close
دانلود آهنگ جدید
منفی،

احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

شاد بودن و شکرگزاری شرط موفقیت در زندگی است.

شاد بودن و شکرگزاری موجب موفقیت و رسیدن به هدف میشود.

.

 

شاد بودن و شکرگزاری شرط  موفقیت و رسیدن به هدف است.


زندگی آدمها همیشه پر فراز و نشیب بوده و هست. عده ای می گویند که مزه ی زندگی به همین تلخی هاست. اما من زیاد موافق نیستم. موافق این موضوع نیستم که اتفاقات ناگوار و مشکلات در زندگی میتواند نمک زندگی باشد. اگر باوری این چنینی از این حوادث و اتفاقات ناگوار داشته باشیم ، در واقع یه جورایی خودمان را به آنها عادت می دهیم و وجود آنها را در زندگی خود می پذیریم. اما آنها براستی تلخ هستند . مزه تلخ چگونه میتواند شور یا شیرین یا ترش باشد.

بجای چنین نگرش و باوری نسبت به اتفاقات تلخ زندگی ، باید دید  که اصولا" چرا اتفاقات تلخ  پدیدار میشوند و چگونه میتوان کیفیت اتفاقات آینده را مدیریت نمود به طوری که همواره شاهد اتفاقات وحوادث خوب و خوشایند باشیم.


همانگونه که قبلا" هم اشاره شده کیفیت اتفاقات زندگی ما بر اساس دستورالعمل هایی که توسط پیام های ارسالی به کائنات از طرف ضمیرناخودآگاه ارسال میشود تعیین می گردد و  خوب میدانید که ضمیرناخودآگاه ما فقط پیام هایی را دریافت میکند که ما خودمان از طریق ضمیرخودآگاه خودمان یعنی حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری برایش تهیه و ارسال کرده باشیم.

 

ضمیرناخودآگاه

ضمیرخودآگاه ما توسط حواس پنجگانه در هر لحظه درحال دریافت پیام از پیرامون ماست. چشمها می بینند و گوش ها می شنوند. بینی بوهای مختلفی را حس میکند و زبان مزه ها را می چشد. از طریق پوست ، حس لامسه ایجاد میگردد. هر کدام از اینها در هر لحظه بدون اینکه ماخودمان متوجه باشیم در حال دریافت و ارسال پیام هایی به ضمیرناخودآگاه ما هستند.نوع و کیفیت دریافت این پیام ها از طریق حواس پنجگانه ما تحت کنترل ماست. یعنی ما میتوانیم تصمیم بگیریم که چه چیزی ببینیم و چه چیزی بشنویم . اما ضمیرناخودآگاه دیگر اختیاری از خویشتن ندارد.

ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که ما از طریق ضمیرخودآگاه برایش ارسال کرده ایم را دریافت نموده و بعد از اینکه یک کپی از آنرا برای خودش برداشت ، نسخه ی اصلی پیام را به همراه احساس مربوطه به کائنات عالم ارسال میکند. وقتی سخن از کائنات به میان می آید منظور تمام موجودات عالم به غیر از خدا و شخص شما را شامل میشود. ضمیرناخودآگاه قادر نیست که تشخیص بدهد که این پیام ها خوب هستند یا خوب نیستند. به زیان ما هستند یا به سود ما . یا اینکه غیر ارادی به سوی ما آمده اند یا اینکه ما خودمان خواسته ایم که دریافت کنیم. گاهی بصورت ناخواسته ما در معرض دیدن و یا شنیدن مطلبی منفی قرار میگیریم که باید بلافاصله از آن محیط دور بشویم و اجازه ندهیم که ورود آن مطلب منفی به مغز ما ادامه داشته باشد. (کنترل و اختیار ضمیرخودآگاه ما بدست خودمان است).ضمیرناخودآگاه فقط اطاعت محض میکند. اطاعت محض بابت هر آنچه که دریافت میکند. بلافاصله آنرا به همراه احساسی که در ما تولید میکند به کائنات عالم انتقال میدهد.

کائنات عالم

 

 

کائنات عالم وظیفه دارند که بر اساس دریافتی های خود از ضمیرناخودآگاه کیفیت اتفاقات زندگی آدمها را چیدمان نمایند. کائنات هم مانند ضمیرناخودآگاه هیچ گونه آگاهی و فهمی از طرف خودش ندارد و دقیقا" بر طبق دریافتی های خود از ضمیرناخودآگاه هرکسی ، اقدام به چیدمان کیفیت اتفاقات زندگی وی میکند.

گاهی بعضی از مردم به شدت احساس نا امیدی و یاس میکنند. این اتفاق ممکن است بخاطر به یاد آوردن خاطرات تلخ  گذشته باشد یا تجربه ی یک اتفاق ناگوار در حال حاضر . بهرحال گاهی یک شخص در یک حالت منفی از نظر احساسی به سر می برد. اشخاص در این گونه مواقع به نظر خودشان وقتی در آن حالت احساسی منفی و غم انگیز قرار میگیرند به نوعی به خودشان دلداری داده و از خود بنوعی دلجویی میکنند. گویا اینگونه آرام تر میشوند.

اما درواقع هیچ گونه دلداری و دلجویی وجود ندارد. در این گونه مواقع شخص با ایجاد افکار غم آلود و منفی و مایوس کننده ، بنوعی باور ناتوان بودن و عجز را در خود زنده میکند. از یک آدم ناتوان و عاجز هیچ کسی توقع انجام کاری را ندارد. لذا وقتی این احساس در شخص بوجود آمد ، با این باور غلط و منفی ساکت و آرام نشسته و کاری صورت نمیدهد. چون به این باور رسیده است که او در اتفاقات گذشته به نوعی مقصر بوده است. خود را ملامت میکند. با خود فلسفه بافی میکند که شاید میتوانست کاری صورت بدهد و انجام نداده است. با این افکار ، باور ناتوانی و عجز خود را به ضمیرناخودآگاهش ارسال میکند. ضمیرناخودآگاه با دریافت این پیام ها ، یک احساس عجز و ناتوانی را در شخص تولید میکند. شخض دیگر کاملا" میداند که نا امید و مایوس است و ناتوان . ناتوان از انجام هر کاری. اصلا" چه معنی دارد که یک آدم ناتوان و عاجز بتواند کاری صورت بدهد. با عقل  جور در نمی آید. لذا دست از تلاش و مبارزه میکشد.این روند متاسفانه ادامه پیدا میکند .چون اتفاقات زندگی زنجیر وار به هم گره خورده اند. اتفاقات بد اتفاقات بد را به همراه می آورد. ضرب المثل ، بد بیاری پشت بد بیاری ، هم دقیقا" اینجا مصداق دارد.

اما قسمت دردناک داستان اینجاست که این شخص به نظر خودش آن لحظه موقتی است و بعد از ساعتی و روزی دیگر سپری شده و او راحت خواهد شد. اینگونه نیست. تا وقتی که آن شخص در آن حالت و احساس منفی و غم و ناراحتی به سر می برد ، همچنان سلسله وار ، پیام های منفی درحال انتقال به ضمیرناخودآگاه هستند. ضمیرناخودآگاه نمی تواند تشخیص بدهد که این پیام ها تازه و جدید نیستند و همگی مربوط به همان احساس و باور منفی قبلی است. او هر لحظه آبدیت است. او لحظه به لحظه بروزرسانی میشود. هر پیامی را که در هر لحظه دریافت میکند ، به منزله ی یک دستور تازه از طرف ما مورد پذیرش قرار گرفته و آنرا به کائنات برای اجرایی شدن ارسال میکند.

شخص مایوس و غمگین به نظر خودش درحال دلداری دادن خود است درحالی که نمی داند ضمیرناخودآگاه و کائنات برایش چه آشی می پزند البته به دستور خود او اما ناخواسته و ندانسته.

همینطور که این غم و ناراحتی و افسردگی ادامه دارد ، همچنان پیام های منفی هم به ضمیرناخودآگاه رسیده و آن هم آنها را به همراه احساس مربوطه به کائنات عالم ارسال میکند. کائنات عالم هم بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها درحال حاضر واقعی نیستند و مربوط به اتفاقات یک ساعت پیش یا یک روز پیش یا یکماه یا یک سال پیش هستند ، به باور اینکه آنها تازه و جدید هستند ، شروع به کار میکند.

این شخص یک ساعت پیش بابت موضوعی ناراحت و غمگین شده و یا بخاطر حادثه ای که یک ماه پیش برای خودش یا یکی از دوستان و بستگانش رخ داده ، هنوز غمگین و افسرده است.اماکائنات نمی تواند این موضوع را تشخیص بدهد.کائنات نمی تواند بفهمد که این پیام منفی که دریافت نموده است مربوط به چه زمانی است. او آن پیام را آنلاین دریافت کرده و آنلاین باید اجرایی نماید. زمان تولید پیام مهم نیست بلکه نوع پیام مهم است.

لذا می بینیم که حال و روز این شخص روز به روز بدتر و بدتر میشود. به طوری که حتی داروهای ضد افسردگی هم جوابگوی تسکین غم و اندوه و افکار منفی او نمیشود.چرا؟ چون که این آتش خاموش نمیشود. تا شما یک سطل آب روی آن آتش می ریزید در کنارش یک لیتر بنزین و نفت هم به آن اضافه میکنید. این آتش خاموش شدنی نیست تا زمانی که مواد آتش زا را به آن اضافه میکنید.

وقتی به او میگویید که خودت را کنترل کن . نگران نباش. آرام باش. او به سخنان شما توجهی نمی کند و هنوز در همان افکار منفی و غم آلوده خود باقی است. لذا همچنان در همان مسیر ادامه حرکت میدهدو حالش روز به روز بدتر میشود.

تمام ما در شرایط سخت قرار میگیریم. با ازدست دادن یکی از بستگان و عزیزان ، قطعا" هر آدمی اندوه گین و ملول میشود . اما بعضی ها از این گونه اتفاقات و حوادث نظیر آن برای خود یک بحران درست میکنند که به این راحتی ها قادر به خروج از آن نیستند. گاهی بعضی از آدمها انگار خوششان می آید در یک حالت غم آلود باقی بمانند. دلیل آن هم بخاطر موضوعی بود که در ابتدای این مطلب اشاره شد.  اما این اشتباه محض است. شما باید بدانید که همواره باید در زمان حال زندگی کنید.

چرا باید همواره در زمان حال باشید؟

 

همانگونه که قبلا" هم اشاره شده ، ضمیرناخودآگاه و کائنات بصورت آنلاین و لحظه به لحظه درحال دریافت پیام هایی از سوی ما هستند. پس اگر برای لحظه ای ناراحت و غمگین بشوید ، به اندازه همان یک لحظه کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را خراب کرده اید. اما اگر این ناراحتی و غم ادامه داشته باشد. اگر این عصبانیت و خودخوری مداوم بشود ، آنگاه شما باید مقدار بیشتری از کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به گذراندن به گونه ای تلخ و ناگوار شاهد باشید.این دیگر به اختیار و خواست خود هر شخصی است. شما باید باور داشته باشید که اتفاقات و حوادث زندگی شما در آینده میتواند بسیار خوب و هیجان انگیز و یا بسیار تلخ و دردناک باشد. انتخاب با خود شماست.

این که  بعضی ها گفته اند ، اتفاقات تلخ و شیرین همیشه با هم هستند جمله ای نسنجیده است. این جمله در مورد شما که مسلط به احساس آرام هستید صدق نمیکند. شما همواره کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکنید چون میدانید که اگر الان و هم اکنون حالتان خراب باشد، بد سخن بگویید، عصبانی و خشمگین باشید، و احساس منفی و خرابی داشته باشید آنگاه بله باید شاهد باشید که کیفیت اتفاقات زندگی شما در آینده خراب و تلخ بشود. اما اگر شما آرام باشید.مهربان باشید. صبور باشید.خوشحال باشید. شاد باشید.مگر ممکن است که شما اتفاق ناگواری را تجربه کنید. شما یک آدم بیمار را پیدا کنید که قبل از بیماری و یا بستری شدنش در بیمارستان یک آدم کاملا" شاد وخوشحال و مثبت بوده باشد. آدمی که تمام قوانین کائنات عالم را درمورد سلامتی و بهداشت جسمی و روانی و اجتماعی بکار برده باشد و هم اکنون بر روی تخت بیمارستان بستری شده باشد. محال ممکن است. اگر با آن شخص آشنایی نزدیک داشته باشید قطعا" خواهید فهمید که او در فکر و باور خود مدتی قبل از بیماری چگونه زندگی میکرده است. آدمی که حرص میخورد ، آدمی که زود عصبانی شده و خشمش را نگه میدارد. شخصی که حسود است و از اینکه دیگران چیزهایی دارند که او هم اکنون ندارد ناراحت است و خودخوری میکند، آدمی که ناسپاس است و غمگین. بابت داشته های فعلی خود خوشحال نیست و همواره ناله سر می دهد. مگر میشود این آدم سالم و سلامت روی زمین کائنات راه برود و روی تخت بیمارستان بستری نباشد. جای او از نظر کائنات عالم روی تخت بیمارستان است نه روی زمین صاف و هموار خدا و کائنات.

میگویید ، آن شخصی که ورزشکار است و به یکباره دچار حمله قلبی یا مغزی میشود چه؟ یا آن شخصی که خود پزشک بوده است و دچار حمله قلبی شده و یا اتفاق ناگواردیگری که او را بستری نموده چه؟ خوب چه ربطی دارد؟ مگر یک ورزشکار نمی تواند افکار منفی تولید کند. مگر یک پزشک نمی تواند افکار مسموم و منفی در ذهن و باور خود ایجاد نماید که منجر به بیماری و حمله قلبی بشود. مگر بیماری و اتفاقات ناگوار شماره گذاری شده که فقط روی یک سری افراد خاصی با شخصیت و نامها و عناوین خاصی صورت بگیرد. اصلا" چنین نیست هرکسی در هر مقام و مرتبه ای و هر عنوانی اگر قوانین کائنات را اجرا نکند مورد مجازات کائنات قرار میگیرد. کسی که مدت زیادی سیگار و قلیان مصرف میکند ، برای کائنات فرق دارد که او پزشک باشد یا ورزشکار و یا یک خانم خانه دار. خوب طبیعی است که سیگار و قلیان برای سلامتی مضر هستند. هرکسی که این ها را مصرف نماید به خودش آسیب رسانده است. حالا بیاییم و بگوییم که چون این شخص پزشک بوده پس نباید سیگار و قلیان روی او تاثیر میگذاشت. یا اینکه آین آقا یا خانم ورزشکار است دیگر نباید سیگار و قلیان و خشم و ناراحتی و احساسات منفی روی وی تاثیر بد بگذارد. چنین نیست. کائنات تبعیض قائل نمیشود. شما کیفیت اتفاقات زندگی اتان را خودتان تعیین میکنید.

وقتی شما آرام هستید ، ضمیرناخودآگاه و کائنات در هر لحظه پیام های مثبت و خوبی از شما دریافت میکنند. وقتی آرام و شاد هستید بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است ، کائنات همواره کیفیت اتفاقات زندگی شما را به بهترین شکل ممکن رقم میزنند. خوش بین بودن باعث میشود که شکل و کیفیت اتفاقات زندگی عوض شود. در فیلم علائدین و چراغ جادو می بینیم که علائدین چقدر خوش بین و مهربان است. به راحتی عصبانی نمیشود. از کوره در نمی رود. تلاش میکند و تحرک دارد. به دیگران کمک میکند با اینکه خودش از همه بیشتر نیازمند مادیات است. اما از نظر احساسی فوق العاده غنی است.

گذشت دارد و فداکار است. وقتی غول چراغ جادو به او میگوید که فقط یک آرزو مانده است که من برایت انجام بدهم ، با فداکاری تمام می گوید آرزو میکنم که تو از این چراغ خلاص بشوی. این از خود گذشتگی خیلی ارزشمند است بطوری که در آخر او را در مسیری قرار میدهد که بادختر پادشاه ازدواج میکند.

 

داشتن افکار مثبت و احساس شاد


به یادداشته باشید که افکار مثبت و احساس خوب و شاد داشتن که شامل مهربانی و انسان دوستی و آرام بودن هم میشود ، باعث میشود که روند اتفاقات زندگی شما به گونه ای رقم بخورد که در ادامه موجب غافلگیر شدن  شما بشود. اتفاقاتی رخ میدهند که شما اصلا" نمی توانید تصورش را بکنید. اتفاقات زندگی یکی پس ازدیگری بر اثر اطلاعاتی که ما به ضمیرناخودآگاهمان ارسال میکنیم رخ می دهند. هیچ اتفاقی در زندگی شما تصادفی نیست. شانسی درکار نیست. زمان نیاز دارد تا افکار و احساسات مثبت و آرام و شاد شما تبدیل به معادل فیزیکی خودشان بشوند. حوصله به خرج بدهید و نا امید نشوید.  به زندگی دیگران نگاه نکنید. زندگی خود را از زندگی دیگران الگو برداری نکنید، مقیاس زندگی شما خودتان هستید. افکار و باورهای خودتان هستند. ضمیرناخودآگاه شما و کائنات فقط از شما فرمان می پذیرند نه  ازدیگران. دیگران نمیتوانند از طرف شما به کائنات و ضمیرناخودآگاه شما فرمان بدهند. حتی اگر آنها پیام هایی مثبت یا منفی هم برای شما ارسال کنند ، ضمیرناخودآگاه شما احترام خاصی برایتان قائل است و تا شما آنها را دریافت نکنید و با دست خودتان تحویلش ندهید او هرگز آنها را به کائنات ارسال نمی  کند تا تبدیل به اتفاقات خوب یا بد در زندگی شما بشوند.

پس اگرالان و هماکنون شرایط زندگی شما به آن گونه که دوست دارید نیست نا امید نشوید. نگویید ای بابا دیگر امکان  ندارد.شما در این مسیری که درحال دویدن هستید اگر بنشینید هرگز به خط پایان نخواهید رسید. شما حق نشستن ندارید. شما باید حرکت کنید حتی اگر پایتان گرفته و شما نمی توانید بدوید ، اشکالی ندارد راه بروید. آرام راه بروید. فقط بروید. حرکت کنید. ایستان ممنوع است. در این مسیر زندگی هرکسی که بایستد درواقع خودکشی کرده است. ایستادن برابر با خودکشی است. شما با راه رفتن هم میتوانید به خط پایان برسید. خیلی هیجان انیگز است.


مقایسه نمودن خویشتن با دیگران

 

یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث میشود آدمها غمگین و افسرده شده و از ادامه و تلاش دست بکشند این است که خودشان و توانایی هایشان را با دیگران مقایسه میکنند. دیگرانی که اصلا" موقعیت و شرایطشان زمین تا آسمان با آنها تفاوت دارد.همانطور که میدانید هر آنچه که الان هستید و هر آنچه که در اختیار دارید نتیجه ی افکار و احساسات و سخنان و رفتاری است که در گذشته داشته اید. چه انتظاری از خوددارید. باید از خودتان انتظار داشته باشید تا تلاش کنید. اما وقتی شما خودتان بخوبی میدانید که درگذشته ، روند حرکت و برنامه ریزی شما طوری بوده است که نتیجه اش همین است که الان شاهد آن هستید، پس غصه خوردن و ملامت کردن خودتان برای چیست؟ مقایسه کردن خودتان و شرایط فعلی اتان با دیگری که گذشته متفاوتی با شما داشته برای چیست؟

شما چگونه میتوانید از خود انتظار داشته باشید درحالی که در گذشته حرکت قابل توجهی برای پیشرفت و موفقیت خود نداشته اید. فقط به خودتان نگاه کنید. به زندگی خودتان علاقمند باشید. شکرگزار باشید بابت هر آنچه که هم اکنون در ا ختیار دارید. باهمین امکاناتی که هم اکنون در اختیارتان است حرکت کنید. اگر هدفی مشخص دارید آنرا دنبال کنید. قرار نیست که شما به یکباره به آن هدف برسید.

لطفا به مطلب قبلی که پیرامون نقدی بر فیلم " هزارپا " نگاشته شده ، مراجعه نمائید تا متوجه شوید که رسیدن به موفقیت و هدف زمان بر است. به خودتان زمان بدهید. هنگامی که به خودتان زمان میدهید و حرکت میکنید از نگاه کردن به دیگران خودداری کنید. فقط به جلو نگاه کنید.شما بعد از مدتی خیلی جلو خواهید افتاد.نگاه کردن به اطراف و دیگران حواس شما را پرت میکند و ممکن است زمین بخورید و یا اینکه تمرکز خود را از دست بدهید و از ادامه حرکت باز بمانید.

به توانمندی های خودتان توجه کنید. ببینید شما چه توانایی هایی ارزشمند و بالقوه ای دارید که شاید خیلی ها نداشته باشند. ممکن است کسی بگوید ، با این حرفها دل ما را خوش نکنید، مگر این حرفها پول میشود. مگر اتومبیل میشود. مگر تحصیلات عالیه میشود. مگر شغل  و کار میشود.

بله شما درست میگویید. این سخنان نتیجه همان نگاه یک جانبه به دیگران است. نگاه به دیگران و توانمندی های آنها و عدم نگاه و توجه به خود و توانایی های خود. خوب معلوم است وقتی شما فقط بنشینید و به دیگران نگاه کنید و هیچ تلاشی نکنید آنگاه چگونه انتظار دارید که موفقیت را در آغوش بگیرید.بگذریم از آن دسته افرادی که بواسطه ی پدر یامادر ثروتمند خود به مال و اموالی دست یافته اند. ما با آنها کاری نداریم. آنها باید عرضه ی نگهداری آن مال را داشته باشند. چون سخت است مال و اموالی را که آدم خودش با زحمت و تلاش خودش بدست نیاورده باشد بتواند بدرستی استفاده و نگهداری کند.

شما باید احساس لذت و خوشحالی داشته باشی . در درجه اول باید از اینکه میتوانی حرکت کنی و تلاش کنی راضی و خرسند باشی. اصلا" لازم نیست که هر لحظه دست به آسمان بلند کنی و دعا کنی و از خدا بابت هر آنچه به تو داده تشکر کنی. فقط کافیست که خوشحال باشی. خداوند دوست دارد خوشحالی تو را ببیند. خداوند دوست دارد تو را شاد ببیند. سلامت ببیند. شادی تو یعنی رضایت تو. هروقت توانستی شاد باشی آنگاه بدان که خداوند درحال لبخند زدن به تو است. همان خدایی که تو را آفریده و دوستت دارد. نگاهش به توست . تو حرکت کن . تو تلاش کن و به هدفت فکرکن. به هرآنچه که آرزو داری به آن برسی اندیشه کن. اما شادمان و خوشحال و خرسند. زیرا درحالت شاد بودن احساس مثبتی در تو  ایجادمیشود که قدرت حرکت و پیشرفت تو را دو چندان میکند. الهامات ارزشمندی به تو میشود. اتفاقات و شرایطی در مسیر زندگی ات بوجود می آید که تو را به رسیدن به هدفت نزدیک تر میکند.

فقط بدان که هیچ چیزی در زندگی تو تمام نشده و تو به آخر خط نرسیده ای. خطابم به کسانی است که تصور میکنند که دیگر کاری از دست آنها بر نمی آید و کاملا" ناامید شده اند. بدانید که خداوند شما را نگاه میکند. او منتظر یک حرکت شماست. خداوند شما و من را مانیتور میکند. فقط کافیست که هم اکنون به خدا امید داشته باشی و از اینکه او کنارت است و کمکت خواهد کرد خوشحال باشی. خدا دوست دارد که تو خوشحال باشی. اگر شاد باشی و بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیارت است شکر گزار و شادمان باشی اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برایت رخ میدهند.آنگاه خودت متعجب خواهی شد. 

به یادداشته باش که اتفاقات خوب یکی پس ازدیگری رخ میدهند اگر هم اکنون حال خوش و مثبتی داشته باشی. اگر هم اکنون احساس آرام و خوبی داشته باشی اگر هم اکنون شاد باشی.

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند

 

 

این ضرب المثل قدیمی را من خیلی دوست دارم. همیشه ملکه ی ذهنم است. زیرا به خوبی بیان میکند که وقتی بابت داشته های فعلی خودت خوشحال باشی . شکرگزار باشی. این شاد بودن احساس خوب و مثبتی در تو ایجاد میکند. این احساس شاد بودن و این احساس مثبت وقتی به ضمیرناخودآگاه برسد ، ضمیرناخودآگاه آنرا به همراه احساسی که در شما ایجاد شده به کائنات ارسال میکند. کائنات عالم هم بدون اینکه بداند اصل قضیه چیست ، بر مبنای هر آنچه که دریافت نموده شروع به کار میکند. کیفیت اتفاقات زندگی شما را چیدمان میکند.

وقتی این احساس مثبت و شاد به کائنات رسید، کائنات شروع به بررسی نموده و با نگاهی دقیق متوجه میشودکه هم اکنون اتفاق خاصی که موجب این همه خوشحالی این شخص شده باشد وجود ندارد ، داشته هایش که مربوط به گذشته است و الان هم اتفاق غیر منتظره ای که باعث این همه شادی وی شده وجود خارجی ندارد، لذا طبق برنامه و قوانین خودش دست به کار میشود.

کائنات موظف هستند که کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را برمبنای احساسی که او در آن لحظه دارد شکل بدهند. وقتی این احساس شادی و خوشحالی ناشی از شکر گزاری به کائنات رسید کائنات می فهمید که درحال حاضر اتفاق خوب و خوشایندی صورت ظاهری پیدا نکرده پس باید کیفیت اتفاقات آینده را طوری چیدمان نماید که کیفیت آن اتفاقات با این احساس فعلی شما همخوانی داشته باشد.

وظیفه ی کائنات همین است. همخوانی و هماهنگ کردن کیفیت اتفاقات آینده زندگی شما با احساسی که هم اکنون دارید.

پس وقتی شما بابت داشته های فعلی خودتان شکر گزار و خوشحال باشید به نوعی ضمیرناخودآگاه و کائنات را گول زده اید. آنها کیفیت اتفاقات زندگی شما را به بهترین شکل ممکن رقم  می زنند و این اتفاقات اسباب و وسیله ای میشوند برای اینکه شما بتوانید بهتر و راحت تر به هدف و خواسته ی خودتان دست پیداکنید.

پس اگر این همه تاکید میشود برای اینکه در زمان حال زندگی کنید و از بابت داشته هاینات شاد و شکرگزار باشید بخاطر همین است که کیفیت اتفاقات زندگی اتان عالی شده و شما زودتر به هدف و آرزویی که در ذهن خوددارید برسید.

سلامتی و شادی و برکت بی پایان خداوند را برایتان آرزو دارم.


کائنات و سرنوشت

کائنات و کیفیت اتفاقات آینده

.

کائنات و سرنوشت

 

  اگر می دانستید که نوع احساس شما اعم از احساس مثبت و خوب و یا احساس منفی و بد ، چقدر بر روی کیفیت و شکل اتفاقات و حوادث زندگی شما در آینده و ایجاد سرنوشت خوب یا بد ، نقش دارد آنگاه شاید این پست را با دقت بیشتری می خواندید.

 

 

 

به یاد داشته باشید که کائنات عالم طبق دستورالعمل های ضمیرناخودآگاه شما ، کیفیت و شکل اتفاقات زندگی شما را برنامه ریزی میکنند.

 

 

فراموش نکنید که وقتی احساس بدی پیدا می کنید ، یک دستور العمل منفی به ضمیرناخودآگاه شما ارسال می شود و ضمیرناخودآگاه هم آن دستورالعمل را به شکل یک  کد یا یک فرکانس  به کائنات عالم می فرستد.

 

 

 

کائنات عالم بر مبنای نوع احساس شما کیفیت اتفاقات را شکل میدهد ، اما چگونه؟

تصور کنید پای صحبت یک فرد منفی باف می نشینید و او برایتان در حال بازگو کردن غم و غصه هایش است. در صحبت هایش موضوعاتی را بیان میکند و شما را به این باور می رساند که این دنیا ارزش زندگی کردن و تلاش و مبارزه را ندارد . او موفق می شود کاملا" شما را نا امید کند. احساس می کنید که تمام غم و اندوه عالم وارد قلب شما شده است. تمام بدهکاری های گذشته را به خاطر می آورید.

 

 

این قسمت اول ماجراست . اما قسمت دوم ...

در این هنگام وقتی که شما احساس منفی و غم انگیز پیدا کردید ، این پیام غم انگیز به شکل یک احساس منفی  به ضمیرناخودآگاه شما ارسال می شود. در همان لحظه و بصورت فوری. ضمیرناخودآگاه در هر لحظه درحال آنالیز کردن احساسات شماست. ضمیرناخودآگاه بعد از دریافت این پیام غم انگیز ، طبق وظیفه ای که برایش تعریف شده است ، بلافاصله آن پیام غم انگیز را به کائنات ارسال می کند.

 

 

قسمت سوم ماجرا و دریافت آن پیام منفی توسط کائنات عالم

در این هنگام آن پیام منفی و غم انگیز از طریق ضمیرناخودآگاه شما به کائنات عالم ارسال شده است. کائنات عالم با دریافت آن پیام که حاوی یک  کد منحصر به فرد مربوط به شماست ، شروع به بررسی کارشناسانه می کند.

 

 

راستی به یاد داشته باشید که کائنات اصلا" کاری ندارد که این پیام چرا و چگونه از طرف شما ارسال شده است. او مامور است و معذور.کائنات بر مبنای احساس دریافتی از طریق ضمیرناخودآگاه شما ، اقدام میکند.

 

 

کائنات برای خودش تعریف خاصی از غم و اندوه و شادی و نشاط دارد.  تعریف کائنات از غم و غصه و اندوه ، بسته به اینکه احساس حامل آن چقدر بزرگ و قوی باشد متفاوت است. مثلا" وقتی که یک احساس کوچک غم و اندوه را دریافت می کند اتفاقی بر اساس همان احساس برای شخص مورد نظر ایجاد می کند . و یا اگر این احساس غم و اندوه خیلی بزرگتر باشد ، اتفاق ناگواری که برایش پدیدار میشود به نسبت همان احساس بزرگتر و دردناکتر خواهد بود.

 

 

کائنات با دریافت این احساس غم و اندوه که حالا ما فرض میکنیم یک احساس منفی کوچک باشد ، شروع به بررسی نموده و با کمی دقت متوجه میشود که در زندگی این شخص ، اتفاق ناگواری که با این غم و اندوه همخوانی داشته باشد وجود ندارد. کائنات نمیتواند بفهمد که این شخص فقط در فکر خود به این موضوع منفی فکر کرده و یا این موضوع غم انگیز را از طریق گوشهایش از کسی دیگر شنیده است ، کائنات بر اساس هر آنچه که دریافت میکند، اقدام میکند.

 

 

بعد از اینکه کائنات متوجه شد اتفاق ناگواری در زندگی این شخص  وجود ندارد ، طبق وظیفه ای که برایش تعریف شده است ، شروع به چیدمان اتفاقات وحوادث زندگی آن شخص میکند به نحوی که این اتفاقات و حوادث با آن احساس دریافت شده همخوانی داشته باشد.

 

 

لذا کائنات اتفاقات ناگواری مثل زمین خوردن و شکستن دست و پا و یا یک تصادف ساده که منجر به خرابی گلگیر یا درب اتومبیل آن شخص میشود و یا اتفاقاتی نظیر این ها را برای آن  شخص پدیدار میکند. اما آن شخص قطعا" اگر آدم هوشیاری نباشد ، شروع به شکوه و شکایت خواهد کرد که من چقدر بدشانس هستم. تمام اتفاقات بد باید برای من رخ بدهد. اصلا" یک درصد هم به فکرش خطور نمی کند که خودش این حادثه و اتفاق ناگوار را برای خودش سفارش داده است.

 

 

به یاد داشته باشید که هیچ اتفاق و حادثه ای در این جهان تصادفی رخ نمی دهد. مگر اینکه هر آدمی خودش با ایجاد و ارسال احساس منفی یا مثبت به کائنات در بوجود آمدن آن نقش مستقیم دارد.

 

 

در اینجا لازم است دستورالعمل ساده ای را به شما آموزش بدهم تا ان شالله همیشه شاهد اتفاقات وحوادث مثبت و خوشایند در زندگی خودتان باشید.

 

 

تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید احساستان خراب بشود. اجازه ندهید کسی با سخنانش حال شما را خراب کند. گاهی شده مثلا" به دوستتان گفته اید: اصلا" حس و حال خوبی ندارم. یا اینکه مثلا" گفته اید : الان حسش نیست. دقت کنید شما تا وقتی احساس چیزی را پیدا نکنید به درستی و با لذت نمی توانید آن کار را انجام دهید. اصلا" هیچ تمایلی به انجام آن ندارید.چه بسا در شرایط دیگری ، بسیار خوشحال میشدید اگر آن کار را انجام میدادید. پس چه عاملی باعث شده که شما الان حس انجام آن کار را نداشته باشید؟ همان حس بد یا منفی . شما در معرض سخنان یا تصاویری قرار گرفته اید که احساستان خراب شده است. یا صحنه ای دردناک و ناراحت کننده دیده اید یا چیزی شنیده اید که شما را ناراحت کرده است. یا سخنی به زبان آورده اید که بعد از ادای آن پشیمان شده و هم اکنون ناراحت و غمگین هستید. بهرحال شما هم اکنون احساس خوبی ندارید. این دقیقا" همان لحظه ای است که ضمیرناخودآگاه شما در کمین نشسته تا آن پیام منفی را بلافاصله به کائنات عالم ارسال نماید.

 

 

شما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه بدهید حستان خراب بشود. خودتان بهتر میدانید چه چیزهایی شما را غمگین و ناراحت کرده و یا حستان را خراب میکند. باید روی این موضوع کارکنید. زندگی خودتان را باری به هرجهت پیش نبرید. اینکه هرچه پیش آمد خوش آمد نباید باشد. این شما هستید که کیفیت اتفاقات زندگی اتان را چیده مان میکنید. این خود شما هستید که تعیین میکنید در آینده چه اتفاقاتی با چه شکل و کیفیتی برایتان رخ بدهد. پس چرا راضی بشوید که کیفیت و شکل اتفاقات زندگی اتان خراب از آب در بیاید.

 

به خاطر داشته باشید که نوع اتفاقات زندگی شما تغییر نمی کند چون نوع اتفاقات زندگی را شما قبلا" طبق برنامه ریزی خودتان تعیین کرده اید. فقط شکل و کیفیت آنها تغییر میکند. مثلا اگر شما تصمیم گرفته باشید که به سینما بروید ، احساس منفی و بد شما باعث میشود که از لحظه ای که میخواهید از منزل خارج شوید شاهد اتفاقات و حوادث ناگوار باشید تا لحظه ای که به خانه بر میگردید. در اینجا با خراب شدن احساس شما ، شما به جای رفتن به سینما به پارک نخواهید رفت چون شما قبلا" برای رفتن به سینما برنامه ریزی کرده اید ، پس شکل و کیفیت اتفاقات عوض میشود نه نوع آن.

 

 

 

ضمیرناخودآگاه و کائنات خنگ و کودن  هستند. آنها فاقد درک و شعوری هستند که ما برای خودمان از فهم و درک و شعور  تعریف کرده ایم. آنها فقط طبق همان احساسات خوب یا بد ما تصمیم می گیریند و اجرا میکنند. دقیقا" مانند یک ربات در خدمت ما هستند. دقت کنید لطفا...

به زبانی بسیار ساده به شما آموزش میدهم که بدانید و به دوستان و بستگانتان هم آموزش بدهید .( شما باید یک اجرا کننده خوب و بعد یک آموزش دهنده ی ماهر باشید و این مطالب را به اطرافیان خود هم به زبانی ساده انتقال دهید تا آنها هم مثل شما شاهد تجربه ی اتفاقات زندگی خود به بهترین شکل ممکن باشند.)

 

پس : اجازه ندهید احساستان خراب بشود. همیشه مراقب باشید تا بهانه دست ضمیرناخودآگاه و کائنات ندهید. آنها فقط به وظیفه ای که ماموریت انجامش را دارند عمل میکنند.

 

 

برعکس وقتی شما به واسطه ی هم صحبتی با پدرو مادرتان یا برادر و خواهر یا دوست و فامیل و همکلاسی، شاد می شوید و می خندید و احساس خوبی پیدا میکنید. یا یک آهنگ شاد و مورد علاقه اتان  را گوش میکنید و یا یک فیلم مورد علاقه اتان را نگاه میکنید یا در پارک و خیابان قدم می زنید و احساس خوبی پیدا میکنید ، شما در این لحظه بدون اینکه خودتان بدانید درحال ایجاد وشکل دادن کیفیت اتفاقات آینده زندگی خودتان هستید. شما در هر لحظه با داشتن یک احساس خوب و آرام و مثبت ، درحال ارسال یک پیام مثبت به ضمیرناخودآگاهتان هستید. ضمیرناخودآگاه هم در هر لحظه درحال دریافت و ارسال آن پیام ها به کائنات است. کائنات با دریافت آن احساس خوب ، نمی تواند بفهمد که این احساس خوب شما فقط به خاطر یک قدم زدن ساده با دوستتان یا همسرتان و یا هم صحبتی با کسی که دوستش دارید یا گوش کردن به یک آهنگ شاد ، ایجاد شده است. کائنات اصلا" کاری به این چیزها ندارد. او  فقط و فقط با شکل منفی یا مثبت  احساس کار دارد. با دریافت این احساس مثبت ، شروع به بررسی می کند و بعد از اینکه متوجه شد اتفاق خوشحال کننده ای در حال رخ دادن نیست ، شروع به کار نموده و کیفیت و شکل اتفاقات آتی زندگی شما را به گونه ای چیدمان میکند که شما ممکن از از خوشحالی غافلگیر بشوید. اتفاقات و حوادث خوبی را تجربه میکنید. در مسافرت دچار حادثه نمی شوید. اتومبیلتان خراب  نمی شود. اتفاق بدی برای شما و همراهانتان رخ نمی دهد. بنزین اتومبیلتان به یکباره تمام نمیشود که شما را در کنار جاده نگهدارد. کسی به ماشین شما نیمی زند و شما هم با کسی تصادف نمیکنید.در تاکسی همراه و بغل دست یک آدم ناراحت قرار نمی گیرید.  بیمار نمیشوید و اگر هم بشوید بزودی و سریع بهبود پیدا میکنید. و خیلی اتفاقات خوب دیگر که اگر بخواهم تمام آنها را نام ببرم باید تا صبح فقط به این اتفاقات بپردازم.

 

 

نکته ی کلیدی دیگر اینکه هرگز در ذهن خودتان به اتفاقات آینده که قرار است رخ بدهد به شکل بد فکر نکنید. یعنی اینکه تجسم منفی نداشته باشید. مثلا" قرار است کسی را ملاقات کنید. در ذهنتان شروع به تجسم منفی نکنید که خوب اگر من فردا رفتم و آن شخص مرا نپذیرفت چه ! یا اصلا" مدارک مرا قبول نکرد آنگاه چه کنم؟ یا اگر اصلا" حضور نداشت چه؟

 

 

این تصورات منفی باعث میشود که باز هم ضمیرناخودآگاه شما پیام های منفی از شما دریافت نماید. این پیام های منفی به همراه همان احساس بدی که در شما بوجود می آید به کائنات ارسال میشود و کائنات دقیقا" شکل آن اتفاق را به همانگونه ای که شما احساس کرده بودید برایتان چیدمان میکند.

 

 

اصلا" درموردش فکر نکنید. اجازه بدهید زمانش فرا برسد. می گویید استرس دارم. دلم شور میزند. این دقیقا" همان اتفاق ناگوار است که رخ میدهد . با خودتان حرف بزنید. بصورت مصنوعی به ضمیرناخودآگاهتان خوراک بدهید.

 

 

ضمیرناخودآگاه خنگ و کودن است. اصلا" متوجه نمیشودکه شما راست میگویید یا نه ! گولش بزنید. با خودتان حرف بزنید. مثلا" بگویید فردا من میروم سر قرار و آن شخص مرا با خوشرویی می پذیرد و با دریافت مدارک کامل من ، کارم انجام میشود. کیفیت اتفاق فردا را بصورت جز به جز و دقیق در ذهن خود مرور کنید و به تصویر بکشید اما بصورت زیبا و خوشایند و همانگونه که دوست دارید رخ بدهد.واقعا" درذهن خود تصور و تجسم نمائید. خودتان را و به عبارتی ضمیرخودآگاهتان را گول نزنید بلکه ضمیرناخودآگاه و ناهوشیارتان را فریب بدهید. درزمان بیان این جملات باید شکل و هیبت و احساس شخصی را داشته باشید که کارش با موفقیت انجام شده است. بنوعی باید برای خودتان و ضمیرناخودآگاهتان فیلم بازی کنید. ( بازیگران سینما و تاتر راحت تر میتوانند ضمیرناخودآگاهشان را  گول بزنند  چون ، براحتی میتوانند در یک نقش قرار بگیرند و طوری وانمود نمایند که گویا هم اکنون در همان فضا و مکان قرار دارند. سعی کنید از این خصوصیت خوب هنرپیشه ها الگو برداری کنید و یاد بگیرید که برای خودتان و ضمیرناخودآگاهتان گاهی فیلم بازی کنید.) و اما بعد...

 

 

ضمیرناخودآگاه شما گول میخورد و این خوراک را که در همان لحظه ایجاد احساس خوب و مثبتی هم برای شما کرده است به کائنات ارسال می کند. کائنات با دریافت این پیام و بررسی اوضاع و احوال متوجه میشود که شما احساس موفقیت و پیروزی و خوشنودی دارید. کائنات نمی فهمد که شما برای چه خوشحال هستید. کائنات نمی فهمد که شما برای اتفاق خوب فردا خودتان را آماده کرده اید. کائنات فقط به احساس خوب شما پاسخ میدهد و شروع به کارنموده و کیفیت اتفاقات فردایتان را به بهترین شکل ممکن که رضایت خاطر شما را فراهم نماید ،  رقم می زند. خوب طبیعی است که قرار فردای شما هم در لیست همان اتفاقات فردا است و شامل همان اتفاقات خوب میشود.

 

 

به همین راحتی شما میتوانید کیفیت اتفاقات زندگی اتان را خوب و قشنگ ایجاد کنید. وقتی که شما عادت کردید به اینگونه زندگی کردن و همه چیز را به فال نیک گرفتن ، بصورت خودکار شما دارای یک سرنوشت خوب و خوشایند خواهید بود. حتما" در اطراف خود کسانی را می شناسید که در اصطلاح آدمهای خوش شانسی هستند. دست به هرکاری که می زنند  خوب و موفقیت آمیز از کار در می آید، اینها از آسمان یا کرات دیگر نیامده اند. آنها هم دقیقا" مثل شما هستند .فقط  تفاوت آنها با دیگرانی که این دستورالعمل ها را اجرا نمی کنند در این است  که همیشه آنها دارای احساس خوب و مثب و آرامی هستند. شما آنها را هرگز درحالت عصبانیت یا خشم نمی بینید. همیشه آرام هستند. آرام سخن میگویند. مهربان هستند. خونسرد هستند. منطقی هستند. چون مراقب هستندکه احساسشان خراب نشود.

 

 

تا زمانی که اجازه ندهید احساستان خراب بشود مطمئن باشید که کیفیت اتفاقات زندگی شما به بهترین شکل ممکن رخ خواهد داد.


آیا میتوان کیفیت اتفاقات زندگی را تغییر داد؟

.

آیا می توان کیفیت اتفاقات  و حوادث زندگی را بدست خود تغییر  داد؟

 

خیلی ها نمی دانند که شکل و کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی آنها  به دست خودشان ایجاد می شود.آنها به تقدیر و سرنوشت ایمان دارند و با خود می گویند ، هر اتفاقی در زندگی ما از قبل تعیین شده است و ما هیچ گونه نقشی در ایجاد یا تغییر آن نداریم. هر حادثه ای از قبل نوشته شده و ما مقهور سرنوشت هستیم. براستی اگر چنین است ، فرق انسان با گوسفند چیست؟ گوسفند هم یک قربانی است. او هیچ گونه اختیاری از خود ندارد. بعد از بدنیا آمدن و رشد کردن سر بریده میشود و با قربانی شدن خود ، زندگی کوتاهش هم به پایان می رسد. اما آیا میتوان برای انسان هم چنین تعبیری در نظر گرفت؟ انسانی که خداوند می فرماید من  از وجود خودم در او دمیدم و یک جانشین بر روی زمین برای خودم خلق نمودم. براستی بعضی ها چگونه می توانند فراموش کنند که جانشین خداوند بر روی زمین هستند. چگونه می توانند سرنوشتی برای خود قائل باشند. کسانی که سرنوشت از پیش تعیین شده برای خود قائل می شوند ، در واقع خود را با یک گوسفند قیاس کرده اند.اگر چنین است ، چرا خداوند بر سر همین انسان ، رو در روی تمام فرشته ها و ملائک ایستاد و حتی این موضوع منجر به اخراج و رانده شدن ابلیس از بهشت بگردد؟  اگر انسان و آدمی آنقدر مقام و منزلت و عظمت نداشت ، آیا خداوند این همه برایش مایه میگذاشت؟

 

از طرفی ، اگر قرار بود  که انسان هم مانند گوسفند دارای سرنوشت و تقدیراز پیش تعیین شده  باشد ، دیگر چرا خداوند  به او عقل و فکر می داد؟ چرا فقط انسان دارای قدرت تفکر و شعور است؟ اگر قرار بود انسان هم مانند گوسفندان بی اختیار و بدون اراده باشد ، پس فکر و اندیشه در مغز او برای چه قرار داده شده است.چگونه است که ما در یک جامعه ، هم پزشک و مهندس و خلبان داریم هم استاد دانشگاه و معلم و هم خیاط و نجار و آهنگر و بقال و هزاران شغل دیگر؟ مگر اینها را به زور و اجبار وادار کرده اند که این شغل ها را انتخاب نمایند. مگر اینها خودشان تصمیم ، آری تصمیم نگرفته اند که به هدف خود برسند ؟ مگر آنها برای رسیدن به هدف و نتیجه تلاش نکرده اند. وقت نگذاشته اند؟ هزینه نکرده اند؟

 

 

همانگونه که اشاره شد ، انسان دارای قدرت فکر و شعور و اندیشه است. خداوند قدرت بی پایان خود را در وجود آدمی و در مغز او در قسمتی به نام " ضمیرناخودآگاه " قرار داده است. در این وب سایت، پیرامون  ضمیرناخودآگاه هم مطلبی نگاشته  شده است. انسان ها با استفاده از قدرت موجود در ضمیرناخودآگاهشان می توانند اندیشه کنند و همانگونه که خداوند وی را جانشین خود قرار داده است  ، به همانگونه خلق و دگرگونی ایجاد  نمایند. فقط یک جانشین و معاون  است که می تواند مانند مافوق و رئیس  خود ابراز قدرت نمایی کند. اگر جانشین و معاون  نتواند کارهایی شبیه رئیس و مافوق خود را انجام بدهد ، آنگاه دیگر جانشین بودنش  معنایی برای وی و دیگران  نخواهد داشت.

 

انسان ها قدرت خلق کردن دارند. قدرت ایجاد دارند. اما خلق و ایجاد  چه؟ پاسخ روشن است : خلق و ایجاد هر آنچه که در فکر خود به آن اندیشه نمایند. انسان می تواند با استفاده از قدرت بی پایانی که از وجود خداوند نشات گرفته است و در درون خوددارد ، به هر آنچه که بخواهد دست یابد و در زندگی خود خلق نماید. 

 

کسی که همواره افکار مثبت و زیبا در ذهن خود دارد و همیشه از کلمات و واژه های مثبت و زیبا استفاده میکند ، این شخص در واقع با ارسال پیام های مثبت و زیبا به ضمیرناخودآگاه خود که مقر فرماندهی و قدرت بی پایان خداوند است ، کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را رقم می زند. ضمیرناخودآگاه شما ارتباط مستقیم و خاصی با کائنات عالم دارد. ( تمام عالم به غیر از شما و خداوند ، کائنات هستند.) وقتی شما یک سخن زیبا به زبان می آورید یا یک فکر خوب از سر شما می گذرد و یا یک کار خوب و مثبت انجام می دهید ، آنگاه این پیام ها بعد از ارسال شدن به کائنات از طرف ضمیرناخودآگاهتان ، موجب میشوند تا کیفیت اتفاقات وحوادث زندگی شما به تناسب همان پیام های ارسالی شکل بگیرد.( خوب یا بد )

 

به یاد داشته باشید که کائنات به شدت هوشمند هستند. شما حتی با ریختن یک زباله ی هرچند کوچک بر روی زمین ، موجب خواهید شد تا کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی شما دستخوش تغییر ناخوشایندی  بشود.

شما وقتی یک کلمه یا یک جلمه ی زشت و منفی به زبان می آورید ، بدون اینکه خودتان بخواهید یا حتی متوجه بشوید ،( حتی به شوخی و مزاج و خنده دیگران) پیام هایی را به ضمیرناخودآگاهتان ارسال می کنید که آن پیام ها بصورت دستورالعمل هایی برای شکل دادن و کیفیت حوادث زندگی شما ، به کائنات ارسال می شوند. کائنات کاملا هوشمند هستند. به یاد داشته باشید که به شدت در زیر ذره بین کائنات قرار دارید. یک جمله منفی ، یک تکه آشغال یا زباله ریختن در کوچه و خیابان ، و یا حتی یک ارتعاش فکری منفی ، تمام اینها بصورت دستورالعمل هایی هستند که به سرعت به کائنات ارسال می شوند و کائنات بازتاب عمل منفی یا مثبت شما را در زندگی اتان ، به شما  نشان می دهد.

 

یک تصادف ساده یا پیچیده ، یک بیماری معمولی یا یک جراحی و بستری شدن در بیمارستان ، یک زمین خوردن ، یک سقوط از ارتفا ، یک بدهکاری ، یک کمبود ، یک زخم کوچک ، از دست دادن یک وسیله ، خراب شدن یکی از اسباب و اثاثیه ی خانه ، خراب شدن اتومبیل ، پنچر شدن ، و هزاران مورد کوچک و بزرگ دیگر که خودتان خوب میدانید ،  اینها همه نتیجه و بازتاب همان کارهایی است که انجام داده اید  و کائنات بصورت  اتفاقات منفی و ناخوشایند در زندگی به شما نشان میدهند.

 

به یاد داشته باشید که دراین دنیا ، هیچ اتفاق و حادثه ای تصادفی رخ نمی دهد. هر اتفاق و رخدادی به واسطه ی افکار و سخنان و کارهایی است که شما در زندگی خود انجام می دهید. شما کاملا" تحت نظر کائنات عالم هستید. یک سخن زشت و منفی و یک فکر منفی و یا یک حرکت منفی مثل انداختن یک تکه زباله روی زمین ، ( ته سیگار ، آدامس ، کاغذ رسید خودپرداز، دستمال کاغذی، ... ) و یا هر چیز دیگری ، برای کائنات عالم ، توهین تلقی می شود و کائنات شما را مجازات خواهند نمود.

 

افرادی هستند که به ندرت بیمار می شوند. به ندرت تصادف می کنند. به ندرت اتومبیل آنها خراب می شود. به ندرت کارشان به درمانگاه و بیمارستان می کشد. اصلا" کاری با کلانتری و دادگاه ندارند. هرگز کارشان به پلیس کشیده نمی شود و همواره اتفاقات زندگی برایشان خوب و خوشایند رخ می دهد.

به نظر شما چرا چنین است؟به نظر می رسد که  آنها به نوعی  مورد حمایت کائنات هستند. آیا آنها خوش شانس هستند؟ آیا آنها پارتی دارند؟ باید بگویم که  آنها فقط  و فقط قوانین کائنات را رعایت می کنند. آنها به کائنات احترام میگذارند. آنها به  نوعی با احترام و توجه به کائنات عالم ، مورد حمایت آن قرار میگیرند.

 

شاید خنده اتان بگیرد اما حتی عبور از چراغ قرمز در یک چهارراه ، چه عابر باشید و یا چه راننده ، باعث میشود که توسط کائنات مجازات بشوید. یک نگاه تمسخر آمیز و یا یک جمله توهین آمیز به کسی گفتن ، موجب میشود که شما توسط کائنات مجازات بشوید. کندن یک  گل از یک شاخه و یا هر نوع آسیب دیگری که شما به کائنات بزنید ، مورد مجازات قرار خواهید گرفت.

 

انتخاب همیشه با انسان هاست. همان انسانهایی که دارای عقل و شعور و اراده هستند. همان انسانهایی که با یک گوسفند تفاوت دارند و می توانند شکل و کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به شکل خوب یا بد ، رقم بزنند. انسان می تواند کیفیت اتفاقات زندگی خودش را خودش با افکار و سخنان و کارهایی که انجام می دهد تعیین نماید. پس به این ترتیب سرنوشت هرکسی از قبل تعیین و نوشته نشده است. چرا که اگر چنین بود دیگر لزومی نداشت  خداوند عقل و اندیشه را به انسان عنایت کند. به یاد داشته باشید که شما با درست و خوب اندیشه کردن و سخن گفتن است که می توانید موفق بشوید. میتوانید کیفیت اتفاقات زندگی خود را به خوبی رقم بزنید. اگر قصد و انجام کاری را دارید ، با سخنان و افکار مثبت و زیبا است که می توانید در آن کار موفقیت لازم را بدست بیاورید. به یادداشته باشید که با افکار و سخنان منفی ، شکل و کیفیت اتفاقات زندگی ما خراب می شوند. ناخوشایند از آب در می آیند و ما را دچار مشکلات و مسائل فراوانی خواهند نمود.

 

درواقع در ایجاد کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی شما ، هیچ کسی به غیر از شخص شما دخیل نیست. این فقط خود شما هستید که با کنترل سخنان وافکار و اعمال خودتان موجب میشوید که کیفیت اتفاقات زندگی اتان تغییر نماید. به یادداشته باشید حتی یک کلمه ی منفی و زشت ، یک تکه زباله انداختن روی زمین، رد شدن از چراغ قرمز، یک نگاه توهین آمیز یا تمسخر آمیز به کسی ، با غرور و تکبر راه رفتن و سخن گفتن ، تمام اینها پیام های خاصی را به کائنات ارسال میکنند و کائنات هم موظف هستند که طبق آن پیام ها و یا به عبارتی درخواست ما ، کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی امان را ( خوب یا بد ) رقم بزنند.

 

به یاد داشته باشید که زندگی در این دنیا مانند بازی تنیس است. هر گاه توپی ارسال میکنید ، توپی به سمت شما بر می گردد. حال اگر این توپ فحش و ناسزا باشد ، اتفاقاتی معادل همان را دریافت می کنید . این توپ اگر سخنان خوب و دلگرم کننده باشد ، اتفاقی را در زندگی خود ،  معادل همان را دریافت خواهید کرد. اگر این توپ یک فکر منفی و زشت باشد و یا اگر این توپ یک رفتار نادرست و منفی باشد ، به شکل اتفاقات منفی و ناخوشایند به خودمان بازگشت میکند.  آرزوی قلبی من این است که همواره با بیان سخنان مثبت و خوب و افکار و رفتار پسندیده و زیبا ، همواره کیفیت اتفاقات زندگی شما به بهترین شکل ممکن رخداد نماید. هرچقدر کیفیت اتفاقات زندگی شما قشنگ تر باشد به همان نسبت شما دارای سرنوشت بهتری خواهید بود. شادی و سلامتی و برکت بی پایان خداوند قرین لحظه هایتان باد.

 



 

 

 

 

 


مراقب این آدمها باشید

.

یکی از مهم ترین عواملی که باعث عقب ماندن و صدمه دیدن ما در زندگی میشود تاثیر سخنان منفی و نا امید کننده افرادی منفی باف است. شما هم قطعا"دراطراف خود به همچین آدمهایی برخورد کرده اید.نشانه این آدمهای منفی باف این است که همیشه نا امید هستند و از نا امیدی سخن می گویند. شما هیچ وقت از این آدمها حرفهای امیدبخش و مثبت نمی شنوید. آنها همواره شما را از انجام دادن کارهای بزرگ و مثبت برحذر میدارند. وقتی به آنها می گویید : چه خبر؟ آنها زنبیلی پراز اخبار وحوادث ناگوار در اختیارتان میگذارند.اما نکته اینجاست که مغز وذهن ما با شنیدن و دیدن موارد منفی و ناامیدکننده دقیقا" به همان سمت سوق پیدا میکند.ذهن ما به شدت تحت تاثیر سخانی که می شنویم قرار  میگیرد. با شنیدن سخنان منفی و مایوس کننده ، احساس بدی پیدا میکنیم. احساسات ما رابط بین ما و کیفیت اتفاقات زندگی مان است.

 

 

وقتی درمقابل کسی قرار گرفتید که منفی باف است و قصد دارد خواسته یا ناخواسته شما را به وادی نا امیدی و ناراحتی بکشاند ، بلافاصله مسیر صحبت را عوض کنید. این بهترین راه برای خلع سلاح کردن اینگونه افراد است. سعی کنید همواره با آدمهایی معاشرت و گفتگو نمایید که مثبت اندیش هستند. همیشه سخنانشان امیدوارکننده است.زیرا واقعا چیزهایی که می شنویم و می بینیم در کیفیت اتفاقات زندگی ما در آینده نقش دارند.با شنیدن سخنان مثبت ، احساس مثبت پیدا خواهید کرد و احساسات مثبت شما کیفیت زندگی شما را زیبا میکند.وقتی که تصمیم می گیرید که فقط سخنان مثبت و امیدوارکننده بشنوید ، پس از مدتی خودتان متعجب خواهید شد که چقدرکیفیت و شکل اتفاقات وحوادث زندگی اتان تغییر کرده و زیبا تر شده است.و آن موقع است که پی خواهید برد همه چیز در درون خودتان است. بیرون هیچ خبری نیست.هرچه میخواهید در درون خودتان است.فقط کافیست این فرمول های ساده را اجرا کنید.