close
تبلیغات در اینترنت
ثروت
پربازدیدترین ها آخرین ها پیشنهادی

 

خوشبختی

خوشبختی یک چیزی نیست که بتوان در بیرون از خود ، به دنبالش گشت. خوشبختی در درون شماست.خوشبختی در ذهن شما جای گرفته است ،اما خودش را نشان نمیدهد مگر زمانی شما بخواهید.خوشبختی یک ذهنیت است.خوشبختی یک باور است.

 

 

 

گویی مداومت و پشتکار با زندگی و سرنوشت آدمی گره خورده است.

هرگاه که در مسیر حرکت بسوی هدفی معلوم، تلاش و کوشش به همراه پشتکار وجود نداشته باشد ، گویی تمام زحمات ما بیهوده بوده است.

مداومت و تلاش را میتوان یک  حالت ذهنی دانست.یک تصور و باور از خویشتن و ایمان داشتن به توانایی های خود.بازهم ناچارهستیم که بازگردیم به مبحث فکر و اندیشه انسان.هر کجا که قدم میگذاریم به ناچار با اندیشه و باورهای آدمی سروکارداریم.درواقع همه چیز به اندیشه ختم میشود.موفقیت یا عدم موفقیت.پیروزی و شکست و آرامش و دلهره ، همه و همه به اندیشه انسان مربوط میشود.گویی سرچشمه همه چیز در اندیشه قرار داده شده است.

 

 

 

 

سلامتی جسمی و روانی ، نعمت بسیار ارزشمندی است.

 

بعضی ها تصورمیکنند که ثروت یعنی پول.ثروت را در داشتن خانه و ساختمان و اتومبیل گرانقیمت و لوکس و طلا و جواهرات خلاصه میکنند.درحالی که این چنین نیست.ثروتمند حقیقی کسی است که آرامش بیشتری دارد.حالا ممکن است که کسی همه آن مواردی را که در بالا اشاره کردم را هم داشته باشد، اما در عین حال طوری مدیریت کرده باشد که واقعا به آرامش هم دست یافته باشد

اما خطاب من کسانی است که با داشتن رفاه نسبی و وضعیت مناسب زندگی اشان همواره ناله و شکایت سر میدهند. میخواهم به آنها هشدار بدهم که این ناشکری ها و گله و شکایت ها میتواند برای ما گران تمام بشود.چگونه؟

همانگونه که در بحث پیشین که به شکر گزاری و ناشکری پرداخته شد ، گفتم که ناسپاسی باعث میشود که ضمیرناخودآگاه ما تصور کند که ما در وضعیت نابسامانی به سر می بریم و وظیفه ضمیرناخودآگاه و کائنات هم این است که معادل هر پیامی را که دریافت میکند را برایمان فراهم نماید.لذا ما هیچ وقت نباید ناشکری کنیم. همیشه شکرگزار و قدردان خداوند مهربان باشیم.

من همیشه برای دوستانم این مثال را می آورم وقتی که آنها را درحال گله و شکایت از روزگار می بینم.بد نیست برای شما هم بیان کنم.

روزی دوستی به شدت گله و شکایت میکرد.از او از فرزندانش سوال کردم، که آیا درسلامت به سر می برند یا نه؟ که پاسخش مثبت بود.پرسیدم که همسرت چطور؟ آیا او هم کاملا در سلامتی به سر میبرد و در عین تندرستی درکنار هم به سر میبرید و از این بابت دغدغه ای نداری؟  گفت : نه

گفتم فرض کنید که خدای نخواسته ، فرزند شما به بیماری سختی دچار شده. که تقریبا تمامی دکترها از آن قطع امید کرده اند.

در این هنگام چهره دوستم کمی برآشفته به نظر می رسید.خوب طبیعی هم بود. حتی تصورش هم دردناک ودور از ذهن است.

 درادامه افزودم: این بیماری به گونه ای است که باید هزینه فوق العاده زیادی را صرف کنی تا فرزنددلبندت سلامتی خود را بازیابد.مثلا فرض کنید که شما در آن هنگام دارای ثروت نجومی هستی .دکترها به تو میگویند که باید تمام ثروتی راکه بالغ بر میلیاردها تومان پول است و صدها واحد آپارتمان و ساختمان را یکجا بفروشی و خرج کنی تا فرزندت سلامتی اش را دوباره به دست آورد.در این هنگام تو چه میکنی؟

 

احساس شکرگزاری موجب افزایش نعمت میشود.

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند...کفر ،نعمت ازکفت بیرون کند

این ضرب المثل قدیمی اسراری فروان در دل خود نهفته دارد.براستی که شکرگزاری و قدردانی از نعمت های الهی موجب میشود که ما هرچه بیشتر از آن نعمت های زیبا بهرهمند بشویم.

اما سوال اینجاست که چگونه شکرگزاری باعث افزایش نعمت میشود؟

بازهم ناچارم که به ضمیرناخودآگاه اشاره کنم. همان چراغ جادوی درونمان.درواقع هر آنچه راکه ما به زبان می آوریم وقتی باتکرار همراه میشود به نوعی دارای احساس میشود.همانگونه که در موضوعات قبل اشاره شد، هر تفکری که با احساس همراه بشود، آنگاه تبدیل به معادل فیزیکی خودش  خواهد شد.پس حس شکر گزاری درواقع این پیام را به ضمیرناخودآگاه که مقر فرماندهی کل ذهن ما است میدهدکه این شخص که درحال شکرگزاری میباشد در رفاه و آسایش فراوان به سر می برد.ضمیرناخودآگاه و کائنات موظف هستند که هرچیزی را که دریافت میکنند معادل آنرا ، به بهترین صورت و کامل ترین شکل آن ، بازگردانند.

وقتی که من وشما شروع به قدردانی و تشکر بابت نعمت هایی  که در اختیارمان است میکنیم ، ضمیرناخودآگاه ما که بسیار ساده لوح و زود باور است اینگونه باور میکند که ما در شرایط ایده آل و فوق العاده خوبی به سر می بریم که اینگونه درحال برشمردن نعمت های موجود در اختیارمان را میکنیم.لذا طبق قانون جذب دقیقا" معادل همان ها را به ما باز میگرداند.اما به شکلی بهتر و زیباتر.

حال آنکه اگر ناشکری و ناسبپاسی کنیم،ضمیرناخودآگاه که با کائنات در ارتباط است، اینگونه برداشت میکند که این شخص در کمال نداری و فقر به سر می برد.لذا با ارتباطی که با کائنات برقرار میکند شرایط فقر ونداری را نصیب آن شخص ناسپاس میکند.چون ضمیر ناخودآگاه ما هر آنچه را که دریافت کند بدون چون وچرا ،معادلش را به شخص باز میگرداند.

حس شکر گزاری و قدردانی در میان ما هم صادق است.مثلا" وقتی که ما بابت چیزی از کسی تشکر و قدردانی میکنیم، انگار که آن شخص از این قدردانی و تشکر ما احساس خوشحالی میکند و لذتی به او دست میدهد که مدام دوست دارد آنرا تکرار کند.

برعکس .زمانی که شما هدیه ای به کسی می دهید و او اصلا توجهی نمی کند و حتی یک تشکر خشک وخالی هم انجام نمیدهد ، یک احساس منفی و ناخوشایندی درشما ایجاد میشود. احساسی که اصلا تمایل ندارید آنرا تکرار کنید.تشکر و ناسپاسی هردوی آنها ، به یک میزان نوعی احساس مثبت یا منفی را در آدمی ایجاد میکند.همان احساس منفی و یا مثبت است که باعث میشود دیگران مشتاق تکرار آن خوبی بشوند یا اینکه برای همیشه ازکرده خود پشیمان شوند.

 

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد