loading...

احساس آرام _ ارتباط با ضمیرناخودآگاه ، کائنات

گذشته هرگز قابل برگشت نیست . آینده غیر قابل دسترس است. اکنون متعلق به توست.

احساس آرام

همیشه آرام باش اگر می خواهی بزرگی را تجربه کنی

به یاد داشته باش که بزرگترین اقیانوس جهان هنوز هم آرام است.

محمد صاحبی بازدید : 299 شنبه 18 آبان 1398 نظرات ()

 

یکی از دلایل شکست و ناکامی آدمها آن است که گاهی آینده خود را قربانی گذشته می‌کنند. آنها به ظاهر در زمان حال به سر می‌برند در حالی که تمام افکارشان در گذشته است.

ما در زمان حال است که زندگی را احساس و لمس می‌کنیم.

گذشته یک زمانی برای خودش "حال" بوده است و در آن شرایط می‌توانستیم احساس را در آن تجربه کنیم اما اکنون دیگر زمان حال محسوب نمی‌شود چون نمی‌توانیم احساس را در آن اعمال کنیم [...]

 

 

اتفاقات و حوادثی که در آن زمان روی داده است چه خوب و چه غیر خوب، متعلق به آن زمان است. فکر کردن به آن یعنی، زنده نگهداشتن آن خاطرات و اتفاقات در ذهن خود است.

ممکن است کسی بگوید که برای من گذشته تمام نشده است. من هنوز هم با آن خاطرات و آن اتفاقات زندگی می‌کنم.

کاملا" درست است. حق با شماست. زیرا که ما گاهی اوقات با به خاطر آوردن خاطرات خوب و ارزشمند در گذشته احساس خوشایندی را تجربه می‌کنیم.

با تجدید نمودن آنها احساس خوبی که در آن زمان داشتیم را در خود زنده می‌کنیم. این خیلی هم خوب است. اما منظور از نگاشتن این مطالب اشاره به آن قسمت از گذشته تلخ و ناگواری است که در آن ما شاهد یک شکست و یا تجربه یک غم و اندوه بوده‌ایم.

با تجربه یک  بیماری سخت و یا هر اتفاق غم انگیز دیگری که ممکن است رخ داده باشد و ما اصلا" دوست نداریم دوباره آن را تجربه کنیم.

ما با پرداختن به خاطرات و اتفاقات تلخ گذشته به  نوعی آنها را در ذهن و باور خود زنده می‌کنیم.

اما سوال اینجاست که آیا ما الزاما" باید خاطرات و اتفاقات تلخ گذشته را همواره زنده نگهداریم؟

همانگونه که اشاره شد زنده نگهداشتن خاطرات تلخ گذشته، ما را در زمان گذشته نگه داشته و ما در خیال و باور خودمان در آن مکان و زمان و آن شرایط به خصوص گیر می‌کنیم.

با فکر کردن به گذشته، احساس ناخوشایندی در زمان حال گریبان گیر ما خواهد شد. احساسی که در  گذشته نیست بلکه همین الان ما در حال تجربه آن هستیم. به عبارتی ما در زمان حال، بدون تجربه یک اتفاق ناگوار، در حال احساس آن هستیم. (آش نخورده و دهن سوخته).

در ظاهر این گونه به نظر می‌رسد که زندگی یک رویداد تکراری است. اما در اصل چنین نیست. یکی از دلایلی که موجب شده آدمها به گذشته زیاد فکر کنند و در آن باقی بمانند همین طرز تفکر غلط است.

زندگی و تمام لحظاتش به هیچ وجه تکراری نیستند. چون کائنات تکرار ندارد. ممکن است اتفاقاتی شبیه هم رخ بدهند اما به هیچ عنوان مانند هم نبوده و تکراری در کار نیست.

به عنوان مثال ممکن است شما هر روز از یک مسیر مشخصی از خانه تا محل کار خود در رفت و آمد باشید. اما هرگز در دو روز متوالی شما آدمها، اتومبیل‌ها، پرندگان و حتی آسمان را دقیقا" به همان گونه ای که در روز قبل دیده بودید نخواهید یافت.

این فرایند یعنی اینکه زندگی تکرار نیست. به همین خاطر هر لحظه از زندگی آدمها یک موهبت تازه از طرف خداوند است.

این تفاوت ها به این دلیل است که ما در حال ساختن و پرداختن و شکل دادن به حوادث و اتفاقات فردا (آینده) هستیم.

ما هرگز نمیتوانیم با فکرکردن به گذشته و تداعی خاطرات آن (چه تلخ و چه شیرین) کیفیت اتفاقات آینده را رقم بزنیم.

به یاد داشته باشید که کیفیت اتفاقات آینده در زمان حال حاضر ساخته و پرداخته خواهند شد.

مغز ما در هر لحظه در حال دریافت اطلاعاتی در قالب یک سری پیام و ارتعاشات است. سپس آن پیامهای دریافتی را به ضمیرناخودآگاه ارسال میکند. که در بخش ضمیرناخودآگاه مفصل شرح داده شده است.

ضمیرناخودآگاه ماموریت دارد تا پیامهای دریافتی از ضمیرخودآگاه (حواس پنجگانه و ارتعاشات فکری) را دریافت نماید. سپس با تولید احساسی متناسب با آن پیام، آن را به کائنات ارسال نماید.

تمام موجودات عالم به غیر از شخص شما و خدای مهربان را کائنات می‌گویند. کائنات با دریافت آنلاین پیامها، کیفیت اتفاقات زندگی هر آدمی را در آینده برایش رقم می‌زند.

ضمیرخودآگاه و ضمیرناخودآگاه و کائنات، در هر لحظه بدون توقف مشغول به کار و انجام وظیفه هستند. لذا توقف در گذشته به نوعی یک خودکشی محسوب میشود.

چرا که اتفاقات گذشته چه خوب و چه غیر خوب در گذشته اتفاق افتاده و متعلق به آن زمان است. یعنی الان دیگر آن اتفاقات روح و احساس ندارند. گویا ما با یک اتفاق مُرده و بی جان سر و کار داریم.

احساسی همراه آن نیست که ضمیرناخودآگاه و کائنات بتواند نسبت به دریافت آنها عکس العمل نشان بدهد و یا کیفیت اتفاقات آینده را بر مبنای آن طرح ریزی نماید. لذا در اصطلاح آن اتفاقات و حوادث بدون روح، مرده محسوب میشوند.

جانی ندارند پس وقتی که شما در  گذشته به سر میبرید در واقع چیز با ارزش و قابل توجهی برای ارائه به ضمیرناخودآگاه و کائنات ندارید.

اما از آنجایی که ضمیرناخودآگاه تولید احساس می‌کند، و هر پیامی که قرار است به کائنات ارسال بشود حتما" باید دارای احساس باشد، و از طرفی چون خاطرات گذشته بدون روح و احساس هستند، لذا ضمیرناخودآگاه برای آن خاطرات یک احساس جدید در زمان حال ایجاد میکند.

شما وقتی به خاطرات گذشته فکر میکنید در همین حال ضمیرناخودآگاه شما یک احساس معادل همان اتفاقات گذشته برای شما ایجاد کرده و به کائنات ارسال میکند.

به عبارتی شما ناخواسته یک دستورالعمل اجرائی به کائنات ارسال کرده اید. بابت چه؟ بابت کارهایی که در گذشته اتفاق افتاده است.

کائنات نمیتواند تشخیص بدهد که این احساس در رابطه با خاطرات گذشته شما توسط ضمیرناخودآگاهتان تولید شده است. کائنات اصلا" با این چیزها کاری ندارد. کائنات چشم و گوش بسته مطیع محض ضمیرناخودآگاه شماست.

لذا با دریافت آن احساس منفی که حاصل از به خاطر آوردن خاطرات تلخ گذشته است، در صدد بر خواهد آمد تا کیفیت اتفاقات زندگی شما را در آینده ای نزدیک معادل سازی نماید.

کیفیت اتفاقات زندگی شما معادل فیزیکی خودشان را بر مبنای آن احساسی که توسط ضمیرناخودآگاه شما ارسال شده تدارک دیده میشوند.

فکر کردن و تصور اتفاقات گذشته در ذهن ما به نوعی ایجاد تناقض میکند. یعنی شما دیگر هیچ دسترسی به آنها ندارید که بتوانید به ضمیرناخودآگاه یا کائنات ارائه نمائید.

این اتفاقات گذشته چه خوب و چه غیر خوب احساسی همراه با ناکامی و در سردرگمی در زمان حال برای شخص ایجاد میکند.

وقتی شما در زمان حال به سر میبرید این بدان معناست که در حال لمس کردن لحظه ها هستید. ضمیرناخودآگاه به پیامهای ملموس و زنده پاسخ میدهد.

در زمان حال شما هر آنچه را که میبیند و یا میشنوید و سخن میگوئید در همان لحظه آن را لمس میکنید. این پیام زنده به سرعت به ضمیرناخودآگاه ارسال خواهد شد.

اما وقتی در گذشته به سر میبرید چیزی ملموس و زنده برای ارسال به ضمیرناخودآگاه و کائنات وجود نخواهد داشت.

ضمیرناخودآگاه و کائنات آنلاین و پویا هستند. هر لحظه در حال حرکت بوده و هیچ توقفی در کارشان نیست.

سوال: توقف در زمان گذشته چه خطراتی برای آدم دارد؟

ما به زمان گذشته هیچ گونه دسترسی نداریم. شما در حال حاضر میتوانید از احساسات و رفتار خودتان برای تغییر شکل اتفاقات و رویدادهای زندگی استفاده کنید.

مثلا" به یک مغازه لوازم التحریر فروشی میروید. یک عدد خودکار میخرید. اما به سرعت نظرتان عوض شده و تصمیم میگرید که به جای آن یک مداد بردارید.

یا اینکه اتومبیلی ناگهان جلوی شما میپیچد و باعث عصبانیت شما میشود. شما در لحظه حال است که میتوانید تصمیم درست یا غلط را اتخاذ کرده و اتفاق آن لحظه را مدیریت کنید.

تصادف، بیمار و یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری در گذشته قابل مدیریت نیست.

شما فقط در زمان حال است که قادر هستید روی اتفاقات زندگی خودتان احساس را اعمال نموده و آن را مدیریت نمائید.

مدیریت یعنی ایجاد کنترل و تغییر.

در زمان گذشته هیچ مدیریتی روی زمان وجود ندارد.

شما هیچ گونه تغییر و دگرگونی در اتفاقات زمان گذشته نمیتوانید ایجاد کنید.

لذا وقتی کسی دائما" در زمان گذشته به سر میبرد با یک سردرگمی  و سرخوردگی خاصی مواجه میشود. این سردرگمی و سرخوردگی نوعی تفکر و باور غلط در آن شخص ایجاد میکند.

باور پوچ و بی ارزش بودن باور کسی است که نمیتواند کاری انجام بدهد.

در آن زمان خاص این باور درست است. زیرا که آدمی قادر نیست برای تغییر گذشته خود کاری صورت بدهد.

به همین خاطر این احساس ضعف و حقارت، باعث میشود که در همان لحظه که ضمیرناخودآگاه در حال دریافت پیامهای ما است یک پیام منفی و مخرب دریافت کند.

ضمیرناخودآگاه با دریافت آن پیام منفی که حاوی تفکرات غلط و باورهای اشتباه از خویشتن است یک احساس منفی و ناخوشایند در شخص ایجاد میکند.  این احساس منفی همراه با پیامهای دریافت شده از طرف ضمیرخودآگاه به سرعت به کائنات ارسال میگردد.

کائنات هم مانند ضمیرناخودآگاه تعطیلی و توقف ندارند و بلافاصله آن پیام حاوی احساس را دریافت میکند.

اکنون دیگر  کائنات بر اساس آن پیام دریافتی باید کیفیت اتفاقات آینده این شخص را رقم بزند.

آیا این شخص دوست داشت که اتفاقات بدی در آینده برایش رخ بدهند؟

قطعا" هیچ آدم عاقلی چنین درخواستی از کائنات ندارد. اما با ماندن در زمان گذشته به صورت خودکار و اتوماتیک این اتفاق رخ میدهد. لذا کیفیت اتفاقات و حوادث آینده به طرز وحشتناکی تغییر میکند.

پس چه باید کرد و راه حل چیست؟

در زمان حال به سر ببرید.

از فکر کردن به گذشته خودداری کنید.

