پربازدیدترین ها آخرین ها پیشنهادی
کیفیت اتفاقات آینده

     کیفیت اتفاقات آینده

 

تاکسی با سوار شدن یک خانم در صندلی جلو و دو دختر خانم و یک آقا هم در صندلی عقب ، شروع به حرکت کرد. هنوز دقایقی از حرکتش نگذشته بود که در اولین تقاطع با اتومبیل پرایدی که درحال قطع کردن چهارراه بود تصادف کرد. تصادف شدیدی بود.آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود به خاطر نبستن کمربند ایمنی ، سرش با شیشه جلو برخورد کرد و به شدت آسیب دید. یکی از آن دو دختر خانم هم از ناحیه بینی آسیب دید. اما دختر خانم دیگر و آن آقا هیچ اتفاقی برایشان رخ  نداد.راننده هم هیچ آسیبی ندید


بخاطر مساعد نبودن وضعیت  جسمانی آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود ، راننده هم درگیر رسیدگی به وی بود و از کار و زندگی اش افتاده بود. اما فقط برای آن دختر خانم و آن آقا هیچ اتفاقی نیفتاد.

به نظر شما این عجیب نیست که در یک تصادف یکی به شدت آسیب می بیند و دیگری کمتر و یکی دیگر هم اصلا" هیچ اتفاقی برایش رخ نمی دهد؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟چرا حوادث به این شکل اتفاق می افتند؟ چه عاملی باعث میشود که کیفیت اتفاقات وحوادث در زندگی ما آدمها متفاوت باشد؟

همانطور که بارها و بارها در این وبسایت گفته ام ، هیچ اتفاق و حادثه ای در زندگی ما آدمها به وقوع نمی پیوندد مگر اینکه ما خودمان قبلا" به نوعی آنرا دعوت کرده باشیم. خوب الان شما میگویید مگر ممکن است که آدمی خودش ، اتفاقات ناگوار مثل تصادف و بیماری را برای خودش و با دست خودش جذب و دعوت نماید؟

بله . باید بگویم که متاسفانه چنین است. ما آدمها با افکار و احساسات و سخنانمان ، اتفاقات آینده را رقم می زنیم. کیفیت اتفاقات و حوادث آینده ، بستگی به سخنانی دارد که شما هم اکنون بر زبان جاری می سازید. کیفیت اتفاقات وحوادث زندگی در آینده ی شما بستگی به افکاری دارد که شما هم اکنون در سر خود دارید. کیفیت  اتفاقات زندگی شما در آینده بستگی به نوع احساسی دارد که شما هم اکنون در آن به سر می برید.

خیلی ها نمی دانند که تک تک کلمات و جملاتی که به زبان می آورند ، چگونه در شکل گیری کیفیت سرنوشت آنها موثر است. یعنی از کودکی این موضوع و اهمیت آن به درستی به ما آموزش داده نشده است. نه توسط والدین و نه توسط مربیان در مدرسه. به همین خاطر با تقلید از بزرگتر ها ، هرچه که به ذهنمان می رسد بلافاصله به زبان می آوریم. هرچه که می گویند براحتی می شنویم و هرچه را که نشانمان می دهند می بینیم. پس وقتی براحتی و هیچ مانعی می شنویم و می بینیم و فکر میکنیم و هر چه که به ذهنمان می رسد  به زبان می آوریم ، قاعدتا" دیگر نباید در انتظار حوادث و اتفاقات خوبی در زندگی خود باشیم و انتظار داشته باشیم سرنوشت ما مبارک از آب در بیاید.

کلماتی که به زبان می آورید دارای انرژی هستند. افکاری که از ذهن شما خطور می کنند هم دارای انرژی خاصی هستند.  تمام این کائنات عالم که ما هم جزئی از آن هستیم ، به نوعی از انرژی تشکیل شده است. طبق قانون  فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. انرژی سخنان منفی ، غم انگیر، یاس آلوده ، نا امید کننده ، متعاقبا" تبدیل به شکل دیگری از انرژی میشود.انرژی کلمات منفی تبدیل به انرژی دیگری به شکل یک اتفاق ناگوار میشود. انرژی افکار منفی تبدیل به شکل دیگری از انرژی به صورت یک بیماری خود را نشان میدهد. اصلا" گمان نکنید که شما هرچه دلتان خواست میتوانید به زبان بیاورید. هر کلمه ، هر ارتعاش فکری ، تبدیل به معادل خودشان میشوند. تبدیل به یک اتفاق میشوند. مطمئن باشید کسی بیخودی بیمار نمیشود. هیچ کسی الکی در بیمارستان بستری نمیشود.هیچ کسی براحتی و بدون دلیل دچار عارضه سکته قلبی یا مغزی نمیشود. مطمئن باشید که تمام این اتفاقات بواسطه ی سخنان ، افکار و احساسات منفی بوده است که آن شخص برای مدتی به آنها می پرداخته است. هرگز کسی که سخنان منفی به زبان نمی آورد شاهد اتفاقات و حوادث بد نمیشود. هرگز کسی که مثبت اندیش است ، اتفاق ناگواری را تجربه نمی کند. هیچ اتفاقی در زندگی شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان آنرا جذب کرده باشید. خودتان آنرا دعوت کرده باشید.

درمقابل ، کسانی را داریم که همیشه مثبت اندیش هستند. وقتی صحبت از کسی میشود و دیگران مشغول بد گویی هستند او هرگز لب به سخنان منفی نمی گشاید و همیشه از خوبی های دیگران میگوید. هرگز برای کسی بد نمیخواهد. برای همه دعا میکند و آرزوی سلامتی برای همه دارد. هرکمکی که ازدستش بر بیاید به دیگران میکند. مهربان است. برای هیچ کسی ایجاد مزاحمت و ناراحتی نمیکند. زبانش به بد نمی چرخد. درمورد خود و دیگران افکار منفی بکار نمی برد. خوب کائنات هم هوشمند هستند و طبق قوانین خاص خودشان طراحی شده اند. مگر میشود کسی که طبق قوانین کائنات رفتار میکند ، دچار حادثه ی دردناکی بشود؟ غیر ممکن است. این فرد در بدترین شرایط و زمانی که ناگوارترین اتفاقات روی میدهند ، جان سالم به در می برد و درکمال آرامش به سر خواهد برد. زیرا کائنات معادل سخنان و افکار و احساسات وی را به خودش بازگردانده اند.

افراد عصبی و پرخاشگر ، معمولا" اتفاقات ناگواری را تجربه میکنند. همیشه ناله و شکایت دارند که چرا همیشه باید آنها اتفاقات بد را تجربه کنند.بعضی ها زیاد تصادف میکنند. بعضی ها زیاد بیمار میشوند. بعضی ها هم اصلا" تصادف نمیکنند. بعضی ها هم معمولا"  اصلا" بیمار نمیشوند و کارشان به درمانگاه و بیمارستان نمیکشد.من تمام این افراد را دیده ام و از نزدیک با طرز تفکرات و سخنانشان آشنا هستم. این افراد کسانی بوده اند که هرگز غیبت کسی را نمی کرده اند. هرگز برای دیگران بدی نمی خواسته اند. هرگز ایجاد مزاحمت برای کسی نمی کردند. سرشان در کار خودشان بود.بد دهن نبودند. منفی باف نبوده اند.

آیا شما دوست دارید در کدام گروه باشید؟(یا اصلا" در کدام گروه هستید؟ )آیا دلتان می خواهد  که هرگز پایتان به درمانگاه و بیمارستان باز نشود؟ آیا دوست داریدکه هرگز دچار تصادف نشوید؟ آیا دوست دارید که پایتان به پاسگاه و کلانتری و دادگاه باز نشود؟

خوب قطعا" خواهید گفت بله دوست داریم .کدام آدم عاقل است که دوست داشته باشد در شرایط بد گرفتار باشد. بله درست است هیچ آدم عاقلی دوست ندارد اما اکثر همین آدمهای عاقلی که گرفتار این پیش آمدهای ناگوار میشوند نمیدانند که تمام آن حوادث را خودشان با دست و زبان و فکر و احساس خودشان دریافت کرده اند.

بارها دراین وبسایت گفته شده که از شرایط موجودتان احساس رضایت و شادی بکنید. هر آنچه راکه در اختیار دارید قدر بدانید و بابت تک تک داشته هایتان شکر گزار باشید. نمی گویم به فکر آینده و پیشرفت خودنباشید. اصلا" منظورم این نیست. میگویم با ناشکری کردن و نالیدن و دائما" این و آنرا به رخ خود و دیگران کشیدن ، باعث نشوید که در زندگی اتان اتفاقات بدی رخ بدهد که روز به روز از اهداف و خواسته هایتان دورتر بشوید. تصور کنید، شما وقتی سالم و سلامت و سرحال هستید بهتر میتوانید به سمت اهداف و خواسته هایتان بروید و موفق باشید یا درزمانی که بیمار شده اید و در بیمارستان بستری هستید؟ شما اگر ناشکری کنید و دائما" درحال ناله و شکایت باشید ، مطمئن باشید با احساس منفی که درخود ایجاد میکنید زمینه ی یک بیماری یا اتفاق ناگواری را فراهم میکنید.شما همچنان عقب و عقب تر خواهید رفت . این اتفاقات منفی اجازه نمیدهند که شما به هدف و آرزوی خودتان برسید. از یک طرف دوست دارید در زندگی پیشرفت کنید و از طرف دیگر اتفاقات و حوادث ناگوار را با سخنان و افکار و احساسات منفی ، به سمت خود جذب میکنید.خوب این امکان پذیر نیست.

همین الان در هر وضعیت و موقعیتی که هستید ، تصمیم بگیرید که به شدت مراقب زبانتان باشید. یادتان باشد  هر حرفی که بزنید به شکل یک انرژی در فضا پخش شده و به کائنات عالم میرسد. کائنات آن انرژی منفی را به شکل یک اتفاق و حادثه ناگوار به سمت شما باز میگرداند. مراقب باشید هر چیزی را نبینید. هر چیزی را نشنوید.به هر فکری توجه نکنید.خودتان را باکسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن خود با دیگران ، باعث میشود اعتماد به نفس شما صفر بشود. ضمیرناخودآگاهتان پیام های نا امید کننده و منفی دریافت میکند.روی کیفیت اتفاقات زندگی اتان تاثیر بد میگذارد.

 

ریختن زباله در خیابان

 کسی که موقع رانندگی در اتوبان ، یک مشت زباله که حاوی پوست میوه و شکلات، جعبه سیگار و یا پوست تخمه است را وسط اتوبان می ریزد و به خیال خودش از آنجا دور میشود، هرگز نیمتواند تصور کند که کائنات هوشمند هستند و لحظه به لحظه درحال فیلم برداری از ما و کارهایمان هستند. همان لحظه که آن شخص زباله ها را وسط اتوبان تخلیه میکند ، آسفالت خیابان که آن هم هوشمند است ، تصویر و پیامی به کائنات عالم ارسال میکند. مشخصات کامل اتومبیل و صاحب آن را هم برایش می فرستد. تمام این کارها در عرض یک ثانیه رخ میدهد. تصویر زباله ی ریخته شده در وسط اتوبان به شکل یک موج و ارتعاش منفی به کائنات عالم ارسال میشود. کائنات آن انرژی منفی دریافت شده را که کاملا" مشخص است از طرف چه کسی انجام شده  است را به شکل یک انرژی منفی دیگر به صاحب آن بر میگرداند. این موضوع و اتفاق آنقدر پیچیده است که من نمیدانم دقیقا" کائنات چگونه محاسبه میکنند که مثلا" مجازات یک مقدار زباله ریختن در وسط اتوبان چقدر است؟ و یا  انداختن یک آدامس در وسط خیابان چه مجازاتی دارد؟ یا انداختن یک ته سیگار مجازاتش چگونه است . این قوانین و میزان تعیین مجازات و پاداش توسط کائنات ، جزئی از اسرار کائنات  الهی است. خوب تا آنجا گفتم که شخصی زباله ای را وسط خیابان تخلیه میکند و خیال میکند که از شر زباله ها خلاص شده و همه چیز تمام شده است. نه تازه همه چیز الان شروع شده است. کمی جلوتر اتفاقی در انتظار است. یک تصادف ! پنچری اتومبیل ! یک بیماری! یک درگیری فیزیکی که منجر به صدمه دیدن میشود! یک تلفن و یک خبر بد ! خرابی اتومبیل و تعمیر اساسی موتور!

 

خرابی اتومبیل

نمیدانم شاید هرکدام از اینها رخ بدهند. شاید بعضی ها بخندند و بگویند که  چرت و پرت میگویم . اما باورکنید من تمام اینها را تجربه کرده ام. با چشم خودم دیده ام. تمام مطالبی که دراین وبسایت نوشته ام ، به نوعی همه را تجربه کرده ام. به خاطر همین است که آنقدر با جدیت وسماجت از تک تک شما دوستانی که این مطلب را میخوانید خواهش میکنم که قوانین کائنات را به شوخی و مسخره نگیرید. یک حرف بد و نیش دار به کسی زدن ، تاوان دارد. یک برخورد منفی و ناجور با کسی داشتن ، تاوان دارد. هر کاری که ما انجام می دهیم ، بازتاب خاص خودش را دارد. هر فکری که از سرمان میگذرد به زودی به شکل اتفاقات و حوادث خاصی که مطابق با همان اتفاقات است سرراهمان سبز میشود. هیچ اتفاقی تصادفی نیست.

گاهی اوقات پدر و مادرانی را می بینم که بدون اینکه حواسشان باشد ، بچه های خود را نفرین میکنند.از عباراتی چون ،ذلیل مرده ، الهی جز جگر بگیری، بری دیگه بر نگردی، درد بی درمون بگیری ، گمشو نمیخوام ریختتو ببینم، ... شاید باورتان نشود اما تک تک این جملات به شکل یک انرژی به کائنات ارسال میشود. کائنات این پیام ها را دریافت میکند. کائنات نمیتواند تشخیص بدهد که این پدر یا مادر ، به شوخی و یا از روی عصبانیت این جملات را به زبان می آورند و اصلا" منظور و قصدشان این نیست که خدای نخواسته برای بچه هایشان اتفاق ناگواری  رخ بدهد. اما کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات فقط دریافت میکنند. یک انرژی دریافت میکنند و یک انرژی پس میدهند. پس از مدتی اتفاقی ناگوار. تصادف، بیماری، و خیلی اتفاقات دیگر باعث میشود دل آن پدر یا مادر به سختی به درد آید. مدت ها گریه میکنند و ناله سر میدهند که خدایا چرا باید این مصیبت به سراغ فرزند من بیاید. فرزند بی گناه من چه تقصیری داشته است. فرزند شما هیچ تقصیری نداشته است ، سخنان نسنجیده ی شما که به شکل یک انرژی منفی برای کائنات ارسال شده ، این بلا را سر فرزندتان آورده است.

پس لطفا" حتی به شوخی هم از واژه ها و عبارت های منفی و نا امید کننده و غم انگیز استفاده نکنید.

هرچه کنی به خود کنی ..................گر همه نیک و بد کنی


 

باور و نقش آن در موفقیت

هر آنچه را که آدمی به خودش یا دیگران تلقین کند به شکل یک باور در ذهن ، نقش خواهد بست.

ضمیرناخودآگاه ، بدون اینکه از حقیقت موضوع با خبر باشد ، هر آنچه را که همراه با احساس و باور ، دریافت نماید ، تبدیل به معادل فیزیکی آن خواهد نمود.

برای روشن تر شدن مطلب توجه شما را به داستان آن چوپانی جلب میکنم که در صحرا وقتی زیر یک درخت پر از شاخ و برگ ، درحال استراحت بود ، ماری به وی نزدیک میشود و او را نیش میزند. مار بعد از نیش زدن چوپان بلافاصله مخفی میشود و در همین هنگام یک زنبور عسل در بالای سر چوپان نمایان میشود .

چوپان به " باور " اینکه ، آن زنبور نحیف او را نیش زده است ، جای زخم را با دهان خود می مکد و زهر را خارج نموده و دوباره به استراحت مشغول میشود.

بعد از یکی دو روز هم جای زخم کاملا" خوب میشود و دیگر هیچ اثری از آن زخم روی دست چوپان باقی نمی ماند.

اما چند وقت بعد یکبار دیگر آن چوپان درمعرض نیش قرار می گیرد اما این بار دیگر از نیش مار سمی خبری نبود بلکه این بار  واقعا" یک زنبور عسل او را نیش میزند.با این تفاوت  که وقتی چوپان به خودش می آید به جای دیدن زنبور عسل ، چشمش به یک مار سمی در کمی آن طرف تر می افتد.

چوپان با دیدن آن مار سمی و به این " باور "  که آن مار او را نیش زده است ، از جا برخواسته و هراسان پا به فرار میگذارد. آنقدر این " تلقین" نیش مار ، در وی قوی بوده است که دیگر حتی به روستا هم نمیتواند برسد و در بین راه از شدت وجود سمی که در خونش پیدا شده بود و افت فشار شدید از دنیا  می رود.

...

براستی آیا ممکن است که کسی توسط یک مار سمی نیش خورده باشد و هیچ اتفاقی هم رخ نداده باشد. حتی یک تب کوچک هم در او پدید نیامده باشد؟

و براستی چگونه ممکن است که شخصی توسط یک زنبور عسل معمولی و نحیف ، نیش بخورد و چند دقیقه بعد از دنیا برود؟

بله این امکان پذیر است . ضمیرناخودآگاه هر آدمی ، بصورت ناخودآگاهانه و ندانسته ، هر باوری را که همراه با احساس قوی باشد می پذیرد .

ضمیرناخودآگاه قادر نیست که بین نیش زنبور عسل و نیش مار سمی تفاوتی قائل بشود.

ضمیرناخودآگاه اصلا" کاری ندارد به اینکه آدمی توسط مار نیش میخورد یا زنبور عسل ، آنچه که برای ضمیرناخودآگاه مهم است این است که آن شخص باورش در مورد آن نیش چیست؟

حال اگر شخصی از خود یک تصور و باور قوی و مثبت داشته باشد ، ضمیرناخودآگاه همان باور را به معادل فیزیکی آن تبدیل میکند.

ورزشکاری که باور دارد نمیتواند در مقابل حریف خود مقاوت کند ، با اینکه هنوز به میدان نبرد وارد نشده ، قطعا" شکست را از قبل از آن خود نموده است.

ضمیرناخودآگاه کاری  ندارد که این ورزشکار واقعا" نیرومند است یا نه؟ یا اینکه در واقعیت میتواند در مقابل آن حریف خود مقاومت نموده و او را شکست بدهد ، بلکه ضمیرناخودآگاه به احساس و باور آن ورزشکار کار دارد.

