احساس آرام

نظرسنجی

خوش آمدید...ازاینکه از وبلاگ احساس آرام بازدید میکنید بی نهایت از شما سپاسگزارم. لطفا" عضو شوید تا از آخرین مطالب ارسالی آگاه شوید.







با احساس آرام و مثبت میتوان کیفیت


اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن


تجربه نمود.


حوادث خوب یا بد چگونه رخ می دهند؟

 

 

حوادث خوب یا بد ، چگونه رخ می دهند ؟

آیا اتفاقات خوب یا بد به معنی واقعی آن وجود دارند ؟

اتفاقات خوب کدام هستند و اتفاقات بد چه هستند؟

اتفاقات و حوادث زندگی ما ، نسبی هستند . بعبارتی اتفاق و حادثه ای بطور قطع خوب یا بد نیست

 


حوادث خوب یا بد چگونه رخ می دهند؟

کائنات کیلویی چند؟

 

 

کائنات کیلویی چند؟

 

در زمان های نه چندان خیلی دور ، یک آقایی بود که یک اتومبیل داشت . اتومبیل او روغن سوزی هم داشت . هر وقت که  اتومبیل خود را روشن می کرد ، آنگاه فضای پارکینک ساختمان پر  از دود می شد . یک روز او را دیدم . از او پرسیدم به کائنات اعتقاد داری؟ با خنده پاسخ داد : کائنات کیلویی چند؟

 

   دیدم خوب قیمت و ارزش کائنات و قوانین آنرا نمی داند ، پس دیگر نمی توانستم بیشتر از آن به او مطلبی بگویم.باید صبر می کردیم و می دیدیم که براستی کائنات کیلویی چند است ؟!

 


کائنات کیلویی چند؟

کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

 

 

همانگونه که می دانید هیچ رویدادی در زندگی آدمها بصورت تصادفی و شانسی رخ نمی دهد.

سخنان و افکار و احساسات ما آدم ها ، در شکل گیری کیفیت حوادثی که در آینده تجربه می کنیم بصورت مستقیم موثر هستند.

   گاهی اوقات شما ممکن است در حال تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند باشید. حادثه ای برای شما رخ داده که خودتان در گذشته با سخنان و افکار واحساسات منفی یا مثبت خود آنرا هم اکنون ایجاد نموده اید.

اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است اینکه ، آیا شما تمایل دارید مدت زمان این حادثه و رویدادی که هم اکنون در حال تجربه ی آن هستید ، زیاد باشد یا کوتاه . و این بستگی به نظر مستقیم شما دارد.

وقتی شخصی در معرض تجربه ی یک اتفاق ناخوشایند قرار می گیرد ، نوع برداشت و تفکرات و نگاه او نسبت به این حادثه نقش مهمی در اتمام یا ادامه دار بودن آن حادثه ی ناگوار خواهد داشت.

بعبارتی وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان خود را در شرایط و حال و هوا و احساسات همان اتفاق قرار بدهد ، مثل این است که دقیقا" لحظه به لحظه آن حادثه ی ناگوار برایش درحال تکرار است.

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، هرگز نمی توانند درک کنند که این احساس ناراحتی در حال حاضر دقیقا" بخاطر چیست ؟ و اصلا" تمایلی هم ندارند که بخواهند بدانند که این شخص برای چه ناراحت است و دریک احساس منفی به سر می برد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه با گذشته و آینده هیچ فردی کاری ندارند. آنها فقط با لحظه ی حال و احساساتی که در آن لحظه پدیدار می کنند سروکار دارند.

شخصی که دچار یک حادثه ی ناگوار شده و هم اکنون ناراحت و غمگین است ، در همین زمان حال حاضر ، در حال ارسال پیام های منفی ( غم و اندوه ) به ضمیرناخودآگاه و کائنات است.

کائنات و ضمیرناخودآگاه نمی توانند تشخیص بدهند که این شخص بخاطر حادثه ای که در  گذشته ای نزدیک یا دور اتفاق افتاده ناراحت و غمگین است و در حال حاضر دیگر اتفاق ناگواری برایش رخ نداده است. کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز این موضوع به این شکل نگاه نمی کنند. آنها هر لحظه نسبت به نوع احساسی که از طریق ضمیرناخودآگاه دریافت میکنند واکنش نشان میدهند.

وقتی شخصی بعد از تجربه ی یک اتفاق ناگوار ، همچنان در فاز ناراحتی و غم قرار میگیرد ، بدون اینکه خودش بخواهد و بداند ، هر لحظه درحال ارسال پیام های منفی به کائنات و ضمیرناخودآگاه خود است. او هرگز دلش نمیخواهد که مجددا" همان اتفاق ناگوار و ناخوشایند برایش تکرار بشوند. اما کائنات و ضمیرناخودآگاه این ها را نمی دانند. آنها هرگز متوجه منظور وی نخواهند شد.

لذا تا زمانی که این شخص در همان فاز منفی و احساسات ناگوار قرار  دارد همچنان درحال ارسال سیگنال های منفی به کائنات است.

کائنات هم با توجه به اینکه نسبت به دریافت لحظه به لحظه ی احساسات مثبت و یا منفی هر فردی ، کیفیت اتفاقات زندگی وی را چیده مان میکنند ، لذا با دریافت هر سیگنال منفی ، قسمتی از اتفاقات آینده زندگی وی را بصورت منفی و ناخوشایند تدارک می بینند.

حتما" شنیده اید که گاهی میگویند : بد بیاری پشت بد بیاری . هر چی سنگه مال پای لنگه ...

خوب بد بیاری پشت بدبیاری یعنی چه؟

یعنی همان موضوعی که در بالا اشاره شد . افکار و احساسات منفی ، هر لحظه باعث میشوند که کیفیت اتفاقات زندگی به همان شکل منفی و ناگوار رخداد نمایند.

پس بخاطر داشته باشید که هرگز نباید در یک حالت احساسی منفی به مدت طولانی قرار بگیرید.

گاهی اوقات ما برای لحظاتی یک حالت احساسی ناخوشایند را تجربه میکنیم. اما به یاد داشته باشید که هرگز در آن مرحله میخکوب نشوید. بلافاصله از آن خارج شوید و احساس خود را تغییر بدهید.

زیرا کائنات و ضمیرناخودآگاه هرگز نمی توانند تشخیص بدهند که شما بابت اتفاقی که در گذشته رخ داده ناراحت و غمگین و افسرده هستید. آنها گمان میکنند که شما همین الان درحال تجربه ی آن اتفاق ناگوار می باشید.

بخاطر همین کائنات و ضمیرناخودآگاه بعد از دریافت آن احساس منفی ، نگاهی کلی به وضعیت و شرایط آن شخص می کنند. وقتی زندگی و موقعیت وی را بررسی میکنند با کمال تعجب مشاهده میکنند که هیچ اتفاق ناگواری در حال حاضر درحال تجربه شدن نیست. و این دقیقا" موضوعی است که با قانون کائنات مغایرت کامل دارد. یعنی احساس لحظه به لحظه ی شما ، باید دقیقا" با کیفیت اتفاقات زندگی شما در آن لحظه و یا کمی بعداز آن ، یکسان باشد.

کائنات و ضمیرناخودآگاه وقتی می بینند که شما در آن لحظه واحد درحال تجربه ی هیچ اتفاق ناگواری نیستید ، بدون اینکه با شما پدرکشتگی داشته باشند یا قصد و منظور خاصی در کار باشد بلافاصله شروع به تدارک اتفاقاتی در زندگی شما میشوند.

اتفاقات و حوادثی که با آن احساس شما که در آن لحظه داشته اید هماهنگ و یکسان باشد.

خوب آن شخص در آن لحظه ، ناراحت و افسرده بابت اتفاقی است که در گذشته ی نزدیک یا دور برایش رخ داده است . اما کائنات دیگر با این چیزها کاری ندارند. و بدین ترتیب کیفیت اتفاقات زندگی وی از آن لحظه شروع به  ناگوار شدن میکنند.

اما اگر شما بتوانید ، هر اتفاق ناراحت کننده ای را به سرعت فراموش کنید و اجازه ندهید که احساس و افکار شما در آن حالت باقی بمانند ، بزودی خواهید دید که احساس و افکار شما به سمت و سویی مثبت و خوشایند کشیده میشود.

با توجه به اینکه ضمیرناخودآگاه و کائنات هم در هر لحظه درحال دریافت احساسات و افکار شما هستند ، با دریافت احساسات مثبت و خوب ، لحظه به لحظه درحال تدارک اتفاقات و حوادث خوشانید در زندگی آتی شما خواهند بود.

بعبارتی شما بدون اینکه خودتان بدانید ، لحظه به لحظه کیفیت اتفاقات زندگی اتان را در آینده به بهترین شکل ممکن تدارک می بینید.

به یاد داشته باشید که هیچ رویدادی در زندگی شما ، تصادفی و شانسی نیست .


کیفیت اتفاقات زندگی در آینده چگونه رقم می خورد ؟

کیفیت اتفاقات آینده

    

کیفیت اتفاقات آینده

 

تاکسی با سوار شدن یک خانم در صندلی جلو و دو دختر خانم و یک آقا هم در صندلی عقب ، شروع به حرکت کرد. هنوز دقایقی از حرکتش نگذشته بود که در اولین تقاطع با اتومبیل پرایدی که درحال قطع کردن چهارراه بود تصادف کرد. تصادف شدیدی بود.آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود به خاطر نبستن کمربند ایمنی ، سرش با شیشه جلو برخورد کرد و به شدت آسیب دید. یکی از آن دو دختر خانم هم از ناحیه بینی آسیب دید. اما دختر خانم دیگر و آن آقا هیچ اتفاقی برایشان رخ  نداد.راننده هم هیچ آسیبی ندید


بخاطر مساعد نبودن وضعیت  جسمانی آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود ، راننده هم درگیر رسیدگی به وی بود و از کار و زندگی اش افتاده بود. اما فقط برای آن دختر خانم و آن آقا هیچ اتفاقی نیفتاد.

 

 

به نظر شما این عجیب نیست که در یک تصادف یکی به شدت آسیب می بیند و دیگری کمتر و یکی دیگر هم اصلا" هیچ اتفاقی برایش رخ نمی دهد؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟چرا حوادث به این شکل اتفاق می افتند؟ چه عاملی باعث میشود که کیفیت اتفاقات وحوادث در زندگی ما آدمها متفاوت باشد؟

 

 

همانطور که بارها و بارها در این وبسایت گفته ام ، هیچ اتفاق و حادثه ای در زندگی ما آدمها به وقوع نمی پیوندد مگر اینکه ما خودمان قبلا" به نوعی آنرا دعوت کرده باشیم. خوب الان شما میگویید مگر ممکن است که آدمی خودش ، اتفاقات ناگوار مثل تصادف و بیماری را برای خودش و با دست خودش جذب و دعوت نماید؟

 

 

بله . باید بگویم که متاسفانه چنین است. ما آدمها با افکار و احساسات و سخنانمان ، اتفاقات آینده را رقم می زنیم. کیفیت اتفاقات و حوادث آینده ، بستگی به سخنانی دارد که شما هم اکنون بر زبان جاری می سازید. کیفیت اتفاقات وحوادث زندگی در آینده ی شما بستگی به افکاری دارد که شما هم اکنون در سر خود دارید. کیفیت  اتفاقات زندگی شما در آینده بستگی به نوع احساسی دارد که شما هم اکنون در آن به سر می برید.

 

 

خیلی ها نمی دانند که تک تک کلمات و جملاتی که به زبان می آورند ، چگونه در شکل گیری کیفیت سرنوشت آنها موثر است. یعنی از کودکی این موضوع و اهمیت آن به درستی به ما آموزش داده نشده است. نه توسط والدین و نه توسط مربیان در مدرسه. به همین خاطر با تقلید از بزرگتر ها ، هرچه که به ذهنمان می رسد بلافاصله به زبان می آوریم. هرچه که می گویند براحتی می شنویم و هرچه را که نشانمان می دهند می بینیم. پس وقتی براحتی و هیچ مانعی می شنویم و می بینیم و فکر میکنیم و هر چه که به ذهنمان می رسد  به زبان می آوریم ، قاعدتا" دیگر نباید در انتظار حوادث و اتفاقات خوبی در زندگی خود باشیم و انتظار داشته باشیم سرنوشت ما مبارک از آب در بیاید.

 

 

کلماتی که به زبان می آورید دارای انرژی هستند. افکاری که از ذهن شما خطور می کنند هم دارای انرژی خاصی هستند.  تمام این کائنات عالم که ما هم جزئی از آن هستیم ، به نوعی از انرژی تشکیل شده است. طبق قانون  فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. انرژی سخنان منفی ، غم انگیر، یاس آلوده ، نا امید کننده ، متعاقبا" تبدیل به شکل دیگری از انرژی میشود.انرژی کلمات منفی تبدیل به انرژی دیگری به شکل یک اتفاق ناگوار میشود. انرژی افکار منفی تبدیل به شکل دیگری از انرژی به صورت یک بیماری خود را نشان میدهد. اصلا" گمان نکنید که شما هرچه دلتان خواست میتوانید به زبان بیاورید. هر کلمه ، هر ارتعاش فکری ، تبدیل به معادل خودشان میشوند. تبدیل به یک اتفاق میشوند. مطمئن باشید کسی بیخودی بیمار نمیشود. هیچ کسی الکی در بیمارستان بستری نمیشود.هیچ کسی براحتی و بدون دلیل دچار عارضه سکته قلبی یا مغزی نمیشود. مطمئن باشید که تمام این اتفاقات بواسطه ی سخنان ، افکار و احساسات منفی بوده است که آن شخص برای مدتی به آنها می پرداخته است. هرگز کسی که سخنان منفی به زبان نمی آورد شاهد اتفاقات و حوادث بد نمیشود. هرگز کسی که مثبت اندیش است ، اتفاق ناگواری را تجربه نمی کند. هیچ اتفاقی در زندگی شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان آنرا جذب کرده باشید. خودتان آنرا دعوت کرده باشید.

 

 

درمقابل ، کسانی را داریم که همیشه مثبت اندیش هستند. وقتی صحبت از کسی میشود و دیگران مشغول بد گویی هستند او هرگز لب به سخنان منفی نمی گشاید و همیشه از خوبی های دیگران میگوید. هرگز برای کسی بد نمیخواهد. برای همه دعا میکند و آرزوی سلامتی برای همه دارد. هرکمکی که ازدستش بر بیاید به دیگران میکند. مهربان است. برای هیچ کسی ایجاد مزاحمت و ناراحتی نمیکند. زبانش به بد نمی چرخد. درمورد خود و دیگران افکار منفی بکار نمی برد. خوب کائنات هم هوشمند هستند و طبق قوانین خاص خودشان طراحی شده اند. مگر میشود کسی که طبق قوانین کائنات رفتار میکند ، دچار حادثه ی دردناکی بشود؟ غیر ممکن است. این فرد در بدترین شرایط و زمانی که ناگوارترین اتفاقات روی میدهند ، جان سالم به در می برد و درکمال آرامش به سر خواهد برد. زیرا کائنات معادل سخنان و افکار و احساسات وی را به خودش بازگردانده اند.

 

 

افراد عصبی و پرخاشگر ، معمولا" اتفاقات ناگواری را تجربه میکنند. همیشه ناله و شکایت دارند که چرا همیشه باید آنها اتفاقات بد را تجربه کنند.بعضی ها زیاد تصادف میکنند. بعضی ها زیاد بیمار میشوند. بعضی ها هم اصلا" تصادف نمیکنند. بعضی ها هم معمولا"  اصلا" بیمار نمیشوند و کارشان به درمانگاه و بیمارستان نمیکشد.من تمام این افراد را دیده ام و از نزدیک با طرز تفکرات و سخنانشان آشنا هستم. این افراد کسانی بوده اند که هرگز غیبت کسی را نمی کرده اند. هرگز برای دیگران بدی نمی خواسته اند. هرگز ایجاد مزاحمت برای کسی نمی کردند. سرشان در کار خودشان بود.بد دهن نبودند. منفی باف نبوده اند.

 

 

آیا شما دوست دارید در کدام گروه باشید؟(یا اصلا" در کدام گروه هستید؟ )آیا دلتان می خواهد  که هرگز پایتان به درمانگاه و بیمارستان باز نشود؟ آیا دوست داریدکه هرگز دچار تصادف نشوید؟ آیا دوست دارید که پایتان به پاسگاه و کلانتری و دادگاه باز نشود؟

 

 

خوب قطعا" خواهید گفت بله دوست داریم .کدام آدم عاقل است که دوست داشته باشد در شرایط بد گرفتار باشد. بله درست است هیچ آدم عاقلی دوست ندارد اما اکثر همین آدمهای عاقلی که گرفتار این پیش آمدهای ناگوار میشوند نمیدانند که تمام آن حوادث را خودشان با دست و زبان و فکر و احساس خودشان دریافت کرده اند.

 

 

بارها دراین وبسایت گفته شده که از شرایط موجودتان احساس رضایت و شادی بکنید. هر آنچه راکه در اختیار دارید قدر بدانید و بابت تک تک داشته هایتان شکر گزار باشید. نمی گویم به فکر آینده و پیشرفت خودنباشید. اصلا" منظورم این نیست. میگویم با ناشکری کردن و نالیدن و دائما" این و آنرا به رخ خود و دیگران کشیدن ، باعث نشوید که در زندگی اتان اتفاقات بدی رخ بدهد که روز به روز از اهداف و خواسته هایتان دورتر بشوید. تصور کنید، شما وقتی سالم و سلامت و سرحال هستید بهتر میتوانید به سمت اهداف و خواسته هایتان بروید و موفق باشید یا درزمانی که بیمار شده اید و در بیمارستان بستری هستید؟ شما اگر ناشکری کنید و دائما" درحال ناله و شکایت باشید ، مطمئن باشید با احساس منفی که درخود ایجاد میکنید زمینه ی یک بیماری یا اتفاق ناگواری را فراهم میکنید.شما همچنان عقب و عقب تر خواهید رفت . این اتفاقات منفی اجازه نمیدهند که شما به هدف و آرزوی خودتان برسید. از یک طرف دوست دارید در زندگی پیشرفت کنید و از طرف دیگر اتفاقات و حوادث ناگوار را با سخنان و افکار و احساسات منفی ، به سمت خود جذب میکنید.خوب این امکان پذیر نیست.

 

 

همین الان در هر وضعیت و موقعیتی که هستید ، تصمیم بگیرید که به شدت مراقب زبانتان باشید. یادتان باشد  هر حرفی که بزنید به شکل یک انرژی در فضا پخش شده و به کائنات عالم میرسد. کائنات آن انرژی منفی را به شکل یک اتفاق و حادثه ناگوار به سمت شما باز میگرداند. مراقب باشید هر چیزی را نبینید. هر چیزی را نشنوید.به هر فکری توجه نکنید.خودتان را باکسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن خود با دیگران ، باعث میشود اعتماد به نفس شما صفر بشود. ضمیرناخودآگاهتان پیام های نا امید کننده و منفی دریافت میکند.روی کیفیت اتفاقات زندگی اتان تاثیر بد میگذارد.

 

ریختن زباله در خیابان

 کسی که موقع رانندگی در اتوبان ، یک مشت زباله که حاوی پوست میوه و شکلات، جعبه سیگار و یا پوست تخمه است را وسط اتوبان می ریزد و به خیال خودش از آنجا دور میشود، هرگز نیمتواند تصور کند که کائنات هوشمند هستند و لحظه به لحظه درحال فیلم برداری از ما و کارهایمان هستند. همان لحظه که آن شخص زباله ها را وسط اتوبان تخلیه میکند ، آسفالت خیابان که آن هم هوشمند است ، تصویر و پیامی به کائنات عالم ارسال میکند. مشخصات کامل اتومبیل و صاحب آن را هم برایش می فرستد. تمام این کارها در عرض یک ثانیه رخ میدهد. تصویر زباله ی ریخته شده در وسط اتوبان به شکل یک موج و ارتعاش منفی به کائنات عالم ارسال میشود. کائنات آن انرژی منفی دریافت شده را که کاملا" مشخص است از طرف چه کسی انجام شده  است را به شکل یک انرژی منفی دیگر به صاحب آن بر میگرداند. این موضوع و اتفاق آنقدر پیچیده است که من نمیدانم دقیقا" کائنات چگونه محاسبه میکنند که مثلا" مجازات یک مقدار زباله ریختن در وسط اتوبان چقدر است؟ و یا  انداختن یک آدامس در وسط خیابان چه مجازاتی دارد؟ یا انداختن یک ته سیگار مجازاتش چگونه است . این قوانین و میزان تعیین مجازات و پاداش توسط کائنات ، جزئی از اسرار کائنات  الهی است. خوب تا آنجا گفتم که شخصی زباله ای را وسط خیابان تخلیه میکند و خیال میکند که از شر زباله ها خلاص شده و همه چیز تمام شده است. نه تازه همه چیز الان شروع شده است. کمی جلوتر اتفاقی در انتظار است. یک تصادف ! پنچری اتومبیل ! یک بیماری! یک درگیری فیزیکی که منجر به صدمه دیدن میشود! یک تلفن و یک خبر بد ! خرابی اتومبیل و تعمیر اساسی موتور!

 

خرابی اتومبیل

نمیدانم شاید هرکدام از اینها رخ بدهند. شاید بعضی ها بخندند و بگویند که  چرت و پرت میگویم . اما باورکنید من تمام اینها را تجربه کرده ام. با چشم خودم دیده ام. تمام مطالبی که دراین وبسایت نوشته ام ، به نوعی همه را تجربه کرده ام. به خاطر همین است که آنقدر با جدیت وسماجت از تک تک شما دوستانی که این مطلب را میخوانید خواهش میکنم که قوانین کائنات را به شوخی و مسخره نگیرید. یک حرف بد و نیش دار به کسی زدن ، تاوان دارد. یک برخورد منفی و ناجور با کسی داشتن ، تاوان دارد. هر کاری که ما انجام می دهیم ، بازتاب خاص خودش را دارد. هر فکری که از سرمان میگذرد به زودی به شکل اتفاقات و حوادث خاصی که مطابق با همان اتفاقات است سرراهمان سبز میشود. هیچ اتفاقی تصادفی نیست.

 

 

گاهی اوقات پدر و مادرانی را می بینم که بدون اینکه حواسشان باشد ، بچه های خود را نفرین میکنند.از عباراتی چون ،ذلیل مرده ، الهی جز جگر بگیری، بری دیگه بر نگردی، درد بی درمون بگیری ، گمشو نمیخوام ریختتو ببینم، ... شاید باورتان نشود اما تک تک این جملات به شکل یک انرژی به کائنات ارسال میشود. کائنات این پیام ها را دریافت میکند. کائنات نمیتواند تشخیص بدهد که این پدر یا مادر ، به شوخی و یا از روی عصبانیت این جملات را به زبان می آورند و اصلا" منظور و قصدشان این نیست که خدای نخواسته برای بچه هایشان اتفاق ناگواری  رخ بدهد. اما کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات فقط دریافت میکنند. یک انرژی دریافت میکنند و یک انرژی پس میدهند. پس از مدتی اتفاقی ناگوار. تصادف، بیماری، و خیلی اتفاقات دیگر باعث میشود دل آن پدر یا مادر به سختی به درد آید. مدت ها گریه میکنند و ناله سر میدهند که خدایا چرا باید این مصیبت به سراغ فرزند من بیاید. فرزند بی گناه من چه تقصیری داشته است. فرزند شما هیچ تقصیری نداشته است ، سخنان نسنجیده ی شما که به شکل یک انرژی منفی برای کائنات ارسال شده ، این بلا را سر فرزندتان آورده است.

 

 

پس لطفا" حتی به شوخی هم از واژه ها و عبارت های منفی و نا امید کننده و غم انگیز استفاده نکنید.

هرچه کنی به خود کنی ..................گر همه نیک و بد کنی


 


سرنوشت ! آری یا نه ؟

 

 

 

سرنوشت عبارت است از : تجربه لحظه لحظه اتفاقات زندگی در آینده.

 


برای اینکه سرنوشت خوبی داشته باشیم باید تمرین کنیم که خوب فکر کنیم. مثبت فکر کنیم.

باید تمرین کنیم که قشنگ حرف بزنیم . قشنگ بشنویم.سخنان منفی و نا امید کننده را نشنویم.

باید تمرین کنیم که قشنگ زندگی کنیم.

تک تک ما ؛ بخوبی میدانیم قشنگ زندگی کردن یعنی چه؟ به خوبی میدانیم که چگونه میتوان خوب حرف زد. چگونه میتوان خوب فکرکرد.

اما گاهی انگار دوست نداریم با واقعیت ها و حقایق زندگی به همان صورتی که باید باشد ؛ روبرو بشویم.

نصیحت کردن کار کاملا بیهوده ای است و هیچ تاثیر مثبتی در هیچ فردی نخواهد داشت. پس صرفا" گفتن اینکه مثبت فکرکنید و قشنگ حرف بزنید اصلا نمیتواند کارگشا و زیبا به نظر برسد.

یه راه حل بسیار ساده و کاربردی میتواند سرنوشت ما را تغییر بدهد.

 

 

فقط کافیست که اشراف لحظه به لحظه به خودمان داشته باشیم.وقتی سوالی از ما پرسیده میشود ؛ با اشراف لحظه به لحظه به خود , میتوانیم با حوصله و تعقل بهترین و مناسب ترین پاسخ را بدهیم.با اشراف لحظه به لحظه میتوانیم بهترین تصمیمات را بگیریم. بهترین چیزها را ببینیم و بهترین چیزها را بشنویم. خیلی ها هستند که بصورت ناخودآگاه این فرمول ها را انجام میدهند. آنها همان کسانی هستند که سرنوشت خوبی دارند. در اصطلاح میگویند که : آنها خیلی خوش شانس هستند.همیشه خوب می آورند.

 

 

درحالی که اصلا شانسی درکار نیست. همانطور که در بالا اشاره شد؛ سرنوشت یعنی تجربه لحظه به لحظه اتفاقات زندگی . بعضی ها هستند که یاد گرفته اند همیشه مثبت باشند.در اصطلاح به آنها بچه مثبت میگوییم. آنها عادت کرده اند که خوب حرف بزنند.عادت کرده اند که از کسی نفرت نداشته باشند. آنها عادت کرده اند که آرام سخن بگویند و مهربان باشند. آنها عادت کرده اند که هیچ وقت عصبانی نشده و از کوره در نروند.آنها عادت کرده اند که قبل از انجام کارهایشان کمی فکرکنند و بعد آن کار را انجام بدهند.آنها عادت های خوب زیاد دیگری هم دارند که همین عادت ها باعث شده تا آنها هر روز اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه نمایند.کسی که درحال رانندگی یک اتومبیل است ؛ قطعا" با آموزش و یادگیری تکنیک های رانندگی توانسته است که به مرحله ای برسد که بتواند اتومبیلی را براحتی و کنترل براند. کسی که درحال پرواز با یک هواپیما  است , توانسته است مراحل یادگیری و آزمون های سخت خلبانی را فرا گرفته و به آنجا برسد که بتواند هواپیمایی را از زمین بلند کرده و در آسمان به پرواز در بیاورد.

 

 

تمام این افراد ابتدا و در اول کار ؛ اصلا هیچ اطلاعات و آگاهی خاصی از این آموزش ها نداشته اند. آنها از صفر شروع کرده اند. آنها با یادگیری و انجام تمرینات متمادی توانسته اند که آرام آرام به مرحله ای برسند که بتوانند از عهده انجام آن کارها بر بیایند.

حالا اگر کسی نتوانسته خلبان بشود یا نتوانسته است گواهینامه رانندگی را دریافت کند , آیا باید به سرنوشت و اقبال بد خود ناسزا بگوید واز آن گله وشکایت نماید؟ اگر کسی نتوانسته است در زندگی خود به اهداف خود برسد باید به زمین و زمان ناسزا گفته و از سرنوشت بد خود گله نماید؟

کسی که نخواسته است خوب حرف بزند ؛ نخواسته است خوب بشنود , نخواسته است خوب رفتار نماید , نخواسته است خوب فکر کند , هیچ برنامه و هدفی را برای آینده خود ترسیم نکرده است , آیا میتوان انتظار داشت که در آینده به جایی برسد و مانند کسانی که تلاش میکنند و مثبت اندیش هستند و درراه هدف و مقصد خود تلاش میکنند به جایی برسند؟

 

 

خوب تمام این موفقیت ها از یک جایی آغاز میشود. یک شروعی دارد.اما شروع آن با تغییر دادن خصلت های اخلاقی خودمان آغاز میشود.

باید بتوانیم خوب صحبت کنیم و خوب ببینیم و خوب فکر کنیم. احساس خوبی داشته باشیم. زود از کوره در نرویم.به اهداف و آرزوهایمان فکر کنیم و درذهن خود آنها را تجسم نماییم.اشراف لحظه به لحظه داشته باشیم . هر وقت فکری منفی خواست وارد ذهن ما بشود سریع به خود نهیب بزنیم که درحال دریافت یک مورد منفی هستیم و سریع باید جلوی ادامه پیدا کردن آن ارتعاش فکری گرفته شود. اگر درحال شروع یک بحث منفی و نا امید کننده هستیم سریع به خود نهیب بزنیم که درحال وارد شدن به یک بحران هستیم و باید سریعا" جلوی این بحران گرفته بشود. موضوع بحث تغییر نماید و یا از آن محیط دور بشویم. درمکان هایی قرار نگیریم که باعث خراب شدن روحیه و احساس ما بشود. با افرادی برخورد نداشته باشیم که باعث میشوند ما خوب فکر نکینم و خوب حرف نزنیم . طوری زندگی نکنیم که بعدا حسرت گذشته را بخوریم.

 

 

می بینید که به همین راحتی میتوانیم کیفیت اتفافات زندگی خودمان را در آینده به دست بگیریم و براحتی به عبارتی سرنوشت خودمان را همانطور که خودمان دوست داریم رقم بزنیم.

پس از همین لحظه تصمیم بگیرید که سرنوشت خودتان را خودتان بنویسید. لطفا شروع کنید.چون سرنوشت یک ورق کاغذ سفید در دستان شماست.