close
دانلود آهنگ جدید
آینده،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

آینده را قربانی گذشته نکن

.همراه کردن گذشته با خود در زمان حال، کیفیت اتفاقات فردا را خراب میکند.

 

یکی از دلایل شکست و عدم موفقیت آدمها این است که آینده ی خود را فدای گذشته ی خود می کنند.به ظاهر در زمان " حال " به سر می برند اما تمام افکار و روح و روانشان در گذشته است.

 

ما در زمان " حال " زندگی می کنیم. گذشته ، یک زمانی ، برای خودش ، زمان " حال " بود . اما اکنون دیگر زمان " حال " محسوب نمیشود. اتفاقات و حوادثی که در آن زمان روی داده است ، چه خوب و چه غیر خوب ، متعلق به آن زمان می باشد. فکر کردن به آن ، یعنی زنده نگهداشتن آن خاطرات و بنوعی آن اتفاقات و حوادثی که روی داده و تمام شده است.

 

ممکن است ، کسی بگوید ، برای من تمام نشده است. من هنوز هم با آن خاطرات و آن اتفاقات زندگی میکنم. کاملا"  درست است زیرا که ما گاهی اوقات با بخاطر آوردن خاطرات خوب و ارزشمند  گذشته ی خود که در قالب اتفاقات و حوادثی برایمان رویداده است ، با تجدید نمودن آنها احساس خوبی که در آن زمان داشتیم را در خود زنده می کنیم و این خیلی هم خوب است. اما منظور از نگاشتن این مطالب ، اشاره به آن قسمت از گذشته ی تلخ و ناگواری است که در آن ما شاهد یک شکست یا ناکامی و یا از دست دادن یک عزیز و یا تجربه ی یک بیماری سخت و یا هر اتفاق غم انگیز دیگری که در تصور بگنجد است .

 

 ما با پرداختن به خاطرات و اتفاقات تلخ  گذشته ، بنوعی آنها را در ذهن و باور  و خیال خود زنده می کنیم.

 

اما سوال اینجاست که آیا ما الزاما" باید خاطرات و اتفاقات تلخ  گذشته را زنده نگهداریم ؟ همانگونه که اشاره شد زنده نگهداشتن خاطرات تلخ  گذشته ، ما را در زمان گذشته نگه میدارد. ما در خیال و باور خود ، در آن مکان و آن شرایط قرار می گیریم و با آن آدمها و اتفاقاتش زندگی می کنیم و به این ترتیب از زمان حال غافل میشویم.و اشکال کار دقیقا" همینجاست.

 

 

در ظاهر اینگونه به نظر می رسد که ، زندگی یک رویداد تکراری است. اما در اصل چنین نیست. یکی از دلایلی که موجب میشود آدمها به گذشته زیاد فکر کنند و در آن باقی بمانند همین طرز تفکر غلط است. زندگی و تمام لحظاتش به هیچ وجه تکراری نیست. چون کائنات تکرار ندارد. ممکن است اتفاقاتی شبیه هم رخ بدهد اما به هیچ وجه تکرار اتفاق گذشته به شکل کاملا" دقیق آن نیست.

 

به عنوان مثال ممکن است شما هر روز از یک مسیر مشخصی ، از خانه تا محل کار یا تحصیل خود در حرکت و رفت و آمد باشید. اما هرگز  در دو روز ،  شما آدمها و اتومبیل ها و پرندگان و در کل اطرافیان خود را دقیقا" به شکل روز قبل نخواهید یافت. ممکن است اتفاقات شبیه هم باشند اما هرگز دقیقا" تکرار و کپی روز قبل نیستند. این فرایند یعنی اینکه زندگی تکرار نیست. به همین خاطر هر لحظه از زندگی آدمها ، یک موهبت تازه از طرف خداوند است.

 

دلیل اینکه اتفاقات و حوادث و رویدادهای هر روز ، با روز دیگر تفاوت دارد این است که ما درحال ساختن ، پرداختن و شکل دادن به حوادث و اتفاقات فردا هستیم.ما هرگز نمی توانیم با فکر کردن به گذشته و تداعی خاطرات آن ، ( چه تلخ و چه شیرین ) کیفیت اتفاقات آینده را رقم بزنیم.

 

به یاد داشته باشید که : کیفیت اتفاقات آینده ، در زمان " حال حاضر " ساخته و پرداخته می شوند.

 

ادامه مطلب...


 

 

 

 

 

 

 

 

 


آینده را قربانی گذشته نکن

کیفیت اتفاقات آینده

    

کیفیت اتفاقات آینده

 

تاکسی با سوار شدن یک خانم در صندلی جلو و دو دختر خانم و یک آقا هم در صندلی عقب ، شروع به حرکت کرد. هنوز دقایقی از حرکتش نگذشته بود که در اولین تقاطع با اتومبیل پرایدی که درحال قطع کردن چهارراه بود تصادف کرد. تصادف شدیدی بود.آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود به خاطر نبستن کمربند ایمنی ، سرش با شیشه جلو برخورد کرد و به شدت آسیب دید. یکی از آن دو دختر خانم هم از ناحیه بینی آسیب دید. اما دختر خانم دیگر و آن آقا هیچ اتفاقی برایشان رخ  نداد.راننده هم هیچ آسیبی ندید


بخاطر مساعد نبودن وضعیت  جسمانی آن خانم که در صندلی جلو نشسته بود ، راننده هم درگیر رسیدگی به وی بود و از کار و زندگی اش افتاده بود. اما فقط برای آن دختر خانم و آن آقا هیچ اتفاقی نیفتاد.

 

 

به نظر شما این عجیب نیست که در یک تصادف یکی به شدت آسیب می بیند و دیگری کمتر و یکی دیگر هم اصلا" هیچ اتفاقی برایش رخ نمی دهد؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید؟چرا حوادث به این شکل اتفاق می افتند؟ چه عاملی باعث میشود که کیفیت اتفاقات وحوادث در زندگی ما آدمها متفاوت باشد؟

 

 

همانطور که بارها و بارها در این وبسایت گفته ام ، هیچ اتفاق و حادثه ای در زندگی ما آدمها به وقوع نمی پیوندد مگر اینکه ما خودمان قبلا" به نوعی آنرا دعوت کرده باشیم. خوب الان شما میگویید مگر ممکن است که آدمی خودش ، اتفاقات ناگوار مثل تصادف و بیماری را برای خودش و با دست خودش جذب و دعوت نماید؟

 

 

بله . باید بگویم که متاسفانه چنین است. ما آدمها با افکار و احساسات و سخنانمان ، اتفاقات آینده را رقم می زنیم. کیفیت اتفاقات و حوادث آینده ، بستگی به سخنانی دارد که شما هم اکنون بر زبان جاری می سازید. کیفیت اتفاقات وحوادث زندگی در آینده ی شما بستگی به افکاری دارد که شما هم اکنون در سر خود دارید. کیفیت  اتفاقات زندگی شما در آینده بستگی به نوع احساسی دارد که شما هم اکنون در آن به سر می برید.

 

 

خیلی ها نمی دانند که تک تک کلمات و جملاتی که به زبان می آورند ، چگونه در شکل گیری کیفیت سرنوشت آنها موثر است. یعنی از کودکی این موضوع و اهمیت آن به درستی به ما آموزش داده نشده است. نه توسط والدین و نه توسط مربیان در مدرسه. به همین خاطر با تقلید از بزرگتر ها ، هرچه که به ذهنمان می رسد بلافاصله به زبان می آوریم. هرچه که می گویند براحتی می شنویم و هرچه را که نشانمان می دهند می بینیم. پس وقتی براحتی و هیچ مانعی می شنویم و می بینیم و فکر میکنیم و هر چه که به ذهنمان می رسد  به زبان می آوریم ، قاعدتا" دیگر نباید در انتظار حوادث و اتفاقات خوبی در زندگی خود باشیم و انتظار داشته باشیم سرنوشت ما مبارک از آب در بیاید.

 

 

کلماتی که به زبان می آورید دارای انرژی هستند. افکاری که از ذهن شما خطور می کنند هم دارای انرژی خاصی هستند.  تمام این کائنات عالم که ما هم جزئی از آن هستیم ، به نوعی از انرژی تشکیل شده است. طبق قانون  فیزیک ، انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود. انرژی سخنان منفی ، غم انگیر، یاس آلوده ، نا امید کننده ، متعاقبا" تبدیل به شکل دیگری از انرژی میشود.انرژی کلمات منفی تبدیل به انرژی دیگری به شکل یک اتفاق ناگوار میشود. انرژی افکار منفی تبدیل به شکل دیگری از انرژی به صورت یک بیماری خود را نشان میدهد. اصلا" گمان نکنید که شما هرچه دلتان خواست میتوانید به زبان بیاورید. هر کلمه ، هر ارتعاش فکری ، تبدیل به معادل خودشان میشوند. تبدیل به یک اتفاق میشوند. مطمئن باشید کسی بیخودی بیمار نمیشود. هیچ کسی الکی در بیمارستان بستری نمیشود.هیچ کسی براحتی و بدون دلیل دچار عارضه سکته قلبی یا مغزی نمیشود. مطمئن باشید که تمام این اتفاقات بواسطه ی سخنان ، افکار و احساسات منفی بوده است که آن شخص برای مدتی به آنها می پرداخته است. هرگز کسی که سخنان منفی به زبان نمی آورد شاهد اتفاقات و حوادث بد نمیشود. هرگز کسی که مثبت اندیش است ، اتفاق ناگواری را تجربه نمی کند. هیچ اتفاقی در زندگی شما رخ نمیدهد مگر اینکه خودتان آنرا جذب کرده باشید. خودتان آنرا دعوت کرده باشید.

 

 

درمقابل ، کسانی را داریم که همیشه مثبت اندیش هستند. وقتی صحبت از کسی میشود و دیگران مشغول بد گویی هستند او هرگز لب به سخنان منفی نمی گشاید و همیشه از خوبی های دیگران میگوید. هرگز برای کسی بد نمیخواهد. برای همه دعا میکند و آرزوی سلامتی برای همه دارد. هرکمکی که ازدستش بر بیاید به دیگران میکند. مهربان است. برای هیچ کسی ایجاد مزاحمت و ناراحتی نمیکند. زبانش به بد نمی چرخد. درمورد خود و دیگران افکار منفی بکار نمی برد. خوب کائنات هم هوشمند هستند و طبق قوانین خاص خودشان طراحی شده اند. مگر میشود کسی که طبق قوانین کائنات رفتار میکند ، دچار حادثه ی دردناکی بشود؟ غیر ممکن است. این فرد در بدترین شرایط و زمانی که ناگوارترین اتفاقات روی میدهند ، جان سالم به در می برد و درکمال آرامش به سر خواهد برد. زیرا کائنات معادل سخنان و افکار و احساسات وی را به خودش بازگردانده اند.

 

 

افراد عصبی و پرخاشگر ، معمولا" اتفاقات ناگواری را تجربه میکنند. همیشه ناله و شکایت دارند که چرا همیشه باید آنها اتفاقات بد را تجربه کنند.بعضی ها زیاد تصادف میکنند. بعضی ها زیاد بیمار میشوند. بعضی ها هم اصلا" تصادف نمیکنند. بعضی ها هم معمولا"  اصلا" بیمار نمیشوند و کارشان به درمانگاه و بیمارستان نمیکشد.من تمام این افراد را دیده ام و از نزدیک با طرز تفکرات و سخنانشان آشنا هستم. این افراد کسانی بوده اند که هرگز غیبت کسی را نمی کرده اند. هرگز برای دیگران بدی نمی خواسته اند. هرگز ایجاد مزاحمت برای کسی نمی کردند. سرشان در کار خودشان بود.بد دهن نبودند. منفی باف نبوده اند.

 

 

آیا شما دوست دارید در کدام گروه باشید؟(یا اصلا" در کدام گروه هستید؟ )آیا دلتان می خواهد  که هرگز پایتان به درمانگاه و بیمارستان باز نشود؟ آیا دوست داریدکه هرگز دچار تصادف نشوید؟ آیا دوست دارید که پایتان به پاسگاه و کلانتری و دادگاه باز نشود؟

 

 

خوب قطعا" خواهید گفت بله دوست داریم .کدام آدم عاقل است که دوست داشته باشد در شرایط بد گرفتار باشد. بله درست است هیچ آدم عاقلی دوست ندارد اما اکثر همین آدمهای عاقلی که گرفتار این پیش آمدهای ناگوار میشوند نمیدانند که تمام آن حوادث را خودشان با دست و زبان و فکر و احساس خودشان دریافت کرده اند.

 

 

بارها دراین وبسایت گفته شده که از شرایط موجودتان احساس رضایت و شادی بکنید. هر آنچه راکه در اختیار دارید قدر بدانید و بابت تک تک داشته هایتان شکر گزار باشید. نمی گویم به فکر آینده و پیشرفت خودنباشید. اصلا" منظورم این نیست. میگویم با ناشکری کردن و نالیدن و دائما" این و آنرا به رخ خود و دیگران کشیدن ، باعث نشوید که در زندگی اتان اتفاقات بدی رخ بدهد که روز به روز از اهداف و خواسته هایتان دورتر بشوید. تصور کنید، شما وقتی سالم و سلامت و سرحال هستید بهتر میتوانید به سمت اهداف و خواسته هایتان بروید و موفق باشید یا درزمانی که بیمار شده اید و در بیمارستان بستری هستید؟ شما اگر ناشکری کنید و دائما" درحال ناله و شکایت باشید ، مطمئن باشید با احساس منفی که درخود ایجاد میکنید زمینه ی یک بیماری یا اتفاق ناگواری را فراهم میکنید.شما همچنان عقب و عقب تر خواهید رفت . این اتفاقات منفی اجازه نمیدهند که شما به هدف و آرزوی خودتان برسید. از یک طرف دوست دارید در زندگی پیشرفت کنید و از طرف دیگر اتفاقات و حوادث ناگوار را با سخنان و افکار و احساسات منفی ، به سمت خود جذب میکنید.خوب این امکان پذیر نیست.

 

 

همین الان در هر وضعیت و موقعیتی که هستید ، تصمیم بگیرید که به شدت مراقب زبانتان باشید. یادتان باشد  هر حرفی که بزنید به شکل یک انرژی در فضا پخش شده و به کائنات عالم میرسد. کائنات آن انرژی منفی را به شکل یک اتفاق و حادثه ناگوار به سمت شما باز میگرداند. مراقب باشید هر چیزی را نبینید. هر چیزی را نشنوید.به هر فکری توجه نکنید.خودتان را باکسی مقایسه نکنید. مقایسه کردن خود با دیگران ، باعث میشود اعتماد به نفس شما صفر بشود. ضمیرناخودآگاهتان پیام های نا امید کننده و منفی دریافت میکند.روی کیفیت اتفاقات زندگی اتان تاثیر بد میگذارد.

 

ریختن زباله در خیابان

 کسی که موقع رانندگی در اتوبان ، یک مشت زباله که حاوی پوست میوه و شکلات، جعبه سیگار و یا پوست تخمه است را وسط اتوبان می ریزد و به خیال خودش از آنجا دور میشود، هرگز نیمتواند تصور کند که کائنات هوشمند هستند و لحظه به لحظه درحال فیلم برداری از ما و کارهایمان هستند. همان لحظه که آن شخص زباله ها را وسط اتوبان تخلیه میکند ، آسفالت خیابان که آن هم هوشمند است ، تصویر و پیامی به کائنات عالم ارسال میکند. مشخصات کامل اتومبیل و صاحب آن را هم برایش می فرستد. تمام این کارها در عرض یک ثانیه رخ میدهد. تصویر زباله ی ریخته شده در وسط اتوبان به شکل یک موج و ارتعاش منفی به کائنات عالم ارسال میشود. کائنات آن انرژی منفی دریافت شده را که کاملا" مشخص است از طرف چه کسی انجام شده  است را به شکل یک انرژی منفی دیگر به صاحب آن بر میگرداند. این موضوع و اتفاق آنقدر پیچیده است که من نمیدانم دقیقا" کائنات چگونه محاسبه میکنند که مثلا" مجازات یک مقدار زباله ریختن در وسط اتوبان چقدر است؟ و یا  انداختن یک آدامس در وسط خیابان چه مجازاتی دارد؟ یا انداختن یک ته سیگار مجازاتش چگونه است . این قوانین و میزان تعیین مجازات و پاداش توسط کائنات ، جزئی از اسرار کائنات  الهی است. خوب تا آنجا گفتم که شخصی زباله ای را وسط خیابان تخلیه میکند و خیال میکند که از شر زباله ها خلاص شده و همه چیز تمام شده است. نه تازه همه چیز الان شروع شده است. کمی جلوتر اتفاقی در انتظار است. یک تصادف ! پنچری اتومبیل ! یک بیماری! یک درگیری فیزیکی که منجر به صدمه دیدن میشود! یک تلفن و یک خبر بد ! خرابی اتومبیل و تعمیر اساسی موتور!

 

خرابی اتومبیل

نمیدانم شاید هرکدام از اینها رخ بدهند. شاید بعضی ها بخندند و بگویند که  چرت و پرت میگویم . اما باورکنید من تمام اینها را تجربه کرده ام. با چشم خودم دیده ام. تمام مطالبی که دراین وبسایت نوشته ام ، به نوعی همه را تجربه کرده ام. به خاطر همین است که آنقدر با جدیت وسماجت از تک تک شما دوستانی که این مطلب را میخوانید خواهش میکنم که قوانین کائنات را به شوخی و مسخره نگیرید. یک حرف بد و نیش دار به کسی زدن ، تاوان دارد. یک برخورد منفی و ناجور با کسی داشتن ، تاوان دارد. هر کاری که ما انجام می دهیم ، بازتاب خاص خودش را دارد. هر فکری که از سرمان میگذرد به زودی به شکل اتفاقات و حوادث خاصی که مطابق با همان اتفاقات است سرراهمان سبز میشود. هیچ اتفاقی تصادفی نیست.

 

 

گاهی اوقات پدر و مادرانی را می بینم که بدون اینکه حواسشان باشد ، بچه های خود را نفرین میکنند.از عباراتی چون ،ذلیل مرده ، الهی جز جگر بگیری، بری دیگه بر نگردی، درد بی درمون بگیری ، گمشو نمیخوام ریختتو ببینم، ... شاید باورتان نشود اما تک تک این جملات به شکل یک انرژی به کائنات ارسال میشود. کائنات این پیام ها را دریافت میکند. کائنات نمیتواند تشخیص بدهد که این پدر یا مادر ، به شوخی و یا از روی عصبانیت این جملات را به زبان می آورند و اصلا" منظور و قصدشان این نیست که خدای نخواسته برای بچه هایشان اتفاق ناگواری  رخ بدهد. اما کائنات این چیزها را نمی فهمند. کائنات فقط دریافت میکنند. یک انرژی دریافت میکنند و یک انرژی پس میدهند. پس از مدتی اتفاقی ناگوار. تصادف، بیماری، و خیلی اتفاقات دیگر باعث میشود دل آن پدر یا مادر به سختی به درد آید. مدت ها گریه میکنند و ناله سر میدهند که خدایا چرا باید این مصیبت به سراغ فرزند من بیاید. فرزند بی گناه من چه تقصیری داشته است. فرزند شما هیچ تقصیری نداشته است ، سخنان نسنجیده ی شما که به شکل یک انرژی منفی برای کائنات ارسال شده ، این بلا را سر فرزندتان آورده است.

 

 

پس لطفا" حتی به شوخی هم از واژه ها و عبارت های منفی و نا امید کننده و غم انگیز استفاده نکنید.

هرچه کنی به خود کنی ..................گر همه نیک و بد کنی


 


سرنوشتی که گره خورده است

 

سرنوشت موضوعی است که مدت های مدیدی فکر انسان را به خود مشغول کرده و هنوز هم کسانی هستند که خود را اسیر و گرفتار سرنوشت و تقدیر میدانند.  به همین خاطر از ابتکار عمل و به کار بردن کامل اراده وخواست خود خودداری میکنند و به تصور اینکه تمام اتفاقات زندگی آنها از قبل تعیین شده است از دست زدن به هرکار جدیدی  خودداری میکنند.