دانش آموزی که خودش را نسبت به دانش آموزی دیگر ضعیف تلقی میکند و در فکر و اندیشه ی خود همیشه خود را یک سرو گردن پایین تر میداند ،علی الرغم داشتن استعداد خوب و ذهن قوی ، باز هم نسبت به آن دانش آموز عقب تر خواهد بود. زیرا همانگونه که اشاره شد ضمیرناخودآگاه اصلا" نمی داند که این دانش آموز واقعا با استداد است. اصلا" نمیداند که توانایی های بالقوه ی ایشان چقدر زیاد است. بلکه فقط به باورهایی که از طرف احساس وی دریافت میکند اهمیت میدهد و آنها را به مرحله ی عمل می رساند.

بقیه در ادامه مطلب...




بهترین ها را بخواهید

در قسمت قبل که با عنوان " تصمیمات عجولانه " بود ، در مورد ارتباط شما با اطرافیانتان گفتم که چگونه باید درخواست و تقاضایتان با شرایط فعلی شما مطابقت داشته باشد. اما این به دان معنی نیست که شما خواسته های محدودی نسبت به کائنات عالم و خودتان داشته باشید. شما میتوانید و قادر هستید که بی نهایت از خودتان و کائنات درخواست و دریافت نمایید.

     نکته بسیار مهم وظریفی وجود دارد که اکثر آدمها به آن توجه نمی کنند. یا اگر توجه نمایند سریع از آن عبور میکنند. آن نکته این است که آدمها فراموش میکنند که قبل از فرمان به  ضمیرناخودآگاه و کائنات ، برای بدست آوردن خواسته هایشان ، ابتدا باید خودشان را " آرام " نمایند. به عبارتی تا از درون خود "احساس آرامی " نداشته باشند نخواهند توانست چیزی را از بیرون دریافت نمایند.

درواقع دریافت کردن ، پیش نیازی به نام " احساس آرام و مثبت " می خواهد. اگر کسی آرامش نداشته باشد ، هرگز نخواهند توانست با طوفانی که در درونش وجود دارد برداشتی از زمین ذهن و باور خودداشته باشد. طوفان درون  موجب میشود تا شما نتوانید نمای مناسبی از داشته های خودتان و یا درخواست هایتان از کائنات را به خوبی ببینید.

اکثر آدمها دوست دارند به بهترین ها دست پیداکنند. اما عده کمی فقط میتوانند به این خواسته ها،  دست پیدا کنند. 

در این گونه مواقع شخص عصبی تر شده و به زمین و زمان دشنام می دهد که چرا من نمیتوانم علی الرغم درخواست ها و تمرکزهایی که بر روی خواسته هایم دارم ، آنها را بدست بیاورم.

همانگونه که اشاره شد ، شما ابتدا باید با خودتان کنار بیایید. تکلیفت خودتان را با خودتان روشن کنید. نمیشود که از یک طرف در درونتان مضطرب و پریشان باشید و طوفانی در وجودتان باشد و از طرف دیگر به یک هدف فکر کنید و دائما" بخواهید که به آن هدف برسید. شما ابتدا باید خودتان را آرام کنید. شما باید بدانید که تا زمانی که در درونتان آرامش وجود نداشته باشد هرگز به خواسته هایتان نخواهید رسید. 

مهم نیست که شما چه چیزی میخواهید. همانطور که در فیلم " راز " مشاهده می کنید ، برای  کائنات مقدار و اندازه ملاک نیست. کائنات برایش فرقی نمی کند که شما یک چیز خیلی گرانقیمت میخواهید یا یک چیز بسیار کوچک و ارزان قیمت مورد نظرتان است.کائنات طبق یک قانونمندی مشخص کار میکند. کائنات در درجه اول به نوع احساسی که همراه پیام های دریافتی از ضمیرناخودآگاه شما هستند توجه میکند. 

به یادداشته باشید که کائنات با احساس شما کار دارند. پیام هایی که شما از طریق ضمیرناخودآگاه به کائنات ارسال میکنید هرکدام حاوی یک احساس هستند. احساسی که به آن پیام هویت و شکل میدهد. کائنات به پیام های بدون احساس پاسخ نمی دهد. بخاطر همین است که خیلی ها با وجود اینکه بارها و بارها و شاید سالها به خواسته خود فکر میکنند و درموردش حرف میزنند اما هرگز به خواسته و هدف خود نمی رسند. دلیلش هیمن است که خواسته ها بدون احساس است.

هر پیامی احساسی خاص دارد. یعنی یک  کد مشخصی برای کائنات دارد. کائنات هنگام دریافت پیام های شما ، باید یک "کد " مشخص را دریافت کرده و نسبت به ماهیت آن کد ، اقدام نماید. شما وقتی فقط به یک اتومبیل فکر میکنید ، و با خود میگویید که من دلم میخواهد یک اتومبیل داشته باشم تا با آن به مسافرت بروم، این پیام ناقص است و در هیچ گروه و کدی طبقه بندی نمیشود.شما اگر سالیان سال هم این چنین پیامی را به کائنات ارسال کنید هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. پس لطفا هر پیامی که به کائنات ارسال میکنید حتما احساس مربوطه به آن را هم ارسال کنید تا پیام شما شناسایی شده و توسط کائنات مورد اجرا قرار بگیرد...

اکنون سوال این است که چگونه میتوان احساس لازم و کد مخصوص هر پیام ذهنی را تولید و سپس به کائنات ارسال نمود.

به زودی در این مورد مطلب جدیدی به نگارش در می آید.

تولید فکر و احساس

آیا میدانیدکه شما در مغز خودتان ، بزرگترین کارخانه تولید فکر و احساس را دارید؟

شما در هر لحظه ، با یادآوری موضوعی در ذهن خود و تجزیه و تحلیل آن ،  و یا دیدن و شنیدن و حرف زدن در مورد موضوعی خاص ، در واقع درحال تولید فکرو احساس و ارسال آن به کائنات عالم هستی می باشید.

ما آدمها بدون اینکه خودمان متوجه باشیم در هر لحظه درحال تولید فکر  و احساس هستیم. افکار  واحساساتی که به کائنات ارسال می کنیم در اصل ، کیفیت اتفاقات زندگی را در آینده برای ما رقم می زنند.

بعضی ها همیشه اتفاقات ناگوار و ناخوشایندی را در طول روز و شب  تجربه میکنند. همیشه درحال ناله و شکایت هستنید. مثل اینکه تمام مسائل دنیا ، آفریده شده اند تا او را اذیت و آزار نمایند.

در مقابل ، کسانی هم هستند که هر روز و شبشان از روز و شب قبل بهتر و قشنگ تر تکرار میشود. گویا آنها همیشه شانس دارند و اتفاقات خوب را یکی پس از دیگری تجربه میکنند.

اتفاقات خوب و بد ،  در زندگی ما آدمها منتظر سفارش ما هستند. اتفاقات خوب و بد  زندگی هرکسی ، منتظر دعوت آن شخص است.

این اتفاقات خوب و یا بد ، بدون دعوت ، هرگز وارد حریم خصوصی کسی نمیشوند. آنها خیلی مودب بوده  و بدون دعوت ما ، حضور پیدا نمیکنند.

اما این اتفاقات ، چگونه از طرف ما دعوت میشوند؟

...

 

ذهن ما طوری طراحی شده است که نگران هرچه باشیم  همان اتفاق برایمان رخ میدهد.

زیرا ذهن و ضمیرناخودآگاه ما قادر نیست که تشخیص بدهد که چه چیزی برای ما خوب است و چه چیزی بد!

وقتی ما در مورد یک اتفاق در آینده  استرس داریم و نگران هستیم که ممکن است چگونه رخ بدهد  درواقع آن اتفاق را به بدترین شکل ممکن درحال شکل دادن هستیم.

