close
دانلود آهنگ جدید
اندیشه ،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

تصمیمات عجولانه

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی !

اگر با کمی دقت به این ضرب المثل توجه کنیم خواهیم دید که در این جمله از دو کلمه غوره و حلوا استفاده شده است.همه ما به خوبی میدانیم که حلوا یک خوراکی شیرین است و غوره یک  خوردنی ترش مزه می باشد. از نظر محتوایی و طعم و شکل ، این دو  هیچ شباهتی با هم ندارند، اما چگونه میشود که با کمی تامل و شکیبایی ، غوره ترش تبدیل به حلوای شیرین میشود؟

همانطور که میدانید غوره اگر مدتی بماند تبدیل به انگور و سپس  کشمش خواهد شد و کشمش شیرین است و میتوان از آن در ساخت حلوا استفاده کرد. اما این غوره نیاز به زمان دارد. باید یک مدت زمان خاصی را طی کند تا تبدیل به انگور و  کشمش بشود. در این ضرب المثل ، سعی شده ارتباط و تاثیر صبر و شکیبایی را در دگرگونی اتفاقات زندگی ، نشان داده بشود.

شاید بتوان اتفاقات و حوادث زندگی را ،  که به نظر می رسد  گاهی ناخواسته برای ما رخ میدهند ، به همان غوره تشبیه نمود. و اتفاقات خوب و خوشایند را به حلوا تعبیر کرد. اتفاقات به ظاهر ناخوشایند و نامیمون ، اگر با  صبر و شکیبایی همراه باشد ، میتواند دگرگون شده ،و تغییر ماهیت بدهد. 

تصمیمات عجولانه که گاهی آدمها بر اثر خشم و عصبانیت مرتکب آن میشوند پیامدهای ناخوشایندی در پی دارد. پیامدهایی که گاهی ممکن است اصلا" قابل جبران نباشد. هنگام عصبانیت و خشم ، عقده های درونی و پنهان آدمها ، خودشان را به یکباره نشان میدهند و درخواست پاسخ میکنند. عقده هایی که ممکن است سالیان سال همراه یک آدم با وی زندگی کرده باشد ، در هنگام خشم و عصبانیت خودش را نشان میدهد و با ایجاد احساسی خاص ، فرمانی خاص را در مغز ایجاد میکند.

همانگونه که میدانید در هنگام خشم و عصبانیت ، مغز توانایی پرداختن به قسمت های مثبت و به عبارتی دیدن نیمه پر لیوان را ندارد.( آینده کاملا" نامعلوم به نظر می رسد) چون فقط به دفاع و یا حمله می پردازد. عقده های روانی که سالیان سال همراه آدمها باقی مانده ، در زمان خشم و عصبانیت ، بهترین مجال را برای نشان دادن خود ، پیدا میکند. این عقده ها ، به سرعت میخواهند تخلیه بشوند و برای تخلیه شدن آنها ، نیاز به تصمیمات تند و تیز و عجولانه هست که اصلا" اندیشه و تدبیر و آینده نگری ، هیچ نقشی در آن ندارند.

بدترین قسمت داستان زمانی است که آدمها تصمیمات عجولانه را  از روی خشم و نفرت  اتخاذ میکنند و بعد از مدتی عواقب ناخوشایند آن را خودشان و اطرافیانشان مشاهده می نمایند. این عواقب گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. فقط در آن لحظه است که آدمها کمی و آن هم به مدت خیلی کوتاه ، احساس آرامش موقتی میکنند که آن هم بخاطر تخلیه سریع  عقده های جامانده از  زمان گذشته می باشد. درحالی که بعد از مدت  بسیار کوتاهی ، شاید چند ثانیه یا چند دقیقه ، دوباره همان احساس سابق به شخص دست می دهد. به عبارتی این عقده ها مانند یک تکه کش هستند که ظاهرا" از مغز به بیرون پرتاب میشوند اما دوباره با سرعت به درون مغز بازگشت میکنند.زیرا این عقده ها ریشه در احساسات و باورهای  ما دارند و به این راحتی ها  جدا نخواهند شد.

همیشه  به یاد داشته باشید که شرایطی که  شما در حال حاضر در آن به سر می برید ،  ارتباط مستقیمی با کیفیت اتفاقات زندگی شما در گذشته دارند.اگر شما درحال حاضر در یک موقعیت نامناسب قرار گرفته اید (که ممکن است این فقط احساس و نظر شخصی شما باشد ، درحالی که در اصل چنین چیزی نباشد) قطعا" این شرایط به ظاهر ناخوشایند نتیجه افکار و احساسات شما در گذشته بوده است. همیشه ارتباط بین شرایط و موقعیت فعلی خود را با واقعیت های موجود در زندگی اتان را در نظر داشته باشید. توقعات و خواسته های شما در موقعیت فعلی اتان ، باید بر اساس اندوخته های گذشته اتان باشد. اگر در گذشته درحساب بانکی خودتان مبلغ یک میلیون تومان پس انداز نموده اید ، اکنون انتظار برداشت دو میلیون تومان از آن حساب ، نابخردانه خواهد بود. شما نمیتوانید بیشتر از آنچه که اندوخته اید دریافت و یا برداشت کنید.به نظر شما اگر در این شرایط شما به بانک مراجعه نموده و درخواست دو میلیون تومان پول کنید ، و کارمند بانک به شما این مبلغ را ندهد ، شما ناراحت و دلخور خواهید شد؟ آیا شما میتوانید عصبانی شده و با خشم از وی بخواهید تا حق شما را به شما پرداخت کند؟ قطعا" این کار کاملا" غیر منطقی و غیر عقلانی است.  موقعیت فعلی شما نتیجه تلاش و کوشش و پس اندازی است که درگذشته انجام داده اید. اگر همیشه ارتباط بین این دو را در نظر داشته باشید هرگز دچار عقده حقارت و خودکم بینی که در ادامه به خشم و عصبانیت منجر میشود نخواهیدشد.

گاهی اوقات ما درخواستمان بیشتر از میزان پس اندازمان است. در زندگی گاهی اتفاق می افتد که ما بیشتر از آن چیزی که سزاوارش هستیم درخواست میکنیم و توقع داریم . دیگران در این هنگام مقابل ما خواهند ایستاد. زیرا آنها هم به نظر خودشان این طور خواهد رسید که ما درحال زیاده خواهی و احیانا" حقه بازی هستیم. به همین خاطر همیشه خواسته هایتان را با شرایط فعلی خود بسنجید و بعد از اینکه این دو را باهم مطابقت نمودید ، اگر به نظرتان عقلانی بود به زبان بیاورید. توقعات بی جا باعث میشود که دیگران نگاهشان نسبت به ما عوض  بشود. دیگر اعتمادشان از دست خواهد رفت. سرویس دهی به ما را قطع میکنند و ما بخاطر این عدم دریافت ها ، خشمگین شده و ممکن است از کوره در برویم و تصمیمات عجولانه بگیریم که گاهی اصلا" قابل جبران نیستند. 

تصور و باور اینکه دیگران در حال سو استفاده از ما هستند و میخواهند سر ما کلاه بگذارند و یا اینکه با این روش که در پیش رو هست ، ممکن است حق من ضایع بشود، نگاه و باور منفی در خود ایجاد میکنیم. به یادداشته باشید که این جهان ، کاملا هوشمند آفریده شده است. هر آنچه برای شما اتفاق می افتد نتیجه افکار و سخنان و احساسات خودتان است. هیچ پیش آمدی در این جهان ، اتفاقی و از روی شانس نیست.قانونمندی های این جهان به قدری ظریف و دقیق هستند که به اصطلاح مو لای درزش نمی رود. 

واقع بین بودن در زندگی ، کمک میکند تا ما نگاه مثبت و بهتری نسبت به اطرافیانمان داشته باشیم. گاهی اوقات ما ساده لوحانه خود را فریب می دهیم. فریب رفتار و سخنان کسانی را میخوریم که باور و استنباط غلطی از آنها داشته ایم.واقع بین بودن  ، به ما کمک میکند تا بتوانیم بین سخنان و رفتار دیگران ، تمایز قایل بشویم و از برداشت های اشتباه جلوگیری  کنیم. مثلا بعضی ها عادت دارند در سخنان خود از کلمه " عزیزم " استفاده کنند.آنهم برای همه ! و در مقابل بعضی ها ،استفاده از این واژه را فقط برای اشخاص درجه یک به کار می برند و تعریف خاصی برای آن دارند. خوب وقتی کسی با این تفکر و باور ، با این واژه روبرو بشود ، چه فکری خواهد کرد. قطعا" به نظرش خواهد رسید که آن شخص حتما" از روی علاقه و عشق خاصی این واژه را به کار برده است. درحالی که این کلمه برای آن شخص کاملا" معمولی و عادی است و بدون منظور به کار برده میشود. 

در بعضی از فیلمها و سریال های تلوزیونی حتما" دیده اید که خانمی بدون منظور به آقایی گفته ، عزیزم ! و آن آقا تصور کرده که آن خانم عاشق و دلباخته وی شده است. خوب کسی که چنین نگاه و باوری نسبت به این کلمه دارد ، قطعا" برداشت خاص خودش را خواهد کرد. (در فیلم به یاد ماندنی دختر شیرنی فروش،  خانم خیاط به آقای مراجعه کننده می گوید عزیزم ! و ایشان ذوق زده شده و فکر میکند که ایشان از وی خوشش آمده است و دلباخته ایشان است چون !...به من گفت : عزیزم...

ما باید مراقب باشیم که برداشت هایمان درست و منطقی باشد. یک برداشت اشتباه میتواند باور ما را نسبت به شخصی عوض کند. 

حد و حدود خود را باید شناخت و بر اساس آن چهارچوب رفتار نمود و سخن گفت.درخواست ها و تقاضاهای ما باید بر اساس میزان داشته ها و اندوخته های سابق ما باشد. توقع بی مورد و بی جا میتواند احساس حقارت و خود کم بینی را در آدمها زنده کند. عقده های خفته در درون آدمها ، میتواند در زمان خشم و عصبانیت خود را نشان داده و باعث بشوند ما تصمیمات نابجایی بگیریم. 

همیشه خونسرد و آرام باشید. در بدترین شرایط و سخت ترین لحظات ، اشراف لحظه به لحظه خود داشتن ، موجب میشود که ما از اتخاذ تصمیمات عجولانه خودداری نماییم. 

در هنگام عصبانیت اصلا" به فکر  اینکه درحال از دست دادن چه چیزی هستید نباشید.اصلا" به این موضوع فکر نکنید که درحال کلاه گذاشتن بر سر شما هستند.

چون در موقع خشم و عصبانیت ، دقیقا" همین افکار و باورها به سراغ شما می آیند. شما تصور میکنید که همه میخواهند درحق شما اجحاف نمایند. همه میخواهند به نوعی از شما عبور کنند. این افکار کمک میکند تا خشم و عصبانیت ما بیشتر شده و تصمیمات بدتری بگیریم.

به خود اجازه بدهید که آن قسمت از زمان ، که درحال سپری کردنش هستید ، بگذرد. بعد از گذشت آن قسمت منفی در زندگی خود، متوجه خواهید شد که نه حقه ای در کار بوده و نه اینکه کسی میخواسته سر شما کلا بگذارد. در هنگام آرامش بهتر میتوان اندیشه نمود. با اندیشه درست و آرام، شما متیوانید تمامی جوانب یک پیش آمد را بررسی کرده و بهترین و درست ترین تصمیم را بگیرید حتی در شرایطی که ممکن است واقعا حق شما ضایع شده باشد.

همیشه احساس آرامی داشته باشید.


شانس و اقبال

 

عملا چیزی بنام شانس و اقبال وجود نداد.

اما وقتی که تلاش و کوشش ما به حد کافی رسید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی ما به گونه ای زیبا و دلجسب میشود که نام آنرا شانس و اقبال می گذاریم.درحالی که این شانس نیست.

بعبارتی میتوان شانس را تصادف نامید.اتفاقی تصادفی که ما خودمان از قبل هیچ انتظاری برای دریافت آن نداریم.

اما اتفاقات زندگی ما هیچ کدام تصادفی نیستند.هیچ اتفاق دعوت نشده ای به سراغ شمانخواهد آمد.

هر اتفاق و پیشامدی از قبل توسط شما ، درخواست شده است.چگونه ؟

با افکارتان. حالا می پرسید که افکار من چگونه ایجادمیشوند؟ افکار شما با سخنانی که به زبان می آورید و چیزهایی راکه می شنوید و چیزهایی که می بینید ایجاد میشود.

پس بشدت مراقب آنچه که می بینید و می شنوید باشید.شنیده ها و گفته های ما افکار ما را شکل می دهند.

گاهی هم افکار بصورت ناخواسته وارد ذهن مامیشوند.اشکالی ندارد ما گاهی هیچ کنترلی روی افکارخود نداریم.اما میتوانیم مسیر افکار قبلی را قطع نموده و افکار جدید را جایگزین آن نماییم.به این وسیله ما قادر خواهیم بود که افکارمان را کنترل کنیم و به احساسات زیبایی دست پیدا کنیم.

کسانی که چیزهای خوب میبینند و مثبت اندیش هستند و چیزهای خوب می شنوند و چیزهای خوب و مثبت به زبان می آورند ، همواره افکاری سالم ومثبت دارند.این افکار هیچ ارتباطی به شانس ندارند.زیرا با دیدن و شنیدن زیبا بوجود آمده اند.دیدن و شنیدن و سخن گفتن ارادی هستند و مربوط به ضمیر خودآگاه مامیشوند.وقتی که افکاری مثبت و زیبا بوجود آمد آنگاه ما شاهد داشتن یک احساس خوب و مثبت خواهیم بود.

بوجود آمدن این احساسات هم اصلا ربطی به شانس و اقبال ندارد.زیرا با افکار خوب بوجود آمده است.احساسات ما با ارتباط پیچیده و دقیقی که با کائنات دارند ، قادرند که روی کیفیت اتفاقات زندگی ما تاثیر بگذارند.اگر میخوهید کیفیت اتفاقات زندگی شما همواره رضایت بخش و زیبا باشد ، همیشه خوب سخن بگویید و خوب بشنوید.یعنی چیزهای خوبی بشنوید.چیزهای خوبی ببینید تا افکاری مثبت در ذهن شما ایجاد بشود.

این افکارمثبت هستند که قادرند احساسات زیبایی را درشما ایجاد نمایند.اگر بتوانید احساس خوبی را درخود پدید بیاورید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی شما همان میشود که انتظار دارید.تمام این اتفاقات و فرایند را بعضی به غلط به اسم شانس و اقبال میگذارند.