در این میان عده ای هم هستند که سرنوشت و تقدیر خود را به زندگی دیگران گره زده اند . یعنی اینکه گمان می کنند اگر نتوانند رضایت خاطر کامل افراد پیرامون خود را جلب نمایند دیگر از خوشبختی و داشتن یک سرنوشت خوب محروم خواهند شد.

دلیل اصلی این تفکر این است که ما فراموش میکنیم که سرنوشت و تقدیر همان کیفیت اتفاقات آینده است که قرار است در روزها و ماه ها و سالهای آتی رخ بدهند.ما به گمان اینکه سرنوشت یک پدیده جدایی از اتفاقاتی است که در زندگی ما در آینده خواهد افتاد، از دست زدن به خیلی از کارهای جدید و شروع یک زندگی زیبا و یا انجام کارهایی که میتواند مارا خوشحال و موفق نماید خودداری میکنیم.

با خود میگوییم که تقدیر این چنین بوده است. اما تقدیری درکار نیست . خداوند متعال این جهان و کائنات را قانونمند آفریده است. هرکسی بتواند این قوانین را بهتر و بیشتر اجرایی نماید ، مسلما" سود بیشتری خواهد برد و کیفیت اتفاقات زندگی اش بهتر و بهتر  میشود.

نباید خودمان را گول بزنیم. ما از انجام دادن هر کار جدیدی ترس داریم. ما از شروع مجدد می ترسیم. چون فکر میکنیم که سرنوشت ما اینگونه رقم خورده است و ما نباید در آن تغییری بوجود آوریم.

 

 

انتخاب راه با خودمان است. فردا اگر سر از بیراهه در آوردیم کسی را نمیتوانیم ملامت کنیم.کیفیت و شکل اتفاقات فردا ، یعنی سرنوشت فردای ما.کیفیت و شکل اتفاقات ماه آینده یعنی سرنوشت ما در ماه آینده. براستی دوست دارید کیفیت زندگی شما در پنج سال آینده چگونه باشد؟

دلتان می خواهد که سرنوشت شما در ده سال آینده چگونه رقم بخورد؟ کدام سرنوشت ؟ بله همان سرنوشتی که همه به آن اعتقاد دارند اما نمیدانند که این سرنوشت چیزی نیست جز همان افکار و برنامه هایی که هم اکنون برای زندگی خویش در ذهن خود ترسیم کرده اند.

براستی هم اکنون چه چیزی را برای خودتان میخواهید؟ آیا تا بحال تا این حد به خود زحمت فکرکردن به آینده و شکل وکیفیت اتفاقات آن داده اید؟

آیا قدری به خود زحمت داده اید که در مورد کیفیت اتفاقات اینده خود که بعبارتی همان سرنوشت شما را تعیین میکند ، فکر کنید و نقشه بکشید؟

گاهی ما آنقدر تنبل می شویم که حتی به خود زحمت تصور کردن نمیدهیم. تصور اتفاقات خوب و زیبا برای آینده خود...

خیلی جالب است که بعد از ماه ها و سالها و رسیدن به آن زمان معلوم ، شروع به ناله وشکایت میکنیم که چرا بعضی ها الان در موقعیت بسیار ممتازی هستند و من هنوز هم همان هستم که ده سال پیش بوده ام. درحالی که آن شخص مورد نظر ده سال پیش در موقعیت من بود!

بله ایشان ده سال پیش درموقعیت شما بودند . اما درست همان زمانی که شما وقت خود را به بطالت و فکرکردن به سرنوشت موهوم تلف میکردید ، ایشان درحال برنامه ریزی و فکر کردن و تصور به اتفاقات قشنگ و زیبایی بودند که هم اکنون به آنها رسیده اند.

کمی به خودتان زحمت بدهید و همین الان شروع کنید به فکرکردن به هر آنچه که دوست دارید یکماه بعد و یا یکسال بعد و یا ده سال بعد در اختیار داشته باشید و یا در آن موقعیت خاص قرار بگیرید.همین الان شروع کنید به تصورکردن. خیلی راحت در ذهن خود ببینید هر آنچه را که دوست دارید داشته باشید. از قدرت تصور و تخیل غافل نشوید.تصورکردن بعبارتی همان نقشه کشیدن ساده است.یک مهندس ساختمان وقتی میخواهد یک ساختمانی را بنا کند ابتدا طرحی از آن ساختمان را روی کاغذ می آورد و روی جزئیات آن کارمیکند.ابتدا یک طرح کلی دارد و سپس به جزئیات می پردازد. به ریزترین نکات می پردازد. پس از مدت زمان مشخصی یک ساختمان شیک و مورد نظر وی پدیدار میشود.

اتفاقات زندگی من و شما هم این چنین است. باید به هر آنچه که دوست داریم برسیم ابتدا با یک نظر کلی به آن نگاه کنیم. سپس جزئیات آنرا درذهن خود تصور نمائیم. ذهن ما همان دقیقا" همان کار نقشه کشی را انجام میدهد. اما بهتر است که وقتی آن طرح و ایده خود را در ذهن خود مجسم نمودیم سپس آنرا بر روی کاغذ آورده و بصورت یک طرح به آن نگاه کنیم. آنچه در ذهن ما بوجود آمده وقتی از طریق چشم ما به ذهن برسد ، ترکیبی بی نظیر ایجاد میکند که در شکل گیری آن نقشه بسیار اهمیت خواهد داشت.

درمورد نقشه و طرح خود حرف بزنید. نظر بخواهید.همینطور که درمورد آن حرف می زنید ؛ درذهن خود آنرا شکل بدهید.نگران نظرات منفی بعضی ها هم نباشید. بعضی ها عادت دارند همیشه منفی بافی کنند. شما قاطعانه به طرح و ایده خود فکرکنید. ذهن شما فقط به درخواست های شما پاسخ میدهد.

هنگام میل کردن صبحانه و ناهار و شام و هرکاری دیگر میتوانید به طرح خود فکر کنید و درذهنتان تصورکنید که آنرا دراختیاردارید.کسی متوجه نمیشودکه شما درذهن خود به چه چیزی فکر میکنید. شما با طرح و ایده و آرزوی خود معاشقه کنید و در آغوشش بکشید.حتما بزودی پاسخ این درخواست را دریافت خواهید کرد.

 


نگرانی و استرس

 

 

نگرانی و استرس ؛ کیفیت حوادث و اتفاقات آینده را به بدترین شکل ممکن پدیدار می کند.

اگر  آدمها میدانستند که داشتن احساس نا آرام همراه با استرس و نگرانی از اتفاقات موهوم آینده ، چقدر در روحیه و روان آنها تاثیرگذار بوده و میتواند کیفیت

اتفاقات زندگی آنها را خراب کند ، هرگز تصوری غلط و منفی از اتفاقات فردا و فرداها برای خود متصور نمی شدند.

جالب است بدانید که داشتن احساس خوب و نگرش مثبت از اتفاقات آینده ( هرچند این اتفاقات در ذهن ما رخ بدهند) بشدت میتواند کیفیت اتفاقات زندگی ما را دستخوش تغییرات خوب و ایده آلی بنماید.

 

 

به جرات میتوان گفت که کیفیت اتفاقات آینده و شکل آنها ، در دست خودمان است . هیچ تقدیر و سرنوشتی که از قبل برایمان رقم خورده باشد وجودندارد.

فقط کافیست که ما در ذهن خود تصوری روشن و زیبا و واضح و  حتما" مثبت ؛ از اتفاقات آینده در ذهنمان داشته باشیم.

گاهی حتی ما زحمت یک فکرکردن و به تصویر کشیدن ساده از اتفاقات آینده را که میتوانیم در ذهنمان انجام بدهیم ؛ به خود نمیدهیم.و اجازه میدهیم که اتفاقات آینده ( با تاثیر پذیری از سخنان منفی دیگران و هرآنچه که بصورت منفی وارد ذهن ما میشود) بصورت ناخوشایندی برایمان رقم بخورد.آنگاه از زمین و زمان و تقدیر و سرنوشت گله و شکایت میکنیم که ما چقدر در کائنات مورد بی مهری قرار گرفته ایم ودرمورد ما ظلم شده است.