close
تبلیغات در اینترنت
سلامتی،خوشبختی،ثروت،ذهن،آرامش،احساس،ضمیرناخودآگاه،

 

خوشبختی

خوشبختی یک چیزی نیست که بتوان در بیرون از خود ، به دنبالش گشت. خوشبختی در درون شماست.خوشبختی در ذهن شما جای گرفته است ،اما خودش را نشان نمیدهد مگر زمانی شما بخواهید.خوشبختی یک ذهنیت است.خوشبختی یک باور است.

 

 

کودکان خوشبخت هستند زیرا که اصلا به خوشبختی فکرنمیکنند.

اصلا" نگران خوشبختی نیستند.استرسی ندارند.آنها به پدرو مادر خود اطمینانو ایمان کامل دارند.آیا ما به همان اندازه به خدای مهربان خود ایمان داریم؟آنها با آرامش درسشان را میخوانند و بازی های بچه گانه اشان را انجام می دهند . روز را شب میکنند و شب را روز.بدون اینکه کوچکترین دغدغه ای داشته باشند.آنها بهمعنای واقعی کلمه آرامش دارند.

پیرامون بچه ها ؛همان مشکلات و حوادثی وجود دارد  که برای ما بزرگترها قابل تصور است و همواره نگرانشان هستیم. اما کودکان هرگز به نگرانی فکر نمیکنند. آنها فقط درلحظه اکنون به سر می برند .ما بزرگترها خوب است گاهی نحوه آرام زندگی کردن را از کودکان بیاموزیم. کودکانی که ما را می بینند و گاهی هم احساس میکنند که مانگران هستیم.اما باز خودشان را با بازیچه های بچه گانه اشان مشغول میکنند.گویی اصلا در این عالم نیستند.ما بزرگترها همواره برای خودمان دغدغه هایی داریم. همیشه دلهره ها واسترس های جورواجوری برای خودمان میسازیم وخود را مشغول آنها میکنیم.انگار اصلا ماعلاقه  داریم که نگران باشیم.انگار عادت کرده ایم که  مسائل ومشکلاتمان را با دیگران مقایسه کنیم.دارایی و ثروتمان را با دیگران مقایسه نماییم.سلامتی و زیبایی ظاهری خود را با دیگران می سنجیم.همین سنجش با دیگران باعث میشود که ماهمیشه احساس ضعف و ناتوانی و کمبود کنیم.زیرا که خداوند مهربان تک تک ما آدمها را منحصر به خلق آفریده است .هیچ کسی مانند دیگری نیست.پس چگونه است که ماهمواره دوست داریم شبیه دیگری بشویم یامانند او زندگی کنیم.

اگر کمی اندیشه کنیم و به آنچه که در اختیارمان است توجه نماییم آنگاه متوجه میشویم که ما خیلی چیزهای با ارزشی داریم که اصلا حواسمان به آنها نیست. دقیقا" به چیزهایی که نداریم متمرکز میشویم.همین امر باعث میشود که ماهمواره غصه نداشته هایمان را بخوریم.

وقتی که مانگران می شویم ،ضمیرناخودآگاه ما بصورت خودکار تصور میکند که اتفاق بدی رخداد کرده است. ضمیرناخودآگاه با ارتباط عجیب و شگفت انگیزی که با کائنات دارد با ایشان تماس برقرار میکند و اظهار میدارد که مثلا" فلان شخص بشدت نگران است و ناراحت. گویی اتفاقی بد و ناخوشایند راتجربه میکند. کائنات عالم بعد از بررسی ، متوجه میشوند که این شخص ، هیچ گونه مشکل خاصی ندارد و درحالت عالی به سر می برد.نه تصادفی کرده و نه بیماری دارد و نه گرفتاری خاصی که باعث این همه دلهره و اضطراب و ناراحتی او شده باشد.

لذا کائنات به این نتیجه می رسند که چون این شخص هیچگونه مشکل و مسئله ای ندارد با توجه به نوع احساسی که از ضمیرناخودآگاهش دریافت شده است مبنی بر ناراحتی ووجود مشکلات فراوان ، پس باید زمینه ایجاد این نوع احساس منفی را فراهم نمود.به همین خاطر کائنات دست به دست میدهند و اتفاقی ناخوشایند را برای این شخص تدارک می بینند. این شخص به ناگاه حادثه و اتفاقی بد راتجربه میکند. این بار دیگر به صورت واقعی ناراحتی ودلهره ومصیبت را تجربه میکند.پس از مدتی ناله و شکایت سر میدهد که ای خدا، چرا من؟ چرا باید این اتفاق برای من رخ میداد؟ غافل از اینکه خود این شخص با اظهار ناراحتی و شکایت وداشتن حس دلهره و استرس ، ونداشتن احساس شکرگزاری از شرایط خوجود خود، این حوادث را جذب و دریافت نموده است.

خوشبختی در درون افکار و ذهنیت و باورهای خود شماست.بیرون از خودتان به دنبالش نگردید. خوشبختی پول نیست. خوشبختی ثروت نیست.خوشبختی داشتن امکانات آنچنانی نیست.خوشبختی فقط یک احساس است.شما هروقت که بتوانی احساس شکزگزاری و قدرانی از نعمت هایی که در اختیارتان است را داشته باشید، همان دم خوشخبت هستید.شما فقط با داشتن احساس شکرگزاری است که میتوانید خوشخبتی را احساس کنید.احساس رضایت داشته باشید. شما هم تلاش خودتان را بکنید.به میزان تلاشتان دریافت می کنید.اما حسرت کسی را نخورید.نفرت نداشته باشید.حسادت نکنید.اینها انرژی های منفی قدرتمندی هستند که میتوانند احساس خوشبخت بودن را از شما بگیرند. همیشه به داشته هایتان فکرکنید.همیشه از خدای مهربان تشکر کنید.گاهی اوقات که تنها میشوید با خدای خودتان حرف بزنید و از او با صدای بلند یا آرام تشکر کنید.بگویید : ای خدای مهربان دوستت دارم. میدانم که تو آگاه و بینا هستی به تمام امور من. میدانم که تو بیشتر از هرکسی دیگر مرا دوست داری.میدانم که هر لحظه حواست به من هست و مراقب من هستی.پس بهترین را همواره برای من قرار بده همانطور که تاکنون داده ای. ممنون و سپاسگزارم ای خدای مهربان.

طوری با خدای خود حرف بزنید که انگاردوست صمیمی و نزدیکتان است.برای چه از او فاصله میگیرید و به استرس و ناراحتی ودلهره پناه میبرید؟ مگر بهتر از او کسی را میتوانید بیابید که بتواند به شماکمک و لطف بکند؟گاهی اوقات ممکن است بگویید که من خیلی خدا را صدا میزنم اما اصلا انگار هیچ خبری نیست! خوب این دقیقا به خاطر این است که شما اصلا حس شکرگزاری ندارید.وقتی دائما" درحال ناله وشکایت هستید بصورت خودکار از نعمت ها و زیبایی هایی که دراختیارتان است فاصله خواهید گرفت.

نباید فراموش کنید که خداوند مهربان این جهان را قانونمند آفریده است.هرکسی که بتواند بیشتر شکرگزاری کند و احساس خوب بیشتری داشته باشد از بابت هر آنچه که در اختیارش است، آنگاه بیشتردریافت خواهد نمود.تلاش کنید و پشتکار داشته باشید برای رسیدن به اهداف و خواسته های زیبایتان ، اما در حین انجام این کار، لحظه به لحظه از خدای مهربان تشکر و قدردانی کنید.آنگاه خواهید دید که خوشبخت ترین موجود روی زمین هستید.

پست های مرتبط نظرات کاربران ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

کانال احساس آرام را در تلگرام دنبال کنید

پنل کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد