کامل دارد. یعنی احساس لحظه به لحظه ی شما ، باید دقیقا" با کیفیت اتفاقات زندگی شما در آن لحظه و یا کمی بعداز آن ، یکسان باشد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه وقتی می بینند که شما در آن لحظه واحد درحال تجربه ی هیچ اتفاق ناگواری نیستید ، بدون اینکه با شما پدرکشتگی داشته باشند یا قصد و منظور خاصی در کار باشد بلافاصله شروع به تدارک اتفاقاتی در زندگی شما میشوند.

اتفاقات و حوادثی که با آن احساس شما که در آن لحظه داشته اید هماهنگ و یکسان باشد.

خوب آن شخص در آن لحظه ، ناراحت و افسرده بابت اتفاقی است که در گذشته ی نزدیک یا دور برایش رخ داده است . اما کائنات دیگر با این چیزها کاری ندارند. و بدین ترتیب کیفیت اتفاقات زندگی وی از آن لحظه شروع به  ناگوار شدن میکنند.

اما اگر شما بتوانید ، هر اتفاق ناراحت کننده ای را به سرعت فراموش کنید و اجازه ندهید که احساس و افکار شما در آن حالت باقی بمانند ، بزودی خواهید دید که احساس و افکار شما به سمت و سویی مثبت و خوشایند کشیده میشود.

با توجه به اینکه ضمیرناخودآگاه و کائنات هم در هر لحظه درحال دریافت احساسات و افکار شما هستند ، با دریافت احساسات مثبت و خوب ، لحظه به لحظه درحال تدارک اتفاقات و حوادث خوشانید در زندگی آتی شما خواهند بود.

بعبارتی شما بدون اینکه خودتان بدانید ، لحظه به لحظه کیفیت اتفاقات زندگی اتان را در آینده به بهترین شکل ممکن تدارک می بینید.

به یاد داشته باشید که هیچ رویدادی در زندگی شما ، تصادفی و شانسی نیست .


کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

 ناله و ناسپاسی مانند آتشی به جان انسان ناسپاس می افتد. 

ناله و شکایت از زندگی و عکس العمل  کائنات 

 

ناله و شکایت ، پیام های منفی و مخربی هستند که توسط ضمیرخودآگاه ما به ضمیرناخودآگاه فرستاده میشود. ما از طریق سخن گفتن و شنیدن ، این پیام های منفی را به ضمیرناخودآگاه و سپس به کائنات عالم انتقال می دهیم.

 

 

ادامه مطلب...

 

 


ناله و شکایت در زندگی و بازتاب کائنات

شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی

شاد بودن و شکرگزاری موجب موفقیت و رسیدن به هدف میشود.

.

 

شاد بودن و شکرگزاری شرط  موفقیت و رسیدن به هدف است.


زندگی آدمها همیشه پر فراز و نشیب بوده و هست. عده ای می گویند که مزه ی زندگی به همین تلخی هاست. اما من زیاد موافق نیستم. موافق این موضوع نیستم که اتفاقات ناگوار و مشکلات در زندگی میتواند نمک زندگی باشد. اگر باوری این چنینی از این حوادث و اتفاقات ناگوار داشته باشیم ، در واقع یه جورایی خودمان را به آنها عادت می دهیم و وجود آنها را در زندگی خود می پذیریم. اما آنها براستی تلخ هستند . مزه تلخ چگونه میتواند شور یا شیرین یا ترش باشد.

بجای چنین نگرش و باوری نسبت به اتفاقات تلخ زندگی ، باید دید  که اصولا" چرا اتفاقات تلخ  پدیدار میشوند و چگونه میتوان کیفیت اتفاقات آینده را مدیریت نمود به طوری که همواره شاهد اتفاقات وحوادث خوب و خوشایند باشیم.

 

ادامه مطلب ...



شکرگزاری و شاد بودن عامل موفقیت در زندگی

تصمیمات عجولانه

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی !

اگر با کمی دقت به این ضرب المثل توجه کنیم خواهیم دید که در این جمله از دو کلمه غوره و حلوا استفاده شده است.همه ما به خوبی میدانیم که حلوا یک خوراکی شیرین است و غوره یک  خوردنی ترش مزه می باشد. از نظر محتوایی و طعم و شکل ، این دو  هیچ شباهتی با هم ندارند، اما چگونه میشود که با کمی تامل و شکیبایی ، غوره ترش تبدیل به حلوای شیرین میشود؟

 

 

همانطور که میدانید غوره اگر مدتی بماند تبدیل به انگور و سپس  کشمش خواهد شد و کشمش شیرین است و میتوان از آن در ساخت حلوا استفاده کرد. اما این غوره نیاز به زمان دارد. باید یک مدت زمان خاصی را طی کند تا تبدیل به انگور و  کشمش بشود. در این ضرب المثل ، سعی شده ارتباط و تاثیر صبر و شکیبایی را در دگرگونی اتفاقات زندگی ، نشان داده بشود.

 

 

شاید بتوان اتفاقات و حوادث زندگی را ،  که به نظر می رسد  گاهی ناخواسته برای ما رخ میدهند ، به همان غوره تشبیه نمود. و اتفاقات خوب و خوشایند را به حلوا تعبیر کرد. اتفاقات به ظاهر ناخوشایند و نامیمون ، اگر با  صبر و شکیبایی همراه باشد ، میتواند دگرگون شده ،و تغییر ماهیت بدهد. 

 

 

تصمیمات عجولانه که گاهی آدمها بر اثر خشم و عصبانیت مرتکب آن میشوند پیامدهای ناخوشایندی در پی دارد. پیامدهایی که گاهی ممکن است اصلا" قابل جبران نباشد. هنگام عصبانیت و خشم ، عقده های درونی و پنهان آدمها ، خودشان را به یکباره نشان میدهند و درخواست پاسخ میکنند. عقده هایی که ممکن است سالیان سال همراه یک آدم با وی زندگی کرده باشد ، در هنگام خشم و عصبانیت خودش را نشان میدهد و با ایجاد احساسی خاص ، فرمانی خاص را در مغز ایجاد میکند.

 

 

همانگونه که میدانید در هنگام خشم و عصبانیت ، مغز توانایی پرداختن به قسمت های مثبت و به عبارتی دیدن نیمه پر لیوان را ندارد.( آینده کاملا" نامعلوم به نظر می رسد) چون فقط به دفاع و یا حمله می پردازد. عقده های روانی که سالیان سال همراه آدمها باقی مانده ، در زمان خشم و عصبانیت ، بهترین مجال را برای نشان دادن خود ، پیدا میکند. این عقده ها ، به سرعت میخواهند تخلیه بشوند و برای تخلیه شدن آنها ، نیاز به تصمیمات تند و تیز و عجولانه هست که اصلا" اندیشه و تدبیر و آینده نگری ، هیچ نقشی در آن ندارند.

 

 

بدترین قسمت داستان زمانی است که آدمها تصمیمات عجولانه را  از روی خشم و نفرت  اتخاذ میکنند و بعد از مدتی عواقب ناخوشایند آن را خودشان و اطرافیانشان مشاهده می نمایند. این عواقب گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. فقط در آن لحظه است که آدمها کمی و آن هم به مدت خیلی کوتاه ، احساس آرامش موقتی میکنند که آن هم بخاطر تخلیه سریع  عقده های جامانده از  زمان گذشته می باشد. درحالی که بعد از مدت  بسیار کوتاهی ، شاید چند ثانیه یا چند دقیقه ، دوباره همان احساس سابق به شخص دست می دهد. به عبارتی این عقده ها مانند یک تکه کش هستند که ظاهرا" از مغز به بیرون پرتاب میشوند اما دوباره با سرعت به درون مغز بازگشت میکنند.زیرا این عقده ها ریشه در احساسات و باورهای  ما دارند و به این راحتی ها  جدا نخواهند شد.

 

 

همیشه  به یاد داشته باشید که شرایطی که  شما در حال حاضر در آن به سر می برید ،  ارتباط مستقیمی با کیفیت اتفاقات زندگی شما در گذشته دارند.اگر شما درحال حاضر در یک موقعیت نامناسب قرار گرفته اید (که ممکن است این فقط احساس و نظر شخصی شما باشد ، درحالی که در اصل چنین چیزی نباشد) قطعا" این شرایط به ظاهر ناخوشایند نتیجه افکار و احساسات شما در گذشته بوده است. همیشه ارتباط بین شرایط و موقعیت فعلی خود را با واقعیت های موجود در زندگی اتان را در نظر داشته باشید. توقعات و خواسته های شما در موقعیت فعلی اتان ، باید بر اساس اندوخته های گذشته اتان باشد. اگر در گذشته درحساب بانکی خودتان مبلغ یک میلیون تومان پس انداز نموده اید ، اکنون انتظار برداشت دو میلیون تومان از آن حساب ، نابخردانه خواهد بود. شما نمیتوانید بیشتر از آنچه که اندوخته اید دریافت و یا برداشت کنید.به نظر شما اگر در این شرایط شما به بانک مراجعه نموده و درخواست دو میلیون تومان پول کنید ، و کارمند بانک به شما این مبلغ را ندهد ، شما ناراحت و دلخور خواهید شد؟ آیا شما میتوانید عصبانی شده و با خشم از وی بخواهید تا حق شما را به شما پرداخت کند؟ قطعا" این کار کاملا" غیر منطقی و غیر عقلانی است.  موقعیت فعلی شما نتیجه تلاش و کوشش و پس اندازی است که درگذشته انجام داده اید. اگر همیشه ارتباط بین این دو را در نظر داشته باشید هرگز دچار عقده حقارت و خودکم بینی که در ادامه به خشم و عصبانیت منجر میشود نخواهیدشد.

 

 

گاهی اوقات ما درخواستمان بیشتر از میزان پس اندازمان است. در زندگی گاهی اتفاق می افتد که ما بیشتر از آن چیزی که سزاوارش هستیم درخواست میکنیم و توقع داریم . دیگران در این هنگام مقابل ما خواهند ایستاد. زیرا آنها هم به نظر خودشان این طور خواهد رسید که ما درحال زیاده خواهی و احیانا" حقه بازی هستیم. به همین خاطر همیشه خواسته هایتان را با شرایط فعلی خود بسنجید و بعد از اینکه این دو را باهم مطابقت نمودید ، اگر به نظرتان عقلانی بود به زبان بیاورید. توقعات بی جا باعث میشود که دیگران نگاهشان نسبت به ما عوض  بشود. دیگر اعتمادشان از دست خواهد رفت. سرویس دهی به ما را قطع میکنند و ما بخاطر این عدم دریافت ها ، خشمگین شده و ممکن است از کوره در برویم و تصمیمات عجولانه بگیریم که گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. 

 

 

تصور و باور اینکه دیگران در حال سو استفاده از ما هستند و میخواهند سر ما کلاه بگذارند و یا اینکه با این روش که در پیش رو هست ، ممکن است حق من ضایع بشود، نگاه و باور منفی در خود ایجاد میکنیم. به یادداشته باشید که این جهان ، کاملا هوشمند آفریده شده است. هر آنچه برای شما اتفاق می افتد نتیجه افکار و سخنان و احساسات خودتان است. هیچ پیش آمدی در این جهان ، اتفاقی و از روی شانس نیست.قانونمندی های این جهان به قدری ظریف و دقیق هستند که به اصطلاح مو لای درزش نمی رود. 

 

 

واقع بین بودن در زندگی ، کمک میکند تا ما نگاه مثبت و بهتری نسبت به اطرافیانمان داشته باشیم. گاهی اوقات ما ساده لوحانه خود را فریب می دهیم. فریب رفتار و سخنان کسانی را میخوریم که باور و استنباط غلطی از آنها داشته ایم.واقع بین بودن  ، به ما کمک میکند تا بتوانیم بین سخنان و رفتار دیگران ، تمایز قایل بشویم و از برداشت های اشتباه جلوگیری  کنیم. مثلا بعضی ها عادت دارند در سخنان خود از کلمه " عزیزم " استفاده کنند.آنهم برای همه ! و در مقابل بعضی ها ،استفاده از این واژه را فقط برای اشخاص درجه یک به کار می برند و تعریف خاصی برای آن دارند. خوب وقتی کسی با این تفکر و باور ، با این واژه روبرو بشود ، چه فکری خواهد کرد. قطعا" به نظرش خواهد رسید که آن شخص حتما" از روی علاقه و عشق خاصی این واژه را به کار برده است. درحالی که این کلمه برای آن شخص کاملا" معمولی و عادی است و بدون منظور به کار برده میشود. 

 

 

در بعضی از فیلمها و سریال های تلوزیونی حتما" دیده اید که خانمی بدون منظور به آقایی گفته ، عزیزم ! و آن آقا تصور کرده که آن خانم عاشق و دلباخته وی شده است. خوب کسی که چنین نگاه و باوری نسبت به این کلمه دارد ، قطعا" برداشت خاص خودش را خواهد کرد. (در فیلم به یاد ماندنی دختر شیرنی فروش،  خانم خیاط به آقای مراجعه کننده می گوید عزیزم ! و ایشان ذوق زده شده و فکر میکند که ایشان از وی خوشش آمده است و دلباخته ایشان است چون !...به من گفت : عزیزم...

ما باید مراقب باشیم که برداشت هایمان درست و منطقی باشد. یک برداشت اشتباه میتواند باور ما را نسبت به شخصی عوض کند. 

 

 

حد و حدود خود را باید شناخت و بر اساس آن چهارچوب رفتار نمود و سخن گفت.درخواست ها و تقاضاهای ما باید بر اساس میزان داشته ها و اندوخته های سابق ما باشد. توقع بی مورد و بی جا میتواند احساس حقارت و خود کم بینی را در آدمها زنده کند. عقده های خفته در درون آدمها ، میتواند در زمان خشم و عصبانیت خود را نشان داده و باعث بشوند ما تصمیمات نابجایی بگیریم. 

همیشه خونسرد و آرام باشید. در بدترین شرایط و سخت ترین لحظات ، اشراف لحظه به لحظه خود داشتن ، موجب میشود که ما از اتخاذ تصمیمات عجولانه خودداری نماییم. 

 

 

در هنگام عصبانیت اصلا" به فکر  اینکه درحال از دست دادن چه چیزی هستید نباشید.اصلا" به این موضوع فکر نکنید که درحال کلاه گذاشتن بر سر شما هستند.

 

 

چون در موقع خشم و عصبانیت ، دقیقا" همین افکار و باورها به سراغ شما می آیند. شما تصور میکنید که همه میخواهند درحق شما اجحاف نمایند. همه میخواهند به نوعی از شما عبور کنند. این افکار کمک میکند تا خشم و عصبانیت ما بیشتر شده و تصمیمات بدتری بگیریم.

 

 

به خود اجازه بدهید که آن قسمت از زمان ، که درحال سپری کردنش هستید ، بگذرد. بعد از گذشت آن قسمت منفی در زندگی خود، متوجه خواهید شد که نه حقه ای در کار بوده و نه اینکه کسی میخواسته سر شما کلاه بگذارد. در هنگام آرامش بهتر میتوان اندیشه نمود. با اندیشه درست و آرام، شما متیوانید تمامی جوانب یک پیش آمد را بررسی کرده و بهترین و درست ترین تصمیم را بگیرید حتی در شرایطی که ممکن است واقعا حق شما ضایع شده باشد.

همیشه احساس آرامی داشته باشید.