نگرانی و استرس از اتفاقات آینده در واقع پیامی دستوری به ضمیرناخودآگاه ما ارسال میکند و به وی گوشزد میکند که چنین اتفاقی را انتظار می کشم.

ضمیرناخودآگاه وقتی یک پیام حاوی نگرانی و استرس دریاف میکند بر طبق قانون و قاعده خودش رفتار می کند و دستوری به کائنات عالم صادر می کند که : ای

کائنات عالم , کیفیت اتفاقات آینده ی این شخص را به گونه ای برنامه ریزی و طراحی کنید که با میزان این نگرانی و استرس وی مطابقت داشته باشد.

حالا بر حسب اینکه میزان نگرانی و استرس ماچقدر باشد کیفیت بد بودن اتفاقات آینده هم به همان میزان خواهد بود.

(طبق تعریف جناب دکتر علیرضا  آزمندیان استاد ارجمند که در یکی از سمینارهای ارزشمند و پر بارشان فرمودند , کائنات به تمامی عالم هستی به غیر از خدای مهربان و خود شما گفته میشود.)

وقتی شما نگران رخ دادن اتفاقی در آینده میشوید و دائما" به آن به گونه ای نگران کننده فکر می کنید در واقع بصورت ناخواسته درحال ارسال پیام منفی و مخرب به ضمیرناخودآگاه خود هستید.

سیستم دریافت ضمیرناخودآگاه به گونه ای است که میتواند با قدرت تمام احساس ما را از افکار و گفتار و رفتار ما دریافت نماید و با دستوری که به کائنات میدهد معادل فیزیکی آنرا برایمان رقم بزند.

حالا سوال این است که چگونه میتوان این  نگرانی را برطرف نمود؟

هروقت یک موضوع نگران کننده در مورد آینده  به فکرتان آمد بلافاصله با خود بگویید که : 

من آن اتفاق را به بهترین شکل ممکن تجربه می کنیم.

آن اتفاق به همانگونه ای رخ میدهد که من دوست دارم.

من اطمینان دارم که آن اتفاق به زیباترین شکل ممکن رخدا می کند.

و آن اتفاق و پیش آمد را به همان گونه ایکه دوست دارید برایتان رخ بدهد در ذهن خود به تصویر بکشید. 

تصویرسازی ذهنی نمایید.در خیال خود آن اتفاق و حاذثه را مانند یک فیلم سینمایی  به همان گونه که دلخواهتان است تصویرسازی نمایید و ازنتیجه اش لذت ببرید.درحال حاضر این فقط یک تصور ذهنی است و خبری از واقعیت نیست اما به همین سادگی شما درحال شکل دادن به کیفیت اتفاق نگران کننده آینده هستید به بهترین شکل ممکن.

احساس آرامش و خوب رسیدن به آن را در ذهن خود بوجود بیاورید.

به یادداشته باشید که فقط فکرکردن تنها کافی نیست. شما باید با تصویرسازی و دیدن خود در آینده به همان شکلی که دوست دارید رخ بدهد را احساس کنید.

چطور وقتی شما یاد ترشک یا لواشک می افتید و تصورش را درذهن خود زنده می کنید احساس چشیدن آن به شما دست میدهد و ناخودآگاه بزاق دهانتان ترشح می شود  به همان شکل با تصویرسازی آن اتفاق به گونه ی دلخواهتان آنرا احساس کنید هرچند ممکن است واقعی به نظر نیاید.

و دیگر با آرامش و اطمینان خاطر ازاینکه کیفیت اتفاق آینده به همان شکل دلخواهتان رخ میدهد لحظاتتان را سپری کنید و به خود و ضمیرناخودآگاهتان اعتماد کنید.

پس از گذشت چند روز وقتی به آن روز موعود رسیدید خواهید دید که نگرانی شما کاملا بیمورد بوده و آن اتفاق یا اصلا رخ نداد یا به گونه ای رخ داد که باعث خوشحالی و رضایت شما شده است.

 


کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد