loading...

نقش احساس آرام در ضمیرناخودآگاه و کائنات

با احساس آرام و مثبت می توان کیفیت اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن تجربه نمود

محمد صاحبی دوشنبه 15 دي 1399

هنگام گرفتن فرمان باید دستها در حالت ساعت (10:10) یا (9:15) قرار داشته باشند.

 

 

روش صحیح گرفتن فرمان در رانندگی

مقدمه:

هنر رانندگی در عین سادگی، بسیار دشوار و پیچیده است. اصولی دارد که باید بصورت کامل و به درستی به آنها توجه نمود. عدم توجه به این نکات موجب بروز حوادث ناخوشایندی خواهند شد. همانگونه که در مطلب قبلی با عنوان "پشت پرده اتفاقات ناخوشایند" بیان شد، تصادف یک عامل بازدارنده از سوی کائنات است.

به عبارتی تصادف شما به این معنی است که، مسیر را اشتباه رفته‌اید و کائنات به این وسیله از ادامه حرکت شما جلوگیری کرده است. اگر به قوانین راهنمائی و رانندگی بی توجهی کنیم قطعا" توسط کائنات مجازات خواهیم شد. و این مجازات گاهی بصورت تصادف است و گاهی به صورت یک خرابی موتور اتومبیل یا پنچری و یا هر وسیله دیگری که کائنات می‌تواند از آن استفاده کند. و آن بستگی به میزان درصد اشتباه ما دارد که آن را کائنات تشخیص داده و مجازات لازم را اعمال می‌کند. افسر راهنمائی و رانندگی هم یکی از عوامل کائنات است. او به میل خودش کاری نمی‌کند. باید حتما" دستور کائنات به ضمیرناخودآگاه او ارسال شده باشد تا جریمه‌ای صورت بگیرد. و اگر شما در مدار اشتباهی قرار بگیرید آنگاه بصورت اتوماتیک پیامهای لازم به افسر راهنمائی و رانندگی و یا دوربین های مستقر در جاده صادر خواهد شد.

یکی از مهمترین اشتباهات رانندگی طرز گرفتن فرمان به صورت غلط است که این امر به ظاهر ساده می‌تواند موجب بروز حوادث و تصادفات زیادی بشود.

در اینجا به صورت مختصر به طرز صحیح گرفتن فرمان و اتفاقاتی که در اثر انجام اشتباه این کار بوجود خواهد آمد اشاره می‌کنم. امیدوارم با به خاطر سپردن این نکات ساده و اما در عین حال مهم، همیشه یک رانندگی ایمن داشته باشید.

دیروز در خیابان یک اتومبیل آموزش رانندگی توجهم را به خودش جلب کرد. یک خانم جوان در حال رانندگی بود. مربی هم یک آقای میانسال بود که با دقت به روبرو نگاه می‌کرد. گویا در افکار خودش غوطه ور بود.

شاید در آن لحظه به هر چیزی فکر می‌کرد به جز رانندگی آن خانم هنرجو!

اما نکته جالب طرز گرفتن فرمان توسط آن خانم هنرجو بود. آن خانم دستانش را در قسمت پائین فرمان قرار داده بود. برایم عجیب بود. مگر می‌شود مربی مراقب رانندگی هنرجو نباشد. مگر می‌شود حواسش هر جایی باشد به جز نحوه رانندگی هنرجو؟

با خودم فکر کردم، این خانم به همین  شیوه، رانندگی را خواهد آموخت. فردا با گرفتن گواهینامه وارد کوچه وخیابان خواهد شد. آنگاه اگر یک اتفاق و تصادف رخ بدهد مقصر کیست؟ ما هم که تکلیفمان مشخص است. مثل اکثر موارد می‌ایستیم و به اشتباه آن خانم می‌خندیم. کاری که در جامعه ما متاسفانه رواج دارد. فقط کافی است که یک خانم در هنگام رانندگی مرتکب اشتباه بشود. سوژه ما ایجاد شده است. من قصد ندارم الان از بعد جامعه شناسی و روانشناختی به این موضوع نگاه کنم فقط خیلی کوتاه یادآوری می‌کنم که عدم توجه مربیان به هنرجویان در هنگام رانندگی، می‌تواند عواقب جبران ناپذیری پدید بیاورد.

ضمن تشکر و قدردانی از زحمات مربیان عزیز و دلسوز، یادآور می‌شوم که توجه مربیان به نحوه آموزش و رانندگی هنرجویان، باعث خواهد شد که در آینده، اورژانس کار کمتری داشته باشد. تخت‌های بیمارستان‌ها کمتر اشغال بشود. خانواده‌های کمتری عزادار بشوند. بچه‌های کمتری پدر و مادر خود را از دست داده و بی سرپرست باشند. خسارت کمتری به اتومبیل‌ها وارد بشود. چرا؟ چون آنگاه تصادف کمتری رخ خواهد داد. وظیفه مربیان آموزش رانندگی بسیار حساس و خطیر است.

امیدوارم آن دسته از مربیان عزیزی که گاهی اوقات توجه کمتری به نحوه آموزش و رانندگی هنرجویان خود دارند کمی بیشتر مراقب باشند. آموزش رانندگی بسیار حساس و خطیر است زیرا که مربیان عزیز آموزش رانندگی، تا آخر عمر صد ساله خود، در قبال رانندگی هنرجویان خود مسئول هستند. و این مسئولیت با به اتمام رسیدن آموزش رانندگی هنرجو پایان نخواهد پذیرفت. 

نحوه صحیح  گرفتن فرمان

قبل از اینکه به ادامه مطلب بپردازم یادآور می‌شوم که هم اکنون هم از قانون 10:10 و هم قانون (9:15) دقیقه استفاده می‌شود. یعنی دستها در حالت ساعت ده و ده دقیقه و نه و پانزده دقیقه قرار می‌گیرند. هر دو حالت درست بوده و بر حسب راحتی شما در هنگام رانندگی می‌توانید از یکی از دو روش بالا استفاده نمائید.

کسانی که قانون (9:15) را توصیه می‌کنند معتقد هستند که در این حالت دستها اولا" به دسته راهنما و برف پاکن و ادوات دیگری که در زیر فرمان قرار دارند نزدیک تر هستند. و دوم اینکه در هنگام باز شدن کیسه هوا، امکان برخورد دستها به کیسه هوا کمتر خواهد شد. طرفداران روش (10:10) هم استدلال های خودشان را دارند.

 بهر حال در اینجا برای اینکه حوصله شما هم سر نرود فقط به نمونه (10:10) که مزیت های بیشتری نسبت به فرمول (9:15) دارد پرداخته می‌شود.

شما یک ساعت دیواری را در ذهن خود مجسم کنید. ساعت ده و ده دقیقه را در ذهن خود تصور نمائید. مانند شکل زیر:

چگونه فرمان خودرو را به درستی در دست بگیریم؟

دستان شما باید روی ساعت ده و ده دقیقه قرار داشته باشد.

دستان خود را خیلی محکم مشت نکنید و خیلی هم شُل و وِل قرار ندهید.

چهار انگشت شما باید از قسمت بیرون، فرمان را در اختیار داشته و انگشت شصت شما هم از قسمت داخل، فرمان را کنترل نماید. 

چرا نباید فرمان را خیلی سفت یا خیلی شل گرفت [...]

 

 

 

محمد صاحبی دوشنبه 08 دي 1399

اتفاقات ناخوشایند به راستی بد نیستند بلکه یک اهرم ترمز برای ما  محسوب میشوند.

 

 آیا اتفاقات به ظاهر ناگوار، واقعا" بد هستند؟

باید گفت که خوشبختانه در کائنات اتفاق بد وجود ندارد! هرچه هست رویداد خوب است. اما گاهی اوقات کائنات برای متوقف کردن ما، مجبور می‌شود از رویدادی به ظاهر ناخوشایند استفاده کند. چون رویدادهای خوب برای ما آدمها در زندگی به مانند چراغ سبز است. در حالی که رویدادهای به ظاهر ناخوشایند، حکم چراغ قرمز را دارند.

 

 

ما از آینده خود اطلاعی نداریم و فقط می‌توانیم با سخنان، افکار و احساسات خوب و مثبت خود، روند کیفیت اتفاقات زندگی خودمان را خوب رقم بزنیم. همین.

اما کائنات اشراف کامل بر روی زندگی حال و اتفاقات گذشته و آینده ما دارند. کائنات روند زندگی ما را تحت کنترل دارند و آنرا با دقت مانیتور می‌کنند. وقتی ما حامل سخنان، افکار، و احساسات منفی بوده باشیم،آنگاه در مسیر اشتباه قرار گرفته ایم.

کائنات وقتی ببیند که ما از مسیر درست و اصلی خارج شده‌ایم، آنگاه خود دست به کار می‌شود. مانند راننده‌ای که قوانین راهنمائی و رانندگی را به شدت زیر پا می‌گذارد. آنگاه پلیس مجبور خواهد شد به شیوه خود وی را متوقف نماید تا بیشتر از این به خود و دیگران صدمه وارد نکند. (هر جریمه، نتیجه و بازتاب اعمال ماست تا جلوی تکرار اشتباهات ما گرفته بشود).

رفتار کائنات هم با ما چنین است. اگر رویداد به ظاهر ناخوشایندی مانند تصادف، بیماری، به سرقت رفتن اتومبیل، گم شدن بعضی از وسایل، خراب شدن اتومبیل در جاده، و هزاران مورد دیگر که ممکن است در زندگی هریک از ما پیش بیاید. تمام آنها نشانه هستند. نشانه هایی از دست به کار شدن کائنات برای اینکه ما بیشتر از آن در مسیر اشتباه قرار نگیریم و بیشتر از آن به خود و دیگران صدمه نزنیم.

شاید بتوان گفت، هر عملی که با قوانین کائنات خداوند مغایرت داشته باشد گناه محسوب می‌شود. یا هر عملی که موجب وارد شدن صدمه به خود یا دیگران بشود، گناه خواهد بود.

با این حساب، حتی انداختن زباله در کوچه و خیابان هم می‌تواند گناه محسوب شود. و قسمت جالب داستان اینجاست که هر گناهی یک مجازات مخصوص از طرف کائنات برای ما به همراه دارد.

اما باز هم این مجازات نیست. بلکه یک اهرم ترمز است. وقتی ما به یک مدت طولانی در یک مسیر خطا قرار می‌گیریم و خودمان هم می‌دانیم که این راهی که در حال طی کردن آن هستیم اشتباه (گناه) است، و باز همچنان در ادامه آن اصرار داریم، آنگاه کائنات دست به کار می‌شود و جلوی حرکت ما را می‌گیرد.

ما خودمان در درون  خودمان بهتر از هر کسی می‌دانیم که داریم چه کار می‌کنیم. دیگران فقط ظاهر زندگی و کارهای ما را می‌بینند. اما این خود ما هستیم که به درستی می‌دانیم در چه مسیری حرکت می‌کنیم.

با این حساب هر رویداد به ظاهر ناگواری در اصل یک اهرم ترمز است برای اینکه ما بیشتر از آن ادامه ندهیم. حالا چه چیزی را ادامه ندهیم، آن را دیگر هر کسی خودش بهتر از همه می‌داند!

برای روشن شدن مطلب لطفا" به این مثال توجه بفرمائید:

کودکی چهار دست و پا خودش را به وسط حیاط رسانده است. به کنار حوض می‌رود. نزدیک شده و با دیدن درخشش آب به طرف آن جذب می‌شود. کمی بعد نزدیک تر شده و دستانش را به سمت آب دراز می‌کند.

همین طور که مشغول بازی است به یک مرتبه تعادل خودش را از دست می‌دهد و به داخل حوض سقوط می‌کند.

مادر در آشپزخانه مشغول آشپزی است. صدای تلویزیون هم زیاد است. اصلا" متوجه عدم حضور کودک نمی‌شود. حتی صدای افتادن او داخل حوض و گریه‌هایش را هم نمی‌شنود.

کودک در حال دست و پا زدن در حوض است که ناگهان خانم همسایه زنگ در خانه را به صدا در می‌آورد. مادر از آشپزخانه حرکت کرده و برای باز کردن درب به حیاط می‌آید. اما با دیدن کودکش در وسط حوض، وحشت زده به سمت او حرکت می‌کند. کودک را از داخل آب بیرون می‌کشد و او را از مرگ حتمی نجات می‌دهد.

نمی‌خواهم احساسات شما را تحریک کنم. آن کودک زنده می‌ماند اما مادر وی، گویا یک بار جان به جان آفرین تسلیم کرده و دوباره زنده می‌شود.

پرده دوم این نمایش را ببینیم [...]

 

 

محمد صاحبی یکشنبه 07 دي 1399

 

 

من عنوان موضوع این مطلب را، چگونه انتقاد پذیر باشیم قرار ندادم، زیرا این جمله ممکن است برای خیلی‌ها خوش آیند نباشد. یعنی چه که ما همیشه باید انتقاد پذیر باشیم! یعنی دیگران هرچه دلشان خواست به ما بگویند و هر کاری دلشان خواست انجام بدهند و ما فقط پذیرا باشیم. نه اصلا" منظورم این نیست.

لذا به همین خاطر برای اینکه شما با خیالی آسوده تر این مطلب را بخوانید، نام آن را گذاشتم چگونه اشتباهات خود و انتقاد دیگران را مدیریت کنیم؟ یعنی اینکه ما با چه روشی می‌توانیم کاری کنیم که نه تنها اشتباهاتمان تکرار نشوند بلکه آن اشتباهات موجب صدمه دیدن خودمان و دیگران نشده و باعث بروز توبیخ، سرزنش، یا احیانا" توهین و تحقیر نشوند.

 

ما یک من درونی داریم و یک من بیرونی.

من درونی ما همان کسی هست که ما دوست داریم باشیم و فکر میکنیم که هست. اما من بیرونی دقیقا" همون کسی است که همین الان هست.

من درونی را ما میبینیم و من بیرونی را دیگران می‌بینند. به عبارتی من بیرونی ما، شکل ظاهری عمل کرد ما محسوب خواهد شد. حرف زدن، رفتار، نوع لباس پوشیدن و آرایش و هر چیزی که از بیرون مشخص می‌باشد را من بیرون می‌گویند.

 من درون و من بیرون همیشه با هم در جدال هستند. اما دلیل این کشمکش و جدال چیست؟

همواره یک تصور و باوری ما از خودمان در درونمان داریم و فکر می‌کنیم که ما آن هستیم و برمبنای آن، از دیگران انتظار رفتار و عکس العمل داریم.

در حالی که دیگران یک بینش و نگاهی از بیرون به ما دارند. آن نگاه و بینش و باور آنها بر مبنای همان چیزی هست که از رفتار بیرونی ما میبینند.  یعنی همان من بیرونی ما.

آنها بر اساس آن من بیرونی نظر میدهند. به نظر آنها، ما همان من بیرونی هستیم. بر مبنای همان با ما رفتار میکنند. آنها من درونی را نمی‌بینند.

من درونی و من بیرونی ما همیشه با هم در جنگ هستند.

من درونی میگوید، من این هستم و من بیرونی میگوید نه تو این نیستی، تو همان کسی هستی که دیگران میبینند. (که البته واقعیت هم همین است).

به همین خاطر وقتی دیگران بر مبنای آن من بیرونی، با ما رفتار کردند، آنگاه به من درونی بر خواهد خورد. ناراحت میشود  چون به نظر او در حقش اجهاف و بی عدالتی رخ داده است. ناراحت و غمگین و افسرده میشود.

 ضمنا" زور من درونی به من بیرونی نمی‌رسد. چون دیگران من درونی ما را نمیبینند. من درونی را فقط خود ما میبینم. دیگران به آن هیچ دسترسی ندارند.

اغلب دلخوری‌ها و سو تفاهم‌ها به همین خاطر رخ می‌دهند. وقتی دیگران نسبت به ما اظهار عقیده کردند و نظر واقعی خودشان را بر اساس یافته‌های بیرونی ما اظهار نمود آنگاه به ما بر می‌خورد. مقاومت می‌کنیم. می‌گوئیم نه من این نیستم. شما دارید در مورد من اشتباه قضاوت می‌کنید.

 اما دیگران هم به شدت روی عقیده خودشان ایستادگی می‌کنند. آنها هم مقاومت میکنند. چون بر اساس مشاهدات بیرونی خودشان نظر میدهند و تصمیم میگیرند.

اما اکثر اوقات این من بیرون هست که برنده این مبارزه خواهد شد. در آخر من درون کوتاه می‌آید. اما این کوتاه آمدن باعث سرخوردگی میشود. باعث شکسته شدن باور ما خواهد شد. عزت نفس ما پائین خواهد آمد. چون ما بر اساس تصاویر و باورهای درونی خودمان زندگی میکنیم، نه آن باوری که دیگران از ما دارند.

ما به باورها و نگاه دیگران هیچ دسترسی نداریم. نمی‌دانیم که که دقیقا" آنها از ما چه تصوری دارند . لذا نمیدانیم که آنها دقیقا" دوست دارند ما چه شکلی باشیم یا چگونه رفتار کنیم!

اما ما از درون خودمان آگاهی داریم. میدانیم چه هستیم. می‌دانیم چه میخواهیم. میدانیم در چه زمینی ایستاده‌ایم. زمین باتلاقی و یا زمین خشک.

در بیابان هستیم یا در جنگل. ما خودمان از درون خودمان آگاهی داریم.

به همین خاطر هست که در مقابل نظر دیگران واکنش نشان میدهیم. نظر و عقیده آنها را که در اصل بر اساس من بیرونی خود ما می‌باشد را قبول نکرده و مقاومت میکنیم. و این مقاومت منجر به جنگ و در نهایت شکستن خواهد شد.

در این جنگ اگر من درونی پیروز بشود، همه چیز ایده آل خواهد بود. اما وقتی من بیرونی برنده شد آن وقت علاوه بر اینکه آن دلخوری سر جای خودش پابرجاست بلکه یک سرخوردگی و عقده روانی هم به آن اضافه خواهد شد.

اکثر اوقات ما نمی‌خواهیم بپذیریم که من بیرونی برنده بشود.  برنده شدن من بیرونی را به نوعی برای خودمان، کسر شان تلقی میکنیم. میگوئیم نه این من نیستم. من همان هستم که در ذهن خود به تصویر کشیده‌ام. در حالی که واقعا" ما آن کسی هستیم که من بیرونی می‌گوید چون آن بازتاب و آینه من درونی است و باور و پذیرش این موضوع کمی دشوار است.

من بیرونی تمام مشخصات اکنون ما را ارائه می‌نماید. در حالی که من درونی همان  کسی که در گذشته بودیم و یا در آینده خواهیم بود را به ما نشان می‌دهد. آن کسی را نشان می‌دهد که ما دوست داریم باشیم نه آن کسی که هستیم.

با این حساب، حق با من بیرونی است. باید حق را به  او داد. چون او در زمان حال قرار دارد. مردم بر اساس زمان حال با ما برخورد و قضاوت می‌کنند. مردم از گذشته و آینده ما اطلاع دقیق و کاملی ندارند. مردم همان کسی را که در حال حاضر برایشان قابل دیدن است مورد انتقاد و یا پذیرش قرار خواهند داد.

حال ما با تائید به آنها بگوئیم که در مورد ما اشتباه می‌کنند. من آن آدمی که شما فکر می‌کنید نیستم. من در گذشته افتخارات زیادی کسب کرده ام. من در مدرسه و دانشگاه نمرات خوبی کسب کرده ام. رانندگی من عالی است. من میهمان نواز هستم. من بذله گو و خوش مشرب هستم. من و الی آخر...

شوربختانه دیگران نه این ها را می‌دانند و نه می‌بینند.

 این موضوع بسیار مهم است که بدانیم آنها همین الان ما را مشاهده می‌کنند. چون مشاهدات آنها در مورد ما، دقیقا" مربوط به زمان حال ما می‌شود.

لذا همان چیزی که هم اکنون در حال رو کردن آن هستیم مهم است. نه آن چیزی که قبلا بودیم یا در آینده احیانا"خواهیم بود.

پس بیائید من درونی خودمان را آرام کنیم. به او بگوئیم که تو برای شخص من کار میکنی. تو تحت نظر شخص من هستی. تو اصلا" نباید با من بیرونی کاری داشته باشی. اجازه بده او کار خودش را انجام بدهد و تو هم کار خودت را بکن.

 تو بعدا در خفا و پنهانی نظرات خودت را  فقط به خودم بگو. تو نباید با دیگران ارتباط داشته باشی. تو کاملا" خصوصی و سِکرِت هستی. دیگران  نباید به تو دسترسی داشته باشند.

بعد از آرام کردن من درونی و به عبارتی خوابانیدن او، باید برویم سراغ من بیرون.

به او بگوئیم که خوب حرف حساب تو چیست؟ حالا به شکلی واضح و روشن بیان کن.

سپس وی شروع به حرف زدن و اظهار عقیده خواهد نمود. او دقیقا" همان مطالبی را خواهد گفت که در ما وجود دارد و دیگران به وضوح می‌بینند. همان چیزهائی که الان ما هستیم. او در مورد زمان حال و اکنون صحبت میکند و نظرش هم کاملا درست می‌باشد چون بر اساس مشاهدات واقعی وجود بیرونی ماست.

نمی‌خواهم بگویم که نظر من درونی اشتباه است. اما نظر من درونی بیشتر یک تئوری و نظریه است تا یک واقعیت قابل مشاهده در بیرون.

 نظرات و تئوریهای او می‌تواند در آینده به من بیرونی منتقل بشود. اما الان آن چیزی که وجود دارد من بیرونی است. دیگران در حال مشاهده من بیرونی هستند نه من درونی.

لذا باید بر اساس نظرات من بیرونی رفتار کرده و با دیگران ارتباط برقرار نمائیم.

به من بیرونی احترام بگذارید. نظراتش را سریع رد انکار یا رد نکنید. اجازه بدهید او هم برای خودشون محلی برای عرض اندام داشته باشد. او حرف بدی نمیزند.

او میگوید اگر دیگران تو را شلخته می‌دانند، نباید دلخور بشوی چون واقعا" شلخته هستی. چون آنها به وضوح می‌بینند که تو شلخته‌ای. چون لباس هایت را در کمد لباست آویزان نمی‌کنی و هر کجای اتاق که شد همان جا پرت می‌کنی. اگر این نشانه شلختگی نیست پس نشانه چیست؟

یا مثلا وقتی می‌گویند که تو آدم با انضباطی نیستی نباید ناراحت بشوی. با یک نگاه گذرا به وضعیت زمان حال خودتان، متوجه خواهید شد که من بیرونی اشتباه نمی‌کند. آنگاه باید قبول کنید چون واقعا آدم مرتب و منضبطی نیستید. چرا که این کار را با دیر  حاضر شدن در محل کار یا سر کلاس درس به خوبی نشان می‌دهید.

من درونی میگوید من اصولا آدم با کلاس و منظمی هستیم. این وصله‌ها به من نخواهد چسبید. من درونی همیشه نکات مثبت ما را میبیند و به ما گوشزد میکند. می‌گوید تو این هستی. نه آن کسی که دیگران ابراز می‌کنند. آنها اشتباه میکنند. آنها میخواهند تو را ضایع کنند.

اما من بیرونی می‌گوید که تو واقعا" غیر منظم هستی. چون دیر سر کار یا سر کلاس حاضر میشوی. خوب باید بپذیری چون دیگران در حال مشاهده این شرایط و  وضعیت فعلی تو هستند. چطور از من انتظار داری که این موضوع را پنهان کنم. اینها سخنان منطقی و واقعی، من بیرونی است.

خوب همان‌طور که می‌بینید دیگران بر اساس من بیرونی ما در مورد ما قضاوت میکنند. پس باید چه کرد؟. چگونه من درونی و من بیرونی را باهم هماهنگ کنیم تا این کشمکش‌ها وجود نداشته باشد.

باید در زمان حال باشیم تا بتوانیم سخنان من بیرونی را فهمیده و با آن هماهنگ بشویم. زمان گذشته و آینده متعلق به من درون است . منظور این نیست که من درون اصلا" با زمان حال کاری ندارد، چرا در زمان حال هم حضور دارد اما او همیشه متاثر از گذشته و آینده ما است. بیشتر دوست دارد به مستندات گذشته و آینده در مورد ما اشاره کند.

 لذا با بودن در زمان حال می‌فهمیم که من بیرون چه می‌گوید. من بیرون می‌گوید که تو اخیرا" دیر در محل کار خود حاضر می‌شوی و این یک اشتباه است. مدیر و رئیس شرکت، از این بابت ناراحت و دلخور است.

 یا مثلا" دانش آموزی را تصور کنید که دیر به مدرسه می‌رود [...]

 

 

 

محمد صاحبی جمعه 05 دي 1399

 اکهارت تولی

اکهارت تولی گفته: "شما دقیقا" به خاطر اون چیزی که فکر میکنید، نگران نیستید".

 آیا تا به الان به این جمله از این زاویه هم نگاه کرده بودید؟

بله. اون چیزی که ما بهش فکر میکنیم دلیل اصلی نگرانی ما نیست. اون چیزی که باعث شده تا ما احساس ناخوشایندی داشته باشیم افکار ما در اون لحظه نیستند. بلکه عامل اصلی تمام نگرانی‌های ما، عدم حضور در زمان حال است.

بله ما از زمان حال خارج می‌شویم و به زمان گذشته یا آینده می‌رویم.

کائنات پویا هستند. کائنات آنلاین هستند. هیچ توقفی در کار نیست. درست زمانی که ما از زمان حال خارج میشویم آنگاه دیگر آنلاین نیستیم. پویا نیستیم. در جریان زندگی نیستیم. دیگر احساسی در کار نیست. و شما به شدت در حال فکر کردن هستید.

فکر کردن به گذشته و آینده. و همانطور که می‌دانید در  گذشته و آینده احساسی وجود ندارد [...]

 

 

 

محمد صاحبی چهارشنبه 03 دي 1399

 

زندگی مانند مسافرت با یک قطار است. قطاری که از یک مبدا شروع به حرکت کرده و برای رسیدن به یک مقصد مشخص در حال حرکت است.

بعضی از مسافران آرامش دارند. آنها در زمان حال به سر می‌برند. آنها از تماشای مناظر اطراف خود لذت می‌برند. از هم صحبتی با مسافران دیگر استفاده می‌کنند. آنها با مطالعه کتاب و مجله سرگرم می‌شوند.

آنها در زمان حال حضور دارند بدون اینکه فکر کنند. آنها نه در گذشته هستند و نه در آینده. آنها در زمان حال هستند [...]

 

محمد صاحبی شنبه 29 آذر 1399

 

در ویکی پدیا دانشنامه آزاد نگرانی این چنین تعریف شده است: "نگرانی یا دلواپسی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش می‌کند با عامل تهدید بیرونی مبارزه کند و جلوی آن را بگیرد".

اما نگرانی همیشه هم طبیعی محسوب نمی‌شود. تا زمانی که نگرانی ایجاد اضطراب و ترس نکند طبیعی محسوب خواهد شد. اما زمانی که آن قدر شدید و تکراری شد که شخص را دچار ترس و اضطراب نمود آنگاه دیگر یک بیماری تلقی می‌شود [...]

تعداد صفحات : 16

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
وبلاگ احساس آرام می خواهد بگوید که در این جهان هیچ رویدادی تصادفی رخ نمی‌دهد و هر پیش آمدی نتیجه سخنان،افکار و خصوصا" احساسات مثبت یا منفی ما است که در قالب اتفاقات و حوادث خوشایند یا ناخوشایند در زندگی ما پدیدار می‌شوند.
اطلاعات کاربری
نظرسنجی
از مطلب های سایت راضی هستید ؟


آمار سایت
  • کل مطالب : 91
  • افراد آنلاین : 2
  • بازدید امروز : 1,158
  • بازدید دیروز : 1,434
  • بازدید ماه : 12,464
  • بازدید سال : 12,464
  • بازدید کلی : 2,760,421