close
دانلود آهنگ جدید
نگرانی،استرس،آرامش،کائنات،

احساس آرام

صفحات جانبی

ارتباط با مدیر

نظرسنجی

نگرانی قاتل آرامش

در ویکی پدیا نگرانی اینگونه تعریف  شده : نگرانی یا دلواپسی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند با عامل تهدید بیرونی مبارزه کند و جلوی آنرا بگیرد.احساس نگرانی با اضطراب یا توجه بیش از حد به مسائل واقعی یا خیالی همراه است.این مسائل یا به خود شخص مربوط است مانند مسائل مالی یا سلامتی و یا به محیط اطراف وی مانند آلودگی محیط یا  تغییرات تکنولوژی و جامعه مربوط میشود.اکثر مردم با نگرانی های کوتاه مدت در زندگی خود روبروه بوده اند. نگرانی به اندازه طبیعی خود میتواند تاثیرات مثبتی داشته باشد، چون باعث میشود که شخص اقدامات پیش گیرانه انجام بدهد.( مانند بستن کمربند ایمنی خودرو  و یا خرید بیمه آتش سوزی) و یا اینکه از ریسک های خطرناک پرهیز کند.(مانند عصبانی کردن حیوانات وحشی و یا بد مستی) و در برخی موارد نگرانی تاثیرات منفی ممکن است داشته باشد ( مانند بروز افسردگی).

 


نگرانی و استرس

 

این توضیح مختصری از معنی واژه ی نگرانی و استرس بود که عینا" از ویکی پدیا نقل شد . (ما با آن قسمتی که از نگرانی به عنوان یک عامل پیشگرانه  یاد شده کاری نداریم. سخن ما با آن قسمت از  نگرانی است که موجب میشود تا حال ما خراب شده و آرامش را از دست بدهیم.)همانگونه که ملاحظه می کنید نگرانی یک واکنش طبیعی است که در آن ذهن تلاش میکند تا با عامل تهدید بیرونی مبارزه کرده و جلوی آنرا بگیرد.در این هنگام ذهن یک تصویر کامل و قوی با تمام جزئیات از عامل آن نگرانی ایجاد میکند و لحظه به لحظه مشغول  پردازش آن میشود.

شاید گمان کنید که ذهن فقط یک تصویر ساده از آن عامل نگرانی دریافت و ساخته و پرداخته کرده و تمام . اما این چنین نیست. ذهن با قدرت خارق العاده ای که در تجسم و خلق تصاویر دارد ، میتواند در هر لحظه با ایجاد یک تصویر بهتر و جدیدتر ما را با مخاطرات و میزان تهدیدی که  آن عامل نگرانی میتواند برای ما داشته باشد ، به شکل شدیدتر و بزرگتر  مواجه نماید.

درحالی که ممکن است آن عامل نگرانی اصلا" تا این حد خطر آفرین و نگران کننده نباشد. پس چه چیزی باعث میشود که هنگام نگرانی ما آسیب ببینیم؟

اجازه بدهید مثالی ذکر کنم.با  یک ساز ویولون یا پیانو ، هم میتوان آهنگ شاد نواخت و هم آهنگ غمگین! هرکدام از این آهنگ ها برای اجرا باید توسط یک نوازنده ماهر و بر مبنای یک نت نواخته بشود.ذهن ما هم دقیقا" اینگونه عمل میکند.اصلا" اهمیتی برای ذهن ندارد که این پیام ها خوب هستند یا بد ؟ منفی هستند یا مثبت؟ به نفع ما هستند یا به ضرر ما؟ طبق هر آنچه که دریافت میکند عکس العمل نشان میدهد.مانند نت هایی که یا آهنگ شاد بوجود می آورند یا آهنگ غمگین. اینجا دیگر آن ساز مقصر نیست. ساز کار خودش را انجام میدهد. حالا  وقتی ما یک پیام نگران کننده دریافت می کنیم ذهنمان  ابتدا یک تصویر کلی از آن ایجاد کرده و بصورت مستقیم به ضمیرناخودآگاه ارسال میکند. در لحظات اول ضمیرناخودآگاه ما هنوز احساس خاصی را دریافت نکرده و فقط یک تصویر دریافت نموده است. وقتی که ما روی آن عامل نگرانی متمرکز می شویم و شروع به تجزیه و تحلیلش میکنیم در واقع لحظه به لحظه درحال ارسال پیام ها و ارتعاشات منفی جدید از آن یک عامل نگرانی به ضمیرناخودآگاه خودهستیم. همزمان با ارسال این پیام ها ، احساس مربوط به آن هم توسط ضمیرناخودآگاه ایجاد میشود.

ضمیرناخودآگاه احساسی معادل همان پیام هایی که دریافت نموده است ایجاد میکند نه ذره ای کمتر و نه بیشتر. بخاطر همین است که همیشه میگویند هنگام بروز یک حادثه و اتفاق ناگوار ، هرگز دستپاچه نشده و آرامش خود را حفظ کنید. این دقیقا" به خاطر همان است که با افزایش میزان نگرانی و اضطراب ، میزان پیام های ارسالی منفی به ضمیرناخودآگاه هم افزایش می یابد. ضمیرناخودآگاه هرچه بیشتر از این پیام ها و مشابه آن دریافت نماید به همان اندازه احساس قوی تری در شخص ایجاد میکند. شخص غمگین تر و افسرده تر میشود.

پس از تولید احساسات منفی قوی و هیجان انگیز ،این احساسات مجددا"توسط ضمیرناخودآگاه دریافت شده و به شکل تکامل یافته ای بصورت کدها و ارتعاشاتی خاص به کائنات ارسال میشود.به عبارتی ضمیرناخودآگاه ،  هم در ایجاد احساس نقش دارد و هم در ارسال آن به کائنات عمل میکند. این احساسات منفی که با ارتعاشات خاصی که حامل کدهایی با مضمون پیام های داده شده به ضمیرناخودآگاه است ، به کائنات رسیده و از این لحظه به بعد فعالیت کائنات آغاز میشود.

طبق تعریف جناب دکتر علیرضا آزمندیان ، کائنات عبارت است از ، تمامی موجودات عالم به جز خدای مهربان و شخص شما. یعنی به غیر از شما و خدای مهربان ، تمامی عالم هستی شامل کائنات میشوند. کائنات که شامل تمام هستی است شروع به کار نموده و بر مبنای احساسی که دریافت کرده است ، شروع به چیدمان اتفاقات آتی و آینده آدمها می نماید. شخصی که نگران بوده است و این نگرانی را کنترل نکرده و ادامه دار شده تا جایی که احساس مخصوص آن به کائنات رسیده حالا دیگر باید منتظر دریافت و شاهد اتفاقات بدتری باشد.

کائنات با کسی حساب شخصی ندارد. بد شانسی و بد اقبالی هم وجود ندارد. اشباهات وخطاهای خود را به گردن اینها نیندازید. شخصی که در مورد آن  صحبت میکنیم درحالی که هنوز مضطرب و نگران است و همچنان درحال ارائه ی اطلاعات منفی و ناگوار به ضمیرناخودآگاه خوداست ، حال و روز بدتری پیدا میکند و در ادامه با یک حادثه ناگواردیگر مواجه میشود. آن حادثه ی ناگوار جدید که میتواند مثلا" تصادف اتومبیل در بین راه رفتن به بیمارستان یا خانه یا محل کار  باشد ، مجددا" ایجاد افکار و احساسات منفی در آن شخص میکند. از آنجایی که این شخص قصد ندارد این افکار واحساسات منفی را متوقف نماید همچنان دردریافت و ارسال آنها به ضمیرناخودآگاه فعال است. ضمیرناخودآگاه هم بیکار نیست و این پیام ها را درقالب ارتعاشات و کدهایی خاص به کائنات منتقل میکند.

بعد از تجربه ی تصادف دوم ، همچنان احساس ناگوار ادامه دارد و همچنان کائنات در حال ارسال اتفاقات ناگوار هستند. آن شخص با ناراحتی و هیجان منفی به راه خود ادامه میدهد. اما در این بین خودش دچار یک حمله ی ضعیف قلبی میشود. با این اتفاق ، و تصور اینکه دیگر بدتر از این نمیشود شروع به ناله و فریاد از دست کائنات و زمین و زمان میکند و همچنان درحال ارائه و ارسال احساس بد و منفی به ضمیرناخودآگاه خود است. این فعالیت و چرخه بین آن شخص و ضمیرناخودآگاه و کائنات و کیفیت اتفاقات پیش رو همچنان ادامه دارد. آن شخص را به بیمارستان می رسانند اما از آنجایی که تصمیم ندارد دست از نگرانی بردارد و کمی واقع بینانه به موضوع نگاه کند همچنان درحال حرص خوردن و استرس و نگرانی است.

در این هنگام کائنات می بینند که اگر این شخص همچنان ادامه بدهد ممکن است سلامتی اش برای همیشه از دست برود یک فرصت به او داده و اینجا به نوعی پارتی بازی میکند و شخص را در یک حالت شوک و بیهوشی قرار داده تا دیگر نتواند بصورت ارادی و خودخواسته به نابودکردن خویش ادامه بدهد. کائنات بدون استثنا این ارفاق و کمک را برای همه آدمها منظور میکنند زیرا این خواست خداوند است.درحالی که خیلی ها فکر میکنند که وقتی کسی سکته میکند و یا بیهوش میشود و در بیمارستان تحث مراقب های ویژه قرار میگیرد دیگر کارش تمام است. دراصل کارش درحال تمام شدن بوده اما کائنات با این اتفاق درواقع او را بنوعی از دست خودش نجات داده اند. اما وقتی شخص از بیمارستان مرخص میشود ، معمولا" تلاشی برای بهبودی ذهن خود نمیکند و در اکثر مواقع همچنان به تکرار آن افکار و احساسات منفی در گذشته و قبل از این عارضه ادامه میدهند. بخاطر همین موضوع است که معمولا" بعد از این بحران ها وعارضه های مغزی یا قلبی ، کمتر کسی کاملا" به حالت اولیه بر میگردد و معمولا" دچار از کار افتادن و بی حس شدن قسمتی یا نیمی از بدن خودمیشوند.

کائنات نیمی از بدن آن شخص را بی حس و یا فلج میکند تا دیگر به تکرار اشتباهات و خطاهایی که میتوانست منجر به حتی مرگش بشود ادامه ندهد.

اما من شخصا" افرادی را دیده ام که حتی پس از گرفتار شدن به عارضه مغزی یا قلبی ، همچنان باز دست از عصبانیت و حرص خوردن بر نمی دارند. نگرانی و استرس لحظه ای رهایشان نمیکند.درواقع آنها نگرانی را رها نمیکنند.و پس از مدتی دیگر فرصتی که کائنات به آنها داده به اتمام می رسد و هیچ کسی نمیتواند برای بازگشت سلامتی او کاری انجام بدهد.

ادامه ...

 

عارضه مغزی

کسانی که براحتی عصبی میشوند و برای هر موضوع بی ارزشی از کوره در میروند باید بدانند که سلول های عصبی ترمیم پذیر نیستند . سلول های عصبی بعد از اینکه از بین رفتند دیگر ساخته نمشوند.سلول های بقیه اعضای بدن وقتی آسیب دیدند ترمیم پذیرند و جایگزین میشوند اما سلول های عصبی این چنین نیستند.به یادداشته باشید نگرانی و استرس بابت هرچیزی که باشد( هر چیزی که باشد) بازهم ارزش آنرا ندارد که سلامتی خود را بابت آن به خطر بی اندازید زیرا که بالاتر از سلامتی دیگر چیزی نیست. شما وقتی سلامتی نداشته باشید دسته چک به چه درد شما میخورد؟ شما وقتی سلامتی خود را ازدست بدهید پول و سرمایه در حساب های بانکی اتان چه دردی از شما دوا میکند؟ شما وقتی سلامتی نداشته باشید اتومبیلی که بابت یک خط و خش کوچکی که روی آن افتاده این همه حرص و جوش میخورید به چه دردتان خواهد خورد. آیا میتوانید اصلا" از آن استفاده کنید؟

بخاطر خودتان گذشت کنید. حوصله به خرج بدهید. البته تصمیم با خودتان است. این شما هستید که انتخاب میکنید که آیا قصد ادامه زندگی با یک بدن و اعصاب و روان سالم را دارید یا اینکه نه اصلا" برایتان مهم نیست که سلامتی اتان به خطر افتاده باشد.چون هیچ کسی قادر نیست به زور یک نظر یا مطلبی را به کسی تحمیل نماید تا خود آن شخص نخواهد چنین چیزی امکان پذیرنیست.اشراف لحظه به لحظه به خود داشته باشید. قبل از اینکه عصبی بشوید و از کوره در بروید باخودتان فکر کنید که آیا این عصانیت و استرس و نگرانی ارزش به خطر افتادن سلامتی من را دارد( عارضه قلبی یا مغزی) یک مرور سریع و کوتاه در ذهن به شما کمک میکند که بهترین تصمیم را بگیرید.

خیلی از مواقع علت عصبانیت و استرس و نگرانی ما تصورات غلط و پوچی است که در ذهن خود پرورش داده ایم. وقتی در صف نانوایی ایستاده اید و نوبت شماست و یک آقا یا خانمی با عجله و سراسیمه می آید و یک نان میگیرد و میرود پیش خودتان حرص نخورید. گاهی اوقات بعضی ها چنین استدلال میکنند که اگر جلوی این افراد را نگیریم " پرو " میشوند. آیا شمانگران پرو شدن بقیه آدمها هستید؟ امانگران سلامتی خودتان نیستید؟ پرو شدن آدمها برایتان مهم است اما سلامتی روح و روانتان ارزشی ندارد.با گرفتن یک نان توسط آن شخص ، مگر چقدر زمان شما از دست می رود؟ مگر شما آسیب می بینید؟ بزرگ منشانه و آرام گذشت کنید و بگذرید.

به یادداشته باشید که کائنات لحظه به لحظه در حال تصویر برداری از افکار و احساسات ما هستند و بازتاب آن احساسات و افکار بزودی به خود ما بازگشت میکند.

هرچه کنی به خودکنی ، گر همه نیک و بد کنی

 


ارسال دیدگاه جدید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی