loading...

نقش احساس آرام در ضمیرناخودآگاه و کائنات

با احساس آرام و مثبت می توان کیفیت اتفاقات زندگی را به بهترین شکل ممکن تجربه نمود

محمد صاحبی بازدید : 84 شنبه 18 آبان 1398 نظرات ()

 

 

  • یکی از دلایل شکست و عدم موفقیت آدمها این است که آینده ی خود را فدای گذشته ی خود می کنند. آنها به ظاهر در زمان " حال " به سر می برند اما تمام افکار و روح و روانشان در گذشته است. ما در زمان " حال " زندگی می کنیم.
  • گذشته ، یک زمانی ، برای خودش ، زمان " حال " بود. اما اکنون دیگر زمان " حال " محسوب نمی شود.
  • اتفاقات و حوادثی که در آن زمان روی داده است، چه خوب و چه غیر خوب، متعلق به آن زمان می باشد.
  • فکر کردن به آن، یعنی زنده نگهداشتن آن خاطرات و بنوعی آن اتفاقات و حوادثی که روی داده و تمام شده است.

 

 

  • ممکن است کسی بگوید برای من تمام نشده است. من هنوز هم با آن خاطرات و آن اتفاقات زندگی می کنم. کاملا"  درست است. زیرا که ما گاهی اوقات با به خاطر آوردن خاطرات خوب و ارزشمندگذشته، احساس خوشایندی را تجربه می کنیم.
  • با تجدید نمودن آنها احساس خوبی که در آن زمان داشتیم را در خود زنده می کنیم. این خیلی هم خوب است. اما منظور از نگاشتن این مطالب، اشاره به آن قسمت از گذشته ی تلخ و ناگوار است، که در آن ما شاهد یک شکست یا ناکامی بوده ایم.  یا تجربه ی یک بیماری سخت و یا هر اتفاق غم انگیز دیگری که ممکن است رخ داده باشد.
  • ما با پرداختن به خاطرات و اتفاقات تلخ  گذشته، بنوعی آنها را در ذهن و باور  و خیال خود زنده می کنیم.
  • اما سوال اینجاست که آیا ما الزاما" باید خاطرات و اتفاقات تلخ  گذشته را زنده نگهداریم ؟
  • همانگونه که اشاره شد زنده نگهداشتن خاطرات تلخ  گذشته، ما را در زمان گذشته نگه می دارد. ما در خیال و باور خود، در آن مکان و آن شرایط قرار می گیریم و با آن آدمها و اتفاقاتش زندگی می کنیم. و به این ترتیب از زمان حال غافل می شویم و اشکال کار دقیقا" همین جاست.
  • در ظاهر اینگونه به نظر می رسد که، زندگی یک رویداد تکراری است. اما در اصل چنین نیست.
  • یکی از دلایلی که موجب می شود آدمها به گذشته زیاد فکر کنند و در آن باقی بمانند همین طرز تفکر غلط است. زندگی و تمام لحظاتش به هیچ وجه تکراری نیست. چون کائنات تکرار ندارد. ممکن است اتفاقاتی شبیه هم رخ بدهند اما به هیچ وجه تکراری در کار نیست.
  •  به عنوان مثال ممکن است شما هر روز از یک مسیر مشخصی، از خانه تا محل کار یا تحصیل خود در حرکت و رفت و آمد باشید. اما هرگز  در دو روز،  شما آدمها و اتومبیل ها و پرندگان و در کل اطرافیان خود را دقیقا" به شکل روز قبل نخواهید یافت. ممکن است اتفاقات شبیه هم باشند اما هرگز دقیقا" تکرار و کپی روز قبل نیستند. این فرایند یعنی اینکه زندگی تکرار نیست. به همین خاطر هر لحظه از زندگی آدمها ، یک موهبت تازه از طرف خداوند است.
  • این تفاوت ها به این دلیل است که، ما درحال ساختن، پرداختن و شکل دادن به حوادث و اتفاقات فردا هستیم.
  • ما هرگز نمی توانیم با فکر کردن به گذشته و تداعی خاطرات آن، ( چه تلخ و چه شیرین ) کیفیت اتفاقات آینده را رقم بزنیم.
  • به یاد داشته باشید که، کیفیت اتفاقات آینده، در زمان " حال حاضر " ساخته و پرداخته می شود.
  • مغز ما در هر لحظه، درحال دریافت اطلاعاتی در قالب یک سری پیام است. سپس آن پیام های دریافتی را به ضمیرناخودآگاه ارسال می کند. که در بخش، ضمیرناخودآگاه، مفصل شرح داده شده است.
  • ضمیرناخودآگاه ماموریت دارد تا پیام های دریافتی از ضمیرخودآگاه ( حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری) را دریافت نماید. سپس با تولید احساسی متناسب با آن، آن پیام را به " کائنات " ارسال می نماید.
  •  تعریف کائنات:
  •  تمام موجودات عالم به غیر از شخص شما و خداوند، را کائنات می گویند.
  • کائنات با دریافت لحظه به لحظه ی آن پیام ها، کیفیت اتفاقات زندگی هر آدمی را در آینده، برایش رقم می زنند.
