احساس آرام

نظرسنجی

خوش آمدید...ازاینکه از وبلاگ احساس آرام بازدید میکنید بی نهایت از شما سپاسگزارم. لطفا" عضو شوید تا از آخرین مطالب ارسالی آگاه شوید.







با احساس آرام و مثبت میتوان کیفیت


اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن


تجربه نمود.


خوشبختی و بدبختی

خوشبختی و بدبختی

 

خوشبختی و بدبختی یک ذهنیت است . هرکسی می تواند خودش را بدبخت یا خوشبخت تصور کند. به نظر می رسد که هیچ عامل بیرونی قادر نیست که این حس را به انسان تحمیل کند تا زمانی که خودش در ذهن خودش و باور خودش به این نتیجه برسد که آدمی خوشبخت یا بدبخت است. بعبارتی میتوان گفت که خوشبختی و بدبختی ، نسبی هستند و نمی توان به کسی بصورت کامل برچسب خوشبخت یا بدبخت بودن را زد . زیرا که شرایط و توانایی هایی افراد هم نسبی هستند. یک دانش آموز کلاس سوم دبستان ، خودش را به نسبت یک دانش آموز اول دبستان آدم باسواد تری می پندارد. این پندار و باور ، موجب میشود که در درون خودش احساس برتری نسبت به آن دانش آموز کلاس اول داشته باشد. درحالی که درست در همان زمان ، با وجود دانش آموزی که کلاس پنجم ابتدایی است و دو کلاس از او بالاتر است میتواند خودش را آدم کم سوادتری تصور نماید ...


خوشبختی و بدبختی

خداوند دوست داشتنی ما

 

 

هیچ رویدادی تصادفی نیست

 

 

بسیاری از آدم ها نمی دانند که خودشان با دست خودشان کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خودشان را رقم می زنند. اگر به آنها بگویی که شما خودتان کیفیت و شکل حوادث و اتفاقات زندگی خودتان را ترسیم می کنید قطعا" باور نخواهند کرد. اما این یک واقعیت انکار ناپذیر است. 

 

 

شما هم حتما" با واژه ی " گلایه و شکایت " آشنا هستید و شاید هم خودتان بارها از آن استفاده کرده باشید و یا خیلی از افراد را دیده باشید که این کار را کرده اند. 

گلایه و شکایت به نوعی برنامه ریزی برای رخ دادن اتفاقات ناگوار برای خود شخص است. کسی که ناله و شکایت می کند بدون اینکه خودش متوجه بشود در حال درخواست و سفارش اتفاقات ناخوشایند برای خودش می باشد. 

 

 

اتفاقات و حوادثی که در زندگی ما آدم ها بوجود می آیند هرگز تصادفی نیستند . یعنی قانون ایجاد شده در کائنات به این گونه نست که حوادث و رویدادهای زندگی هر فردی ، همینطوری بصورت اتفاقی و تصادفی برایش رخ بدهد. چون اگر اینگونه بود قطعا در عدالت بی مثال خداوند مهربان شک و شبه بوجود می آمد. آنگاه یکی باید بصورت تصادفی اتفاقات ناگوار بیشتری را نسبت به دیگری تجربه می کرد. چرا باید یک نفر نسبت به شخص دیگر اتفاقات ناگوار بیشتری را تجربه نماید. پس خداوند مهربان با ایجاد و قرار دادن این قانون منطقی در کائنات ، عدالت محض را نسبت به بندگانش ایجاد کرده است. تا دیگر برای هیچ کسی بهانه ای باقی نماند . هرکسی نسبت به خواست و تقاضای خودش ، میزان و کیفیت اتفاقات خوب یا بد را تعیین کند.

 

 

بارها شنیده اید و یا اینکه شاید برای خودتان هم پیش آمده باشد که در اثر یک  زمین خوردن ساده و معمولی ، دچار شکستگی دست یا پا شده باشید و مدتی دست یا پای شما در گچ بوده باشد . و احتمالا" شنیده اید که شخصی از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده و زنده مانده است . نگارنده خود با مادری صحبت کردم که فرزندش که حدود 17 سال داشته از طبقه چهارم یک آپارتمان به پائین سقوط کرده است و حدود یکسال دست و پا و کمرش تحت نظر و مراقبت بوده است . استخوان هایش شکسته شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بعد حدود دو سال این شخص درحال حاضر صحیح و سالم است و مشغول به کار و زندگی می باشد . گاهی اوقات اتفاقات عجیبی رخ میدهد که موجب تعجب آدم میشود. آدم هایی بوده اند که از بالای یک نردبان یک یا  دو متری سقوط کرده اند و بعد مدتی از دنیا رفته اند. یا اینکه بارها در کلیپ های اینستاگرام یا تلگرام شاهد صحنه هایی بوده اید که آدم ها به طرز معجزه آسایی از تصادف با اتومبیل ها جان سالم به در می برند و در جایی دیگر هم چرخ یک اتومبیل کنده شده و یکراست به سراغ عابری که در پیاده رو در حال قدم زدن است برخورد کرده و او را به دیار باقی رهسپار میکند. 

 

 

به نظر شما اینها تصادفی هستند. قطعا" تصادفی در کار نیست. 

اطمینان داشته باشید کسی که همواره افکار مثبت و کلام مثبت و اعمال مثبت انجام می دهد محال است که دچار حادثه ای ناگوار بشود. الان ممکن است با خودتان بگوئید ، این چه حرفی است ، من خودم کسانی را می شناسم که خیلی آدم های خوبی هستند اما مثلا اتفاق ناگواری را تجربه کرده اند. 

 

 

توجه داشته باشید قضاوت در مورد هرکسی ، فقط توسط خودش ارزش خواهد داشت. من در زندگی عمومی و اجتماعی و در ظاهر ، ممکن است طوری رفتار نمایم که از نظر اطرافیانم یک آدم خوب و مثبت به نظر بیایم . رفتارم موجه و خوب جلوه کند . اما من در درون خودم و در باطن می دانم که چگونه آدمی هستم. کسی جز خدا و خود من از افکارم با خبر نیست. از نیت دل من خدا و خودم آگاه است. 

و جالب اینجاست که نیت و افکار و احساسات درونی ماست که باعث میشود کیفیت اتفاقات زندگی ما دشتخوش تغییر و دگرگونی شوند نه آن رفتاری که ما در ظاهر با دیگران داریم. 

کسی که دائم افکار منفی در سر دارد . حسود است یا کینه توز است و یا زود خشمگین میشود و عصبانی می گردد ، و یا اینکه دائما" در حال شکوه و شکایت از زمین و زمان است ، این آدم حتی اگر ظاهر موجهی هم داشته باشد قطعا" با پیام های منفی که از طریق احساس و افکار خود به کائنات ارسال میکند باید شاهد و منتظر اتفاقات وحوادث ناگواری باشد. 

 

 

زمانی که شخصی شروع به ناله و شکایت میکند ، ضمیرناخودآگاهش این پیام های منفی را دریافت و به همراه یک احساس مخصوص آن ، به کائنات ارسال میکنند. کائنات بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها بر اساس واقعیت است یا نه ، شروع به آنالیز وضعیت زندگی آن شخص میکنند. 

لازم به ذکر است که از نظر کائنات ، نوع پیام های ارسال شده از طرف هرکسی باید با کیفیت زندگی او همخوانی داشته باشد. یعنی امکان ندارد که کسی پیام های منفی به کائنات ارسال کند ،درحالی که زندگی معمولی و عادی را درحال تجربه کردن است . این برای کائنات قابل قبول نیست. پیام های منفی هماهنگ و همخوان و هم  نوع اتفاقات زندگی هستند. 

 

 

به همین دلیل است که دانشمندان تکنولوژی فکر و عرفا ، به کرات توصیه میکنند که هرگز افکار و احساسات منفی در وجود خود ایجاد نکنید . از کلمات و  واژه های منفی استفاده نکنید. چرا که این ها همگی دارای انرژی هستند و بعد از ارسال شدن به کائنات ، دقیقا" معادل همان ها را باید در زندگی روزمره تجربه نمائیم.

همانگونه گفته شد ، وقتی کسی ناله و شکایت میکند و به صورت تکرار به این کار ادامه میدهد، پیام هایی منفی به کائنات ارسال میشود. کائنات با بررسی وضعیت زندگی آن شخص ، متوجه میشوند که ماهیت این پیام ها با وضعیت زندگی این شخص درحال حاضر همخوانی ندارد. به عبارتی این پیام های منفی برای کائنات به معنی اتفاقات و حوادث و رویدادهای منفی و ناخوشایند است. 

 

 

لذا وقتی کائنات به زندگی روزمره این شخص توجه میکند ،اصلا " تعجب نمیکند که چرا نوع پیام های دریافت شده با نوع و کیفیت اتفاقات زندگی ایشان مغایرت دارد. کائنات طبق برنامه ای که برای خود دارند ، باید کیفیت اتفاقات زندگی آن شخص را دقیقا" با نوع ماهیت پیام هایی که دریافت کرده اند ، هماهنگ کنند. 

در اینجا مشاهده می کنیم که آن شخص دچار تصادفات زیادی میشود. زود به زود بیمار میشود و راهی بیمارستان می شود. بدهی به بار می آورد . شکست های پی در پی را در زندگی تجربه میکند. و خلاصه بد بیاری پشت بد بیاری برایش رخ میدهند.

 

 

و شاید هرگز خود متوجه نشود که باعث و بانی تمام این حوادث خودش است. اگر هم به او بگوئید ، با عصبانیت خواهد گفت ، این ها چرند  است . مگر من چه کار کرده ام. 

اما حقیقت این است که این اتفاقات همگی بخاطر همان شکوه و شکایتی است که او بارها به زبان آورده است و احساس بدی را در خود ایجاد نموده است. 

آیا نمی توان بجای شکوه وشکایت کردن از زمین و زمان ، از کلمات واژه های زیبا استفاده کرد. آیا نمی توان بجای شکوه و شکایت ، شکر گزاری کرد. روش سپاس گزاری را پیشه نمود؟

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند ، کفر ، نعمت از کفت بیرون کند.

وقتی که کسی شروع به ناله و شکایت میکند ، کائنات نمی توانند بفهمند که این شخص فقط زبانش درحال ناله وشکایت است . زندگی معمولی دارد و نه درگیر بیماری و بیمارستان است و نه تصادفی کرده و یا اینکه اتفاق بدی را تجربه کرده است. کائنات کاری به این چیزها ندارد. 

وقتی کسی در رستوران منوی غذا را دریافت میکند و از روی آن سفارش ماهی پلو می دهد ، گارسون دیگر کاری ندارد که ماهی برای او ضرر دارد یا ندارد. گارسون رستوران موظف است دقیقا" همان چیزی را بیاورد که وی سفارش داده است. 

لذا وقتی کسی دائما" در حال ناشکری و ناله وشکایت از زمین و زمان است ، کائنات نمی تواند متوجه شود که او منظور دیگری دارد . او درحال خالی کردن دق و دلی خودش است . کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات دقیقا" بر مبنای سخنان و افکار و احساسات ما واکنش نشان میدهند. 

در مقابل کسانی که همیشه شکر گزار هستند و بابت تک تک داشته هایشان سپاسگزار خداوند مهربان هستند، نه تنها اتفاقات ناگوار را تجربه نمی کنند بلکه همواره کیفیت اتفاقات زندگی آنها به بهترین شکل ممکن رخداد میکند. زیرا که آنها به نوعی کائنات را گول می زنند. آنها با شکر گزاری و احساس خوشحالی ، به کائنات این پیام را ارسال میکنند که انگار درحال استفاده از بهترین های زندگی هستند. شاید در آن لحظه آن بهترین هایی که مورد نظرش است ، برایش مهیا نباشد ، اما او با ارسال این افکار و احساسات و پیام ها به کائنات ، به کائنات یک پیام مثبت و زیبا ارسال کرده است. 

کائنات با دریافت این پیام شروع به آنالیز کردن وضعیت زندگی وی می کنند. بعد از بررسی متوجه میشوند که زندگی فعلی این شخص دقیقا" با آن مقدار پیام های مثبت که حاوی شکرگزاری وخوشحالی است ، هماهنگ نیست. پس طبق وظیفه ای که بر عهده دارد ، شروع به چیدمان زندگی این شخص به گونه ای میکند که با آن پیام های دریافتی وی همخوانی داشته باشد. 

لذا بعد از مدتی شاهد اتفاقات خوب یکی پس از دیگری میشویم. خبرهای خوب پشت سر هم رخ میدهند. از حوادث ناگوار دور می ماند. رنگ و بوی بیماری و بیمارستان را فراموش میکند. و یک زندگی لذت بخش را تجربه میکند. جالب اینجاست که کیفیت این اتفاقات خوب هر روز بهتر از روز قبل میشود. یعنی کائنات دائما" در صدد هستند تا شکل و کیفیت زندگی وی را طوری برنامه طوری چیدمان کنند که با افکار و احساسات دریافت شده همخوانی داشته باشد. 

حالا دیگر هرکسی خودش مختار است که تعیین کند دوست دارد کیفیت اتفاقات زندگی اش چگونه رخ بدهند. 

بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست ، از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

هیچ اتفاقی تصادفی رخ نمیدهد مگر اینکه ما با سخنان و افکار و احساسات خودمان ، آنرا به زندگی خودمان دعوت کرده باشیم.

باید بابت تک تک داشته هایمان شکرگزار باشیم. شکرگزاری تکنیکی بسیار ساده و در عین حال ارزشمند است که میتوان براحتی سر کائنات را گول مالید و بهترین ها را به زندگی خود دعوت کرد. 

در پایان یاد آور میشوم که کائنات ، عبارت است از : مجموع تمام هستی  به غیر از وجود نازنین خداوند مهربان و دوست داشتنی و خود شما را کائنات می گویند. 

بعبارتی نگارنده این مطالب در گروه همان کائنات است که به دستور شما این مطالب را نوشته و شما در حال حاضر درحال مطالعه آن هستید. یعنی شما در ذهن خود این مطالب را به کائنات سفارش داده اید و کائنات نویسنده را در سر راه شما قرار داده است. شما میتوانستید چیز دیگری در قالب پیام به ضمیرناخودآگاهتان ارسال کنید و مثلا" یک رمان یا یک داستان تخیلی را در مقابل شما قرار بدهد. شما هر آنچه را که با افکار و احساسات خودتان درخواست کنید همان نصیب شما خواهد شد. مهم این است که شما  چه میخواهید. خوشی و سلامتی میخواهید ؟ اتفاقات زیبا و خوشایند میخواهید؟ دقیقا" چه میخواهید؟ 

خیلی ساده است. اصلا" پیچیده نیست. فقط کافیست مراقب سخنان و احساسات خود باشید. سخنان و کلام منفی و ناپسند به زبان نیاورید. خوب اگر این کار را نکنید قطعا" اگر اتفاق ناگواری رخ بدهد کسی جز خودتان مقصر نیست. 

اجازه ندهید هیچ چیز منفی و ناپسندی را ببینید یا بشنوید. کارهایی انجام ندهید که احساس شما را خراب کند. افکار مفنی که حاوی یاس و نا امیدی است به ذهن خود راه ندهید. 

به یادداشته باشید که خداوندی که شما را آفریده ، هنوز هم شما را دوست دارد. در هر لحظه در حال نگاه کردن و توجه به شماست. ما شاید نگاه او را احساس نکنیم اما او هر لحظه به ما نگاه میکند و مراقب ماست. او بسیار مهربان است و خودش گفته اگر ما یک قدم به سمت او برداریم او ده قدم بر میدارد.پس وقتی طرف حساب ما چنین خدایی مهربان است ، بی توجهی به وی و ناشکری کردن ، خودکشی محض است. وقتی که میتوان با کلام زیبا و احساس خوب ، هر آنچه را که دوست داری از خدای مهربانت بخواهی ، چرا باید نا امید باشی. چرا باید ناشکر باشی. 

گاهی اوقات ما بواسطه ی اطلاعات غلطی که بدست آورده ایم ، تصور میکنیم که خداوند در آسمان هاست و آنقدر دور است که ما هیچ دسترسی به وی نداریم. درحالی که خداوند خودش فرموده است که من از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم. 

منظور از رگ گردن به شما نزدیک تر هستم ، اشاره به حضور مهربانش در ضمیرناخودآگاه ماست. ضمیرناخودآگاه ما ، مقر قدرت بی همتای خداوند مهربان است. 

اگر بتوانی همواره پیام های مثبت و زیبا به ضمیرناخودآگاهت ارسال کنی ، درواقع انگار هر لحظه از خداوند مهربان در حال خواستن چیزهای خوب بیشتری هستی. 

ممکن است بگوئی که من تا کنون خیلی با خدا صحبت کرده ام و خیلی چیزها خواسته ام ، اما هنوز خبری نیست. 

دوست من به یادداشته باش که دقیقا" همان لحظه ای درحال دعا و درخواست از خداوند مهربان هستی ، خداوند درحال دیدن و شنیدن خواسته ی توست و تو را نظاره میکند. اما به یاد داشته باش که درخواست تو باید با محتویات پیام هایی که به ضمیرناخودآگاهت ارسال میکنی همخوانی داشته باشد. یعنی کلام تو و سخنانت و اعمالت و احساس تو ، باید با خواسته ی تو یکی باشد. باید هم معنی و هم خوانی داشته باشند. نمیشود نا امید باشی و افسرده و آنگاه از خداوند چیزی طلب کنی. نمی شود ناشکر و ناسپاس باشی و آنگاه دعایی کنی و انتظار اجابت داشته باشی. 

نمیشود که ناشاد و ناخوشنود باشی و غمگین و در عین حال مشغول دعا و درخواست باشی . 

خداوند دوست دارد تو را همیشه شاد و خوشحال ببیند. در همه حال امید وار به خودش ببینید. شکرگزار و سپاسگزار باشی. مهربان باشی. خیرخواه دیگران باشی. ازار و اذیتت به کسی نرسد. خلاصه مطلب اینکه " آدم " باشی . آنگاه درخواست تو با محتویات ضمیرناخودآگاهت هماهنگ شده و در یک چشم به هم زدن خواسته و دعای خوب تو اجابت میشود. 

خداوند مهربان اهل غرور و تکبر نیست که بخواهد بنده گانش را سر بدواند . او بسیار مهربان و رئوف است نسبت به مخلوقات خودش. کسی که حتی از مادر برای نوزاد و فرزندش مهربان تر است. 

معاذالله و بلاتشبیه ، در یک مدرسه و یا خانه ، وقتی یک بچه ای بیش از  حد شلوغ میکند و بی انضباطی از خودش نشان میدهد نهایت پس از یکی دو ساعت ، تنبیه میشود ، اما می بینیم که بنده ای روزها و ماه ها و سالها ، کار خطایی را تکرار میکند و خداوند مهربان همچنان فرصت بازگشت میدهد. خداوند مهربان حتی به راحتی دست به تنبیه هم نمی زند و مدت ها فرصت برگشت می دهد. 

پس چنین خدایی مهربان و بی مثال ، هر لحظه سخنان ما را میشنود و ما را می بیند . و هر آنچه را که از صمیم قلب بخواهیم به طوری که احساس کنیم او همین الان دعای ما را می شنود و ما را می بیند ، یقین بدانید که دعایتان مستجاب خواهد شد. 

همین الان با خدای مهربانت آشتی کن . چگونه؟

از این لحظه تصمیم بگیر که همیشه از کلمات ، سخنان ، و واژه های مثبت و زیبا استفاده کنی. 

احساس مثبت و خوبی همراه با شادی و شکرگزاری داشته باشی .

همیشه به خدای مهربانت امیدوار باشی و او را به معنای واقعی دوست بداری. مانند بهترین و صمیمی ترین دوست خودت . 

از ناامیدی و یاس و افسردگی دوری کنی. 

بعد از آن منتظر معجزات زیبای خداوند مهربان باش.

 

 

 


خداوند دوست داشتنی ما

موفقیت و موانع رسیدن به آن قسمت دوم

 

سخن گفتن و سخن شنیدن

سخنانی که ما به زبان می آوریم و یا می شنویم ، همگی دارای انرژی هستند. طبق قانون فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. بنابراین شما باید به شدت مراقب باشید که با چه کسی صحبت می کنید و چه چیزهایی می شنوید.

آدمهای منفی باف در اطراف شما کم نیستند. افرادی که خواسته یا ناخواسته ، با بیان سخنان یاس آلوده ، موجب می شوند تا  شما از هدف و ایده ی خود دورتر و دورتر بشوید. آنها با بیان کلماتی که ظاهرا" شکل و بوی دلسوزانه دارند ، سعی می کنند تا شما را مجاب نمایند که ، دست از هدف و ایده خود بردارید و به همان زندگی معمولی و روزمره خود ادامه بدهید. لازم به گفتن نیست که ، آدمهای خیلی کمی در اطراف شما هستند که به واقع دوست دار موفقیت و پیشرفت شما باشند. ( البته اگر شما علم غیب داشتید و میتوانستید درون و ذهن اطرافیانتان را بخوانید ، آنگاه بیشتر ممکن بود بخاطر این واقعیت تلخ ، اذیت بشوید).

شاید به جرات بتوان گفت که سخن گفتن نقش بسیار کلیدی و حیاتی در روابط آدم ها دارد.

چه ازدواج ها که به تلخی و جدایی کشیده شده ، فقط بخاطر زبان و سخنان طرفین.

چه رابطه های فامیلی و خانوادگی که بریده شده ، فقط به خاطر اینکه مراقب سخنان خود نبوده اند.

چه دوستی هایی که از بین رفته .

مردی که دائما" از همسر خود زخم زبان می شنود، هرگز نخواهد توانست موفقیت و پیروزی در زندگی و یا حرفه و شغل خود را تجربه کند.

دانش آموزی که دائما" از جانب پدر یا مادر خود و یا معلم خود ، سخنان منفی و نا امید کننده می شنود ، امید چندانی به پیشرفت و موفقیتش نیست.

ایکاش می شد کنترل شده حرف زد. ایکاش میشد سنجیده سخن گفت. اما افسوس که براحتی سخن می گوئیم و براحتی آب خوردن هم می شنویم.

زمانی که شما قصد انجام کاری را دارید ، نباید در مورد هدف و ایده خود با دیگران صحبت کنید. اگر کسی از نقشه و برنامه شما مطلع بشود مطمئن باشید که با سخنانی که به زبان خواهد آورد ، انگیزه و نگاه شما را نسبت به کار و  هدفتان را دچار دستخوش تغییرات نامطلوب خواهد نمود.

شاید بگوئید که چرا اینقدر بد بینانه به این موضوع نگاه میکنم. اما حقیقت ماجرا این است که این موضوع اصلا" شوخی بردار نیست. این مسئله به قدری مهم و حائز اهمیت است که حتی نباید به نزدیک ترین افراد پیرامون خود در این زمینه خاص اعتماد نمائید. وقتی نقشه و برنامه ای برای اجرا دارید هیچ کسی ، حتی پدر و مادرتان و یا همسرتان نباید از آن مطلع بشود. زیرا خیلی از مواقع آنها بدون اینکه حتی منظور خاصی داشته باشند با سخنانشان باعث میشوند که شما بصورت اتوماتیک از هدف خود دور بشوید.

تاثیر سخنان دیگران روی ما فقط ، روی برنامه و نقشه های کاری ما تاثیر منفی نمی گذارد بلکه این تاثیرات میتواند بر روی روحیه و احساس ما هم نقش داشته باشد. وقتی شما با شخصی که سخنان منفی به کار می برد صحبت میکنید بصورت قطع ، روحیه و باور شما خراب میشود. وقتی هم که احساس شما خراب بشود متعاقبا" کیفیت اتفاقات زندگی اتان خراب میشود.

دیگران نظرات و ایده های خود را بر مبنای نگاه و بینش خودشان بیان میکنند. آنها دنیا را با چشم خودشان می بینند نه با چشمان شما. نه با نگاه و عقیده شما. وقتی شما براحتی تحت تاثیر سخنان کسی که سخنان منفی بیان میکند قرار میگیرید ، ناخواسته دیدتان نسبت به هدف و نقشه های کاری و زندگی اتان تغییر میکند. مایوس می شوید و دیگر احساس میکنید نیازی به تلاش و ادامه دادن نیست.

وقتی با آدمی که منفی باف است روبرو شدید( هرکسی که میخواهد باشد . فرقی نمیکند) اگر میتوانید آن محل را ترک کنید که هیچ ، بلافاصله محل را ترک کنید. اما اگر نمی توانید بنا به دلایلی محل را ترک کنید ، راه چاره شما " سکوت " است. فقط سکوت کنید و هیچ پاسخی به وی ندهید. بعضی آدمهای منفی باف گاهی حتی بدون اینکه خودشان متوجه باشند جملاتی را بیان میکنند که میتواند روحیه و احساس شما را خراب کند لذا در اینگونه مواقع نباید با او به بحث و جدل بپردازید. سکوت کنید و اجازه بدهید او توپ هایش را به سمت زمین شما پرتاب کند. بلاخره توپ هایش دیر یا زود تمام خواهد شد. وقتی شما با کسی درحال مکالمه هستید مانند بازی تنیس ، در حال رد و بدل کردن توپ به سمت یکدیگر هستید. بارها شده که هنگام صحبت کردن با کسی ، از نگاه سرد و سکوت معنادارش خسته شده اید و ترجیح داده اید که دیگر این موضوع را ادامه ندهید. این دقیقا همان زمانی است که طرف مقابل شما دیگر توپی به سمت شما پرتاب نمیکند و شما زمانی متوجه می شوید که دیگر توپی برای ارسال ندارید و مجبور میشوید که ساکت بشوید.

اگر با شخصی مواجه شدید که سخنانش شما را اذیت میکرد فقط سکوت کنید و گاهی نگاه معنا داری به وی بکنید. بصورت خودکار ساکت خواهد شد و دیگر آن موضوع را ادامه نخواهد داد.

البته این کار به نوعی توهین برای شخص مقابل تلقی خواهد شد. لطفا فقط زمانی از این تکنیک استفاده کنید که دیگر احساس کرده باشید که سخنانش واقعا برایتان مفید نیست و میتواند به روحیه و احساس شما آسیب وارد کند.

اگر میتوانستید یک رمز ورود به زبان و گوش خود بزنید آنگاه اتفاقات معجزه آسایی را در زندگی خود مشاهده می کردید. مثلا هروقت کسی میخواست سخنی را وارد ذهن شما بکند، گوش شما با مرور و آنالیز کردن آن سخنان ، یا اجازه ورود میداد یا نمیداد. یا هنگام سخن گفتن هم همینطور. وقتی میخواستید سخنی به زبان بیاورید ابتدا کمی فکر میکردید که آیا این سخن خوشایند خودم و اطرافیانم هست یا خیر؟

در پایان یادآوی میکنم که اگر ما حتی اصلا" سخنی به زبان نیاوریم ، هرگز به ما نخواهند گفت : لال ! یا اگر پاسخ هر سخنی را ندهیم هم نخواهند گفت که ایشان ناشنوا هستند و چیزی نشنیدند.

هرچند اگر به ما کر و لال بگویند بهتر از آن است که چیزهایی بشنویم و یا بگوییم که مایه دردسر و خراب شدن احساس و ایده های ما بشود.


شادی خودت را مشروط نکن

 

 

شادی خودت را مشروط نکن !

 

آدمها معمولا" بیشتر به نداشته هایشان فکر می کنند تا داشته هایشان. بیشتر به چیزهایی فکر میکنند و در باره اش حرف می زنند که هم اکنون در اختیار ندارند. درحالی که برای موفقیت و رسیدن به خواسته ها و اهداف خود در زندگی ، باید ابتدا به هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است نگاه کنید و بابت تک تک آنها قدردان و شکرگزار باشید...

 

ادامه مطلب...

 


شادی خودت را مشروط نکن

نگرانی قاتل آرامش

در ویکی پدیا نگرانی اینگونه تعریف  شده : نگرانی یا دلواپسی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند با عامل تهدید بیرونی مبارزه کند و جلوی آنرا بگیرد.احساس نگرانی با اضطراب یا توجه بیش از حد به مسائل واقعی یا خیالی همراه است.این مسائل یا به خود شخص مربوط است مانند مسائل مالی یا سلامتی و یا به محیط اطراف وی مانند آلودگی محیط یا  تغییرات تکنولوژی و جامعه مربوط میشود.اکثر مردم با نگرانی های کوتاه مدت در زندگی خود روبروه بوده اند. نگرانی به اندازه طبیعی خود میتواند تاثیرات مثبتی داشته باشد، چون باعث میشود که شخص اقدامات پیش گیرانه انجام بدهد.( مانند بستن کمربند ایمنی خودرو  و یا خرید بیمه آتش سوزی) و یا اینکه از ریسک های خطرناک پرهیز کند.(مانند عصبانی کردن حیوانات وحشی و یا بد مستی) و در برخی موارد نگرانی تاثیرات منفی ممکن است داشته باشد ( مانند بروز افسردگی).

 

 

این توضیح مختصری از معنی واژه ی نگرانی و استرس بود که عینا" از ویکی پدیا نقل شد . (ما با آن قسمتی که از نگرانی به عنوان یک عامل پیشگرانه  یاد شده کاری نداریم. سخن ما با آن قسمت از  نگرانی است که موجب میشود تا حال ما خراب شده و آرامش را از دست بدهیم.)همانگونه که ملاحظه می کنید نگرانی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند تا با عامل تهدید بیرونی مبارزه کرده و جلوی آنرا بگیرد.در این هنگام ذهن یک تصویر کامل و قوی با تمام جزئیات از عامل آن نگرانی ایجاد میکند و لحظه به لحظه مشغول  پردازش آن میشود.

شاید گمان کنید که ذهن فقط یک تصویر ساده از آن عامل نگرانی دریافت و ساخته و پرداخته کرده و تمام . اما این چنین نیست. ذهن با قدرت خارق العاده ای که در تجسم و خلق تصاویر دارد ، میتواند در هر لحظه با ایجاد یک تصویر بهتر و جدیدتر ما را با مخاطرات و میزان تهدیدی که  آن عامل نگرانی میتواند برای ما داشته باشد ، به شکل شدیدتر و بزرگتر  مواجه نماید.

درحالی که ممکن است آن عامل نگرانی اصلا" تا این حد خطر آفرین و نگران کننده نباشد. پس چه چیزی باعث میشود که هنگام نگرانی ما آسیب ببینیم؟

اجازه بدهید مثالی ذکر کنم.با  یک ساز ویولون یا پیانو ، هم میتوان آهنگ شاد نواخت و هم آهنگ غمگین! هرکدام از این آهنگ ها برای اجرا باید توسط یک نوازنده ماهر و بر مبنای یک نت نواخته بشود.ذهن ما هم دقیقا" اینگونه عمل میکند.اصلا" اهمیتی برای ذهن ندارد که این پیام ها خوب هستند یا بد ؟ منفی هستند یا مثبت؟ به نفع ما هستند یا به ضرر ما؟ طبق هر آنچه که دریافت میکند عکس العمل نشان میدهد.مانند نت هایی که یا آهنگ شاد بوجود می آورند یا آهنگ غمگین. اینجا دیگر آن ساز مقصر نیست. ساز کار خودش را انجام میدهد. حالا  وقتی ما یک پیام نگران کننده دریافت می کنیم ذهنمان  ابتدا یک تصویر کلی از آن ایجاد کرده و بصورت مستقیم به ضمیرناخودآگاه ارسال میکند. در لحظات اول ضمیرناخودآگاه ما هنوز احساس خاصی را دریافت نکرده و فقط یک تصویر دریافت نموده است. وقتی که ما روی آن عامل نگرانی متمرکز می شویم و شروع به تجزیه و تحلیلش میکنیم در واقع لحظه به لحظه درحال ارسال پیام ها و ارتعاشات منفی جدید از آن یک عامل نگرانی به ضمیرناخودآگاه خودهستیم. همزمان با ارسال این پیام ها ، احساس مربوط به آن هم توسط ضمیرناخودآگاه ایجاد میشود.

ضمیرناخودآگاه احساسی معادل همان پیام هایی که دریافت نموده است ایجاد میکند نه ذره ای کمتر و نه بیشتر. بخاطر همین است که همیشه میگویند هنگام بروز یک حادثه و اتفاق ناگوار ، هرگز دستپاچه نشده و آرامش خود را حفظ کنید. این دقیقا" به خاطر همان است که با افزایش میزان نگرانی و اضطراب ، میزان پیام های ارسالی منفی به ضمیرناخودآگاه هم افزایش می یابد. ضمیرناخودآگاه هرچه بیشتر از این پیام ها و مشابه آن دریافت نماید به همان اندازه احساس قوی تری در شخص ایجاد میکند. شخص غمگین تر و افسرده تر میشود.

پس از تولید احساسات منفی قوی و هیجان انگیز ،این احساسات مجددا"توسط ضمیرناخودآگاه دریافت شده و به شکل تکامل یافته ای بصورت کدها و ارتعاشاتی خاص به کائنات ارسال میشود.به عبارتی ضمیرناخودآگاه ،  هم در ایجاد احساس نقش دارد و هم در ارسال آن به کائنات عمل میکند. این احساسات منفی که با ارتعاشات خاصی که حامل کدهایی با مضمون پیام های داده شده به ضمیرناخودآگاه است ، به کائنات رسیده و از این لحظه به بعد فعالیت کائنات آغاز میشود.

طبق تعریف جناب دکتر علیرضا آزمندیان ، کائنات عبارت است از ، تمامی موجودات عالم به جز خدای مهربان و شخص شما. یعنی به غیر از شما و خدای مهربان ، تمامی عالم هستی شامل کائنات میشوند. کائنات که شامل تمام هستی است شروع به کار نموده و بر مبنای احساسی که دریافت کرده است ، شروع به چیدمان اتفاقات آتی و آینده آدمها می نماید. شخصی که نگران بوده است و این نگرانی را کنترل نکرده و ادامه دار شده تا جایی که احساس مخصوص آن به کائنات رسیده حالا دیگر باید منتظر دریافت و شاهد اتفاقات بدتری باشد.

کائنات با کسی حساب شخصی ندارد. بد شانسی و بد اقبالی هم وجود ندارد. اشباهات وخطاهای خود را به گردن اینها نیندازید. شخصی که در مورد آن  صحبت میکنیم درحالی که هنوز مضطرب و نگران است و همچنان درحال ارائه ی اطلاعات منفی و ناگوار به ضمیرناخودآگاه خوداست ، حال و روز بدتری پیدا میکند و در ادامه با یک حادثه ناگواردیگر مواجه میشود. آن حادثه ی ناگوار جدید که میتواند مثلا" تصادف اتومبیل در بین راه رفتن به بیمارستان یا خانه یا محل کار  باشد ، مجددا" ایجاد افکار و احساسات منفی در آن شخص میکند. از آنجایی که این شخص قصد ندارد این افکار واحساسات منفی را متوقف نماید همچنان دردریافت و ارسال آنها به ضمیرناخودآگاه فعال است. ضمیرناخودآگاه هم بیکار نیست و این پیام ها را درقالب ارتعاشات و کدهایی خاص به کائنات منتقل میکند.

بعد از تجربه ی تصادف دوم ، همچنان احساس ناگوار ادامه دارد و همچنان کائنات در حال ارسال اتفاقات ناگوار هستند. آن شخص با ناراحتی و هیجان منفی به راه خود ادامه میدهد. اما در این بین خودش دچار یک حمله ی ضعیف قلبی میشود. با این اتفاق ، و تصور اینکه دیگر بدتر از این نمیشود شروع به ناله و فریاد از دست کائنات و زمین و زمان میکند و همچنان درحال ارائه و ارسال احساس بد و منفی به ضمیرناخودآگاه خود است. این فعالیت و چرخه بین آن شخص و ضمیرناخودآگاه و کائنات و کیفیت اتفاقات پیش رو همچنان ادامه دارد. آن شخص را به بیمارستان می رسانند اما از آنجایی که تصمیم ندارد دست از نگرانی بردارد و کمی واقع بینانه به موضوع نگاه کند همچنان درحال حرص خوردن و استرس و نگرانی است.

در این هنگام کائنات می بینند که اگر این شخص همچنان ادامه بدهد ممکن است سلامتی اش برای همیشه از دست برود یک فرصت به او داده و اینجا به نوعی پارتی بازی میکند و شخص را در یک حالت شوک و بیهوشی قرار داده تا دیگر نتواند بصورت ارادی و خودخواسته به نابودکردن خویش ادامه بدهد. کائنات بدون استثنا این ارفاق و کمک را برای همه آدمها منظور میکنند زیرا این خواست خداوند است.درحالی که خیلی ها فکر میکنند که وقتی کسی سکته میکند و یا بیهوش میشود و در بیمارستان تحث مراقب های ویژه قرار میگیرد دیگر کارش تمام است. دراصل کارش درحال تمام شدن بوده اما کائنات با این اتفاق درواقع او را بنوعی از دست خودش نجات داده اند. اما وقتی شخص از بیمارستان مرخص میشود ، معمولا" تلاشی برای بهبودی ذهن خود نمیکند و در اکثر مواقع همچنان به تکرار آن افکار و احساسات منفی در گذشته و قبل از این عارضه ادامه میدهند. بخاطر همین موضوع است که معمولا" بعد از این بحران ها وعارضه های مغزی یا قلبی ، کمتر کسی کاملا" به حالت اولیه بر میگردد و معمولا" دچار از کار افتادن و بی حس شدن قسمتی یا نیمی از بدن خودمیشوند.

کائنات نیمی از بدن آن شخص را بی حس و یا فلج میکند تا دیگر به تکرار اشتباهات و خطاهایی که میتوانست منجر به حتی مرگش بشود ادامه ندهد.

اما من شخصا" افرادی را دیده ام که حتی پس از گرفتار شدن به عارضه مغزی یا قلبی ، همچنان باز دست از عصبانیت و حرص خوردن بر نمی دارند. نگرانی و استرس لحظه ای رهایشان نمیکند.درواقع آنها نگرانی را رها نمیکنند.و پس از مدتی دیگر فرصتی که کائنات به آنها داده به اتمام می رسد و هیچ کسی نمیتواند برای بازگشت سلامتی او کاری انجام بدهد.

ادامه ...

 


نگرانی قاتل آرامش