close
دانلود آهنگ جدید
تصور،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

ضمیرناخودآگاه

 

خداوند آدم را آفرید و آنگاه فرمود : من از وجود خودم در او دمیدم.

و بدینگونه آدم ، اشرف مخلوقات شد.

انسانها سالیان سال بدنبال این نیرو بودند. کنجکاوانه جستجو می کردند که بدانند خداوند این نیرو را در کجا قرار داده است.

تا اینکه بلاخره آدمی توانست پی ببرد که این نیروی بی نهایت و قدرتمند وجود خداوند در ذهن آدم است و در قسمتی بنام " ضمیرناخودآگاه ".

ضمیرناخودآگاه پست فرماندهی بدن آدمی است. تمام اتفاقات زندگی آدمها ، ابتدا در آنجا تایید شده و سپس به کائنات ارسال میشود تا به عمل و اتفاق تبدیل بشوند.

اما ضمیرناخودآگاه به خودی خود چیزی ندارد. وی باید خوراک خود را از طریق ضمیرخودآگاه یا همان حواس پنجگانه ( دیدن ، شنیدن ، لمس کردن، بوئیدن ، و بلاخره حس چشایی ) و ارتعاشات فکری که هر لحظه از ذهن ما می گذرند ، دریافت نماید.

قسمتی از فعالیت ارتعاشات فکری آدمها مربوط میشود به تخیل و تجسم کردن.

هر آنچه را که آدمها تصور و تجسم نمایند ، و به شرط اینکه با احساس و تکرار همراه باشد ، آنگاه به ضمیرناخودآگاه راه پیدا میکند .

هر تصور و برنامه ای که بتواند  وارد ضمیرناخودآگاه آدم بشود ، آنگاه با ارتباط خاصی که با کائنات دارد بزودی آن تصور و برنامه تبدیل به شکل فیزیکی خودش میشود و آن شخص میتواند آنرا تجربه نماید.

 

پس به شدت باید مراقب آنچه که به ضمیرناخودآگاه ارسال میکنیم باشیم زیرا پس از مدتی این دریافتی ها تبدیل به معادل فیزیکی خودشان میشوند.


قانون زمان

یکی دیگر از عواملی که موجب میشود تا آدمها خوشبختی را دیرتر احساس کنند ، انتظارات بیجا و بی اساس آنها از خودشان ، دیگران  و کائنات عالم است.

به یاد داشته باشید که رسیدن به خواسته ها و هدف هایتان نیازمند زمان است. زمان فرصت خوبی برای ماست تا بتوانیم خواسته ها و آرزوهایمان را ویرایش نماییم و احیانا" اگر نیازمند تغییر بود ، آنرا عوض کنیم. زمان به ما کمک میکند تا بهترین را انتخاب و بدست بیاوریم.

تصور کنید که رسیدن به آرزو و خواسته هایتان ، بلافاصله بعد از  درخواست ، اجابت می شد . مانند چراغ  جادو . انگار غول چراغ جادو ، مقابلتان است و هر آرزو و خواسته ای که دارید بلافاصله بر آورده میشد. میدانید چه اتفاقی رخ میداد. احتمالا" شما غافل گیر می شدید. چون اصلا" آمادگی داشتن آن شرایط را پیدا نکرده اید. 

در فیلم مستند زیبا و ارزشمند راز ، به زیبایی هرچه تمامتر به این نکته اشاره شده است. آنجایی که آقایی با دیدن کارت پستالی که عکس فیل روی آن است ، آرزوی داشتن یک فیل را در ذهن خود ایجاد میکند. همان لحظه فیلی در اتاقش ظاهر میشود. او شوکه میشود و بعد شروع میکند به جمع آوری فضولات فیل از اتاق نشیمن خود. او هنوز هیچ جایی برای نگهداری و تغذیه آن فیل تدارک ندیده است. 

بقیه آرزوها و خواسته های ما هم به همین گونه است. خودتان همین الان به یک آرزو و خواسته ای که در ذهن دارید فکر کنید. تصور کنید که همین الان آن خواسته و آرزوی شما بر آورده شده است. مطمئا" غافل گیر شده اید. چون هیچ برنامه از قبل تعیین شده ای برای آن نداشته اید. 

پس ، منتظر ماندن  برای رسیدن به آرزو و خواسته های خود را مفید و ارزشمند بدانید و مطمئن باشید که این به نفع شماست.

بزرگی گفته است که ،هر آنچه را که ذهن انسان بتواند تصور کند ، میتواند بدست بیاورد. 

گاهی اوقات ما حتی از فکرکردن وتصور کردن به خواسته ها و  آرزوهای خود هم خودداری میکنیم. گویا اصلا" باور نداریم که ممکن است هر آنچه که بدان فکر میکنیم و در ذهنمان تصورش را داریم ، روزی به واقعیت تبدیل بشود. به توانایی های خود و  کائنات ایمان نداریم. باور نداریم که اگر بخواهیم ، بدست می آوریم. این بی اعتمادی به خود و کائنات ، موجب میشود که همیشه در جا بزنیم. هیچ وقت شاهد پیشرفت و موفقیت خود  نباشیم.همیشه قانع باشیم به همان چیزهایی که هم اکنون در اختیارمان است و با حسرت به دیگران و پشرفت هایشان نگاه کنیم.انگار تقدیر و سرنوشت ما ، تا همین جا رقم خورده است. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، اصلا" توجهی به این موضوع ندارند که ما چه جور آدمی هستیم. با چه ویژه گی و خصوصیات خلاقی . در چه مسیری حرکت میکنیم. کجا زندگی میکنیم. با چه کسانی در ارتباط هستیم. چه میزان تحصیلات داریم. چه میزان امکانات درحال حاضر در  اختیارمان است. ضمیرناخودآگاه و کائنات ، در وحله اول به تصورات و تجسمات ما نگاه میکنند. ضمیرناخودآگاه منتظر است که ببیند ما چه تصاویری را برایش ارسال میکنیم. ضمیرناخودآگاه بدون توجه به اینکه این تصاویر واقعی هستند یا نه ، و اینکه آیا الان در زندگی ما حضور دارند یا خیر. بدون در نظر گرفتن اینکه ، آیا ما لیاقت داشتن این چیزها را داریم یا نه، فقط و فقط به تصاویر ارسالی توجه کرده و آنها را به کائنات ارسال میکند. ضمیرناخودآگاه ، همانگونه که از نامش معلوم است ، ناخودآگاه و بدون اینکه بداند چه میکند ، تصاویر دریافتی از طرف ضمیرخودآگاه و ذهن ما را دریافت میکند و بعد از اینکه یک کپی برای خود برداشت ، اصل تصویر را به کائنات برای عملی شدن انتقال میدهد.

شما باید خواسته ها و آرزوهایتان را بصورت تصویر ( تاکید میشود بصورت تصویر) به ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. اگر این سفارش بصورت یک فایل ویدیویی باشد که به مراتب بهتر خواهد بود. یک فایل ویدیویی قدرت بسیار بالاتری دارد نسبت به یک فایل تصویری ساده . شما وقتی که خواسته و آرزوی خود را بصورت یک فایل ویدیویی می بینید و آنرا به ضمیرناخودآگاه خود میدهد ، ضمیرناخودآگاه هم آن فایل ویدیویی را با ویرایش های مخصوص خودش ، به کائنات ارسال میکند. کائنات با دریافت این فایل ویدیویی ، که قطعا" تاثیر گذارتر از یک فایل صوتی یا تصویری بصورت عکس است ، اقدام به ایجاد و تغییر کیفیت اتفاقات زندگی شما بر اساس آن فایل ویدویی دریافتی خواهد کرد.

خیلی از آدمها حتی حاضر نیستند که این تصویر ویدیویی را در ذهن خود ایجاد کنند. آنها فقط منتظر معجزه هستند. بدون اینکه حتی یک تصور ساده و یک تجسم مثبت از شکل آرزوها و خواسته هایشان در ذهن ایجاد کنند، فقط منتظر هستند تا اتفاقات خوب از راه برسند. هرگز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. هرگز.

لطفا به خودتان کمی زحمت بدهید و آرزوها و هدف هایتان را درذهنتان تصویر سازی کنید. در ابتدا  کمی سخت به نظر می رسد. اشکالی ندارد با تمرین همه چی درست میشود. تمرین کنید. ابتدا از یک فایل تصویری ساده بصورت یک عکس ، در ذهن خود شروع کنید. مثلا" عکس یک شکلات یا بیسکوئیت بخصوص را در ذهن خود مجسم کنید. یا عکس یک نوشیدنی را در ذهنتان تصور  نمائید. روی آن متمرکز بشوید. از زاویه های مختلف به آن نگاه کنید. مثلا" آن نوشیدنی را در سر یک میز ناهار یا شام و یا اینکه درحال خوردنش در کنار دوستانتان در پارک و سینما و یا اینکه آنرا ببینید که در ویترین فروشگاهی قرار دارد و شما میخواهید آنرا برداشته و میل کنید. 