  •  ضمیرخودآگاه و ضمیرناخودآگاه و کائنات، در هر لحظه، بدون توقف ، مشغول به کار و انجام وظیفه هستند.  لذا توقف در گذشته به نوعی یک " خودکشی " محسوب می شود. چرا که اتفاقات گذشته چه خوب یا چه غیر خوب، در گذشته اتفاق افتاده و متعلق به آن زمان است.بعبارتی الان دیگر آن اتفاقات " روح " ندارند.
  • احساسی همراه آنها نیست که ضمیرناخودآگاه و کائنات، بتوانند نسبت به دریافت آنها، عکس العمل نشان بدهند. و یا کیفیت اتفاقات آینده را بر مبنای آن طرح ریزی نمایند.  لذا در اصطلاح آن اتفاقات و حوادث بدون روح، مرده  محسوب می شوند. جانی ندارند. پس وقتی که شما در گذشته به سر می برید، در واقع چیز با ارزش و قابل توجهی برای ارائه به ضمیرناخودآگاه و کائنات ندارید.
  • چون این اتفاقات در گذشته رخ داده اند و  بدون روح هستند، لذا ما هیچ دسترسی واقعی و ملموس به آنها نداریم.
  • فکر کردن و تصور آنها در ذهن ما ، ایجاد نوعی تناقض می کند. یعنی شما دیگر هیچ دسترسی به آنها ندارید که بتوانید به ضمیرناخودآگاه یا کائنات ارائه نمایید.
  • این اتفاقات گذشته، چه خوب بوده باشند و چه غیر خوب، احساسی همراه با ناکامی و سردرگمی در شخص ایجاد می کند.
  • وقتی شما در زمان حال به سر می برید، این بدان معناست که درحال لمس کردن لحظه ها هستید. ضمیرناخودآگاه به پیام های ملموس و زنده پاسخ می دهد.
  • در زمان حال، شما هر آنچه را که می بینید و یا می شنوید یا سخن می گویید، در همان لحظه آنرا لمس می کنید.
  • این پیام زنده به سرعت به ضمیرناخودآگاه ارسال می شود.
  • اما وقتی درگذشته به سر می برید، چیزی ملموس و زنده برای ارسال به ضمیرناخودآگاه و کائنات وجود ندارد.
  • ضمیرناخودآگاه و کائنات، پویا هستند. هر لحظه درحال حرکت بوده و هیچ توقفی در کارشان  نیست.
  • سوال: توقف در زمان گذشته چه خطراتی برای آدم دارد؟
  • ما به زمان گذشته هیچ گونه دسترسی نداریم. شما درحال حاضر می توانید از احساسات و رفتار خودتان برای تغییر شکل اتفاقات و رویدادهای زندگی استفاده کنید. مثلا " به یک  مغازه لوازم التحریر فروشی می روید. یک عدد خودکار می خرید. اما به سرعت تصمیمتان عوض می شود و یک مداد یا خودنویس خریداری می کنید.
  •  یا اینکه اتومبیلی به ناگاه جلوی شما پیچیده و باعث عصبانی شدن شما شده است. شما در لحظه حال است که می توانید تصمیم درست یا غلط را گرفته و اتفاق آن لحظه را مدیریت کنید.
  • تصادف، بیماری، یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری در گذشته قابل مدیریت نیست.
  • شما فقط در زمان حال حاضر است که قادر هستید روی اتفاقات زندگی اتان مدیریت نمائید.
  • مدیریت یعنی ایجاد کنترل و تغییر.
  •  در زمان گذشته هیچ مدیریتی روی زمان وجود ندارد.
  • شما هیچ  گونه تغییر و دگرگونی در اتفاقات زمان گذشته نمی توانید ایجاد کنید.
  •  لذا وقتی کسی دائما" در زمان گذشته به سر می برد  با یک سردرگمی و سرخوردگی خاصی مواجه می شود. این سردرگمی و سرخوردگی نوعی تفکر و باور غلط در آن شخص ایجاد می  کند.
  •  باور پوچ و بی ارزش بودن. باور کسی که نمی تواند کاری انجام بدهد.
  • در آن زمان خاص، این باور درست است، زیرا که آدمی قادر نیست برای تغییر گذشته ی خود کاری صورت بدهد.
  • به همین خاطر این احساس ضعف و حقارت، باعث می شود که در همان لحظه ی ( زمان حال ) که ضمیرناخودآگاه درحال دریافت پیام های ما است، یک پیام منفی و مخرب ، دریافت نماید.
  •  ضمیرناخودآگاه با دریافت آن پیام منفی که حاوی تفکرات غلط و باورهای اشتباه از خویشتن است ، یک احساس منفی و ناخوشایند در شخص ایجاد می کند.
  • این احساس منفی همراه با پیام های دریافت شده از طرف ضمیرناخودآگاه، به سرعت به کائنات ارسال می شود.
  • کائنات هم مانند ضمیرناخودآگاه، تعطیلی و بیکاری ندارند و بلافاصله آن پیام حاوی احساس را دریافت می کند.
  • اکنون دیگر کائنات بر اساس آن پیغام دریافتی، باید کیفیت اتفاقات آینده ی این شخص را رقم بزنند.
  • آیا این شخص دوست داشت که اتفاقات بدی در آینده برایش رخ بدهد؟
  • قطعا" هیچ آدم عاقلی چنین درخواستی از کائنات ندارد، اما با ماندن در زمان گذشته، بصورت خودکار و اتوماتیک، این اتفاق رخ می دهد.
  • لذا کیفیت اتفاقات و حوادث آینده به طرز وحشتناکی تغییر می کند.

 

  • پس چه باید کرد  و راه حل چیست؟
  •  در زمان حال به سر ببرید.
  • از فکر کردن به گذشته خودداری کنید.
  • اگر مدتی این کار را انجام بدهید، بعدا" خواهید دید که بصورت عادت، شما دیگر به گذشته به آن گونه که قبلا" فکر می کردید دیگر توجه نخواهید کرد.
  • هرکاری که در دست انجام دارید را با دقت و تمرکز انجام بدهید. کاملا" حواستان به همان کار باشد.
  • وقتی به کسی  گفته میشود " حواس پرت " یعنی اینکه این شخص در زمان حال به سر نبرده است. کاملا" کارتان را با دقت انجام بدهید.  به تمام زوایای آن فکر کنید.
  • خانم خانه داری که در آشپزخانه حضور دارد. می تواند هنگام پاک کردن سبزی ها، با دقت در  رنگ و طعم و شکل آنها، خود را در زمان حال نگهدارد.
  • یا هنگام نوشیدن چای یا قهوه یا نوشیدنی های خنک، طعم و مزه آن را احساس کنید. به طعم و مزه اش فکر کنید و اینکه این نوشیدنی چقدر می تواند به شما انرژی بدهد.
  • می توانید در آن لحظه به این فکر کنید که شما چقدر خوشبخت هستید که میتوانید یک نوشیدنی را بصورت کامل میل کنید. چون کسانی هستند که بخاطر نارسائی در بعضی  از اعضای بدن خود، نمی توانند نوشیدنی هایی که شما به راحتی میل می کنید را حتی بچشند چه برسد به اینکه بنوشند.
  • به یاد داشته باشید که هر لحظه از زندگی شما، متعلق به همان لحظه است. شما نباید لحظه ی حالتان را قربانی زمان گذشته بکنید. نباید زمان زنده و پویا و قابل لمس و با احساس زمان حال را قربانی زمان گذشته ای بکنید که نه احساسی به همراه دارد و نه اینکه وجود خارجی و واقعی دارد.
  • با تمرکز کردن و لذت بردن از هرکاری که در زمان حال انجام می دهید، از گذشته فاصله خواهید گرفت.
  • وقتی شما در زمان حال به سر می برید بصورت اتوماتیک از احساس و باور خوبی برخوردار خواهید بود. شما زمان حال خود و اتفاقات آن لحظه را به درستی مدیریت خواهید کرد. اشتباهات و خطاهای شما به حداقل می رسد. در این صورت به شما می گویند که ضریب هوشتان بالاست . چون در زمان حال به سر می برید احاطه ی کامل به اتفاقات و حوادث زمان حال خود دارید . این باعث می شود که بهترین و دقیق ترین تصمیم را اتخاذ نمایید.
  • وقتی شما زمان حالتان مدیریت شد، خود به خود باور خوب و زیبایی از خود خواهید داشت. به خودتان امیدوار می شوید. افتخار می کنید. احساس پوچی و سردرگمی ندارید. به همین خاطر به دلیل این باور زیبا از خود، احساس خوب و مثبتی در شما ایجاد می شود. ضمیرناخودآگاهتان هم که در هر لحظه آماده و درحال دریافت این پیام هاست، بهترین و زیباترین پیام ها را از شما دریافت و آنها را به کائنات ارسال می کند.
  • کائنات هم دقیقا" بر مبنای همان پیام ها، کیفیت اتفاقات زندگی شما را تدارک خواهند دید.

 

  •                                                               پایان

 


 


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
هدف از ایجاد این وبلاگ آن است که خوانندگان گرامی همواره با ایجاد یک احساس آرام و مثبت ، کیفیت اتفاقات زندگی خود را در آینده ، به بهترین شکل ممکن تجربه نمایند. زیرا که در این جهان هیچ رویدادی تصادفی نیست و تمام اتفاقات زندگی ما نتیجه احساسات مثبت یا منفی ماست.
اطلاعات کاربری
نظرسنجی
از مطلب های سایت راضی هستید ؟


آمار سایت
  • کل مطالب : 81
  • کل نظرات : 23
  • افراد آنلاین : 4
  • بازدید امروز : 125
  • باردید دیروز : 122
  • بازدید ماه : 9,727
  • بازدید سال : 80,377
  • بازدید کلی : 2,657,754