احساس آرام

نظرسنجی

خوش آمدید...ازاینکه از وبلاگ احساس آرام بازدید میکنید بی نهایت از شما سپاسگزارم. لطفا" عضو شوید تا از آخرین مطالب ارسالی آگاه شوید.







با احساس آرام و مثبت میتوان کیفیت


اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن


تجربه نمود.


موفقیت و موانع رسیدن به آن

.

قسمت اول:  طرح و ایده

یکی از مهم ترین عوامل ناکامی و شکست آدم ها در زندگی ، دست کم گرفتن خودشان است . آدمها معمولا" خودشان را به آن صورت واقعی خودشان نمی بینند . شاید این یکی از رازهای بین انسان ها و  کائنات باشد .دقیقا" به همین دلیل هم هست که اکثر آدم ها دست به کار نمی شوند و کاری صورت نمی دهند . اگر ایده ای هم در ذهن داشته باشند چون به توانایی های خود باور کافی ندارند ، دست به اقدام نمی زنند . اما قدرت درونی آدم ها فقط  زمانی خودش را نشان می دهد که آدمی دست به اقدام بزند و ایده و نظر خود را بصورت عینی و در قالب یک اقدام در آورد.

 

برای شروع باید روی ایده و نظر خود کمی فکر کنید . ابتدا در ذهن خود یک تصویر و تجسمی از آن ایده را طرح ریزی نمائید . در ذهن خود بصورت مجازی آن را  انجام دهید . انگار که بصورت واقعی در حال انجام آن هستید . مثلا" اگر قصد تولید یک قطعه را دارید ، آنرا در ذهن خود بسازید  و بعد آنرا به بازار برده و بفروشید . در ذهن خود تصور کنید که کالای خود را ساخته اید و به خریداران مورد نظرتان فروخته اید و پول آن ها به حساب شما واریز شده است . شما ابتدا باید این اتفاقات را در ذهن خود ساخته و مرور نمائید. اگر شما در ذهنتان بتوانید آن کار را انجام بدهید مطمئنا" قادر خواهید بود که در واقعیت هم آنرا انجام بدهید . اما اگر شما به خودتان اجازه ندهید که در ذهنتان اقدام به انجام آن کار کنید و به خود نهیب بزنید که این کار شدنی نیست و به عبارتی به قدرت درونی خودتان شک داشته باشید ، قطعا" در واقعیت هم نخواهید توانست آن کار را به انجام برسانید.

 

به یاد داشته باشید که ، تا شما در ذهنتان نتوانید کاری را مجسم کنید و به عبارتی تصویرسازی ذهنی نمائید در بیرون از وجود خودتان و در واقعیت هم هرگز نخواهید توانست آن کار را انجام بدهید. لازمه ی انجام هر کاری این است که ابتدا شما بتوانید آن را بصورت واضح و روشن و دقیق با جزئیات کامل در ذهن خود ببینید . نترسید . هرچند کمی ترسناک به نظر می رسد . شما اگر در ابتدای کار باشید کمی ترس خواهید داشت. تصور و تجسم کردن کاری که قرار است انجام بدهید ، کمی هولناک به نظر می رسد. این کاملا" طبیعی است . اصلا گ نگران نباشید  و با کمال خونسردی شروع به تصویر سازی نمائید .

 

شروع تصویر سازی:

ابتدا باید یک شرح حال کلی از کاری که قصد انجامش را دارید روی کاغذ بیاورید . مانند انشا نوشتن است اما بدون جزئیات آن باید باشد. خیلی کلی و فقط به موارد مهم و کلیدی اشاره بشود. این کار باعث می شود که شما با داشتن یک نمای کلی از هدف و ایده خود ، بتوانید به جزئیات برسید . یادتان باشد که همیشه این کلیات هستند که جزئیات را رو می کنند و به نمایش می گذارند . هرگز نمی توان بدون داشتن یک نمای کلی ، به جزئیات رسید. شما ابتدا باید تصویر یک اتومبیل را داشته باشید تا بتوانید در مورد درب ها و چراغ های آن صحبت کنید. اگر شما اتومبیلی نداشته باشید ، بصورت دقیق نخواهید توانست به جزئیات آن بپردازید.

 

بعد از اینکه یک نمای کلی از هدف و ایده خود ایجاد نمودید ، شروع کنید به پرداختن جزئیات آن . جزئیات را دقیق بیان کنید . هرچند که ممکن است شما با خودتان بگوئید که ، مگر من این چیزها را در ذهن خود نمی خواهم مرور کنم؟ پس این همه دقت و توجه به جزئیات برای چیست ؟ باید بگویم که توجه به جزئیات باعث می شود که شما یک نقشه ی بی عیب و نقص در ذهن خودداشته باشید و با اعتماد به نفس بیشتری شروع به حرکت نمائید.  بقول ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتنمند شوید ، شما در قبال هیچ ، هیچ بدست خواهید آورد. پس هرگز نگران نباشید که ممکن است موفق نشوید.  نگرانی از عدم موفقیت میتواند انرژی و نیروی واقعی شما را تلف نماید.

 

تکرار . . .

بعد از آماده شدن متن خود ، یک هفته تمام هر روز صبح  و شب یک مرتبه آنرا بخوانید.  فقط از رو بخوانید و اجازه بدهید که تصاویری که در نتیجه خواندن آن نوشته ها در ذهن شما ایجاد می شود ، به نوعی در مغزتان به ثبت برسد.  شما با تکرار خواندن آن متن که حاوی ایده و هدف شماست ، بصورت ضمنی به ضمیرناخودآگاهتان این پیغام را می دهید که شما توانایی انجام آن کار را دارید . هنوز هم ممکن است در درون خودتان کمی شک داشته باشید. کمی دو دل باشید  که آیا واقعا" این نقشه و ایده ی من عملی میشود یا خیر؟  همواره بین شدن و نشدن یک قدم بیشتر فاصله نیست . حرکت کردن شما به سمت هدف مانند آن شخصی است که در این سوی پل ایستاده و به آن سوی دیگر پل نگاه می کند و خودش را تصور میکند که در آن طرف پل قرار دارد . اما وقتی چشمش به امواج خروشان آب می افتد ، دو دل می شود که آیا او توان رفتن به آن سوی رودخانه را دارد یا نه؟ این شخص باید شروع به حرکت  نموده و خودش را به پل برساند. روی پل مستقر بشود و آرام شروع به حرکت کند. پس از مدتی کوتاه خودش را در آن سوی رودخانه خواهد دید . حرکت به سمت هدف و ایده هم در آدم ها چنین است ، تا زمانی که شروع به حرکت نکنید و گامی بر ندارید هرگز اتفاق خوشایندی را تجربه نخواهید نمود.  گام بردارید. همین نوشتن یک شرح حال کلی از مقصد و هدفتان گام اول است. تکرار آن گام دوم محسوب می شود. نترسید  و نگران نباشید.

 

حرف مردم . . .

یکی  دیگر از دغدغه های آدم ها هنگام تعیین هدف و شروع حرکت به سمت آن ، ترس از عدم موفقیت و شنیدن طعنه و کنایه ی آدم هاست. باید گفت که این هم راه حل ساده ای دارد. سعی کنید هیچ کسی از هدفی که روی کاغذ می آورید با خبر نشود. بصورت محرمانه شرح کلی هدف خود را بنویسید و فقط خودتان از آن با خبر باشید و خودتان آنرا بخوانید.  وقتی که کسی از محتوای شرح حال هدف شما با خبر نباشد ، شما دیگر ترس و نگرانی ناشی از حضور و سرازیر شدن انرژی منفی اطرافیان خود را نخواهید داشت. ذهن شما نمی تواند در آن واحد هم به تصویر سازی نقشه و هدف شما بپردازد و هم با نیروها و انرژی های منفی مقابله نماید. ذهن قدرت نهایی و اصلی خودش را فقط در زمانی نشان می دهد و رو میکند که روی یک هدف متمرکز باشد.

 

آرام باشید .  . .

آرامش داشته باشید. خونسرد باشید. براحتی عصبانی نشوید. با کسی بحث و جدل ننمائید. کنترل لحظه به لحظه روی افکار و ذهن و احساسات خود داشته باشید. اگر شما آرام باشید آنگاه متوجه خواهید شد که ذهن شما بصورت متمرکز در حال پرداختن به موضوع اصلی یعنی همان شرح کلی از ایده و هدف شماست. اما اگر به هر دلیلی عصبانی و خشمگین شوید و یا هر احساس دیگری را وارد ذهن خود بکنید آنگاه قدرت و تمرکز ذهن شما متوجه آن شده و بعبارتی حواسش از هدف اصلی پرت میشود و دیگر نمی تواند روی آن کار کند.  طوری وانمود کنید که اصلا" انگار نه انگار که شما یک هدف مهم در دست تهیه و اجرا دارید. گاهی حتی به خودتان هم باید دروغ بگوئید . مثلا" حتی برای خودتان هم وانمود کنید که هیچ خبری نیست. شما در واقع می توانید به ضمیرخودآگاه خودتان دروغ بگوئید و او را گول بزنید. اما ضمیرناخودآگاهتان را نخواهید توانست گول بزنید زیرا که برنامه و نقشه شما در دست اوست. اوست که درحال کارکردن روی جزئیات نقشه شماست.

 

اقدام و حرکت . . .

بعد از یک هفته خواندن شرح حال هدف خود ( بصورت مخفیانه و دور از چشم اطرافیانتان ) حالا نوبت به عمل و اجرای هدف است.  شما باید دقیقا" به همان شکلی که در نقشه و طرح خود آورده بودید شروع به کار کنید. با تمام جزئیاتش. باز هم بدون اینکه کسی متوجه شود خودتان به تنهایی باید اقدام کنید. اصلا" به نتیجه کار فکر نکنید. فقط قدم به قدم نقشه را پیش بروید.  با خودتان حرف نزنید. پیشاپیش برای خودتان اتفاقات آتی را تصویر سازی نکنید. لازم نیست که اصلا در موردش فکر  کنید. شما وقتی شروع به فکرکردن میکنید بصورت خودکار و اتوماتیک افکاری ناخواسته وارد ذهن شما خواهد شد. افکاری که ممکن ناخوانده باشند و به شکل کلی هدف شما لطمه وارد نمایند. پس اصلا تصویر سازی نکنید. شما تصویر سازی اصلی و کافی را انجام داده اید . الان موقع اقدام است. لازم نیست که با خودتان دو دوتا چهارتا کنید. آیا میشود یا نه؟ اگر نشود چه میشود؟ تمام این افکار را دور بریزید. فقط به یک گام جلوتر فکر کنید . مانند اینکه درحال رفتن از یک پله به بالا هستید. هنگامی که شما شروع می کنید از یک پله بالا بروید هرگز به پله های بالایی نگاه نمی کنید. شما پله به پله بالا می روید. چون اگر چنین نکنید احتمال اینکه پایتان اشتباها" به لبه ی پله گیر کند یا پله را بدرستی نبینید ، دچار حادثه خواهید شد. اینجا هم چنین است. فقط به یک قدم جلوتر نگاه کنید. اصلا نگرانی لازم نیست. شما کالایتان را به خریدار ارائه میکنید. دو  حالت بیشتر ندارد. یا اینکه از شما خریداری میکند یا اینکه ازشنل  خریداری نمی کند.  خریداری نکردن به منزله شکست و اتمام کار نیست. شما وارد یک مسیر طولانی و بزرگ شده اید. وقتی مشتری اول به شما " نه " گفت ، این " نه " به منزله ی شکست و تمام شدن پروژه شما نخواهد بود. بلکه به این معنا است که شما بلافاصله باید به سراغ مشتری دوم بروید. مشتری سوم و چهارم و الی هزارم. . . حال دیگر پایانی برای شما وجود ندارد. آنقدر باید پیش بروید تا مشتری خود را پیدا کنید. پس از اینکه مشتری شما پیدا شد آنگاه عیب و نقص های کارتان آرام آرام مشخص میشود و شما میتوانید بهتر روی کیفیت و نوع کالای خود کارکنید.