اگر مدتی این کار را انجام بدهید بعدا" خواهید دید که به صورت عادت شما دیگر به گذشته به آن گونه که قبلا" فکر میکردید دیگر توجه نمیکنید.

هر کاری که در دست انجام دارید را با دقت و تمرکز انجام بدهید. کاملا" حواستان به همان کار باشد.

وقتی به کسی گفته میشود که حواس پرت است یعنی اینکه این شخص در زمان حال به سر نمیبرد. کاملا کارتان را با دقت انجام بدهید. به تمام زوایای آن فکر کنید.

خانم خانه داری که در آشپزخانه حضور دارد میتواند هنگام پاک کردن سبزیجات با دقت در رنگ و بوی آنها، خود را در زمان حال نگهدارد به جای اینکه به خواهر شوهر یا مادر شوهر خود فکر کرده و در ذهن خود برایشان آرزوهای ناخوشایند داشته باشد.

یا هنگام نوشیدن چای یا قهوه و یا یک نوشیدنی خنک طعم و مزه آن را احساس کنید. به طعم و مزه آن فکر کنید و اینکه این نوشیدنی چقدر میتواند به شما انرژی مثبت بدهد.

میتوانید در آن لحظه فکر کنید که شما چقدر خوشبخت هستید که متیوانید یک نوشیدنی را به صورت کامل میل نمائید. چون کسانی هستند که به خاطر نارسائی در بعضی از اعضای بدن خود نمیتوانند نوشیدنی هایی  که شما به راحتی میل میکنید را حتی بپشند چه برسد به اینکه آن را بنوشند.

به یاد داشته باشید که هر لحظه از زندگی شما متعلق به همان لحظه است. شما نباید لحظه ای حالتان را قربانی زمان گذشته کنید. نباید زمان زنده و پویا و قابل لمس زمان حال را فدای زمان گذشته مرده و فاقد احساس کنید. گذشته ای که نه احساسی دارد و نه اینکه در حال حاضر وجود خارجی میتواند داشته باشد.

با تمرکز کردن و لذت بردن از هر کاری که در زمان حال انجام میدهید از گذشته فاصله خواهید گرفت.

وقتی شما در زمان حال به سر میبرید به صورت اتوماتیک از احساس و باور خوبی برخوردار خواهید بود. شما زمان حال خود و اتفاقات آن لحظه را به درستی مدیریت خواهید کرد.

اشتباهات و خطاهای شما به حداقل خواهد رسید. در این صورت به شما میگویند که ضریب هوشتان بالاست. چون در زمان حال به سر برده اید. احاطه کامل به اتفاقات و حوادث زمان حال خود دارید. این باعث میشود که بهترین و دقیق ترین تصمیم را اتخاذ نمائید.

وقتی شما زمان حالتان مدیریت شد خود به خود باور خوب و زیبایی از خود خواهید داشت. به خودتان امیدوار میشوید. افتخار میکنید. احساس پوچی و سردرگمی نخواهید داشت.

به همین خاطر به دلیل این باور زیبا از خود احساس خوب و مثبتی در شما ایجاد میشود. ضمیرناخودآگاه هم که در هر لحظه  آماده و درحال دریافت  این پیامهاست  بهترین و زیباترین پیامها را از شما دریافت کرده و بهترین احساسات را در شما ایجاد و بعد به کائنات ارسال میکند.

کائنات هم دقیقا" بر مبنای همان پیامها کیفیت اتفاقات زندگی شما را تدارک خواهند دید.

پایان

 

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
وبلاگ احساس آرام می خواهد بگوید که در این جهان هیچ رویدادی تصادفی رخ نمی‌دهد و هر پیش آمدی نتیجه سخنان،افکار و خصوصا" احساسات مثبت یا منفی ما است که در قالب اتفاقات و حوادث خوشایند یا ناخوشایند در زندگی ما پدیدار می‌شوند.
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    از مطلب های سایت راضی هستید ؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 97
  • کل نظرات : 23
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 28
  • آی پی دیروز : 34
  • بازدید امروز : 279
  • باردید دیروز : 381
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 279
  • بازدید ماه : 660
  • بازدید سال : 78,064
  • بازدید کلی : 2,826,021