احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

چگونه میتوان در یک حالت احساسی خوب به سر برد؟

چگونه میتوان در یک حالت احساسی خوب به سر برد؟

 

برای هر یک از شما هم ممکن است اتفاقی ناخوشایند رخ داده  و باعث شده باشد که شما مدتی در یک حالت احساسی  بد  و  ناخوشایند به سر ببرید.

 

بزرگترین اشتباهی که  معمولا" در این گونه  موارد  رخ  میدهد ، ماندن در آن حالت احساسی ناخوشایند و منفی است. گویی بعضی از آدمها دوست دارند و از ماندن در آن حالت احساسی ناخوشایند و غم انگیز لذت می برند.

 

فکر کردن و سخن گفتن در مورد آن موضوع ناخوشایند که برای ما رخ داده است ، باعث میشود که ما همچنان آن حادثه را برای خودمان  زنده نگهداریم .

همانطور که میدانید کائنات لحظه به لحظه در حال دریافت پیام و اطلاعات از سوی ما هستند تا کیفیت اتفاقات زندگی ما را بر اساس آنها رقم  بزنند.

 

وقتی که شخصی یک اتفاق ناخوشایند را تجربه نمود ، باید سریع از آن عبور کند. زیرا ماندن در آن حالت احساسی ناخوشایند و منفی ، به منزله ی این است که در هر لحظه  پیام هایی به کائنات ارسال میکند که حاوی همان احساس منفی و ناخوشایندی است که برایش بوجود آمده است.

 

کائنات  چون لحظه به لحظه و آنلاین اطلاعات را دریافت میکنند ، دیگر کاری ندارند به اینکه این اطلاعات منفی جدید ، متعلق به اتفاقی است که مثلا یک ساعت یا یک روز یا یکسال پیش رخ داده است ، کائنات آنلاین و بر اساس دریافت آن پیام ها ، شروع به چیدمان کیفیت اتفاقات زندگی وی خواهند نمود.

 

وقتی شخصی در یک حالت احساسی منفی باقی بماند ، کائنات با دریافت لحظه به لحظه ی آن اطلاعات و پیام های منفی اینگونه باور خواهند کرد که این شخص همین الان درحال تجربه ی یک اتفاق ناگوار دیگر است. لذا با بررسی وضعیت آن شخص  متوجه میشوند که در لحظه حال و همین الان ، هیچ اتفاقی درحال تجربه شدن نیست. پس این شخص برای چه ناراحت و غمگین است و در یک حالت احساسی منفی و ناخوشایند به سر می برد؟

 

لازم به ذکر است که کائنات به هیچ عنوان نمی تواند قبول کند که  کیفیت اتفاقات زندگی یک شخصی با حالت احساسی او یکسان نباشد. این با قوانین کائنات کاملا مغایرت دارد. لذا به سرعت شروع به چیدمان اتفاقات و رخدادهایی میکند که متناسب با آن احساس منفی آن شخص باشد.

 

حتما"شنیده اید که میگویند: بد بیاری پشت بد بیاری ...

بله این بد بیاری به این خاطر پشت سر هم تکرار میشود که شخص ، همچنان در همان حالت احساسی بد و ناخوشایند و منفی باقی میماند.

پس کاملا به یادداشته باشید که هرگز در یک حالت  احساسی منفی و غم انگیز و یا بطور کلی هر احساس منفی دیگر مانند خشم ، عصبانیت، کینه ، حسادت ، و امثال اینها باقی نمانید. حرکت کنید و خودتان را در آن حالت احساسی میخکوب نکنید.

 

اما برعکس اگر در یک حالت احساسی خوب و مثبت و خوشایند قرار داشتید ، تا میتوانید سعی کنید در آن حالت احساسی باقی بمانید. با حرف زدن و فکر کردن پیرامون آن ، تخییل و تجسم مثبت و تصویر سازی های خوب و خوشایند ، خودتان را در آن حالت احساسی مثبت و خوب نگهدارید. همانگونه که اشاره شد کائنات نخواهند فهمید که شما بابت چه خوشحال هستید. کائنات هرگز متوجه نخواهند شد که شما بابت اتفاقی که در گذشته رخ داده خوشحالید. کائنات با تصور اینکه شما در حال حاضر درحال تجربه ی یک اتفاق خوشایند هستید ، کیفیت اتفاقات آتی زندگی شما را هم بر اساس همان حالت احساسی که از شما دریافت میند ، چیدمان میکند.

 

آدمهایی هستند که به آدمهای خوش شانس معروفند. در واقع چیزی بنام شانس وجود خارجی ندارد. آنها فقط منفی باف نیستند. مثبت اندیش هستند . در لحظه زندگی میکنند و هرگز اجازه نمیدهند که یک اتفاق ناگوار تمام لحظات زندگی آنها را نابود کند. آنها به سرعت عبور میکنند.


جور دیگر هم میتوان دید!

.مردی در خارج شهر درحال رانندگی بود. 

سر پیچ اول که رسید اتومبیلی از مقابل به او نزدیک شد. 

راننده  وقتی به او رسید سر خود  را از پنجره اتومبیلش بیرون آورد و بلند فریاد زد :  حیووووون!!!

راننده قصه ی ما هم  بلافاصله صورتش را به سمت وی کرد و بلند  پاسخ داد :  میمووووون !!!

...

از اینکه توانسته بود به سرعت  ، پاسخی در  شان وی به او بدهد خوشحال و راضی به نظر می رسید.

هنوز چند دقیقه ای از این اتفاق نگذشته بود که او به پیچ دوم رسید.بعد از گذشتن از دور پیچ با صحنه ای که مقابلش بود بشدت دستپاچه شد. 

ناگهان در مقابل خود گله ای از گوسفندانی را دید که درحال عبور از عرض خیابان بودند!

گویی شوکی به او وارد شده باشد در یک لحظه خودش را باخت و نتوانست اتومبیل را کنترل نماید چون سرعتش زیاد بود .

او تصادف کرد. 

هم به خودش صدمه زد و هم به آن حیوانات بی گناه.

...

الان میفهمید که وقتی آن آقا  گفت : حیووووون ! منظورش چه بود.

حالا دیگر به خوبی میدانست ،معنی واژه ی " حیووووون " در هنگام رانندگی ، آن هم خارج از شهر چیست.

زود قضاوت کرده بود. 

...

بله . همه ما زود قضاوت میکنیم. عجولانه پاسخ میدهیم. تازه آنرا به حساب زرنگی خودمان هم میگذاریم.

این فقط یه مثال بود. از اینگونه اتفاقات در زندگی من و شما هم زیاد رخ میدهد اما همیشه فراموش میکنیم و سریع میخواهیم طرف مقابلمان را فتیله پیچ نماییم.میخواهیم او را " ادب " کنیم. اما آیا براستی اگر کسی بعد سی یا چهل سال از گذشت زندگی اش ، معنی " ادب و فرهنگ " را نیاموخته باشد ، شما یا من میتوانیم در کسری از ثانیه آنرا به وی آموزش دهیم؟

...

نمیدانم گویا از اول زندگی ما ، زمان  کودکی را میگویم ، واژه ای بنام " گذشت " را به ما یاد نداده اند.

با صبرو بردباری آشنا نیستیم. اینگونه گوشمان را پر  کردند...

تا میتوانی زرنگ باش . اجازه نده حقت را بخورند. اجازه نده بهت زور بگن. همه میخوان سرت کلاه بزارن. حواست نباشه باختی...

از این جور حرفها زیاد  شنیدیم. گوشهایمان از این حرفهای تکراری پراست. اما غافل از اینکه اینگونه فقط نگاه و تفکرمان نسبت به اطرافیانمان منفی شده است.

کاش درکنار این نصیحت ها ، به ما می  گفتند که کمی صبر کن و زود تصمیم نگیر. اول مطمئن شو ، بعد نظر بده ، حرف بزن یا تصمیم بگیر.

استادی تعریف می کرد ، هروقت در شرایط این چنینی قرار میگیرم و طرف مقابلم بهم توهین میکنه ، ازش تشکر میکنم و میگم ممنونم!

تازه میفهمم که چرا تشکر میکرد. آن موقع با خودم میگفتم: مگر میشود در جواب توهین ، تشکر کرد؟ این استاد عقلش را از دست داده است!

...

در پایان جمله ای از " اشو " نقل میکنم . به امید کمی تعقل ، آرامش ، و فرهنگ ...

روزی که انسان بتواند به توهین هایی که به او میشود، بخندد و لذت ببرد ، روزی است که او به موفقیت دست یافته و جزئی از ابدیت شده و به دنیای جاودانگی وارد شده است.