احساس آرام

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

چگونه افکارمان را کنترل کنیم؟

در هر  لحظه افکار ناخواسته زیادی به ذهن ما هجوم می آورند.

گاهی اوقات به نظر می رسد که ما هیچگونه کنترلی روی آنها نداریم. درست است که ما نمی توانیم جلوی ورود ناخواسته افکار را به ذهنمان بگیریم ، اما قادر هستیم که مسیر حرکت این قطار فکری را به  نفع خودمان تغییر بدهیم. 


افکار ما به خودی خود وارد ذهن ما نمی شوند . معمولا" ما با دیدن یک صحنه ، یا شنیدن یک  گفتگو ، یا یک صدای خاص و یا صحبت در مورد یک موضوع بخصوصی ، افکاری خاصی  را وارد محوطه ذهن خود می کنیم. 

این افکار بلافاصله بعد از ورود  به ذهن ما شروع به حرکت کرده و در یک مسیر مشخص پیش میرود. مسیر این حرکت را نوع تفکرات ما که ، از جنس مثبت باشند یا منفی ، تعیین خواهند نمود.

این قطار افکار که با سرعت بسیار زیادی درحرکت هستند ، قادر به توقف نیستند. این قطار افکار هیچ گونه ترمزی ندارد که ما بتوانیم در همان نقطه آنرا متوقف نماییم و از ادامه حرکتش جلوگیری کنیم . تنها کار ممکن این است که مسیر حرکت این قطار فکری  تندرو را عوض نمائیم.

به عنوان مثال ، وقتی که یک صحنه ی منفی ( زدو خورد یا کشت و کشتار) را مشاهده میکنید ،  ناخودآگاه افکارتان به سمت و سوی احساس منفی و یاس و نا امیدی حرکت می کند ، شما بلافاصله باید با تغییر نگرش و نگاهتان از آن صحنه و توجه به مکانی دیگر یا موضوع دیگری ، این مسیر حرکتی را تغییر بدهید . به همین راحتی . یا مثلا" اگر درحال گفتگو در مورد موضوع خاصی هستید که در ادامه متوجه می شوید که درحال جذب افکار  منفی و یاس و نا امیدی  هستید ، بلافاصله باید موضع صحبت را عوض کنید یا محل گفتگو را ترک نمایید.

این کاملا" اختیاری است . اما ما اکثر اوقات بخاطر مصلحت و در نظر گرفتن برخی ملاحظات یا خجالت کشیدن از طرف مقابل ، آن گفتگوی منفی را قطع نمیکنیم و ترجیج میدهیم که در همان فضای فکری منفی باقی بمانیم ، اما طرف مقابل ما از دست ما دلخور نشود.

 

 

کاملا" مشخص است که ماندن در آن فضای ذهنی منفی و ناخوشایند ما را وارد یک مرحله جدیدی خواهد کرد که احساس منفی  نام دارد.

وقتی که ما یک احساس منفی و ناخوشایند پیدا می کنیم ، سپس باید شاهد تجربه اتفاقات و رویدادهای زندگی خود به بدترین شکل  ممکن باشیم.

 

 

در یکی از سمینارهای استاد گرانقدر دکتر علیرضا آزمندیان از ایشان در مورد اینکه چگونه مسیر منفی یک گفتگو را عوض کنیم، پرسیدم ، ایشان چنین فرمودند: 

بدون اینکه به روی طرف مقابل بیاورید ، موضوع صحبت را عوض کنید. مثلا" وقتی ایشان درحال بیان مطالب منفی و یاس آوری است  که در ادامه موجب افسردگی شما میشود ، بلافاصله و بدون مقدمه ، موضوع یک دورهمی خانوادگی یا فامیلی و یا دوستانه را که در سینزده بدر پارسال داشتید را مطرح  کنید و یا خاطره جالبی که از جشن تولد یا عروسی  یکی از دوستان یا بستگانتان داشتید و ایشان هم حضور داشتند را مطرح نمایید ،به این ترتیب ، مسیر گفتگو به سرعت  تغییر میکند. ایشان ناخواسته متوجه میشود که شما تمایلی به ادامه این گفتگو ندارید و از ادامه بحث خودداری میکند.

 

 

(من خودم بارها و بارها از این فرمول به ظاهر ساده اما کارآمد  بهره برده ام).

گاهی اوقات شما کسانی را می بینید که با خودشان حرف میزنند. آنها درواقع در حال مرور افکارشان هستند. به نوعی افکارشان را با صدای بلند بیان میکنند.

 

 

شما هم میتوانید در هر لحظه ، افکارتان را با صدای بلند بیان کنید. افکارتان را به زبان بیاورید. تا خودتان هم به خوبی آنها را بشنوید. آنها را ویرایش کنید. شما میتوانید موضوع  افکارتان را تغییر بدهید. وقتی درحال ورود به یک کانال  فکری  منفی و ناخوشایند هستید ، سریع به خودتان تلنگری بزنید و با تاکید بر اینکه شما نباید در این مسیر قرار بگیرید و حال خودتان را خراب کنید از ادامه این مسیر مخرب جلوگیری نمایید. اشراف لحظه به لحظه داشتن به افکار خودتان را بصورت یک عادت همیشگی در بیاورید. هر لحظه که یک موضوع منفی وارد ذهن شما شد و در قطار فکری شما نشسته و شروع به حرکت کرد ، بلافاصله با خودتان حرف بزنید و مثل یک دوست صمیمی و خیرخواه، به خودتان گوشزد کنید که ادامه این فکر میتواند به شما آسیب بزند . من نباید در چنین مسیر فکری قرار بگیرم. من باید همیشه بهترین نوع افکار را در سر داشته باشم. به تجربه ثابت شده که این تلنگر کوچک ، و این اشراف لحظه به  لحظه ، بر روی افکار ، میتواند ما را از ورود و ادامه ی یک مسیر فکری منفی که شاید احساسمان را بکلی خراب کند ، نجات بدهد. 

 

 

وقتی یک ارتعاش فکری منفی ، مثل حسادت یا کینه و دشمنی ، وارد ذهن شما میشود ، اگر این افکار ، ادامه پیدا کند ، موجب میشود که نوعی باور منفی در شما ایجاد بشود. باورهای منفی ، احساس منفی در شما ایجاد می کند. احساس منفی شما ، باعث میشود که برخورد و رفتارتان با اطرافیانتان ، بر اساس همان احساس و باور شکل بگیرد. رفتاری ناخوشایند و سرد که باعث میشود دیگران هم احساس و باور خوبی از شما نداشته باشند. ارتباط شما با اطرافیانتان خراب میشود و دیگران تمایلی به ادامه همکاری با شما نخواهند داشت. 

 

 

اما اگر بتوانید با اشراف لحظه به لحظه به افکارتان و جلوگیری از ادامه ی آن فکر منفی ، جلوگیری کنید ، بلافاصله یک فکر مثبت و زیبا  جایگزین آن میشود و شما را در یک احساس مثبت و آرام قرار میدهد. احساسی که در برخورد و رفتارتان شکل پیدا میکند و دیگران متوجه این حس خوب شما میشوند. اطرافیانتان دوست دارند که با شما بیشتر صحبت کنند و از ادامه همکاری با شما لذت میبرند. 

 

 

گاهی اوقات ما میخواهیم خشم و حسادت و نفرت خودمان را به نوعی از وجودمان تخلیه کنیم. با افکاری که از ذهن ما  میگذرد ، بازی میکنیم و به شاخ و برگ دادن آن می پردازیم. در ذهن خود از کسی غولی درست میکنیم و درحالی که آن غول بی حرکت و ثابت یکجا ایستاده است ما با انواع سخنان منفی و ناسزا به کوبیدن او می پردازیم. بدون اینکه وی حتی بتواند از خود دفاع نماید. چنین آدمهایی بسیار ضعیف و ناتوان هستند. آنها از بیان مستقیم نظرات و ایده های خود به طرف مقابل بیم دارند و این هراس و ناتوانی اجازه نمیدهد که رو در رو و مستقیم با ایشان صحبت کند و نظرات خود را بیان نماید. 

 

 

لذا در فکر خود شروع به دعوا و درگیری با ایشان میکند و هرچه که دلش میخواهد به او میگوید.

به نظر می رسد که ایشان خودش را تخلیه عصبی و روحی کرده است ، اما در اصل این چنین نیست. نه تنها تخلیه عصبی صورت نگرفته است بلکه با بیان این مطالب منفی ، ضمیرناخودآگاه خود را به صورت بدی برنامه ریزی کرده و احساس ناخوشایندی را درخود بوجود می آورد. این شخص در ذهن خود با طرف مقابل دعوا کرده و هرچه دلش خواسته به او گفته است. او را به شدت کوبیده و له کرده. اما در واقع چنین نیست. وقتی درواقعیت آن شخص را مشاهده میکند ، در کمال ناباوری می بیند که ایشان به هیچ عنوان صدمه ای بابت سخنان و دشنامهایش  ندیده است. دیدن این حالت در شخص مقابل ، به شدت حال ایشان را خراب تر میکند زیرا که تمام تلاشش بی نتیجه مانده است. این احساس بر احساسات منفی قبلی افزوده میشود و کینه و دشمنی ایشان دو چندان میگردد.

 

 

بخاطر همین است که گفته میشود باید افکار را کنترل نمود. به محض اینکه موضوع منفی ، وارد ذهن ما شد ، از ادامه حرکت آن جلوگیری کنیم. مثل یک دوست خوب و دلسوز ، با خودمان صحبت کنیم و حتی خود را نصیحت نمائیم . راه درست را نشان خودمان بدهیم و گوشزد کنیم که این چنین درمورد دیگران فکر کردن و حرف زدن اصلا" خوب نیست و در ادامه فقط باعث میشود که حال خودت بدتر بشود. بجای نفرت و دشمنی ، به دوستی و محبت فکر کن. دوستی و محبت ، احساسی مثبت و زیبا در تو بوجود می آورد که باعث میشود  کیفیت اتفاقات زندگی تو خوب و زیبا بشود . دیگران هم حتما" متوجه این احساس خوب شما  میشوند و به همان شکل با شما  رفتار میکنند. 

 

 

شما خودتا هستید که فکر میکنید. شما خودتان هستید که سخنان خوب یا بد را به زبان می آورید. شما باید خودتان تصمیم می گیرید که چگونه فکرکنید  . شما خودتان باید تصمیم بگیرید که چگونه صحبت کنید . دیگران شما را مجبور نمی کنند که فکر بد بکنید. دیگران حتی شما را مجبور نمیکنند که فکر کنید .دیگران کاری به سخن  گفتن شما ندارند. اگر درجایی که لازم نیست ما حرف نزنیم قطعا" به ما نخواهند گفت که ایشان لال است و قدرت سخن گفتن  ندارد. 

 

 

ما خودمان ابتدا فکر میکنیم و بعد سخنی بر مبنای آن فکر بیان میکنیم . افکار ما بر اساس باورهایمان شکل می گیرند. اگر شما باور درستی از کسی داشته باشید ، قطعا" افکار زیبایی در مورد او از ذهنتان  خواهد گذشت. افکار زیبا موجب میشود تا سخنان و کلماتی که به زبان می آورید زیبا و خوشایند باشند.

 

 

افکار و باورهای ما با نوع سخنانمان و درنهایت شخصیت و سرنوشت ما ، همیشه با هم در ارتباط هستند

 احساس مثبت یا منفی = افکار مثبت یا منفی  بوجود می آورند.

افکار مثبت یا منفی = باورهای مثبت یا منفی ( باورهای غلط یا درست ) در ما ایجاد میکند.

باورهای غلط یا درست = موجب ایجاد رفتارهای غلط یا درست میشود.

رفتار = شخصیت مثبت یا منفی ما را شکل می دهد.

شخصیت = سرنوشت انسان ها را رقم میزند. 

 

 

علت اینکه این همه به داشتن یک احساس آرام و مثبت توصیه میشود همین است. یعنی اگر شما مراقب باشید و کنترل لحظه  لحظه به افکار و رفتار و احساستان داشته باشید ، هرگز سرنوشت ناخوشایندی را تجربه نمی کنید. 

 

 

سرنوشت خوب یا بد هرکسی همین الان و توسط خودش نگاشته میشود. وقتی که اجازه نمیدهد احساسش خراب بشود و همواره افکار و باورهای زیبایی دارد، طبیعی است که سخنان خوب و مثبت و زیبایی هم به زبان خواهد آورد. در نتیجه چنین کسی شخصیت عالی و در نهایت سرنوشت خوبی را تجربه میکند.

 

 

وقتی کسی براحتی جلوی درب خانه ای یا کارگاهی ، یا روی یک پل ، اتومبیل خود را پارک می کند و بدون در نظرگرفتن حق و حقوق دیگران ، به دنبال کار خود می رود ، ایشان  با این رفتار به این باور رسیده  که اگر برای حتی چند دقیقه ، اتومبیل خود را در جای نامناسب پارک کند هیچ اشکالی ندارد. این باور اشتباه ، تفکر اشتباه دیگری را ایجاد میکند. وقتی با اعتراض کسی مواجه می شوند ، با این تفکر که مردم چقدر سخت گیر هستند و حالا مگر چه شده که این قدر ناراحت شده اید، شروع میکنند به توجیه اشتباه خود و اینکه ، سخت نگیرید من  فقط چند دقیقه رفتم و آمدم . همین. سخنان آن شخص خاطی ، نه تنها مشکل را حل نمیکند بلکه بیشتر باعث ناراحتی طرف مقابل میشود. نوع سخن گفتن این شخص خاطی ، به نوعی تصویر یک شخصیت منفی و زشت را در نظر مجسم میکند. هیج کسی از چنین آدمی خوشش نمی آید و به عنوان یک آدم بی شخصیت که رفتاری زشت و دور از فرهنگ صحیح پارک، از خود نشان داده ، نگاه میکنند.

این خیلی مهم است که ما رفتاری از خود نشان بدهیم که دیگران با دید احترام به ما نگاه کنند.

 

 

نوع رفتار و  سخن گفتن ما به دیگران می فهماند که ما دارای چه نوع تفکرات و باورهایی هستیم و درنهایت چه شخصیتی داریم.

به یادداشته باشید که فقط با شخصیت مثبت و زیبا میتوان ، کیفیت اتفاقات زندگی خود را به بهترین شکل ممکن رقم زد.

  •  

ترس از گرفتن نتیجه !

یکی از مهمترین عواملی که باعث شکست و ناکامی ما آدمها در زندگی و نرسیدن یا دیر رسیدن به خواسته هایمان میشود ، همان ترس و نگرانی از دریافت نوع نتیجه است. گاهی این نگرانی و دلهره ، آنقدر زیاد میشود که ما حتی موضوع اصلی را فراموش میکنیم و فقط درگیر آن استرس بوجود آمده و ترس از گرفتن نوع نتیجه می شویم.

 

 

اما براستی برای چه ، نوع نتیجه دریافتی باید این همه مهم باشد و در ما ایجاد ترس و نگرانی بنماید تا جایی که ممکن است بکلی وضعیت روحی و جسمانی ما را به مخاطره بی اندازد؟

 

 

پاسخ این سوال را باید در درون خودمان جستجو کنیم. ما آدمها بعد از انجام کارهایمان ، انتظار دریافت پاداش داریم. هرکسی در هر جا و مکان و هر موقعیتی که هست ، انتظار دارد بهترین نتیجه را از انجام کارهایش دریافت کند. زیرا بهترین نتیجه ، همراه با پاداش قابل قبول است. 

 

 

مثلا" من تلاش میکنم وبسایت احساس آرام را به خوبی مدیریت کنم تا با ارائه ی مطالب مفید ،  مورد استفاده عموم قرار گیرد.

 ضمن اینکه با بالا رفتن بازدید وبسایت احساس آرام ، و بدست آوردن رتبه جهانی و کشوری  مناسب ، و در ادامه ارزشمند تر شدن این وبسایت ، پاداشی است که من در ادامه ی تلاشم دریافت میکنم.


این یک طرف سکه است. سمت دیگر سکه میتواند آن باشد که من به عنوان یک نویسنده ، مطالبی را که به نظرم خوب و شاید قابل استفاده برای بعضی ها باشد ، را در هر فرصت مناسبی ، در وبسایت احساس آرام قرار میدهم تا دیگران هم ، به نوعی از افکار و داشته های ذهنی من با خبر بشوند.همانطور که مطالب دیگران میتواند برای من مفید باشد و من میخوانم، شاید مطالب من هم برای کسانی ، مفید واقع بشود. 

 

 

خوب اگر این تصور  وجود داشته باشد، دیگر من ترس و  نگرانی بابت اینکه ، وبسایت احساس آرام بازدید قابل قبول و رتبه ی کشوری یا جهانی خوبی داشته باشد یا نداشته باشد رانخواهم داشت.

 

 

اگر هدف من از نوشتن ، خدمت باشد ، دیگر نگرانی و ترس وجود نخواهد داشت. زیرا خدمت به دیگران ، آنقدر ارزشمند است و از قدرت  معنوی بالایی برخورددار است که اجازه نمی دهد هیچ ترس و دلهره و هیچ نیروی منفی در پیرامون خود حضور داشته باشد. زیرا خدمت به دیگران موجب میشود که ما از نیروهای مثبت دیگران هم بهره  مند بشویم.

 

 

با این مقدمه ای که ذکر شد کمی هم در مورد خود ترس و دلهره و نگرانی از بدست آوردن نتیجه ، صحبت میکنیم...


ترس از گرفتن نتیجه !

سرنوشتی که گره خورده است

 

سرنوشت موضوعی است که مدت های مدیدی فکر انسان را به خود مشغول کرده و هنوز هم کسانی هستند که خود را اسیر و گرفتار سرنوشت و تقدیر میدانند.  به همین خاطر از ابتکار عمل و به کار بردن کامل اراده وخواست خود خودداری میکنند و به تصور اینکه تمام اتفاقات زندگی آنها از قبل تعیین شده است از دست زدن به هرکار جدیدی  خودداری میکنند.

در این میان عده ای هم هستند که سرنوشت و تقدیر خود را به زندگی دیگران گره زده اند . یعنی اینکه گمان می کنند اگر نتوانند رضایت خاطر کامل افراد پیرامون خود را جلب نمایند دیگر از خوشبختی و داشتن یک سرنوشت خوب محروم خواهند شد.

دلیل اصلی این تفکر این است که ما فراموش میکنیم که سرنوشت و تقدیر همان کیفیت اتفاقات آینده است که قرار است در روزها و ماه ها و سالهای آتی رخ بدهند.ما به گمان اینکه سرنوشت یک پدیده جدایی از اتفاقاتی است که در زندگی ما در آینده خواهد افتاد، از دست زدن به خیلی از کارهای جدید و شروع یک زندگی زیبا و یا انجام کارهایی که میتواند مارا خوشحال و موفق نماید خودداری میکنیم.

با خود میگوییم که تقدیر این چنین بوده است. اما تقدیری درکار نیست . خداوند متعال این جهان و کائنات را قانونمند آفریده است. هرکسی بتواند این قوانین را بهتر و بیشتر اجرایی نماید ، مسلما" سود بیشتری خواهد برد و کیفیت اتفاقات زندگی اش بهتر و بهتر  میشود.

نباید خودمان را گول بزنیم. ما از انجام دادن هر کار جدیدی ترس داریم. ما از شروع مجدد می ترسیم. چون فکر میکنیم که سرنوشت ما اینگونه رقم خورده است و ما نباید در آن تغییری بوجود آوریم.

 

 

انتخاب راه با خودمان است. فردا اگر سر از بیراهه در آوردیم کسی را نمیتوانیم ملامت کنیم.کیفیت و شکل اتفاقات فردا ، یعنی سرنوشت فردای ما.کیفیت و شکل اتفاقات ماه آینده یعنی سرنوشت ما در ماه آینده. براستی دوست دارید کیفیت زندگی شما در پنج سال آینده چگونه باشد؟

دلتان می خواهد که سرنوشت شما در ده سال آینده چگونه رقم بخورد؟ کدام سرنوشت ؟ بله همان سرنوشتی که همه به آن اعتقاد دارند اما نمیدانند که این سرنوشت چیزی نیست جز همان افکار و برنامه هایی که هم اکنون برای زندگی خویش در ذهن خود ترسیم کرده اند.

براستی هم اکنون چه چیزی را برای خودتان میخواهید؟ آیا تا بحال تا این حد به خود زحمت فکرکردن به آینده و شکل وکیفیت اتفاقات آن داده اید؟

آیا قدری به خود زحمت داده اید که در مورد کیفیت اتفاقات اینده خود که بعبارتی همان سرنوشت شما را تعیین میکند ، فکر کنید و نقشه بکشید؟

گاهی ما آنقدر تنبل می شویم که حتی به خود زحمت تصور کردن نمیدهیم. تصور اتفاقات خوب و زیبا برای آینده خود...

خیلی جالب است که بعد از ماه ها و سالها و رسیدن به آن زمان معلوم ، شروع به ناله وشکایت میکنیم که چرا بعضی ها الان در موقعیت بسیار ممتازی هستند و من هنوز هم همان هستم که ده سال پیش بوده ام. درحالی که آن شخص مورد نظر ده سال پیش در موقعیت من بود!

بله ایشان ده سال پیش درموقعیت شما بودند . اما درست همان زمانی که شما وقت خود را به بطالت و فکرکردن به سرنوشت موهوم تلف میکردید ، ایشان درحال برنامه ریزی و فکر کردن و تصور به اتفاقات قشنگ و زیبایی بودند که هم اکنون به آنها رسیده اند.

کمی به خودتان زحمت بدهید و همین الان شروع کنید به فکرکردن به هر آنچه که دوست دارید یکماه بعد و یا یکسال بعد و یا ده سال بعد در اختیار داشته باشید و یا در آن موقعیت خاص قرار بگیرید.همین الان شروع کنید به تصورکردن. خیلی راحت در ذهن خود ببینید هر آنچه را که دوست دارید داشته باشید. از قدرت تصور و تخیل غافل نشوید.تصورکردن بعبارتی همان نقشه کشیدن ساده است.یک مهندس ساختمان وقتی میخواهد یک ساختمانی را بنا کند ابتدا طرحی از آن ساختمان را روی کاغذ می آورد و روی جزئیات آن کارمیکند.ابتدا یک طرح کلی دارد و سپس به جزئیات می پردازد. به ریزترین نکات می پردازد. پس از مدت زمان مشخصی یک ساختمان شیک و مورد نظر وی پدیدار میشود.

اتفاقات زندگی من و شما هم این چنین است. باید به هر آنچه که دوست داریم برسیم ابتدا با یک نظر کلی به آن نگاه کنیم. سپس جزئیات آنرا درذهن خود تصور نمائیم. ذهن ما همان دقیقا" همان کار نقشه کشی را انجام میدهد. اما بهتر است که وقتی آن طرح و ایده خود را در ذهن خود مجسم نمودیم سپس آنرا بر روی کاغذ آورده و بصورت یک طرح به آن نگاه کنیم. آنچه در ذهن ما بوجود آمده وقتی از طریق چشم ما به ذهن برسد ، ترکیبی بی نظیر ایجاد میکند که در شکل گیری آن نقشه بسیار اهمیت خواهد داشت.

درمورد نقشه و طرح خود حرف بزنید. نظر بخواهید.همینطور که درمورد آن حرف می زنید ؛ درذهن خود آنرا شکل بدهید.نگران نظرات منفی بعضی ها هم نباشید. بعضی ها عادت دارند همیشه منفی بافی کنند. شما قاطعانه به طرح و ایده خود فکرکنید. ذهن شما فقط به درخواست های شما پاسخ میدهد.

هنگام میل کردن صبحانه و ناهار و شام و هرکاری دیگر میتوانید به طرح خود فکر کنید و درذهنتان تصورکنید که آنرا دراختیاردارید.کسی متوجه نمیشودکه شما درذهن خود به چه چیزی فکر میکنید. شما با طرح و ایده و آرزوی خود معاشقه کنید و در آغوشش بکشید.حتما بزودی پاسخ این درخواست را دریافت خواهید کرد.

 


نیروی جذب

 


خیلی ساده گاهی فراموش میکنیم که ما عزیز دردانه خداوند مهربان هستیم. به همین خاطر است که گاهی هم یادمان می رود که ما سر گروه تمام موجودات و مخلوقات پروردگارمان هستیم.همین فراموشی باعث میشود که بصورت ناخودآگاه از قدرت های خاص و منحصر بفردی  که خداوند مهربان در وجود ما نهاده است غافل بشویم.قدرت هایی که اگر بدرستی شناسایی بشوند قادرند خداگونه خلق کنند.

عامل مهمی که باعث میشود ما در مورد پرداختن به توانایی های بالقوه و منحصر به فرد خود دچار فراموشی بشویم این است که ورودی های ذهن خود را کنترل نمیکنیم و به راحتی اجازه می دهیم هر تصویری با هر موضوعی ! از طریق ضمیرخودآگاه ( حواس پنجگانه ) و ارتعاشات فکری ، وارد ذهن ما بشوند.

به عبارت ساده اینکه ذهن ما ( ضمیرناخودآگاه ) قادر نیست بین موضوعات و تصاویر منفی و یا مثبت تفاوتی قایل بشود. ضمیرناخودآگاه همانگونه که از نامش هم پیداست هر آنچه را که دریافت کند به منزله یک دستور از طرف ما تلقی نموده و ملزم به انجام آن است . حال این دستور با موضوعی مخرب و ویرانگر باشد یا موضوعی سازنده و مثبت و مفید!

لذا چون ما آدمها عادت کرده ایم که هر تصویری را با هر  موضوع و گرایشی بلافاصله و بدون فیلتر کردن وارد ذهن خود بنماییم به همین خاطر معمولا در یک شرایط احساسی منفی و متزلزلی هم بسر می بریم. هرگاه احساس ما خراب و منفی باشد حتما" درحال آماده شدن برای تجربه یک اتفاق ناگوار هستیم. ضمیرناخودآگاه ما نسبت به دریافتی های خود ، احساسی متناسب با آن برایمان ایجاد میکند. احساسی که میتواند کیفیت اتفاقات زندگی ما را رقم بزند.

تمام این مقدمه چینی بخاطر این بود که بگوییم اگر مراقب ورودی های ذهن خود نشویم ، قطعا احساس بدی را تجربه میکنیم. با داشتن احساس بد و تجربه کیفیت اتفاقات زندگی بصورت بدتر ، هرگز قادر نخواهیم بود که از قدرت درون و نیروهای خدادای خود بهر ببریم.

نیروهای درونی ذهن ما زمانی آشکار می شوند که ما در یک احساس زیبا و مثبت به سر ببریم. برای همین منظور باید بشدت مراقب ورودی های ذهن خود باشیم. یک مجتمع مسکونی یا اداری در قسمت ورودی خود نگهبان دارد و هرکسی نمیتواند وارد این ساختمان ها بشود. چون ممکن است افراد ناشناسی وارد این ساختمان ها شده و ایجاد نا امنی بنمایند. وقتی یک ساختمان و مجتمع ورودی دارد و نگهبان ، ذهن ما چگونه میتواند بدون نگهبان و ورودی باشد؟

اما مغز ما مانند آن ساختمان نیست . ورودی هایش نگهبان خاصی ندارد. شما هرچه چیزی را که بخواهید میتوانید ببینید و یا هر صدایی را بشنوید. شما میتوانید هر چیزی را لمس کنید.این بستگی به خودتان دارد. در واقع نگهبان ذهن ما خودمان هستیم. تصمیمی که میگیریم که ایا این تصویر را ببینیم یا این صدا را بشنویم یا نه؟

تصمیم و نگرش ما نگهبان ورودی های ذهن ماست. تا ما دارای یک نگرش و تفکر مثبت و درست نباشیم نمیتوانیم خود را متقاعد کنیم که نباید هر تصویر و یا هر ویدیو و یا هر صدایی را بشنویم. تا ما این آگاهی را نداشته باشیم که دیدن و شنیدن هر چیزی برای ما خوب نیست و ممکن است به ما صدمه بزند، هرگز قادر نخواهیم بود که جلوی آنرا بگیریم. پس همیشه باید به یادداشته باشیم که ما اجازه نداریم هر تصویر و صدایی را بشونیم.وقتی به این باور و نگرش رسیدیم بصورت خودکار ، از دیدن و شنیدن موضوعات منفی دوری خواهیم کرد.

گاهی نزد ما سخنانی منفی بیان میشود. این در اختیار و میل ماست که آنجا بمانیم و گوش بسپاریم یا اینکه آنجا را ترک کنیم.

یا اینکه تماشای کلیپ و یا فیلمی به ما پیشنهاد میشود که میتواند به احساسات و روحیه ما صدمه وارد کند ؛ اینجا دیگر این تصمیم و باور خود ماست که به ما می گوید که آن فیلم را تماشا کنیم یا نه؟

پس همیشه باید به یاد داشته باشیم برای فعال کردن قدرت های درونی خود ، باید ورودی های ضمیرخودآگاه ( حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری ) خود را بدقت تحت کنترل داشته باشیم. تا همواره موضوعات مفید و مثبتی از ضمیرخودآگاه ما وارد ضمیرناخودآگاه بشوند و دستورات مفید خود ، احساس مثبت و زیبایی درما ایجاد نمایند. در ادامه ی ایجاد یک احساس مفید و مثبت ، ما اتفاقات زندگی خود را با بالاترین کیفیت تجربه میکنیم.

معجزه کجاست؟ معجزه همان جایی است که ما میتوانیم با استفاده از قدرت های درونی خود ، کارهایمان را به بهترین شکل ممکن انجام بدهیم. میتوانیم به خواسته های دور از ذهنمان برسیم. تمام این اتفاقات زمانی عملی خواهند شد که ما بتوانیم بشدت مراقب ورودی های ذهن خود باشیم.

هر تصویری را نگاه نکنید و هر صدایی را نشنوید و هر سخنی را به زبان نیاورید....و در آخر هر فکری را وارد ذهن خود نکنید.


 


فرمول رسیدن به آرزوها ..قسمت دوم


اصلا نگران این نباش که الان درچه وضعیت و شرایطی هستی. شرایط و داشته های تو درحال حاضر ، فقط مربوط به سخنان و افکار و احساسات و باورهای تو درگذشته تو بوده است. شما هم اکنون با وارد شدن در این سایت ، عملا تصمیم گرفته اید که تغییرکنید و قطعا" تغییر می کنید. از همین الان به خواسته ها و آرزوهای خود در آینده فکر کنید. میدانم . درست وقتی که درحال فکر کردن به خواسته ها و آرزوهایتان هستید ، ندایی در درون شما می گوید: ای بابا مگر میشود؟ این حرفها فقط شعار است.اما به این گفته های درونی توجه نکنید.شما به افکار خودتان ادامه بدهید.زیرا همین افکار را درگذشته داشته اید که الان در این جایگاه وموقعیت قراردارید. اصلا به دیگران نگاه نکنید. دیگران چه شرایطی دارند. دیگران چه دارند و چه ندارند. فقط  روی خودتان تمرکز کنید.

 

 

به یاد داشته باشید که برای رسیدن به خواسته هایتان نیاز به زمان دارید.اصلا عجله و شتاب نکنید. تمام کائنات با هوشمندی تمام و درکمال آرامش به کار خود مشغول هستند.شما هم جزئی از این کائنات عالم هستید.پس سعی نکنید که خودتان را متقاعد نمایید که باید به یکباره به خواسته ها و آرزوهایتان برسید.

 

 

درست است که برای کائنات مقدار و اندازه مهم نیست ، اما شما برای شروع خواسته ها و آرزوهایتان را معقول انتخاب کنید. مثلا اگر به یک اتومبیل فکر میکنید، و شرایط و موقعیت مالی شما زیاد قوی نیست ، به یک اتومبیل معمولی و ارزان قیمت فکر کنید.وقتی در شروع کار و به کار بردن افکارتان ، شما معقول فکرکنید و آرزو نمایید ، ضمیر خودآگاه و ضمیرناخودآگاه شما دچار تناقض نمیشود.اما اگر به یکباره به یک اتومبیل فوق العاده گران قیمت فکرکنید و آرزو نمایید ، ضمیر خودآگاه شما که شامل حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری شماست، شما را دچار تناقض کرده و با یک سرخوردگی سخت مواجه خواهید شد. و  این همان احساسی است که معمولا" به افراد دست میدهد در زمانی که قصد دارند به آرزوهای خود فکرکنند.

 

 

برای اینکه در درون خودتان ، دچار سرخوردگی نشوید به آرزوها وخواسته هایتان بصورت معقول نگاه کنید. برای شروع این عالی است. اما در آینده وقتی که شما به خواسته های کوچک رسیدید آنگاه آنچنان اعتماد به نفسی پیدا میکنید که توانایی بزرگ کردن آرزوها و خواسته هایتان را خواهید داشت. نگران خواسته ها و آرزوهای بزرگ خود نباشید. از آرزوها وخواسته های  کوچک شروع نمایید و آنها را بزرگ کنید.

 

 

شما راهی را شروع کرده اید که انتهایش همان خواسته ها و آرزوهای شیرین شماست.فقط به یاد داشته باشید که شما اکنون تصمیم گرفته اید که تغییر کنید. مطمئن باشید که زندگی و شرایط آینده شما به گونه ای زیباتر و شگفت انگیزتر خواهد بود.

 

 

به یاد داشته باشید که شما  تبدیل به همان چیزی میشوید که الان به آن فکر میکنید و درموردش سخن می گویید.این فرایند نیاز به زمان دارد.اصلا شتاب نکنید.با حوصله و آرامش فقط به خواسته هایتان فکرکنید. در ذهن خود تصور کنید که به آن خواسته و آرزوی خود رسیده اید. نیازی نیست که این خواسته و آرزوی خود را با دیگران در میان بگذارید.ممکن است شما با یک فرد منفی باف مواجه بشوید و با سخنان نا امید کننده اش شما را از ادامه مسیر نا امید نماید. افکار و آرزوهای خود را فقط در ذهن خود داشته باشید و آنرا بر روی یک کاغذ سفید بنویسید و صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب و شب ها قبل از رفتن به بستر خواب ، آنرا یکبار مطالعه نمایید.