از اینگونه تصورات شروع کنید و ادامه بدهید. بعدا" از فایل های ویدیویی استفاده کنید. مثلا" یک صحنه ای که دوست دارید در خانواده و یا محیط کار خود اتفاق ب بیفتد را در ذهنتان تجسم کنید. خودتان را درحال تجربه ی آن اتفاق ببینید. بصورت های مختلف. خودتان را ببینید که درحال گفتگو با دوستانتان هستید. خود را با لباس موردنظرتان ببینید. آنقدر این صحنه ها را درذهن خود تکرار کنید که گویا از  قبل برایتان اتفاق افتاده است و شما درحال به یاد آوردن آن هستید. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" اهمیت نمیدهد که شما درحال به یاد آوردن یک خاطره از گذشته  هستید یا اینکه در حال بازسازی تصور یک اتفاق برای آینده . ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که بصورت فایل های شنیداری یا تصویری دریافت میکند ، برایش به منزله این است که شما گویا درحال تجربه و انجام آن اتفاقات درحال حاضر هستید. ضمیرناخودآگاه نمیتواند تشخیص بدهد که این تصویری که الان شما درذهن خود دارید مربوط به گذشته است یا آینده یا حال. ضمیرناخودآگاه ، دقیقا" احساسی معادل بار همان تصویر ، ایجاد کرده و محتوای آن احساس را به کائنات برای عملی شدن ارسال میکند. 

ضمیرناخودآگاه اصلا" کاری ندارد که شما قبلا" این اتفاق را تجربه کرده اید. او آماده است تا مجددا" شرایط ایجاد همان اتفاق را برای بار دوم یا چندم ، ایجاد کند. پس بسیار مهم است که تصاویری زیبا و ارزشمند برای ضمیرناخودآگاه خود بفرستید. بازسازی این تصاویر نیازمند زمان است. ارسال این تصاویر به ضمیرناخودآگاه هم نیازمند زمان خاص خودش است. ارسال این تصاویر از ضمیرناخودآگاه به کائنات هم نیازمند زمان است. و در ادامه ، عملیاتی شدن آن تصاویر توسط کائنات هم زمان خاص خودش را خواهد داشت. 

همانطور که اشاره شد ، عده ای بسیار از مردم اصلا" دوست ندارند که این فاصله زمانی را طی کنند. درحالی که همانطور که دیدید ، وجود این زمان ، برای مراحل عملی شدن  خواسته ها و آرزوهای ما الزامی است. 

نکته مهم دیگر اینکه ، در این فاصله ، از ارسال تصاویر به ضمیرناخودآگاه ، تا رسیدن به کائنات و عملی شدن آن هدف ، ما شرایط و آمادگی لازم برای داشتن و یا تجربه آن اتفاق را به خوبی پیدا کرده و در هنگام وقوع آن اتفاق خوب و خوشایند ، بهتر میتوانیم آنرا مدیریت کنیم.

لحظه لحظه های هر روز و شب شما که درحال طی کردن آن هستید ، نقطه ای از خط ارتباطی شما با هدفتان است که در آینده قرار است به آن برسید. پس همین لحظات سپری شده درحال حاضر را دست کم نگیرید. مراقب احساس خود باشید. مراقب سخنان و تفکرات خود باشید. زیرا این لحظات درحال گسترش و ادامه پیداکردن تا خود هدفتان است. اگر این لحظات فعلی را خراب کنید. با افکار منفی و نا امید کننده ویا سخنان بیهوده و منفی و یا با شنیدن موضوعات ناخوشایند ، قطعا" باعث مشویم که موقعیت  و شرایط مسیر حرکتمان در کمی جلوتر را با کیفیتی خراب و نامطلوب تجربه نمائیم.

اما اکثرا" دچار یاس و نا امیدی میشوند. دلیلش آن است که هدفی وجود ندارد. هدفی مشخص نیست که بخاطرش صبر کنند. تلاش کنند. انگیزه داشته باشند. اگر هدف و خواسته ای  وجود نداشته باشد، دیگر صبر و تحمل چه معنایی خواهد داشت. 

هدف از نگارش این مطلب این است که شما ،  همین الان تصمیم بگیرید که برای2 یا  5 یا 10 سال بعد خود برنامه داشته باشید. برای اینکه بتوانید بهتر و راحت تر برای آینده برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید، ابتدا باید مشخص کنید که دقیقا" چه میخواهید. تا زمانی که شما ندانید چه میخواهید ، هرگز نخواهید توانست برنامه ای منسجم ومنظم برای هدف و آرزویتان تدوین کنید.

ابتدا به خواسته و آرزوی خود بصورت یک تصویر ساده فکر  کنید. 

مثلا" اگر میخواهید گواهینامه رانندگی بگیرید ، ابتدا شما باید تصویری از یک یا چند گواهینامه رانندگی را با چشم خود و در واقعیت ببینید. گواهینامه رانندگی یکی از بستگان یا دوستان خود را نگاه کنید و آنرا لمس نمایید. تصاویر ذهنی شما باید همراه با احساس باشند. گواهینامه رانندگی را دردستان خود بگیرید و درحالی که به تمام زوایای آن نگاه میکنید ، در ذهن خود ، تصویر خود را بر روی آن گواهینامه ببینید. درذهنان نام و مشخصات خودتان را روی آن گواهینامه مشاهده کنید. همچنان که با انگشتان و کف دستان آن گواهینامه را لمس میکنید ، عکس و مشخصات خود را بصورت دقیق روی آن ببینید. این کار را بارها و بارها تکرار کنید. 

وقتی که شما این ذهنیت و تصویر سازی ذهنی را انجام دادید ، در واقع مرحله اول تجسم خلاق شما انجام گرفته است. 

مرحله دوم این است که شما باید با در ذهن داشتن آن تصویر قبلی ، ( لمس و تصور عکس و نام و مشخصات خود روی گواهینامه ) یک فایل ویدیویی از آن هدف وخواسته خود که همان دریافت و اخذ گواهینامه رانندگی است ایجاد کنید. این بار شما باید در ذهن خود و عالم خیال تصور کنید که درحال رانندگی هستید. شما اتومبیل را به خوبی می رانید و از کوچه و خیابان ها عبور میکنید. شما باید خودتان را کاملا" مسلط و ماهر ببینید. حتی در ذهن خودتان ، هنگام رانندگی ، از خطا و اشتباه کردن باید خودداری کنید. با دقت تمام رانندگی نمایید. از استارت زدن و حرکت اتومبیل ، در ذهن خود ببینید تا زمانی که اتومبیل را در کنار خیابان یا پارکینک پارک میکنید و ازاتومبیل خارج می شوید. 

بعد از این مرحله ، شما باید یک  گام جلوتر رفته و خود را در حالت آزمون ببنید. باید خودتان را تصور کنید که درحال انجام آزمایش رانندگی هستید و به بهترین شکل ممکن از انجام رانندگی بر آمده اید. باید لحظه به لحظه و مو به مو ، از آن اتفاقی که قرار است تجربه کنید را درذهن خود ببینید. 

گاهی اوقات حتی تصور یک اتفاق هم ایجاد هیجان و استرس میکند. اشکالی ندارد. انجام هرکاری برای بار اول کمی سخت است و ایجاد دلهره میکند. شما وقتی کاری را برای اولین بار حتی در ذهن خود انجام میدهید ، دچار کمی دلهره و استرس میشوید که این طبیعی است. نگران نباشید و انجام آن کار را برای بار دوم و چندم تکرارکنید. گاهی اوقات به خودتا تلنگر بزنید که این یک تصور ساده است و الان که نه اتومبیلی است و نه افسر راهنمایی و رانندگی، پس بدون دلهره به انجام آزمون برای بار چندم بپردازید.

به یادداشته باشید که این کار باید تکرار بشود. نه یک بار بلکه برای چند بار . تا زمانی که شما ، وقتی آن اتفاق را در ذهن خود تجسم میکنید ، دیگر اصلا" استرس و نگرانی در وجودتان   نباشد. 

نکته جالب داستان اینجاست که وقتی شما در ذهن خود عملی را انجام میدهید ، همانگونه که قبلا" اشاره شد ، ضمیرناخودآگاه ، قادر نیست که بفهمد این اتفاق در گذشته افتاده است یا اینکه قرار است در آینده بوقوع بپیوندد. ضمیرناخودآگاه با این باور که شما هم اکنون درحال تجربه این اتفاق هستید ، احساس آن را در شما ایجاد میکند. لذا هرچقدر شما با روحیه و باور و امید بیشتری ، آن تصورات در ذهن خود ایجاد کنید ، به همان میزان احساس بهتری در شما ایجاد میشود. احساس شما هرچقدر قوی تر و بهتر باشد ، به همام میزان ، کیفیت اتفاق افتادن آن در آینده ، به مراتب بهتر و زیباتر خواهد بود. 

چون ارتباط عجیب و تنگاتنگی بین کیفیت احساس ما و کیفیت اتفاقاتی که در آینده قرار است رخ بدهند ، وجود دارد.

اصلا" نگران بزرگ بودن آرزو و خواسته خود نباشید. برای کائنات و ضمیرناخودآگاه، اندازه معنی ندارد. این ما هستیم که در ذهن خود ، حد و اندازه و محدودیت را تعیین میکنیم. این ما هستیم که درذهنمان بزرگ یا کوچک بودن چیزی را ایجاد میکنیم. برای کائنات بزرگی و کوچکی و کمی و زیادی معنی ندارد. 

ضمیرناخودآگاه و کائنات ، فقط دستورات و فرامین صادره از طرف ما را انجام میدهند. باهر شکل و کیفیت و مقدار که باشد . 

پس بهترین و زیباترین تجسمات را درذهن خودداشته باشید. بهترین ها را برای خود تصور کنید و دائما" به تمرین بدست آوردن و رسیدن آن بپردازید. 

شما بزودی به خواسته و هدف خود ، به بهترین شکل ممکن می رسید.


برو تودهن شیر

 

وقتی یک اتفاق و حادثه ای برای کسی رخداد می کند اولین کاری که به نظرشان می رسد این است که از آن موضوع بشدت دوری کرده و فرار نمایند. این به نظر ساده ترین کار است اما راهکار اساسی و منطقی نیست چون باعث میشود که ما به نگرانی خود اضافه کنیم و آنرا چند برابر نماییم.

بهترین کار این است که نه تنها از آن موضوع فرار نکنیم بلکه در کنار آن قرار بگیریم. برای روشن تر شدم مطلب ؛ مثال میزنیم.


شخصی را در نظر بگیرید که در ابتدای رانندگی خود ، تصادف کرده و حتی مثلا از ناحیه دست یا پا آسیب دیده است. این شخص بخاطر ترسی که از رانندگی در ذهنش ایجاد شده ممکن است تصور غلط و منفی نسبت به رانندگی پیدا کرده باشد. معمولا" در این گونه موارد بهترین و ساده ترین کاری که به نظر می رسد اینست که تا مدت ها دیگر به سمت اتومبیل و رانندگی نمی روند. این یعنی فرار کردن از موضوع ترس و نگرانی.. نگرانی از اینکه مبادا مجددا" تصادف کنم. این دفعه شانس آوردم شاید دفعه بعد کاملا دخلم بیاید. اینها تصورات اکثر آدمها از اولین تجربه تلخی است که در زندگی درمورد هر موضوعی ممکن است تجربه نمایند. اما به خاطر داشته باشید که این نگرانی و ترس اگر درمان نشود میتواند تا آخر عمر گریبان گیر شما باشد.

پس بیایید باهم رفتن به دهان شیر را تجربه کنیم.


راه حل ساده ای وجود دارد. شما نه تنها نباید از اتومبیل و رانندگی فرار کنید بلکه دقیقا باید بیشتر با اتومبیل سروکار داشته باشید و بیشتر رانندگی نمایید.

بجای فرار کردن از ترس و نگرانی از رانندگی و تصادف در پشت فرمان قرار بگیرید و با خود بگویید من خیلی شجاع تر از این حرفها هستم .ضمنا من رانندگی را دوست دارم و باید کاملا مسلط بشوم.تصادفی که برایم رخ داد بخاطر نگرانی و ترس اولیه خودم بود.فقط کمی حواسم پرت شد همین. کسی مقصر نیست جز خودم. پس هم اکنون هم خودم باید آنرا جبران نمایم.

شروع کنید به رانندگی . ممکن است کمی دلهره داشته باشید اما مطمئن باشید که دیگر پس از مدتی نه اثری از آن ترس باقی خواهد ماند و نه نگرانی از تصادفات آینده. چون ذهن ما آدمها ،اینگونه طراحی شده که از هر چیزی بترسیم و فرارکنیم ، نه تنها از آن دور نمی شویم بلکه بیشتر با آن درگیر خواهیم شد.

مثال دوم: ممکن است شما دانش آموز یا دانشجو باشید. یا کار آموز . ممکن است از درسی خوشتان نیاید. چون خاطره خوبی از استاد و معلم مربوطه ندارید. سرکلاس باعث ناراحتی و دلهره شما شده است. (اساتید و دبیران و معلم ها  معمولا" با دانش آموزان و دانش جویان خود به گونه ای برخورد میکنند که دانش آموز یا دانش جو  خاطره بدی از آن درس و کلاس نداشته باشند اما گاهی هم پیش می آید که استاد یا معلم بخاطر اینکه خودش احساس آرامی ندارد و از بابت موضوعی ناراحت است ؛ آن ناراحتی و تنش روحی درونی خودش را به کلاس و دانش آموزان هم انتقال میدهد. لذا گاهی دانش آموزان و دانش جویان خاطره ناخوشایندی از درسی که استادش باعث رنجش خاطر آنها شده است در ذهن دارند)


اگر شما از آن دسته از دانش جویان و دانش آموزانی هستید که خاطره خوبی از درس و استادی را ندارید ؛ از روش بروید به دهان شیر استفاده کنید.بجای فرار کردن از آن درس و رودرو نشدن با آن استاد! برعکس بیشتر کتاب آن درس را نگاه کنید ومطالعه نمایید. بیشتر در جلوی چشم آن استاد قرار بگیرید و بیشتر درمورد آن درس سوال کنید.خود را بیشتر درگیر آن درس نمایید. اینگونه پس از مدتی خواهید دید که چگونه نه تنها از آن درس بدتان نمی آید بلکه برایتان لذت بخش هم شده است.ضمنا" پس از مدتی متوجه میشوید که استاد و معلم مورد نظر قصدی نداشته و اگر حرفی هم زده  بخاطر این بوده که نتوانسته است خود را کنترل نماید.چون سخنان ما تاثیر گذارهستند.شاید به نظر خودمان فقط یک حرف یا جمله ساده گفته باشیم اما تاثیر و عواقب آن یک جمله ساده ممکن است اثراتی ویرانگر در شخص شنونده بگذارد که جبرانش به این سادگی ها نباشد.


خلاصه اینکه ترس را کنار بگذارید. هر چیزی که نگرانتان میکنید را با آغوش باز بپذیرید. اگر نگران تلفنی هستید ؛ بجای خاموش کردن یا بی صدا کردن گوشی و تلفن خود ؛ آنرا روشن کنید و خود را آماده شنیدن صدای تلفن کنید. اگر از دیدن شخصی ترس دارید خود را آماده رو درویی با ایشان کنید و فرار نکنید.

به دهان شیر بروید

 


فرمول رسیدن به آرزوها..قسمت اول


برای اینکه به خواسته ها و آرزوهایت دست پیدا  کنی ابتدا باید یک نکته مهم را در نظر داشته باشی .و آن اینکه، به یادداشته باش که ، هر آنچه که الان هستی و هر آنچه که الان داری ،تماما" نتیجه گذشته توست . نتیجه سخنان و افکار و احساسات و باورهای توست ، نسبت به خودت.در اینجا قصد شعار  دادن و سردرگم کردن شما را ندارم.قصد دارم بصورت میان بر شما را به آنچه که مورد نظرتان است راهنمایی کنم.

 

 

به یاد داشته باشید که شما یک تکه انرژی هستید.یک انرژی که هر لحظه درحال تغییر و از شکلی به شکلی دیگر تبدیل شدن است. اگر الان خوشحال هستید، اگر الان سلامت هستید، اگر الان احساس رضایت دارید، تماما" نتیجه سخنان ، افکار، و احساساتی است که درگذشته داشته اید. وقتی میگویم گذشته منظور از یک ساعت پیش است تا یکسال و ده سال گذشته.

 

 

همانگونه که سلول های بدن شما هر لحظه درحال تغییر و بازساری هستند افکارتان هم در هر  لحظه درحال تغییر است. به یاد داشته باشید سخنانی که به زبان می آورید ، چه درمورد خودتان و چه درمورددیگران فرقی نمیکند، همگی انتشار نوعی انرژی است. این انرژی اگر مثبت  باشد ، شما یک اتفاق مثبت را در زندگی خود تجربه میکنید و اگر منفی باشد ، قطعا کیفیت اتفاقات زندگی شما منفی و ناخوشایند خواهد بود.

 

 

به یادداشته باشید که افکاری که از سر شما میگذرند، نوعی انرژی هستند. به چه فکر میکنید؟ مثبت یا منفی ؟ تمام این افکار ، روی کیفیت اتفاقات زندگی آینده شما تاثیر میگذارد.

 

 

چه احساسی دارید؟ احساس مثبت یا منیفی ؟ این احساسات شما چه خوب وچه بد ، همگی در کیفیت اتفاقات زندگی شما نقش خواهند داشت.

 

 

اگر میخواهی به خواسته ها و آرزوهایت دست پیداکنی ، بدون در نظر گرفتن اینکه الان درچه جایگاه و موقعیتی قرار داردی ، فقط و فقط به خواسته های قشنگت فکر کن.به آرزوهایت فکرکن. همین الان که این مطالب را میخوانی یک لحظه به هر آنچه که دوست داری داشته باشی فکرکن. گفتن این جمله که : ای بابا مگر میشود ؟ و یا اینکه امکان ندارد! و یا اینکه اصلا با عقل جور در نمی آید! کافیست که شما را نا امید کرده و از خواسته هایتان فرسنگ ها دور بشوید. اصلا خرجی ندارد، فقط تصور کنید.درخیال خود به آنچه که دوست دارید برسید و باشید فکر کنید.این دیگر دست خودتان است . ربطی به کسی ندارد. شما نمیتوانید بگویید که دیگران یا اطرافیان من نگذاشتند من فکر کنم. شما در هر حالتی قادر هستید که فکر کنید.پس لطفا هیچ بهانه ای نیاورید و فقط به خواسته هایتان فکرکنید.این افکار شما بخاطر داشتن انرژی مثبت ، به معادل خودش که نوعی احساس خوب ومثبت است تبدیل میشود.احساس مثبت و خوب شما ، باعث میشود که بتوانید بهتر ارتباط برقرار کنید و انگیزه بیشتری داشته باشید.براحتی از فاز نا امیدی خارج میشوید.





قدرت خیال

شاید خیلی ها بدرستی از قدرت تصور و خیال آگاه نباشند.

شاید به خاطر این جمله طعنه آمیز باشد که خیلی از اوقات شنیده یا به دیگران گفته ایم : خیال میکنی !

هروقت این جمله را بکار برده یا شنیده ایم ، به این معنی اندیشده ایم که این حرف یا عمل کاملا احمقانه است و هیچ امیدی در آن نیست .

اما حقیقت ماجرا چنین نیست. خیال و تصور قدرت فوق العاده و معجزه آسایی دارند.

 

 

تمام اختراعات و اکتشافات بشری بر اثر همین خیال باقی های به ظاهر ابلهانه بوده است. هر اتفاقی اعم از کوچک یا بزرگ ، ابتدا در فکر ما بصورت یک خیال خام بوده است.

 

 

ابتدا باید بصورت تصور و و درقالب خیال ، آرزوها و خواسته های خود را تجسم کنیم.

سپس بصورت اتوماتیک و غیر ارادی ، این تصور و خیال شکل واقعی به خود میگیرد. این یک فرایند بسیار پیچیده و مرموز است که خداوند مهربان در وجود ما نهاده است.

 

 

اگر کمی به گذشته خود دقت کنید به یاد خواهید آورد که هر آنچه که آرزوی داشتن و بدست آوردنش را داشته اید ،  ابتدا بصورت یک خیال و تصور خام در ذهن شما شکل گرفته است.

 

 

مهم نیست که این تصور ماهیتی خوب یا غیر خوب داشته باشد. ذهن ما هیچ تفاوتی بین آن قائل نیست.

فقط وظیفه دارد که تصورات را به معادل فیزیکی خود تبدیل نماید و دو دستی تقدیم ما نماید.

پس بشدت خواسته ها و ارزوهای خوبتان را در ذهن خود تصور و خیال کنید.بزودی اتفاقات معجزه آسایی را شاهد خواهید بود.