close
دانلود آهنگ جدید
شاد،

احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

کائنات و سرنوشت

کائنات و کیفیت اتفاقات آینده

.

کائنات و سرنوشت

 

  اگر می دانستید که نوع احساس شما اعم از احساس مثبت و خوب و یا احساس منفی و بد ، چقدر بر روی کیفیت و شکل اتفاقات و حوادث زندگی شما در آینده و ایجاد سرنوشت خوب یا بد ، نقش دارد آنگاه شاید این پست را با دقت بیشتری می خواندید.

 

 

 

به یاد داشته باشید که کائنات عالم طبق دستورالعمل های ضمیرناخودآگاه شما ، کیفیت و شکل اتفاقات زندگی شما را برنامه ریزی میکنند.

 

 

فراموش نکنید که وقتی احساس بدی پیدا می کنید ، یک دستور العمل منفی به ضمیرناخودآگاه شما ارسال می شود و ضمیرناخودآگاه هم آن دستورالعمل را به شکل یک  کد یا یک فرکانس  به کائنات عالم می فرستد.

 

 

 

کائنات عالم بر مبنای نوع احساس شما کیفیت اتفاقات را شکل میدهد ، اما چگونه؟

تصور کنید پای صحبت یک فرد منفی باف می نشینید و او برایتان در حال بازگو کردن غم و غصه هایش است. در صحبت هایش موضوعاتی را بیان میکند و شما را به این باور می رساند که این دنیا ارزش زندگی کردن و تلاش و مبارزه را ندارد . او موفق می شود کاملا" شما را نا امید کند. احساس می کنید که تمام غم و اندوه عالم وارد قلب شما شده است. تمام بدهکاری های گذشته را به خاطر می آورید.

 

 

این قسمت اول ماجراست . اما قسمت دوم ...

در این هنگام وقتی که شما احساس منفی و غم انگیز پیدا کردید ، این پیام غم انگیز به شکل یک احساس منفی  به ضمیرناخودآگاه شما ارسال می شود. در همان لحظه و بصورت فوری. ضمیرناخودآگاه در هر لحظه درحال آنالیز کردن احساسات شماست. ضمیرناخودآگاه بعد از دریافت این پیام غم انگیز ، طبق وظیفه ای که برایش تعریف شده است ، بلافاصله آن پیام غم انگیز را به کائنات ارسال می کند.

 

 

قسمت سوم ماجرا و دریافت آن پیام منفی توسط کائنات عالم

در این هنگام آن پیام منفی و غم انگیز از طریق ضمیرناخودآگاه شما به کائنات عالم ارسال شده است. کائنات عالم با دریافت آن پیام که حاوی یک  کد منحصر به فرد مربوط به شماست ، شروع به بررسی کارشناسانه می کند.

 

 

راستی به یاد داشته باشید که کائنات اصلا" کاری ندارد که این پیام چرا و چگونه از طرف شما ارسال شده است. او مامور است و معذور.کائنات بر مبنای احساس دریافتی از طریق ضمیرناخودآگاه شما ، اقدام میکند.

 

 

کائنات برای خودش تعریف خاصی از غم و اندوه و شادی و نشاط دارد.  تعریف کائنات از غم و غصه و اندوه ، بسته به اینکه احساس حامل آن چقدر بزرگ و قوی باشد متفاوت است. مثلا" وقتی که یک احساس کوچک غم و اندوه را دریافت می کند اتفاقی بر اساس همان احساس برای شخص مورد نظر ایجاد می کند . و یا اگر این احساس غم و اندوه خیلی بزرگتر باشد ، اتفاق ناگواری که برایش پدیدار میشود به نسبت همان احساس بزرگتر و دردناکتر خواهد بود.

 

 

کائنات با دریافت این احساس غم و اندوه که حالا ما فرض میکنیم یک احساس منفی کوچک باشد ، شروع به بررسی نموده و با کمی دقت متوجه میشود که در زندگی این شخص ، اتفاق ناگواری که با این غم و اندوه همخوانی داشته باشد وجود ندارد. کائنات نمیتواند بفهمد که این شخص فقط در فکر خود به این موضوع منفی فکر کرده و یا این موضوع غم انگیز را از طریق گوشهایش از کسی دیگر شنیده است ، کائنات بر اساس هر آنچه که دریافت میکند، اقدام میکند.

 

 

بعد از اینکه کائنات متوجه شد اتفاق ناگواری در زندگی این شخص  وجود ندارد ، طبق وظیفه ای که برایش تعریف شده است ، شروع به چیدمان اتفاقات وحوادث زندگی آن شخص میکند به نحوی که این اتفاقات و حوادث با آن احساس دریافت شده همخوانی داشته باشد.

 

 

لذا کائنات اتفاقات ناگواری مثل زمین خوردن و شکستن دست و پا و یا یک تصادف ساده که منجر به خرابی گلگیر یا درب اتومبیل آن شخص میشود و یا اتفاقاتی نظیر این ها را برای آن  شخص پدیدار میکند. اما آن شخص قطعا" اگر آدم هوشیاری نباشد ، شروع به شکوه و شکایت خواهد کرد که من چقدر بدشانس هستم. تمام اتفاقات بد باید برای من رخ بدهد. اصلا" یک درصد هم به فکرش خطور نمی کند که خودش این حادثه و اتفاق ناگوار را برای خودش سفارش داده است.

 

 

به یاد داشته باشید که هیچ اتفاق و حادثه ای در این جهان تصادفی رخ نمی دهد. مگر اینکه هر آدمی خودش با ایجاد و ارسال احساس منفی یا مثبت به کائنات در بوجود آمدن آن نقش مستقیم دارد.

 

 

در اینجا لازم است دستورالعمل ساده ای را به شما آموزش بدهم تا ان شالله همیشه شاهد اتفاقات وحوادث مثبت و خوشایند در زندگی خودتان باشید.

 

 

تحت هیچ شرایطی اجازه ندهید احساستان خراب بشود. اجازه ندهید کسی با سخنانش حال شما را خراب کند. گاهی شده مثلا" به دوستتان گفته اید: اصلا" حس و حال خوبی ندارم. یا اینکه مثلا" گفته اید : الان حسش نیست. دقت کنید شما تا وقتی احساس چیزی را پیدا نکنید به درستی و با لذت نمی توانید آن کار را انجام دهید. اصلا" هیچ تمایلی به انجام آن ندارید.چه بسا در شرایط دیگری ، بسیار خوشحال میشدید اگر آن کار را انجام میدادید. پس چه عاملی باعث شده که شما الان حس انجام آن کار را نداشته باشید؟ همان حس بد یا منفی . شما در معرض سخنان یا تصاویری قرار گرفته اید که احساستان خراب شده است. یا صحنه ای دردناک و ناراحت کننده دیده اید یا چیزی شنیده اید که شما را ناراحت کرده است. یا سخنی به زبان آورده اید که بعد از ادای آن پشیمان شده و هم اکنون ناراحت و غمگین هستید. بهرحال شما هم اکنون احساس خوبی ندارید. این دقیقا" همان لحظه ای است که ضمیرناخودآگاه شما در کمین نشسته تا آن پیام منفی را بلافاصله به کائنات عالم ارسال نماید.

 

 

شما تحت هیچ شرایطی نباید اجازه بدهید حستان خراب بشود. خودتان بهتر میدانید چه چیزهایی شما را غمگین و ناراحت کرده و یا حستان را خراب میکند. باید روی این موضوع کارکنید. زندگی خودتان را باری به هرجهت پیش نبرید. اینکه هرچه پیش آمد خوش آمد نباید باشد. این شما هستید که کیفیت اتفاقات زندگی اتان را چیده مان میکنید. این خود شما هستید که تعیین میکنید در آینده چه اتفاقاتی با چه شکل و کیفیتی برایتان رخ بدهد. پس چرا راضی بشوید که کیفیت و شکل اتفاقات زندگی اتان خراب از آب در بیاید.

 

به خاطر داشته باشید که نوع اتفاقات زندگی شما تغییر نمی کند چون نوع اتفاقات زندگی را شما قبلا" طبق برنامه ریزی خودتان تعیین کرده اید. فقط شکل و کیفیت آنها تغییر میکند. مثلا اگر شما تصمیم گرفته باشید که به سینما بروید ، احساس منفی و بد شما باعث میشود که از لحظه ای که میخواهید از منزل خارج شوید شاهد اتفاقات و حوادث ناگوار باشید تا لحظه ای که به خانه بر میگردید. در اینجا با خراب شدن احساس شما ، شما به جای رفتن به سینما به پارک نخواهید رفت چون شما قبلا" برای رفتن به سینما برنامه ریزی کرده اید ، پس شکل و کیفیت اتفاقات عوض میشود نه نوع آن.

 

 

 

ضمیرناخودآگاه و کائنات خنگ و کودن  هستند. آنها فاقد درک و شعوری هستند که ما برای خودمان از فهم و درک و شعور  تعریف کرده ایم. آنها فقط طبق همان احساسات خوب یا بد ما تصمیم می گیریند و اجرا میکنند. دقیقا" مانند یک ربات در خدمت ما هستند. دقت کنید لطفا...

به زبانی بسیار ساده به شما آموزش میدهم که بدانید و به دوستان و بستگانتان هم آموزش بدهید .( شما باید یک اجرا کننده خوب و بعد یک آموزش دهنده ی ماهر باشید و این مطالب را به اطرافیان خود هم به زبانی ساده انتقال دهید تا آنها هم مثل شما شاهد تجربه ی اتفاقات زندگی خود به بهترین شکل ممکن باشند.)

 

پس : اجازه ندهید احساستان خراب بشود. همیشه مراقب باشید تا بهانه دست ضمیرناخودآگاه و کائنات ندهید. آنها فقط به وظیفه ای که ماموریت انجامش را دارند عمل میکنند.

 

 

برعکس وقتی شما به واسطه ی هم صحبتی با پدرو مادرتان یا برادر و خواهر یا دوست و فامیل و همکلاسی، شاد می شوید و می خندید و احساس خوبی پیدا میکنید. یا یک آهنگ شاد و مورد علاقه اتان  را گوش میکنید و یا یک فیلم مورد علاقه اتان را نگاه میکنید یا در پارک و خیابان قدم می زنید و احساس خوبی پیدا میکنید ، شما در این لحظه بدون اینکه خودتان بدانید درحال ایجاد وشکل دادن کیفیت اتفاقات آینده زندگی خودتان هستید. شما در هر لحظه با داشتن یک احساس خوب و آرام و مثبت ، درحال ارسال یک پیام مثبت به ضمیرناخودآگاهتان هستید. ضمیرناخودآگاه هم در هر لحظه درحال دریافت و ارسال آن پیام ها به کائنات است. کائنات با دریافت آن احساس خوب ، نمی تواند بفهمد که این احساس خوب شما فقط به خاطر یک قدم زدن ساده با دوستتان یا همسرتان و یا هم صحبتی با کسی که دوستش دارید یا گوش کردن به یک آهنگ شاد ، ایجاد شده است. کائنات اصلا" کاری به این چیزها ندارد. او  فقط و فقط با شکل منفی یا مثبت  احساس کار دارد. با دریافت این احساس مثبت ، شروع به بررسی می کند و بعد از اینکه متوجه شد اتفاق خوشحال کننده ای در حال رخ دادن نیست ، شروع به کار نموده و کیفیت و شکل اتفاقات آتی زندگی شما را به گونه ای چیدمان میکند که شما ممکن از از خوشحالی غافلگیر بشوید. اتفاقات و حوادث خوبی را تجربه میکنید. در مسافرت دچار حادثه نمی شوید. اتومبیلتان خراب  نمی شود. اتفاق بدی برای شما و همراهانتان رخ نمی دهد. بنزین اتومبیلتان به یکباره تمام نمیشود که شما را در کنار جاده نگهدارد. کسی به ماشین شما نیمی زند و شما هم با کسی تصادف نمیکنید.در تاکسی همراه و بغل دست یک آدم ناراحت قرار نمی گیرید.  بیمار نمیشوید و اگر هم بشوید بزودی و سریع بهبود پیدا میکنید. و خیلی اتفاقات خوب دیگر که اگر بخواهم تمام آنها را نام ببرم باید تا صبح فقط به این اتفاقات بپردازم.

 

 

نکته ی کلیدی دیگر اینکه هرگز در ذهن خودتان به اتفاقات آینده که قرار است رخ بدهد به شکل بد فکر نکنید. یعنی اینکه تجسم منفی نداشته باشید. مثلا" قرار است کسی را ملاقات کنید. در ذهنتان شروع به تجسم منفی نکنید که خوب اگر من فردا رفتم و آن شخص مرا نپذیرفت چه ! یا اصلا" مدارک مرا قبول نکرد آنگاه چه کنم؟ یا اگر اصلا" حضور نداشت چه؟

 

 

این تصورات منفی باعث میشود که باز هم ضمیرناخودآگاه شما پیام های منفی از شما دریافت نماید. این پیام های منفی به همراه همان احساس بدی که در شما بوجود می آید به کائنات ارسال میشود و کائنات دقیقا" شکل آن اتفاق را به همانگونه ای که شما احساس کرده بودید برایتان چیدمان میکند.

 

 

اصلا" درموردش فکر نکنید. اجازه بدهید زمانش فرا برسد. می گویید استرس دارم. دلم شور میزند. این دقیقا" همان اتفاق ناگوار است که رخ میدهد . با خودتان حرف بزنید. بصورت مصنوعی به ضمیرناخودآگاهتان خوراک بدهید.

 

 

ضمیرناخودآگاه خنگ و کودن است. اصلا" متوجه نمیشودکه شما راست میگویید یا نه ! گولش بزنید. با خودتان حرف بزنید. مثلا" بگویید فردا من میروم سر قرار و آن شخص مرا با خوشرویی می پذیرد و با دریافت مدارک کامل من ، کارم انجام میشود. کیفیت اتفاق فردا را بصورت جز به جز و دقیق در ذهن خود مرور کنید و به تصویر بکشید اما بصورت زیبا و خوشایند و همانگونه که دوست دارید رخ بدهد.واقعا" درذهن خود تصور و تجسم نمائید. خودتان را و به عبارتی ضمیرخودآگاهتان را گول نزنید بلکه ضمیرناخودآگاه و ناهوشیارتان را فریب بدهید. درزمان بیان این جملات باید شکل و هیبت و احساس شخصی را داشته باشید که کارش با موفقیت انجام شده است. بنوعی باید برای خودتان و ضمیرناخودآگاهتان فیلم بازی کنید. ( بازیگران سینما و تاتر راحت تر میتوانند ضمیرناخودآگاهشان را  گول بزنند  چون ، براحتی میتوانند در یک نقش قرار بگیرند و طوری وانمود نمایند که گویا هم اکنون در همان فضا و مکان قرار دارند. سعی کنید از این خصوصیت خوب هنرپیشه ها الگو برداری کنید و یاد بگیرید که برای خودتان و ضمیرناخودآگاهتان گاهی فیلم بازی کنید.) و اما بعد...

 

 

ضمیرناخودآگاه شما گول میخورد و این خوراک را که در همان لحظه ایجاد احساس خوب و مثبتی هم برای شما کرده است به کائنات ارسال می کند. کائنات با دریافت این پیام و بررسی اوضاع و احوال متوجه میشود که شما احساس موفقیت و پیروزی و خوشنودی دارید. کائنات نمی فهمد که شما برای چه خوشحال هستید. کائنات نمی فهمد که شما برای اتفاق خوب فردا خودتان را آماده کرده اید. کائنات فقط به احساس خوب شما پاسخ میدهد و شروع به کارنموده و کیفیت اتفاقات فردایتان را به بهترین شکل ممکن که رضایت خاطر شما را فراهم نماید ،  رقم می زند. خوب طبیعی است که قرار فردای شما هم در لیست همان اتفاقات فردا است و شامل همان اتفاقات خوب میشود.

 

 

به همین راحتی شما میتوانید کیفیت اتفاقات زندگی اتان را خوب و قشنگ ایجاد کنید. وقتی که شما عادت کردید به اینگونه زندگی کردن و همه چیز را به فال نیک گرفتن ، بصورت خودکار شما دارای یک سرنوشت خوب و خوشایند خواهید بود. حتما" در اطراف خود کسانی را می شناسید که در اصطلاح آدمهای خوش شانسی هستند. دست به هرکاری که می زنند  خوب و موفقیت آمیز از کار در می آید، اینها از آسمان یا کرات دیگر نیامده اند. آنها هم دقیقا" مثل شما هستند .فقط  تفاوت آنها با دیگرانی که این دستورالعمل ها را اجرا نمی کنند در این است  که همیشه آنها دارای احساس خوب و مثب و آرامی هستند. شما آنها را هرگز درحالت عصبانیت یا خشم نمی بینید. همیشه آرام هستند. آرام سخن میگویند. مهربان هستند. خونسرد هستند. منطقی هستند. چون مراقب هستندکه احساسشان خراب نشود.

 

 

تا زمانی که اجازه ندهید احساستان خراب بشود مطمئن باشید که کیفیت اتفاقات زندگی شما به بهترین شکل ممکن رخ خواهد داد.


شادی خودت را مشروط نکن

.

شادی خودت را مشروط نکن !

 

آدمها معمولا" بیشتر به نداشته هایشان فکر می کنند تا داشته هایشان. بیشتر به چیزهایی فکر میکنند و در باره اش حرف می زنند که هم اکنون در اختیار ندارند. درحالی که برای موفقیت و رسیدن به خواسته ها و اهداف خود در زندگی ، باید ابتدا به هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است نگاه کنید و بابت تک تک آنها قدردان و شکرگزار باشید.

 

سمینارها و کلاس های بیشماری همراه با کتاب های فراوان و متنوع در زمینه ی موفقیت و رسیدن به خواسته ها و اهداف در زندگی برگزار و نگاشته می شود. اما اگر کسی نتواند ابتدا در درون خود یک آرامش و احساس شکرگزاری را ایجاد نماید ، هیچ کدام از آن سمینارها و کتاب های موفقیت به کارش نخواهد آمد.حتی اگر شما مستقیما" تحت تعلیمات و آموزش آنتونی رابینز یا دکتر علیرضا آزمندیان قرار بگیرید،اگر از درون آرام نباشید و احساس آرامش و شکر گزاری نداشته باشید هیچ اتفاق مفید و مثبتی  در زندگی شما رخ نخواهد داد.

 

شکر گزاری اولین عامل آرامش

من نمی دانم هم کنون چه در اختیارتان است. سلامتی جسمانی و فکری ، اتومبیل، وسایل شخصی ، موتور، دوچرخه، کتاب ، پول ، طلا و جواهرات ، واقعا" دقیقا" نمی دانم چه در اختیارتان هست ، اما همین قدر میدانم که اگر بابت داشتن تک تک آنها شکر گزار و خوشحال  نباشید و احساس ناسپاسی در شما وجود داشته باشد ممکن است آنها را از دست بدهید و شاید هم  هرگز به بقیه ی اهداف و خواسته هایتان نرسید.

 

شکرگزاری تشکر از خداوند است. ناسپاسی ابراز نارضایتی به خداوند است. نوعی اعتراض است. یعنی اینکه خدایا چرا به من اینقدر کم  دادی؟ وقتی در مقابل خدای مهربان که از هرکسی به ما نزدیک تر است ، از واژه ی " چرا " استفاده می کنیم در واقع به نوعی به تک تک داشته هایمان که خداوند از روی مهر و محبت به ما داده است اعتراض میکنیم. طغیان می کنیم. همان کاری که ابلیس کرد و با آن همه سابقه ی عبادت و حضور در درگاه خداوند ، از نزد خداوند رانده شد.

 

یاغی گری در مقابل خداوند موجب می شود که همه چیزمان را از دست بدهیم. این یک قانون در کائنات عالم است.

خداوند این جهان را کاملا" هوشمند و در در عین حال قانونمند خلق کرده است. یعنی خودش فقط مانتیور میکند. برای خدا هیچ فرقی ندارد که من چه کسی هستم و شما در چه جایگاهی قرار دارید. خداوند با قانونمند کردن این جهان ، هر گونه  تبعیضی را برداشته است. هیچ تفاوتی بین آدمها نیست. هرکسی بیشتر و بهتر به این قانونمندی ها عمل بکند ، آنگاه موفق تر خواهد بود.

 

اگر شما نتوانید قدردان و سپاس گزار باشید آنگاه هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است را از دست خواهید داد. این یک قانون است. قانونی که خداوند در کائنات عالم قرار داده است.


شکرگزاری و تشکر باعث میشود که شما بیشتر به دست بیاورید. احساس قدردانی موجب میشود که مسیر رسیدن به نعمت های بی شمار این جهان همواره برای شما هموار  باشد.


وقتی کسی از شما تشکر و قدردانی میکند ، شما دلتان می خواهد که بیشتر به او کمک کنید. اما در مقابل آدمهای ناسپاس چه حسی دارید؟ آیا به آنها هم تمایل کمک مجدد دارید؟ مسلما" خیر . شما هرگز از آدمهای ناسپاس و قدرنشناس خوشتان نمی آید. از آنها با عنوان " گربه صفت " بودن یاد می کنید و از ناسپاسی آنها ناخشنود می شوید.

 

این یک قانون است. قانونی که مو لای درزش نمی رود. قانونی نیست که در اجتماع انسان ها ایجاد شده باشد . قانونی است که خداوند از ابتدای خلقت این جهان و کائنات در آن قرار داده است.

اگر میخواهید به اهداف و خواسته هایتان برسید ، همیشه خوشحال باشید. خوشحالی یعنی ابراز شکر گزاری . ابراز قدردانی از خداوند بابت هر آنچه که به شما عنایت کرده است.

دوستی میگفت: ای بابا . مگر این داشته های فعلی هم شکرگزاری دارد که این همه فلسفه بافی میکنی ؟

به این دوست ناآگاه و بقیه کسانی که معنی شکرگزاری و قدردانی بابت داشته هایشان را نمی دانند باید گفت، شما هم اکنون نتیجه ی سخنان ، افکار و اعمال و رفتار گذشته ی خودتان هستید. هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است ، نتیجه ی تلاش گذشته ی شماست. مگر میشود در زمینی گندم بکاری و جو  برداشت کنی؟ مگر میشود که با احساس آرامش و خرسندی تلاش کنی و در این تلاشت استمرار و مداومت به خرج بدهی و آنگاه نتیجه ی تلاشت را نبینی؟

 

نشستن در یک گوشه ای و فقط کتاب های موفقیت را خواندن و یا شرکت کردن در انواع سمینارهای انگیزشی بدون داشتن احساس آرامش و شکر گزاری ، مگر نتیجه می دهد؟

شما شایسته ی بهترین ها هستی . اما ابتدا باید یاد بگیری که چگونه احساس آرامش و خوشحالی را در خودت ایجاد کنی. تو باید خوشحال باشی . چون طرف حساب تو کسی نیست جز خدای مهربانی که تو  و تمام این کائنات را خلق کرده است.

 

تو با خدا طرف حساب هستی. پس وقتی که ناشکری میکنی و وقتی که به زمین و زمان فحش و ناسزا می دهی بابت داشته های فعلی خودت ، درواقع رو در روی خدا ایستاده ای. رو به خدا کرده ای و مستقم به او می گویی که خدایا من بابت این چیزهایی که الان دارم راضی و خوشنود نیستم. تو به من کم داده ای!

 

اما مگر قرار است که خدا همه چیز را به  تو بدهد؟ اگر چنین است ، پس تلاش و کوشش و عقل و اندیشه ی تو چه میشود؟ مگر خداوند این جهان را قانونمند نیافریده ؟ مگر خداوند خودش تو را جانشین خود قرار نداده؟ مگر تو را از قدرت عقل و اندیشه برخوردار نکرده است ؟ مگر این امکانات برای موفقیت و رسیدن تو به خواسته هایت کافی نیست؟

 

چرا همه چیز را از چشم خداوند می بینی؟ چرا تمام گرفتاری ها و مشکلاتت را به حساب خدا می گذاری؟ پس خودت این وسط چه نقشی داری؟

نگارنده به زبانی بسیار ساده راه حل رسیدن به موفقیت و خواسته هایت را باز گو میکند. باز هم تکرار میکنم که بجای ناله و ناسپاسی به درگاه خداوند ، به داشته هایت توجه کن و بابت تک تک آنها خوشحال و قدردان باش. بگو خدایا بابت تمام نعمت هایی که به من عنایت کردی ممنونم. و البته خوشحال باش. تشکر کردن خالی به درد نمی خورد. اگر تشکر کنی اما احساس ناراحتی داشته باشی هرگز این قدردانی به درد نخواهد خورد.

 

تو فقط در حالت خوشحالی است که میتوانی با کائنات عالم ارتباط داشته باشی. فقط درحالت شاد بودن است که میتوانی الهامات عالیه از کائنات دریافت کنی و اهداف و خواسته هایت برایت روشن و قابل دسترسی باشند. خداوند من و  تو را خوشحال آفریده است. خداوند تمام موفقیت ها و چیزهای خوب را همراه با خوشحالی قرار داده است. بدست آوردن همراه با خوشحالی است. تولد همراه با خوشحالی است. هر چیز تازه ای ، خوشحالی به همراه دارد.

 

وقتی شما خوشحال هستی در واقع درحال ارسال این پیام به کائنات هستی که ، ای کائنات من هم اکنون چیزهایی دراختیار دارم که ارزش خوشحالی را دارد. هرچقدر بیشتر خوشحال باشید بیشتر بدست خواهید آورد. چون خوشحالی بیشتر ، احساس خرسندی و سپاس گزاری بیشتری به همراه دارد. وقتی شما خوشحال هستید ، کائنات اینگونه برداشت می کنند که شما در حال تجربه ی داشتن چیزهای فوق العاده ای هستید.

 

کائنات کاری ندارد به اینکه شما هم اکنون چه در اختیار دارید. کائنات ققط به این احساس شاد بدون و شکر گزاری شما توجه میکند. کائنات با دریافت احساس شکرگزاری و خوشحالی شما ، به این باور می رسد که شما چیزهای ارزشمند زیادی دراختیارتان است. آنگاه نگاهی به تمام داشته های شما میکند. وقتی متوجه می شود که میزان شکرگزاری وخوشحالی شما بیش از داشته های موجودتان است ، آنگاه طبق قانون موظف میشود که به داشته های ارزشمند شما اضافه کند.

 

چون داشته های شما باید با میزان احساس خوشحالی و شکرگزاری شما برابری نماید.

به یاد داشته باشید که اختیار با خودتان است. میتوانید این فرمول ها را در زندگی خود بکار بگیرید و استفاده کنید و هم  میتوانید آنها را نادیده بگیرید. اما باید بدانید که موفقیت و شکست ، خوشحالی و غم ، همه و همه از درون شما شروع میشود. بیرون از شما هیچ خبری نیست. در بیرون از وجودتان به دنبال چیزی نباشید. پول و ثروت و تحصیلات عالیه و بقیه اهداف ارزشمند فقط در درون خودتان است. شما نمی توانید به یکباره به قله ی کوه برسید. اگر قصد دارید قله ی ثروت و یا تحصیل برسید ابتدا باید از کوهپایه شروع کنید. اما برای شروع حرکت باید احساس آرام و شادی داشته باشید. اگر شما غمگین باشید هرگز نخواهید توانست به اهدافتان دست پیدا کنید. چون احساس غم و اندوه در واقع پیام نداشتن و از دست دادن به کائنات مخابره میکند.کائنات قانونمند آفریده شده و اصلا" توجهی به این موضوع ندارد که شما دنبال چه چیزی هستید و نیت شما چیست. کائنات فقط به احساس شما توجه میکند. اگر احساس ناشادمانی و نارضایتی از وجود خودتان و هر آنچه در اختیارتان است داشته باشید قطعا" یک پیام منفی به کائنات ارسال کرده اید. کائنات اصلا" کاری به این موضوع ندارد که شما یک فرد مذهبی هستید یا یک آدم غیر مذهبی . به چه دین و آئینی اعتقاددارید. کجا زندگی میکنید. کائنات با هیچ کدام از اینها کاری ندارد . فقط به احساس شما توجه میکند. همین.

 

برای اینکه بتوانید احساس خوشحالی داشته باشید ، دردرجه اول نباید برای شاد بودن خودتان شرط تعیین کنید. مثلا" بگویید من فقط به شرطی خوشحال میشوم که یک اتومبیل مدل بالا داشته باشم. یا من به شرطی خوشحال میشوم که بتوانم در خارج از ایران زندگی کنم. من به شرطی خوشحال و راضی میشوم که استاد دانشگاه باشم و یا هر خواسته ی دیگری که ممکن است هرکسی مد نظر خود داشته باشد.

 

من نمی گویم نباید به دنبال خواسته و هدف خود در زندگی باشید. نه اصلا" چنین منظوری ندارم. باید به دنبال اهداف و خواسته های زیبایتان باشید اما ، ابتدا باید خوشحال باشید. شادمان باشید. برای خوشحالی و شاد بودنتان شرط نگذارید. مگر خداوند وقتی نعمت سلامتی را به شما داد برایتان شرط گذاشت؟ مگر پدرو مادر شما وقتی شما را به دنیا آوردند و درحال بزرگ کردن و رسیدگی به شما بودند با شرط و شروط این کارها را کرده اند؟ پدرو مادر شما با خوشحالی و رضایت کامل به شما رسیدگی کرده اند. از داشتن شما شاد بودند و هستند. از بزرگ کردن شما خوشنود بودند و هستند. شما چرا برای شاد بودنتان شرط و شروط  دست و پا گیر تعیین میکنید؟ شاد باشید و احساس خوشحالی داشته باشید تا بتوانید با کائنات عالم ارتباط درست و منطقی برقرار نمائید.

 

شاد بودن تعریف خاص خودش را دارد. شاد بودن یک احساس رضایت درونی است. احساس رضایت بابت هر آنچه که هم اکنون در اختیارتان است و ممکن است فردا در اختیارتان نباشد اگر شما خوشحال و شکرگزار نباشید.

 

نگارنده تا زمانی که به عارضه ی تنگی کانال در ناحیه ی دیسک کمر دچار نشده بود مثل خیلی های دیگر ، اصلا" بابت سلامتی اش خوشحال نبود.( شکرگزار نبود) شکرگزاری همان خوشحالی است. وقتی پدری برای فرزند خردسالش یک خوراکی میخرد و به او میدهد و او خوشحال میشود، هنگام خوشحالی این پیام را به پدر خود میدهد که من از بابت این اتفاق شکرگزار هستم. قدر دان هستم. خوشحالی یعنی قدردانی. اما ناراحتی و لجبازی به نوعی قدرناشناسی و ناسپاسی بابت آن چیز است. یعنی نارضایتی و ناخشنودی بابت داشتن آن چیز.

 

بله نگارنده خوشحال نبود و هیچ توجهی به سلامتی خود نداشت. اما بعد از آن عارضه ی دردناک ، که باعث شد راه رفتن و نشستن وخوابیدن غیر ممکن و همراه با درد شدیدی باشد ،  آنگاه متوجه شد که چه نعمت ارزشمندی در اخیتارش بوده و خودش اصلا" توجهی به آن  نداشته است. بی توجهی به نعمت سلامتی و عدم خوشحالی بابت آن ، باعث میشود که بعد از مدتی ما آن را بصورت موقت یا دائمی از دست بدهیم. بی توجهی به هر آنچه که هم اکنون در اختیارمان است ، موجب از دست دادنشان میشود.

 

پس اگر این همه تاکید میشود که همواره احساس شاد بودن داشته باشید بخاطر این است که فقط با داشتن این احساس است که میتوانید الهامات کائنات را دریافت کنید. میتوانید داشته هایتان را تثبیت نموده و آنها را اضافه نمائید. میتوانید نور و روشنایی را در جاده ی موفقیت و رسیدن به تمام خواسته های زیبایتان مشاهده کنید. شما در تاریکی به جایی نمی رسید. اما وقتی نور باشد شما میتوانید به خوبی ببینید. فقط با خوشحالی و شاد بودن است که میتوانید خوب ببینید. خوب بشنوید. خوب احساس کنید. شما با شاد بودن نه تنها چیزی را از دست نمیدهید بلکه خیلی چیزهای با ارزش دیگری به دست می آورید.

 

شما در مقابل خودتان مسئول هستید. شما اگر احساس آرام و شادی نداشته باشید ، هرگز نخواهید توانست کمکی به کسی بنمائید. چه آموزگار و معلم باشید چه کارمند و کارگر و چه خانه دار و مغازه دار و یا هر شغل دیگری که در اختیارتان است ، هیچ فرقی نخواهد کرد. شما تا خودتان از درون آرام نباشید و این آرامش همراه با شادی نباشد هرگز نه به خودتان و نه اطرافیانتان هیچ کمکی نمی توانید بکنید.

 

همین الان تصمیم بگیرید و لحظه ای با خود و خدای خودتان خلوت کنید و به خدا بگویید که بابت تمام داشته هایتان از او ممنون و سپاسگزار هستید. این سپاسگزاری را بصورت عملی هم باید نشان بدهید و آن با شاد بودن است. احساس خرسندی است. تا زمانی که خودتان و درونتان را رها کرده باشید و فقط به بیرون از خودتان متمرکز باشید ، هرگز قادر نخواهید بود مسائل و مشکلات خودتان را حل کنید. شما اول باید خودتان آرام و شاد باشید.

اجازه ندهید هر سخن منفی و نا امید کننده ای از طریق گوش و چشم های شما وارد ذهنتان بشود.

به یادداشته باشید که دیدن و شنیدن مطالب منفی و ناامیدکننده بصورت ناخودآگاه روی شما تاثیرمنفی خواهد گذاشت. احساس بدی در شما ایجاد نموده و باعث ناراحتی شما خواهد شد. نگاه و باور شما را نسبت به خودتان و زندگی اتان خراب خواهد کرد. داشتن احساس غم و ناراحتی هم که مشخص است ، پیامی منفی و مخرب به کائنات عالم است.

آرزومیکنم همواره شکرگزار باشید تا بتوانید شاد بودن را با یک احساس آرام تجربه نمائید.