close
تبلیغات در اینترنت
احساس
پربازدیدترین ها آخرین ها پیشنهادی

احساس شکرگزاری موجب افزایش نعمت میشود.

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند...کفر ،نعمت ازکفت بیرون کند

این ضرب المثل قدیمی اسراری فروان در دل خود نهفته دارد.براستی که شکرگزاری و قدردانی از نعمت های الهی موجب میشود که ما هرچه بیشتر از آن نعمت های زیبا بهرهمند بشویم.

اما سوال اینجاست که چگونه شکرگزاری باعث افزایش نعمت میشود؟

بازهم ناچارم که به ضمیرناخودآگاه اشاره کنم. همان چراغ جادوی درونمان.درواقع هر آنچه راکه ما به زبان می آوریم وقتی باتکرار همراه میشود به نوعی دارای احساس میشود.همانگونه که در موضوعات قبل اشاره شد، هر تفکری که با احساس همراه بشود، آنگاه تبدیل به معادل فیزیکی خودش  خواهد شد.پس حس شکر گزاری درواقع این پیام را به ضمیرناخودآگاه که مقر فرماندهی کل ذهن ما است میدهدکه این شخص که درحال شکرگزاری میباشد در رفاه و آسایش فراوان به سر می برد.ضمیرناخودآگاه و کائنات موظف هستند که هرچیزی را که دریافت میکنند معادل آنرا ، به بهترین صورت و کامل ترین شکل آن ، بازگردانند.

وقتی که من وشما شروع به قدردانی و تشکر بابت نعمت هایی  که در اختیارمان است میکنیم ، ضمیرناخودآگاه ما که بسیار ساده لوح و زود باور است اینگونه باور میکند که ما در شرایط ایده آل و فوق العاده خوبی به سر می بریم که اینگونه درحال برشمردن نعمت های موجود در اختیارمان را میکنیم.لذا طبق قانون جذب دقیقا" معادل همان ها را به ما باز میگرداند.اما به شکلی بهتر و زیباتر.

حال آنکه اگر ناشکری و ناسبپاسی کنیم،ضمیرناخودآگاه که با کائنات در ارتباط است، اینگونه برداشت میکند که این شخص در کمال نداری و فقر به سر می برد.لذا با ارتباطی که با کائنات برقرار میکند شرایط فقر ونداری را نصیب آن شخص ناسپاس میکند.چون ضمیر ناخودآگاه ما هر آنچه را که دریافت کند بدون چون وچرا ،معادلش را به شخص باز میگرداند.

حس شکر گزاری و قدردانی در میان ما هم صادق است.مثلا" وقتی که ما بابت چیزی از کسی تشکر و قدردانی میکنیم، انگار که آن شخص از این قدردانی و تشکر ما احساس خوشحالی میکند و لذتی به او دست میدهد که مدام دوست دارد آنرا تکرار کند.

برعکس .زمانی که شما هدیه ای به کسی می دهید و او اصلا توجهی نمی کند و حتی یک تشکر خشک وخالی هم انجام نمیدهد ، یک احساس منفی و ناخوشایندی درشما ایجاد میشود. احساسی که اصلا تمایل ندارید آنرا تکرار کنید.تشکر و ناسپاسی هردوی آنها ، به یک میزان نوعی احساس مثبت یا منفی را در آدمی ایجاد میکند.همان احساس منفی و یا مثبت است که باعث میشود دیگران مشتاق تکرار آن خوبی بشوند یا اینکه برای همیشه ازکرده خود پشیمان شوند.

 

 

ضمیرناخودآگاه یا همان غول چراغ جادوی درون ما ، جایی است که خداوند مهربان قدرت بینهایت خود را به مهربانی تمام و به رایگان در اختیار تمامی انسانها قرارداده است.همانگونه که چراغ جادو را میتوان با لمس کردن، به خارج کردن غول چراغ ،واداشت ، ضمیرناخودآگاه ما هم این گونه است.اگر بتوانیم آنرا از پوسته خود خارج سازیم ، آنگاه اتفاقات شگفت انگیزی رخ خواهد داد که بسیار جالب تر از عمل غول چراغ جادو خواهد بود.ضمیرناخودآگاه ما باید یه یکسری اطلاعاتی درمورد خواسته و هدف ما دست پیدا کند. این اطلاعات از طریق ضمیرخودآگاه یا همان حواس پنجگانه ما و ارتعاشات فکری که در هر لحظه از ذهن ما می گذرد ، به دستش می رسد.

به یادداشته باشید هر چیزی که ما می بینیم و می شنویم و لمس میکنیم و حتی حس بویایی وچشایی ما، همه وهمه ، بصورت فرمان هایی خوب یا بد ،زیبا یا نازیبا، مورد دلخواه و رضایت یا نارضایتی، به ضمیر ناخودآگاه ما انتقال پیدا میکند.بدون کوچکترین کم یا زیاد شدن.پس به شدت باید مراقب آنچه که می بینیم و یا می شنویم و هر آنچه که بزبان می آوریم باشیم.زیرا تک اینها فرمانهایی هستند که بزودی به ضمیرناخودآگاه می رسد و خوراک او را تشکیل میدهد.


گاهی اوقات پیش می آید که مثلا "با دیدن صحنه ای دلخراش و یا شنیدن موزیکی غمگین و یا سخن گفتن درمورد موضوعی ناراحت کننده ، حال ما خراب میشود.احساس خوبی نداریم .این دقیقا همان اتفاقی است که رخ میدهد.ضمیرناخودآگاه هر آنچه را که دریافت میکند، بصورت ناخواسته وناآگاهانه و غیرارادی ، تبدیل به معادل فیزیکی خود میکند.اصلا برای ضمیرناخودآگاه مهم نیست که این دریافتی ها از طرف چه کسی است و چه محتوا و مضمونی دارد.اوناخواسته فرمان برداری میکند.ضمیرناخودآگاه با دریافت هر آنچه که ما از طریق حرف زدن و یا دیدن و شنیدن به او میدهیم ، با ارتباط پیچیده ای که با کائنات عالم دارد،آنرا ذخیره نموده و ضمن اینکه یک کپی از آن تصویر را در بایگانی خود نگهداری میکند، اصل آنرا به کائنات ارسال مینماید.

همانگونه که از قول استاد ارجمند جناب آقای دکتر علیرضا آزمندیان،بنیانگذار تکنولوژی فکر در ایران ، گفتم، تعریف کائنات را اینگونه بیان میکنند: تمام عالم هستی به غیر از وجود نازنین خداوند مهربان و شما ، تشکیل کائنات را میدهد.یعنی به غیر از خدا و شخص شما همه چیز درگروه و زیر مجموعه کائنات محسوب میشوند.به عبارتی وقتی که شما بتوانید با ضمیرناخودآگاه خود ارتباط برقرارکنید، آنگاه تمام هستی در اختیار شما قرار خوهد گرفت تا شما به خواسته خود برسید.

بقیه مطالب را لطفا در ادامه ملاحظه بفرمایید.

 

 

عملا چیزی بنام شانس و اقبال وجود نداد.

اما وقتی که تلاش و کوشش ما به حد کافی رسید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی ما به گونه ای زیبا و دلجسب میشود که نام آنرا شانس و اقبال می گذاریم.درحالی که این شانس نیست.

بعبارتی میتوان شانس را تصادف نامید.اتفاقی تصادفی که ما خودمان از قبل هیچ انتظاری برای دریافت آن نداریم.

اما اتفاقات زندگی ما هیچ کدام تصادفی نیستند.هیچ اتفاق دعوت نشده ای به سراغ شمانخواهد آمد.

هر اتفاق و پیشامدی از قبل توسط شما ، درخواست شده است.چگونه ؟

با افکارتان. حالا می پرسید که افکار من چگونه ایجادمیشوند؟ افکار شما با سخنانی که به زبان می آورید و چیزهایی راکه می شنوید و چیزهایی که می بینید ایجاد میشود.

پس بشدت مراقب آنچه که می بینید و می شنوید باشید.شنیده ها و گفته های ما افکار ما را شکل می دهند.

گاهی هم افکار بصورت ناخواسته وارد ذهن مامیشوند.اشکالی ندارد ما گاهی هیچ کنترلی روی افکارخود نداریم.اما میتوانیم مسیر افکار قبلی را قطع نموده و افکار جدید را جایگزین آن نماییم.به این وسیله ما قادر خواهیم بود که افکارمان را کنترل کنیم و به احساسات زیبایی دست پیدا کنیم.

کسانی که چیزهای خوب میبینند و مثبت اندیش هستند و چیزهای خوب می شنوند و چیزهای خوب و مثبت به زبان می آورند ، همواره افکاری سالم ومثبت دارند.این افکار هیچ ارتباطی به شانس ندارند.زیرا با دیدن و شنیدن زیبا بوجود آمده اند.دیدن و شنیدن و سخن گفتن ارادی هستند و مربوط به ضمیر خودآگاه مامیشوند.وقتی که افکاری مثبت و زیبا بوجود آمد آنگاه ما شاهد داشتن یک احساس خوب و مثبت خواهیم بود.

بوجود آمدن این احساسات هم اصلا ربطی به شانس و اقبال ندارد.زیرا با افکار خوب بوجود آمده است.احساسات ما با ارتباط پیچیده و دقیقی که با کائنات دارند ، قادرند که روی کیفیت اتفاقات زندگی ما تاثیر بگذارند.اگر میخوهید کیفیت اتفاقات زندگی شما همواره رضایت بخش و زیبا باشد ، همیشه خوب سخن بگویید و خوب بشنوید.یعنی چیزهای خوبی بشنوید.چیزهای خوبی ببینید تا افکاری مثبت در ذهن شما ایجاد بشود.

این افکارمثبت هستند که قادرند احساسات زیبایی را درشما ایجاد نمایند.اگر بتوانید احساس خوبی را درخود پدید بیاورید آنگاه کیفیت اتفاقات زندگی شما همان میشود که انتظار دارید.تمام این اتفاقات و فرایند را بعضی به غلط به اسم شانس و اقبال میگذارند.

 

افکار و احساسات ما نقش مهمی در تعیین سرنوشت ما دارند.زیرا که افکار و احساسات مثبت یا منفی ما میتوانند کیفیت اتفاقات زندگی ما را عوض کنند.

این همه تاکید شده برای مثبت اندیشی فقط بخاطر این است که افکارمثبت و زیبا ، مقدمه ای برای ایجاد یک احساس زیبا و مثبت هستند.

احساسات خوب ما قادر هستند با ارتباط پیچیده و تنگاتنگی که با  کائنات عالم دارند، روی کیفیت اتفاقات زندگی ما تاثیر بگذارند. هروقت که احساس بدی دارید سعی کنید کاری را انجام ندهید ، چون قطعا" آن کار به بدترین شکل ممکن تمام خواهد شد.احساسات ما نقش موثر و تعیین کننده ای در کیفیت حوادث و اتفاقات و رویدادهای زندگی مادارند. ما اتفاقات زندگی امان را به همان صورتی تجربه میکنیم که قبلا" احساس مربوط به آن را داشته ایم.

نوع احساس ما را افکارمان تعیین می کنند. اینها بصورت زنجیر وار به هم متصل هستند.در آینده به امید خدا مطالب جدیدی پیرامون شانس و اقبال و اینکه آیا میتوان به شانس و اقبال در سرنوشت معتقد بود یا نه ، خواهم پرداخت.

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد