close
دانلود آهنگ جدید
غمگین،

احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

شاد بودن و شکرگزاری شرط موفقیت در زندگی است.

شاد بودن و شکرگزاری موجب موفقیت و رسیدن به هدف میشود.

.

 

شاد بودن و شکرگزاری شرط  موفقیت و رسیدن به هدف است.


زندگی آدمها همیشه پر فراز و نشیب بوده و هست. عده ای می گویند که مزه ی زندگی به همین تلخی هاست. اما من زیاد موافق نیستم. موافق این موضوع نیستم که اتفاقات ناگوار و مشکلات در زندگی میتواند نمک زندگی باشد. اگر باوری این چنینی از این حوادث و اتفاقات ناگوار داشته باشیم ، در واقع یه جورایی خودمان را به آنها عادت می دهیم و وجود آنها را در زندگی خود می پذیریم. اما آنها براستی تلخ هستند . مزه تلخ چگونه میتواند شور یا شیرین یا ترش باشد.

بجای چنین نگرش و باوری نسبت به اتفاقات تلخ زندگی ، باید دید  که اصولا" چرا اتفاقات تلخ  پدیدار میشوند و چگونه میتوان کیفیت اتفاقات آینده را مدیریت نمود به طوری که همواره شاهد اتفاقات وحوادث خوب و خوشایند باشیم.


همانگونه که قبلا" هم اشاره شده کیفیت اتفاقات زندگی ما بر اساس دستورالعمل هایی که توسط پیام های ارسالی به کائنات از طرف ضمیرناخودآگاه ارسال میشود تعیین می گردد و  خوب میدانید که ضمیرناخودآگاه ما فقط پیام هایی را دریافت میکند که ما خودمان از طریق ضمیرخودآگاه خودمان یعنی حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری برایش تهیه و ارسال کرده باشیم.

 

ضمیرناخودآگاه

ضمیرخودآگاه ما توسط حواس پنجگانه در هر لحظه درحال دریافت پیام از پیرامون ماست. چشمها می بینند و گوش ها می شنوند. بینی بوهای مختلفی را حس میکند و زبان مزه ها را می چشد. از طریق پوست ، حس لامسه ایجاد میگردد. هر کدام از اینها در هر لحظه بدون اینکه ماخودمان متوجه باشیم در حال دریافت و ارسال پیام هایی به ضمیرناخودآگاه ما هستند.نوع و کیفیت دریافت این پیام ها از طریق حواس پنجگانه ما تحت کنترل ماست. یعنی ما میتوانیم تصمیم بگیریم که چه چیزی ببینیم و چه چیزی بشنویم . اما ضمیرناخودآگاه دیگر اختیاری از خویشتن ندارد.

ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که ما از طریق ضمیرخودآگاه برایش ارسال کرده ایم را دریافت نموده و بعد از اینکه یک کپی از آنرا برای خودش برداشت ، نسخه ی اصلی پیام را به همراه احساس مربوطه به کائنات عالم ارسال میکند. وقتی سخن از کائنات به میان می آید منظور تمام موجودات عالم به غیر از خدا و شخص شما را شامل میشود. ضمیرناخودآگاه قادر نیست که تشخیص بدهد که این پیام ها خوب هستند یا خوب نیستند. به زیان ما هستند یا به سود ما . یا اینکه غیر ارادی به سوی ما آمده اند یا اینکه ما خودمان خواسته ایم که دریافت کنیم. گاهی بصورت ناخواسته ما در معرض دیدن و یا شنیدن مطلبی منفی قرار میگیریم که باید بلافاصله از آن محیط دور بشویم و اجازه ندهیم که ورود آن مطلب منفی به مغز ما ادامه داشته باشد. (کنترل و اختیار ضمیرخودآگاه ما بدست خودمان است).ضمیرناخودآگاه فقط اطاعت محض میکند. اطاعت محض بابت هر آنچه که دریافت میکند. بلافاصله آنرا به همراه احساسی که در ما تولید میکند به کائنات عالم انتقال میدهد.

کائنات عالم

 

 

کائنات عالم وظیفه دارند که بر اساس دریافتی های خود از ضمیرناخودآگاه کیفیت اتفاقات زندگی آدمها را چیدمان نمایند. کائنات هم مانند ضمیرناخودآگاه هیچ گونه آگاهی و فهمی از طرف خودش ندارد و دقیقا" بر طبق دریافتی های خود از ضمیرناخودآگاه هرکسی ، اقدام به چیدمان کیفیت اتفاقات زندگی وی میکند.

گاهی بعضی از مردم به شدت احساس نا امیدی و یاس میکنند. این اتفاق ممکن است بخاطر به یاد آوردن خاطرات تلخ  گذشته باشد یا تجربه ی یک اتفاق ناگوار در حال حاضر . بهرحال گاهی یک شخص در یک حالت منفی از نظر احساسی به سر می برد. اشخاص در این گونه مواقع به نظر خودشان وقتی در آن حالت احساسی منفی و غم انگیز قرار میگیرند به نوعی به خودشان دلداری داده و از خود بنوعی دلجویی میکنند. گویا اینگونه آرام تر میشوند.

اما درواقع هیچ گونه دلداری و دلجویی وجود ندارد. در این گونه مواقع شخص با ایجاد افکار غم آلود و منفی و مایوس کننده ، بنوعی باور ناتوان بودن و عجز را در خود زنده میکند. از یک آدم ناتوان و عاجز هیچ کسی توقع انجام کاری را ندارد. لذا وقتی این احساس در شخص بوجود آمد ، با این باور غلط و منفی ساکت و آرام نشسته و کاری صورت نمیدهد. چون به این باور رسیده است که او در اتفاقات گذشته به نوعی مقصر بوده است. خود را ملامت میکند. با خود فلسفه بافی میکند که شاید میتوانست کاری صورت بدهد و انجام نداده است. با این افکار ، باور ناتوانی و عجز خود را به ضمیرناخودآگاهش ارسال میکند. ضمیرناخودآگاه با دریافت این پیام ها ، یک احساس عجز و ناتوانی را در شخص تولید میکند. شخض دیگر کاملا" میداند که نا امید و مایوس است و ناتوان . ناتوان از انجام هر کاری. اصلا" چه معنی دارد که یک آدم ناتوان و عاجز بتواند کاری صورت بدهد. با عقل  جور در نمی آید. لذا دست از تلاش و مبارزه میکشد.این روند متاسفانه ادامه پیدا میکند .چون اتفاقات زندگی زنجیر وار به هم گره خورده اند. اتفاقات بد اتفاقات بد را به همراه می آورد. ضرب المثل ، بد بیاری پشت بد بیاری ، هم دقیقا" اینجا مصداق دارد.

اما قسمت دردناک داستان اینجاست که این شخص به نظر خودش آن لحظه موقتی است و بعد از ساعتی و روزی دیگر سپری شده و او راحت خواهد شد. اینگونه نیست. تا وقتی که آن شخص در آن حالت و احساس منفی و غم و ناراحتی به سر می برد ، همچنان سلسله وار ، پیام های منفی درحال انتقال به ضمیرناخودآگاه هستند. ضمیرناخودآگاه نمی تواند تشخیص بدهد که این پیام ها تازه و جدید نیستند و همگی مربوط به همان احساس و باور منفی قبلی است. او هر لحظه آبدیت است. او لحظه به لحظه بروزرسانی میشود. هر پیامی را که در هر لحظه دریافت میکند ، به منزله ی یک دستور تازه از طرف ما مورد پذیرش قرار گرفته و آنرا به کائنات برای اجرایی شدن ارسال میکند.

شخص مایوس و غمگین به نظر خودش درحال دلداری دادن خود است درحالی که نمی داند ضمیرناخودآگاه و کائنات برایش چه آشی می پزند البته به دستور خود او اما ناخواسته و ندانسته.

همینطور که این غم و ناراحتی و افسردگی ادامه دارد ، همچنان پیام های منفی هم به ضمیرناخودآگاه رسیده و آن هم آنها را به همراه احساس مربوطه به کائنات عالم ارسال میکند. کائنات عالم هم بدون اینکه متوجه بشوند که این پیام ها درحال حاضر واقعی نیستند و مربوط به اتفاقات یک ساعت پیش یا یک روز پیش یا یکماه یا یک سال پیش هستند ، به باور اینکه آنها تازه و جدید هستند ، شروع به کار میکند.

این شخص یک ساعت پیش بابت موضوعی ناراحت و غمگین شده و یا بخاطر حادثه ای که یک ماه پیش برای خودش یا یکی از دوستان و بستگانش رخ داده ، هنوز غمگین و افسرده است.اماکائنات نمی تواند این موضوع را تشخیص بدهد.کائنات نمی تواند بفهمد که این پیام منفی که دریافت نموده است مربوط به چه زمانی است. او آن پیام را آنلاین دریافت کرده و آنلاین باید اجرایی نماید. زمان تولید پیام مهم نیست بلکه نوع پیام مهم است.

لذا می بینیم که حال و روز این شخص روز به روز بدتر و بدتر میشود. به طوری که حتی داروهای ضد افسردگی هم جوابگوی تسکین غم و اندوه و افکار منفی او نمیشود.چرا؟ چون که این آتش خاموش نمیشود. تا شما یک سطل آب روی آن آتش می ریزید در کنارش یک لیتر بنزین و نفت هم به آن اضافه میکنید. این آتش خاموش شدنی نیست تا زمانی که مواد آتش زا را به آن اضافه میکنید.

وقتی به او میگویید که خودت را کنترل کن . نگران نباش. آرام باش. او به سخنان شما توجهی نمی کند و هنوز در همان افکار منفی و غم آلوده خود باقی است. لذا همچنان در همان مسیر ادامه حرکت میدهدو حالش روز به روز بدتر میشود.

تمام ما در شرایط سخت قرار میگیریم. با ازدست دادن یکی از بستگان و عزیزان ، قطعا" هر آدمی اندوه گین و ملول میشود . اما بعضی ها از این گونه اتفاقات و حوادث نظیر آن برای خود یک بحران درست میکنند که به این راحتی ها قادر به خروج از آن نیستند. گاهی بعضی از آدمها انگار خوششان می آید در یک حالت غم آلود باقی بمانند. دلیل آن هم بخاطر موضوعی بود که در ابتدای این مطلب اشاره شد.  اما این اشتباه محض است. شما باید بدانید که همواره باید در زمان حال زندگی کنید.

چرا باید همواره در زمان حال باشید؟

 

همانگونه که قبلا" هم اشاره شده ، ضمیرناخودآگاه و کائنات بصورت آنلاین و لحظه به لحظه درحال دریافت پیام هایی از سوی ما هستند. پس اگر برای لحظه ای ناراحت و غمگین بشوید ، به اندازه همان یک لحظه کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را خراب کرده اید. اما اگر این ناراحتی و غم ادامه داشته باشد. اگر این عصبانیت و خودخوری مداوم بشود ، آنگاه شما باید مقدار بیشتری از کیفیت اتفاقات و حوادث زندگی خود را به گذراندن به گونه ای تلخ و ناگوار شاهد باشید.این دیگر به اختیار و خواست خود هر شخصی است. شما باید باور داشته باشید که اتفاقات و حوادث زندگی شما در آینده میتواند بسیار خوب و هیجان انگیز و یا بسیار تلخ و دردناک باشد. انتخاب با خود شماست.

این که  بعضی ها گفته اند ، اتفاقات تلخ و شیرین همیشه با هم هستند جمله ای نسنجیده است. این جمله در مورد شما که مسلط به احساس آرام هستید صدق نمیکند. شما همواره کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن تجربه میکنید چون میدانید که اگر الان و هم اکنون حالتان خراب باشد، بد سخن بگویید، عصبانی و خشمگین باشید، و احساس منفی و خرابی داشته باشید آنگاه بله باید شاهد باشید که کیفیت اتفاقات زندگی شما در آینده خراب و تلخ بشود. اما اگر شما آرام باشید.مهربان باشید. صبور باشید.خوشحال باشید. شاد باشید.مگر ممکن است که شما اتفاق ناگواری را تجربه کنید. شما یک آدم بیمار را پیدا کنید که قبل از بیماری و یا بستری شدنش در بیمارستان یک آدم کاملا" شاد وخوشحال و مثبت بوده باشد. آدمی که تمام قوانین کائنات عالم را درمورد سلامتی و بهداشت جسمی و روانی و اجتماعی بکار برده باشد و هم اکنون بر روی تخت بیمارستان بستری شده باشد. محال ممکن است. اگر با آن شخص آشنایی نزدیک داشته باشید قطعا" خواهید فهمید که او در فکر و باور خود مدتی قبل از بیماری چگونه زندگی میکرده است. آدمی که حرص میخورد ، آدمی که زود عصبانی شده و خشمش را نگه میدارد. شخصی که حسود است و از اینکه دیگران چیزهایی دارند که او هم اکنون ندارد ناراحت است و خودخوری میکند، آدمی که ناسپاس است و غمگین. بابت داشته های فعلی خود خوشحال نیست و همواره ناله سر می دهد. مگر میشود این آدم سالم و سلامت روی زمین کائنات راه برود و روی تخت بیمارستان بستری نباشد. جای او از نظر کائنات عالم روی تخت بیمارستان است نه روی زمین صاف و هموار خدا و کائنات.

میگویید ، آن شخصی که ورزشکار است و به یکباره دچار حمله قلبی یا مغزی میشود چه؟ یا آن شخصی که خود پزشک بوده است و دچار حمله قلبی شده و یا اتفاق ناگواردیگری که او را بستری نموده چه؟ خوب چه ربطی دارد؟ مگر یک ورزشکار نمی تواند افکار منفی تولید کند. مگر یک پزشک نمی تواند افکار مسموم و منفی در ذهن و باور خود ایجاد نماید که منجر به بیماری و حمله قلبی بشود. مگر بیماری و اتفاقات ناگوار شماره گذاری شده که فقط روی یک سری افراد خاصی با شخصیت و نامها و عناوین خاصی صورت بگیرد. اصلا" چنین نیست هرکسی در هر مقام و مرتبه ای و هر عنوانی اگر قوانین کائنات را اجرا نکند مورد مجازات کائنات قرار میگیرد. کسی که مدت زیادی سیگار و قلیان مصرف میکند ، برای کائنات فرق دارد که او پزشک باشد یا ورزشکار و یا یک خانم خانه دار. خوب طبیعی است که سیگار و قلیان برای سلامتی مضر هستند. هرکسی که این ها را مصرف نماید به خودش آسیب رسانده است. حالا بیاییم و بگوییم که چون این شخص پزشک بوده پس نباید سیگار و قلیان روی او تاثیر میگذاشت. یا اینکه آین آقا یا خانم ورزشکار است دیگر نباید سیگار و قلیان و خشم و ناراحتی و احساسات منفی روی وی تاثیر بد بگذارد. چنین نیست. کائنات تبعیض قائل نمیشود. شما کیفیت اتفاقات زندگی اتان را خودتان تعیین میکنید.

وقتی شما آرام هستید ، ضمیرناخودآگاه و کائنات در هر لحظه پیام های مثبت و خوبی از شما دریافت میکنند. وقتی آرام و شاد هستید بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است ، کائنات همواره کیفیت اتفاقات زندگی شما را به بهترین شکل ممکن رقم میزنند. خوش بین بودن باعث میشود که شکل و کیفیت اتفاقات زندگی عوض شود. در فیلم علائدین و چراغ جادو می بینیم که علائدین چقدر خوش بین و مهربان است. به راحتی عصبانی نمیشود. از کوره در نمی رود. تلاش میکند و تحرک دارد. به دیگران کمک میکند با اینکه خودش از همه بیشتر نیازمند مادیات است. اما از نظر احساسی فوق العاده غنی است.

گذشت دارد و فداکار است. وقتی غول چراغ جادو به او میگوید که فقط یک آرزو مانده است که من برایت انجام بدهم ، با فداکاری تمام می گوید آرزو میکنم که تو از این چراغ خلاص بشوی. این از خود گذشتگی خیلی ارزشمند است بطوری که در آخر او را در مسیری قرار میدهد که بادختر پادشاه ازدواج میکند.

 

داشتن افکار مثبت و احساس شاد


به یادداشته باشید که افکار مثبت و احساس خوب و شاد داشتن که شامل مهربانی و انسان دوستی و آرام بودن هم میشود ، باعث میشود که روند اتفاقات زندگی شما به گونه ای رقم بخورد که در ادامه موجب غافلگیر شدن  شما بشود. اتفاقاتی رخ میدهند که شما اصلا" نمی توانید تصورش را بکنید. اتفاقات زندگی یکی پس ازدیگری بر اثر اطلاعاتی که ما به ضمیرناخودآگاهمان ارسال میکنیم رخ می دهند. هیچ اتفاقی در زندگی شما تصادفی نیست. شانسی درکار نیست. زمان نیاز دارد تا افکار و احساسات مثبت و آرام و شاد شما تبدیل به معادل فیزیکی خودشان بشوند. حوصله به خرج بدهید و نا امید نشوید.  به زندگی دیگران نگاه نکنید. زندگی خود را از زندگی دیگران الگو برداری نکنید، مقیاس زندگی شما خودتان هستید. افکار و باورهای خودتان هستند. ضمیرناخودآگاه شما و کائنات فقط از شما فرمان می پذیرند نه  ازدیگران. دیگران نمیتوانند از طرف شما به کائنات و ضمیرناخودآگاه شما فرمان بدهند. حتی اگر آنها پیام هایی مثبت یا منفی هم برای شما ارسال کنند ، ضمیرناخودآگاه شما احترام خاصی برایتان قائل است و تا شما آنها را دریافت نکنید و با دست خودتان تحویلش ندهید او هرگز آنها را به کائنات ارسال نمی  کند تا تبدیل به اتفاقات خوب یا بد در زندگی شما بشوند.

پس اگرالان و هماکنون شرایط زندگی شما به آن گونه که دوست دارید نیست نا امید نشوید. نگویید ای بابا دیگر امکان  ندارد.شما در این مسیری که درحال دویدن هستید اگر بنشینید هرگز به خط پایان نخواهید رسید. شما حق نشستن ندارید. شما باید حرکت کنید حتی اگر پایتان گرفته و شما نمی توانید بدوید ، اشکالی ندارد راه بروید. آرام راه بروید. فقط بروید. حرکت کنید. ایستان ممنوع است. در این مسیر زندگی هرکسی که بایستد درواقع خودکشی کرده است. ایستادن برابر با خودکشی است. شما با راه رفتن هم میتوانید به خط پایان برسید. خیلی هیجان انیگز است.


مقایسه نمودن خویشتن با دیگران

 

یکی دیگر از عوامل مهمی که باعث میشود آدمها غمگین و افسرده شده و از ادامه و تلاش دست بکشند این است که خودشان و توانایی هایشان را با دیگران مقایسه میکنند. دیگرانی که اصلا" موقعیت و شرایطشان زمین تا آسمان با آنها تفاوت دارد.همانطور که میدانید هر آنچه که الان هستید و هر آنچه که در اختیار دارید نتیجه ی افکار و احساسات و سخنان و رفتاری است که در گذشته داشته اید. چه انتظاری از خوددارید. باید از خودتان انتظار داشته باشید تا تلاش کنید. اما وقتی شما خودتان بخوبی میدانید که درگذشته ، روند حرکت و برنامه ریزی شما طوری بوده است که نتیجه اش همین است که الان شاهد آن هستید، پس غصه خوردن و ملامت کردن خودتان برای چیست؟ مقایسه کردن خودتان و شرایط فعلی اتان با دیگری که گذشته متفاوتی با شما داشته برای چیست؟

شما چگونه میتوانید از خود انتظار داشته باشید درحالی که در گذشته حرکت قابل توجهی برای پیشرفت و موفقیت خود نداشته اید. فقط به خودتان نگاه کنید. به زندگی خودتان علاقمند باشید. شکرگزار باشید بابت هر آنچه که هم اکنون در ا ختیار دارید. باهمین امکاناتی که هم اکنون در اختیارتان است حرکت کنید. اگر هدفی مشخص دارید آنرا دنبال کنید. قرار نیست که شما به یکباره به آن هدف برسید.

لطفا به مطلب قبلی که پیرامون نقدی بر فیلم " هزارپا " نگاشته شده ، مراجعه نمائید تا متوجه شوید که رسیدن به موفقیت و هدف زمان بر است. به خودتان زمان بدهید. هنگامی که به خودتان زمان میدهید و حرکت میکنید از نگاه کردن به دیگران خودداری کنید. فقط به جلو نگاه کنید.شما بعد از مدتی خیلی جلو خواهید افتاد.نگاه کردن به اطراف و دیگران حواس شما را پرت میکند و ممکن است زمین بخورید و یا اینکه تمرکز خود را از دست بدهید و از ادامه حرکت باز بمانید.

به توانمندی های خودتان توجه کنید. ببینید شما چه توانایی هایی ارزشمند و بالقوه ای دارید که شاید خیلی ها نداشته باشند. ممکن است کسی بگوید ، با این حرفها دل ما را خوش نکنید، مگر این حرفها پول میشود. مگر اتومبیل میشود. مگر تحصیلات عالیه میشود. مگر شغل  و کار میشود.

بله شما درست میگویید. این سخنان نتیجه همان نگاه یک جانبه به دیگران است. نگاه به دیگران و توانمندی های آنها و عدم نگاه و توجه به خود و توانایی های خود. خوب معلوم است وقتی شما فقط بنشینید و به دیگران نگاه کنید و هیچ تلاشی نکنید آنگاه چگونه انتظار دارید که موفقیت را در آغوش بگیرید.بگذریم از آن دسته افرادی که بواسطه ی پدر یامادر ثروتمند خود به مال و اموالی دست یافته اند. ما با آنها کاری نداریم. آنها باید عرضه ی نگهداری آن مال را داشته باشند. چون سخت است مال و اموالی را که آدم خودش با زحمت و تلاش خودش بدست نیاورده باشد بتواند بدرستی استفاده و نگهداری کند.

شما باید احساس لذت و خوشحالی داشته باشی . در درجه اول باید از اینکه میتوانی حرکت کنی و تلاش کنی راضی و خرسند باشی. اصلا" لازم نیست که هر لحظه دست به آسمان بلند کنی و دعا کنی و از خدا بابت هر آنچه به تو داده تشکر کنی. فقط کافیست که خوشحال باشی. خداوند دوست دارد خوشحالی تو را ببیند. خداوند دوست دارد تو را شاد ببیند. سلامت ببیند. شادی تو یعنی رضایت تو. هروقت توانستی شاد باشی آنگاه بدان که خداوند درحال لبخند زدن به تو است. همان خدایی که تو را آفریده و دوستت دارد. نگاهش به توست . تو حرکت کن . تو تلاش کن و به هدفت فکرکن. به هرآنچه که آرزو داری به آن برسی اندیشه کن. اما شادمان و خوشحال و خرسند. زیرا درحالت شاد بودن احساس مثبتی در تو  ایجادمیشود که قدرت حرکت و پیشرفت تو را دو چندان میکند. الهامات ارزشمندی به تو میشود. اتفاقات و شرایطی در مسیر زندگی ات بوجود می آید که تو را به رسیدن به هدفت نزدیک تر میکند.

فقط بدان که هیچ چیزی در زندگی تو تمام نشده و تو به آخر خط نرسیده ای. خطابم به کسانی است که تصور میکنند که دیگر کاری از دست آنها بر نمی آید و کاملا" ناامید شده اند. بدانید که خداوند شما را نگاه میکند. او منتظر یک حرکت شماست. خداوند شما و من را مانیتور میکند. فقط کافیست که هم اکنون به خدا امید داشته باشی و از اینکه او کنارت است و کمکت خواهد کرد خوشحال باشی. خدا دوست دارد که تو خوشحال باشی. اگر شاد باشی و بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیارت است شکر گزار و شادمان باشی اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برایت رخ میدهند.آنگاه خودت متعجب خواهی شد. 

به یادداشته باش که اتفاقات خوب یکی پس ازدیگری رخ میدهند اگر هم اکنون حال خوش و مثبتی داشته باشی. اگر هم اکنون احساس آرام و خوبی داشته باشی اگر هم اکنون شاد باشی.

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند

 

 

این ضرب المثل قدیمی را من خیلی دوست دارم. همیشه ملکه ی ذهنم است. زیرا به خوبی بیان میکند که وقتی بابت داشته های فعلی خودت خوشحال باشی . شکرگزار باشی. این شاد بودن احساس خوب و مثبتی در تو ایجاد میکند. این احساس شاد بودن و این احساس مثبت وقتی به ضمیرناخودآگاه برسد ، ضمیرناخودآگاه آنرا به همراه احساسی که در شما ایجاد شده به کائنات ارسال میکند. کائنات عالم هم بدون اینکه بداند اصل قضیه چیست ، بر مبنای هر آنچه که دریافت نموده شروع به کار میکند. کیفیت اتفاقات زندگی شما را چیدمان میکند.

وقتی این احساس مثبت و شاد به کائنات رسید، کائنات شروع به بررسی نموده و با نگاهی دقیق متوجه میشودکه هم اکنون اتفاق خاصی که موجب این همه خوشحالی این شخص شده باشد وجود ندارد ، داشته هایش که مربوط به گذشته است و الان هم اتفاق غیر منتظره ای که باعث این همه شادی وی شده وجود خارجی ندارد، لذا طبق برنامه و قوانین خودش دست به کار میشود.

کائنات موظف هستند که کیفیت اتفاقات زندگی هر شخصی را برمبنای احساسی که او در آن لحظه دارد شکل بدهند. وقتی این احساس شادی و خوشحالی ناشی از شکر گزاری به کائنات رسید کائنات می فهمید که درحال حاضر اتفاق خوب و خوشایندی صورت ظاهری پیدا نکرده پس باید کیفیت اتفاقات آینده را طوری چیدمان نماید که کیفیت آن اتفاقات با این احساس فعلی شما همخوانی داشته باشد.

وظیفه ی کائنات همین است. همخوانی و هماهنگ کردن کیفیت اتفاقات آینده زندگی شما با احساسی که هم اکنون دارید.

پس وقتی شما بابت داشته های فعلی خودتان شکر گزار و خوشحال باشید به نوعی ضمیرناخودآگاه و کائنات را گول زده اید. آنها کیفیت اتفاقات زندگی شما را به بهترین شکل ممکن رقم  می زنند و این اتفاقات اسباب و وسیله ای میشوند برای اینکه شما بتوانید بهتر و راحت تر به هدف و خواسته ی خودتان دست پیداکنید.

پس اگر این همه تاکید میشود برای اینکه در زمان حال زندگی کنید و از بابت داشته هاینات شاد و شکرگزار باشید بخاطر همین است که کیفیت اتفاقات زندگی اتان عالی شده و شما زودتر به هدف و آرزویی که در ذهن خوددارید برسید.

سلامتی و شادی و برکت بی پایان خداوند را برایتان آرزو دارم.